جمع قرآن

پرسش :

آيا قرآن در زمان پيامبر گرامى(ص) جمع آورى شده است يا پس از درگذشت وى؟. هر گاه در زمان خود پيامبر گردآورى شده است پس اينكه گفته شده عثمان قرآن را جمع آورى نموده مقصود از آن چيست؟!

پاسخ :

شواهد تاريخى، بر گردآورى قرآن در زمان پيامبر(ص)

احاديث جمع قرآن پس از پيامبر، با نصّ قرآن معارض است

احاديث جمع آورى قرآن پس از پيامبر، با حكم عقل نيز سازگار نيست


طبق گفته گروهى از محققان اسلامى (1) قرآن در زمان خود پيامبر(ص) جمع شده است علاوه بر شواهد تاريخى كه از نظر خوانندگان خواهد گذشت گفتار خود آن حضرت است كه سوره حمد را «فاتحة الكتاب» ناميده و فرمود: «لا صلاة الا بفاتحة الكتاب» (2) نماز بدون فاتحة الكتاب صحيح نيست «فاتحة الكتاب» به معنى سرآغاز كتاب است. از اين جا معلوم مى‏شود كه قرآن در زمان پيامبر گردآورى شده بود و سرآغازى داشت كه همان سوره «حمد» مى‏باشد.

اگر قرآن يك مشت سوره و آيه‏هاى پراكنده بود، لفظ «فاتحة الكتاب» معناى روشنى نمى‏داشت.

شواهد تاريخى، بر گردآورى قرآن در زمان پيامبر(ص)

ما، شواهد و قرائنى را كه بر جمع قرآن در زمان پيامبر گواهى مى‏دهند، در اينجا مى‏آوريم. و سپس آنها را با رواياتى كه مى‏گويد قرآن پس از پيامبر جمع شده، مى‏سنجيم، و سيماى حقيقت را از اين طريق ارائه مى‏كنيم.

1ـ طبرانى و ابن عساكر از شعبى نقل كرده‏اند كه: در زمان پيامبر شش نفر از انصار، قرآن را جمع نمودند. اين شش نفر عبارتند از: ابى بن كعب، زيد بن ثابت، معاذ بن جبل، ابودرداء، سعد بن عبيد، و ابوزيد. و نيز نقل مى‏كنند كه «مجمع بن جاريه» قرآن را جمع كرد، جز دو سوره از سوره‏هاى آن را.

2ـ قتاده مى‏گويد: از «انس بن مالك» پرسيدم: چه كسى در عهد پيامبر(ص) قرآن را جمع كرد؟ گفت: چهار نفر كه همه از انصار بودند: ابى بن كعب، معاذ بن حبل، زيد بن ثابت، ابوزيد.

3ـ مسروق نقل مى‏كند: عبداللَّه بن عمر مى‏گويد: من عبداللَّه بن مسعود را دوست مى‏دارم، زيرا از پيامبر شنيدم كه مى‏فرمود: قرآن را از چهار نفر بياموزيد: عبداللَّه بن مسعود، سالم، معاذ، ابى بن كعب.

4ـ نسائى از عبداللَّه بن عمر نقل مى‏كند كه او گفت: قرآن را جمع كردم و هر شب يك بار آن را مى‏خواندم. خبر به پيامبر رسيد. به من فرمود: ماهى يك بار آن را بخوان...

5ـ از عثمان نقل شده كه هر وقت آيه‏اى نازل مى‏شد پيامبر(ص) نويسندگان وحى را مى‏خواست و مى‏فرمود: اين آيه را در سوره‏اى در كنار آيات معينى قرار دهيد. (3)

6ـ ابوعبداللَّه زنجانى مؤلف تاريخ القرآن مى‏نويسد: در عصر پيامبر، بعضى از صحابه تمام و بعضى قسمتى از قرآن را جمع آورى كرده بودند. و گروهى كه همه را جمع آورى نكرده بودند، پس از پيامبر آن را تكميل كردند.

7ـ محمد بن اسحاق در فهرست يادآور شده است كه جامعان قرآن در عهد پيامبر عبارتند از: على بن ابى طالب، سعد بن عبيد، ابودرداء، معاذ بن جبل، ابوزيد، ثابت بن زيد، ابى بن كعب، عبيد بن معاويه، و زيد بن ثابت.

8ـ سيوطى در كتاب «الاتقان» از محمد بن كعب «قُرظى» نقل مى‏كند كه اين پنج نفر قرآن را جمع آورى كرده بودند: معاذ بن جبل، عبادة بن صامت، ابى بن كعب، ابودرداء و ابو ايوب انصارى.

9ـ مؤلف «تاريخ القرآن» از «ابن سيرين» نقل كرده است كه جامعان قرآن چهار نفرند: معاذ، ابى، ابوزيد، يا ابودرداء، يا عثمان، يا او و تميم دارى.

10ـ خوارزمى در كتاب «مناقب» از على بن رباح نقل نموده كه در عصر پيامبر «على بن ابى طالب(ع)» و «ابن كعب» قرآن را جمع نمودند.

11ـ در روايات ابوبكر حضرمى از امام صادق(ع) آمده است كه پيامبر به على (ع) فرمود:

«ان القرآن خلف فراشى فى الصحف و الحرير و القراطيس، فخذوه و لا تضيّعوه كما ضيّعت اليهود التوراه». (4)

«قرآن در پشت بستر من است و در كاغذها و پارچه‏هاى حرير نوشته شده است. همگى آن را محترم بشماريد، و بسان يهود كه تورات را ضايع كردند، قرآن را ضايع نكنيد».

على(ع) رفت و آن را در پارچه زردى جمع آورى نمود و بر آن مهر نهاد.

12ـ احاديث ثقلين گواه بر جمع آورى قرآن در زمان پيامبر(ص): اگر اخبار ثقلين را به آنچه گفتيم اضافه كنيم، ديگر جاى هيچ ترديدى باقى نمى‏ماند كه قرآن در عصر پيامبر جمع آورى شده بود، زيرا پيامبر(ص) به مسلمانان فرمود:

«انى تارك فيكم الثقلين: كتاب اللَّه و عترتى. ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا ابدا، و انهما لن يفترقا حتى يردا على الحوض». (5)

اين حديث به روشنى ثابت مى‏كند كه قرآن در زمان پيامبر جمع آورى شده بوده است. و اگر كسى بگويد معنى احاديثى كه مى‏گويند: قرآن در زمان پيامبر جمع شده، اين است كه در سينه‏ها جمع شده است، به طور مسلم سخن بسيار نادرستى گفته است. اگر اين حديث از كتابت منظم قرآن در عهد پيامبر گواهى ندهد، لااقل گواه بر آن است كه قرآن از نظر سور و آيات هر سوره در زمان پيامبر تنظيم شده بود، هر چند مجموع آن روى كاغذ نيامده بود.

احاديث جمع قرآن پس از پيامبر، با نصّ قرآن معارض است

در اين جا يك سؤال باقى است و آن اينكه اگر واقعاً قرآن در زمان خود پيامبر جمع آورى شده است، پس مفاد رواياتى كه مى‏گويد قرآن در زمان خلفاء جمع آورى شده، چيست؟

پاسخ: رواياتى كه مى‏گويد قرآن پس از پيامبر جمع آورى شده، با خود قرآن معارض است، زيرا بسيارى از آيات قرآن دلالت دارند كه سوره‏هاى قرآن در خارج مشخص، و بين مردم حتى مشركان منتشر بوده است. آنجا كه قرآن بر مشركان و كفار با آن‏ها تحدى مى‏نمود و مى‏گفت اگر فكر مى‏كنيد كه قرآن از جانب خدا نيست، مانند آن يا ده سوره از سوره‏هاى آن را بياوريد. معنى اين سخن آن است كه سوره‏هاى قرآن در اختيار همه بوده است.

علاوه بر اينها در قرآن و حديث ثقلين، بر قرآن نام «كتاب» نهاده شده، اگر اجزاى آن پراكنده بود، كتاب به طور حقيقى بر آن گفته نمى‏شد، و مجاز هم بدون قرينه بى معنى خواهد بود.

احاديث جمع آورى قرآن پس از پيامبر، با حكم عقل نيز سازگار نيست

عظمت قرآن و اهميتى كه پيامبر براى آن قائل بود و اهميتى كه مسلمانان به آن، از جهات مختلف مى‏دادند. گواهى مى‏دهند كه روايات جمع آورى آن پس از پيامبر صحيح نيست. علاوه بر اين، جهات ديگرى نيز اين احاديث را تضعيف مى‏كند. اينك به بيان اين جهات مى‏پردازيم، بزرگترين سرمايه مسلمانان، همان قرآن بود. كيان و عظمت واقعى آنان، كاملاً به صيانت و حفظ آن بستگى داشت، و اساس نبوت را همان قرآن تشكيل مى‏داد. آيا احتمال مى‏دهيم كه شخصيتى مانند حضرت محمد(ص) به جمع و ضبط قرآن اهميت ندهد، و بى آنكه وضع آيات و سوره‏هاى آن را روشن سازد، سرگرم كار ديگر شود؟

معجزه جاويد پيامبر، قرآن بود و به وسيله آن در تمام اعصار و قرون بر ديگران تحدى مى‏نمود. با توجه به اين نكته لازم بود پيامبر در حفظ و صيانت آن بكوشد، چرا كه حافظه انسانى - هر چند هم كه نيرومند باشد - در مسير حوادث، قابل اعتماد نيست. از سوى ديگر، قرآن در نظر مسلمانان از همه چيز مهمتر بود، تا آنجا كه حتى زنها آنها را جمع آورى مى‏كردند. از جمله بانويى مسلمان بنام: «ام ورقه» قرآن را جمع كرده بود. ضمناً مى‏دانيم كه قرآن به تدريج نازل شده و پيامبر گروهى را براى نوشتن آن معين كرده بود كه آنها «كتّاب وحى» مى‏ناميدند.

مؤلف «تاريخ القرآن» در اين مورد مى‏نويسد: «و كان للنّبى من كتاب يكتبون الوحى بالخط المقرر و هو النسخ و هم ثلاثة و اربعون؛ بيش از همه على(ع) و زيد قرآن را مى‏نوشتند: (6) وى، سپس داستان اسلام آوردن عمر را نقل مى‏كند كه در خانه خواهرش مشاهده كرد كه سوره «سبّح للَّه...» (سوره حديد) و مقدارى از سوره «طه» نوشته شده است. و در پايان اضافه مى‏كند، تمام اين احاديث بر اهتمام مسلمين به كتابت قرآن دلالت دارند و مى‏رسانند كه تمام قرآن در عهد پيامبر و در حضور او جمع شده است (7) .

زيد بن ثابت خود نقل مى‏كند كه «كنّا نؤلف القرآن من الرقاع» «ما قرآن را زمان پيامبر از صفحه‏هاى كوچك جمع مى‏كرديم». «حاكم» مى‏گويد: اين حديث طبق شرايطى كه بخارى و مسلم در پذيرفتن حديث صحيحى است.

گذشته از اين، بعضى از سوره‏هاى قرآن و يا قسمتى از يك سوره در بين همه مسلمانان وجود داشته است، زيرا در روايات - از جمله راوايت «عبادة بن صامت» - مى‏خوانيم: هر مهاجرى كه مى‏آمد، پيامبر او را به يكى از مسلمانان تحويل مى‏داد تا قرآن را به او بياموزد.

و در روايت «كليب» آمده كه با على(ع) بودم. صداى قرائت قرآن از مسجد بلند شد. على(ع) فرمود: خوشا به حال آنها....

گروهى در مسجد پيامبر، قرآن را با صداى بلند مى‏خوندند. به آنها دستور داده شد آهسته‏تر بخوانند. اين دو جريان از اهتمام مسلمانان به قرائت و خواندن قرآن حكايت مى‏كند. با اين اهتمام نسبت به قرآن، چگونه جمع آورى آن تا زمان ابوبكر به تأخير بيفتد؟

نتيجه اينكه نسبت دادن اين مسئله يعنى جمع آورى قرآن به امر خلفاء، امرى موهوم و مخالف كتاب و سنت و عقل است. و نمى‏توان جمع آورى آن را به ابوبكر نسبت داد. البته عثمان قرآن را در زمان خود گردآورده است، ولى نه به اين معنى كه آيات و سوره‏ها را در يك مصحف جمع نمود، بلكه به اين معنى كه مسلمانان را به قرائت واحد جمع نموده است. بسيارى از علماى بزرگ اهل تسنن به همين حقيقت قائل هستند. از جمله حارث محاسبى است كه مى‏گويد: «مشهور است كه قرآن را عثمان جمع كرد، ولى چنين نيست. بلكه عثمان مردم را به قرائت واحدى وادار نمود، زيرا پيش از آن قرائتهاى مختلف رايج بود».

اما اينكه مى‏گويند على(ع) قرآن را پس از پيامبر جمع كرد، معنى آن اين است كه او قرآن را بر طبق شأن نزول آيات نوشته و منسوخ را مقدم بر ناسخ قرار داده بود. مرحوم مجلسى در بحارالانوار (8) و مؤلّف «تاريخ القرآن» (9) به اين حقيقت اشاره كرده‏اند.

و اگر جز اين بود كه قرآن جمع آورى شده بود، آيا على(ع) مى‏توانست در چند روز آن را گرد آورد؟ هيچ بعيد نيست كه ترتيب آيات قرآن امام، بسان قرآن رايج بوده است. چيزى كه هست، قرآن امام (ع) مشتمل بر حواشى، و توضيحاتى در مورد چگونگى نزول و ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه آن بوده است. (10)


پي نوشت ها :

1 ) سيد مرتضى (متوفاى سال 436)، طبرسى (متوفاى سال 548) و بلاغى (متوفاى سال 1351) و...

2 ) حديث ياد شده را احمد بن حنبل در مسند ج‏2 ص‏428 نقل كرده است.

3 ) البيان، ص‏27-26.

4 ) تاريخ القرآن، فصل 7 و 8.

5 ) از احاديث مسلم اسلامى است كه اسناد آن از حد تواتر بالاتر است.

6 ) «و اكثرهم كتابه زيد بن ثابت و على بن ابى طالب(ع) و يظهر من الروايات انه كان يهتم بكتابة القرآن».

7 ) تاريخ القرآن زنجانى، فصل 6، ص‏43.

8 ) بحارالانوار، ج‏92، ص‏74.

9 ) تاريخ القرآن، ص‏48.

10 ) در تنظيم اين بحث، علاوه بر كتابهاى ياد شده در پاورقى، از كتاب «البيان فى تفسير القرآن» تأليف حضرت آيت اللَّه العظمى خوئى استفاده كامل به عمل آمده است.

استاد جعفر سبحانى

پرسشها و پاسخها ص 128 - 133


بازگشت