معنى «كل شىء هالك الا وجهه» چيست؟
آيا روح انسان فانى مىشود يا نه؟ اگر بفرماييد مجرد است و فانى نمىشود، پس چگونه با آيه شريفه «كل شى هالك الا وجهه؛ همه چيز جز ذات (پاك) او فانى مىشود»[1] سازش پيدا مىكند؟
بايد توجه داشت كه «هلاك» در آيه شريفه به معنى نابودى و فناى مطلق نيست، زيرا نه تنها روح انسان، بلكه جسم او هم نابود محض نمىشود و پس از تجزيه شدن، در دل خاك و ديگر موجودات اين جهان باقى مىماند و در روز رستاخيز هم از آن برانگيخته مىشود.
بنابراين، ما چه روح را مجرد بدانيم و چه ندانيم، هرگز فانى مطلق و نابود محض نمىشود؛ حتى جسم انسان هم چنين نخواهد شد؛ بلكه منظور از هلاك در آيه شريفه، به هم خوردن تركيب و فناى صورت است. فنا و هلاك يك انسان همين است كه رابطه روح و جسم او قطع شود و آن وضع سابق به هم بخورد، اگر چه هر كدام از جسم و روح به وضع ديگرى به بقاى خود ادامه دهند.
گواه اين مطلب آيات فراوانى است كه درباره هلاك اقوام گذشته وارد شده است، مانند: «و انه اهلك عادا الاولى * و ثمود فما ابقى * و قوم نوح من قبل؛ (و آيا به انسان نرسيده است كه در كتب انبياى پيشين آمده) كه خداوند قوم «عاد نخستنى» را هلاك كرد؟! و همچنين قوم «ثمود» را، و كسى از آنان را باقى نگذارد! ونيز قوم نوح را پيش از آنها.»[2]
روشن است كه منظور از هلاك اقوام عاد و ثمود و نوح در اين آيات، همان ميراندن آنها و بر هم زدن رابطه جسم و جان آنهاست. بنابراين، منظور از آيه «كل شى هالك الا وجهه» اين است كه تمامى موجودات جهان هستى متلاشى مىشوند و وضع آنها دگرگون مىگردد و تنها ذات پاك خداست كه از هر گونه دگرگونى بر كنار است.
[1]. آيه 88.
[2]. آيه 50 تا 52.