قرآن كريم چون كتاب حيات و رسالت ابد است خطوط كلى را گفته و بعد جزئيات را هم بوسيله اهل بيت عليهمالسلام به مردم بازگو كرد چون خداوند، قرآن را بعنوان قانون اساسى تدوين كرد بعد به پيغمبر(صلّى الله عليه وآله وسلّم) فرمود «و أنزلنا إليك الذّكر لتبين للنّاس ما نزّل إليهم» [1] پيغمبر را مبيّن و مفسّر قرار داد يعنى علوم قرآنى را به پيغمبر آموخت پيغمبر آن علوم قرآنى را به اهل بيت و همچنين به مردم فرمود بخش مهم آن علوم، پيش اهلبيت بود و خودش هم فرمود «إنّى تارك فيكم الثقلين كتاب الله و عترتي» [2] از مجموع قرآن و رواياتِ اهل بيت عليهم السلام ميشود حكم هر حادثهاى را بدست آورد و از طرف ديگرهم قرآن، هم عترت طاهرين، عقل را بعنوان يكى از منابع قوى دانستند اگر خود عقل چيزى را تشخيص داد اين فرمايش رسول خداست كه «إنّ لله على الناس حجّتين» [3]. اگر عقل چيزى را زيانبار تشخيص داد عمل به آن حرام است اگر عقل چيزى را سودمند و لازم تشخيص داد عمل به او يا واجب است يا مستحب براى اينكه عقل وقتى حجّت خدا شد و بطور قطع چيزى از راه عقل ثابت شد كه حالا يا زيانبار است يا سودمند، عمل به او ميشود شرعي، با توجه به اينكه قرآن، خطوط كلى را گفته، روايات خطوط جرئى را هم بيان كرده و عقل يكى از حجج خداست از اين مجموعه برميآيد كه انسان تا روز قيامت در كنار سفرة دين نشسته است. [4]
پى نوشت:
[1]. سوره نحل، آيه 44.
[2]. مستدرك الرسائل، ج 3، ص 355.
[3]. اصول كافي، ج 1، ص 15.
[4]. (مصاحبه حضرت استاد با روزنامه دى مسلم چاپ پاكستان، 15/11/1375)