در هر حال، وجود اين صفت در پيامبر اكرم تأكيدى بر زمينه نبوت او بود تا هر گونه احتمالى درباره ارتباط او با ديگران جز ارتباط به خداوند متعال و جهان ماوراى طبيعت در زمينه دعوت او منتفى گردد. بعد از بعثت او نيز به همان حال امى بون تا پايان عمر باقى ماند. ولى يادآورى اين نكته لازم است كه درس نخواندن، غير از بىسواد بودن است ؛ به تعبير ديگر هيچ مانعى ندارد كه آن حضرت، به تعليم الهى، «خواندن» و يا «خواندن و نوشتن» را بداند. بى آن كه نزد انسانى آن را فرا گرفته باشد ؛ زيرا چنين اطلاعى بى ترديد از كمالات انسانى است و مكمل مقام نبوت است. شاهدش آن است كه در روايات نقل شده، پيامبر اكرم مىتوانست بخواند و يا هم توانايى خواندن و هم توانايى نوشتن داشت؛ [1] اما براى اين كه جايى براى كوچكترين ترديد براى دعوت او نماند، از اين توانايى استفاده نمىكرد. [2]
پى نوشت:
[1]. تفسير برهان، ج 4، ص 332، ذيل آيات اول سوره جمعه.
[2]. ر.ك: تفسير نمونه، ج6، ص 400.