« شرق شناسى » به رشته اى گفته مى شود كه درباره « شرق » گفتگو مى كند ، مى نويسد و مى آموزد .به ديگر سخن ، شرق شناسى علمى است كه در باره شرق مطالعه و قضاوت كرده و واقعيت هاى آن را بررسى و تفسير مى كند و در يك مفهوم عينى و تاريخى اين واژه براى بيان نوعى تسلط غرب بر شرق به كار مى رود.
به واژه شرق در زبان انگليسى Orient و كشورهاى شرقى را The Orient مى گويند و شخصى كه اهل خاور شرقى باشد را Oriental مى نامند. و با توجه به تعريف بالا كسى كه حوزه تحقيقات او در ملل شرق و كشورهاى خاورى باشد را Orientalist يا همان شرق شناس مى گويند.
تاريخ پيدايش اين رشته علمي دقيقا مشخص نيست ، اما مي توان گفت از سده هاى پانزدهم وشانزدهم ميلادى كوشش هايى از سوى محققان ايتاليايى، انگليسى و پرتغالى براى آگاهى بيش تر نسبت به شرق صورت گرفت به عنوان مثال توماس هربرت ( 1682 ـ 1606 ) كه جوانى باهوش و زيرك بود ، توسط سفير انگليس از هند به سواحل جنوبى ايران وارد شد و تحقيقات خود را در مورد ايران شناسى شروع كرد . در سده هاى هفدهم و هجدهم شرق شناسى در اورپاگسترش يافت ، تاجايى كه براى اولين بار در اروپا گلستان سعدى چاپ شد. از اَواخر سده هفده ميلادى شهرهاى لندن و پاريس به مراكز عمده اى در زمينه شرق شناسى بدل شدند تاجايى كه امروزه در بيش تر كشورهاى اروپايى انستيتوى خاورشناسى با تمام اقسام و رشته هاى تحصيلى آن مشغول به كار مى باشند و هر ساله تعداد زيادى فارغ التحصيل از دانشگاه ها در غرب به گستره تحقيق و تفحص سرازير مى شوند .
|