دليل مستجاب نشدن دعاها

دليل مستجاب نشدن دعاها

پرسش

با توجه به اين كه در آيه 60 سوره غافر آمده است: «اُدعونى أستجب لكم»؛ بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را، پس چرا حاجت‏هاى بسيارى برآورده نمى‏شود؟

پاسخ

دعا، نوعى عبادت، خضوع و بندگى در برابر خداوند متعال است و همانند عبادات ديگر، اثر تربيتى و تكامل بر انسان مى‏گذارد. انسان به وسيله دعا، شايستگى بيشترى براى درك فيض خداوند پيدا مى‏كند؛ زيرا موهبتهاى الهى، بر حسب استعدادها و لياقتها تقسيم مى‏شود، هر قدر استعداد و شايستگى بيشتر باشد، سهم بيشترى از آن مواهب نصيب انسان مى‏گردد.

امام صادق(عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «نزد خداوند مقاماتى است كه هيچ كس بدون دعا به آن نمى‏رسد»، [1] و امام كاظم(عليه‏السلام) مى‏فرمايد: «دعا كنيد؛ زيرا دعا و درخواست از خداى عزوجل، بلا را رد مى‏كند...». [2]

پس نتيجه مى‏گيريم كه دعا نوعى كسب قابليت براى تحصيل سهم زيادتر از فيض بى‏پايان پروردگار است؛ البته دعايى به هدف اجابت مى‏رسد كه شرايط لازم در آن و «دعا كننده» و «مطلبى كه مورد تقاضاست»، وجود داشته باشد. [3]

خداوند متعال بر اساس وعده‏اى كه در قرآن داده است، دعاى دعا كننده را مورد اجابت خويش قرار مى‏دهد: «ادعونى أستجب لكم»، ليكن استجابت هر دعا به حسب نوع دعا و دعا كننده متفاوت است. اما تأخير استجابت دعا، ممكن است به خاطر وجود موانع و يا عدم شرايط لازم باشد. برخى از موانع استجابت دعا عبارتند از:

1. تكذيب آيات الهى (فرقان، 77) ؛

2. نشناختن خداوند و ادا نكردن حق او؛

3. ناسپاسى در برابر نعمت‏هاى الهى؛

4. در نظر داشتن عيب‏هاى مردم؛

5. دوست شدن با شيطان؛

6. طلب نكردن از خدا؛

7. معصيت الهى و... . [4]

برخى شرايط استجابت دعا يا به تأخير نيفتادن آن عبارتند از:

1. رعايت خصوصياتى به هنگام دعا كردن، از جمله: حمد خدا، ياد نعمت او، شكر او، درود بر پيامبر(صلى‏اللَّه‏عليه‏وآله)، يادآورى گناهان، توبه. [5]

2. اعمال صالح ناشى از ايمان، كه محور اصلى پذيرش دعاست (آل عمران، 194-190).

3. شناخت خدا، شستشوى قلب و دل، جلب رضايت او و توجه كامل به هنگام دعا.

4. مضطر بودن واقعى؛ حتى در حالت عادى (نمل، 62).

5. دعا توأم با تضرع و مخفيانه بودن (اعراف، 55).

6. اصرار در دعا، نام بردن چيز مورد نظر، در نظر گرفتن اوقات مخصوص، گريه كردن، هر چند كم باشد، براى همه مؤمنان دعا كردن. [6]

در اين زمينه از مجموع آيات و روايات به چند نتيجه كلى مى‏توان دست يافت:

1. خداوند مهربان وعده داده است، در صورتى كه بنده‏اش چيزى از او بخواهد، اجابت نمايد و قطعاً خُلف وعده نمى‏كند: «وَمَنْ أوفى بِعَهدِه مِنَ اللَّه»؛ و از خدا با وفاتر به عهد كيست (توبه، 111).

2. خداوند به اقتضاى سلطنت و قدرتى كه بر قلب انسان دارد، «و اعْلمُوا أنّ اللَّه يَحولُ بَين المَرءِ و قَلبِه»؛ و بدانيد كه خداوند بين شخص و دل او حايل مى‏شود. (انفال،24)، قادر است هر گونه تصرفى را بدون هيچ مانعى، اعمال نموده، دعاى بنده‏اش را اجابت نمايد؛ اما در عين حال، اجابت، مشروط است.

3. هدف از دعا كردن يا صرفاً تقرب به درگاه الهى و يا برآورده شدن حوايج مادى و معنوى است.

4. استجابت دعا، دو حالت دارد:

1. در اسرع وقت اجابت مى‏شود؛

2. با تأخير اجابت مى‏شود. در اين صورت نيز يا در دنيا و يا در آخرت است. تأخير در دنيا، زود هنگام و يا دير هنگام است.

صورت اول: در جايى است كه، تمام شرايط، موجود و موانع، مفقود باشد.

صورت دوم: تأخير در دنيا، چه زود و چه دير هنگام، ممكن است به خاطر چند امر باشد:

1. حكمت الهى كه ما نمى‏دانيم: «وَ ءاتَيكُم مِن كُلّ مَا سَأَلْتُمُوهُ؛ و قسمتى از آن چه او خواسته بود، به شما داد (ابراهيم، 34).

2. احتمال دارد، سود آن چه بعداً اعطا مى‏شود، بيشتر از آن چه فعلاً تقاضا شده است، باشد؛

3. تأخير دعا تا آخرت ممكن است، به خاطر اهتمام مؤمن به دينش باشد تا در صورت اجابت در دنيا دينش تباه نگردد؛

4. ممكن است به خاطر اين باشد كه خدا دوست دارد صداى بنده‏اش را بيشتر بشنود تا ثواب بيشترى به او بدهد؛

5. تأخير، چه در دنيا و چه در آخرت، ممكن است به خاطر آزمايش باشد.

تذكر: موارد ذكر شده، همه آن چه در قرآن و روايات درباره دعا آمده، نيست؛ بلكه فقط مباحث لازم جهت پاسخ دادن به اصل پرسش آورده شد. [7]

پى نوشت:

[1]. اصول كافى، ج 2، ص 437، دارالتعارف للمطبوعات.

[2]. بحارالانوار، ج 90، ص 295، دار احياء التراث العربى.

[3]. جهت آگاهى بيشتر در اين زمينه، ر.ك: تفسير نمونه، آيت اللَّه مكارم شيرازى، ج 1، ص 638-647 و ج 20 ص 156-146، نشر دارالكتب الاسلاميه.

[4]. اصول كافى، ج 2، ص 749، دار التعارف للمطبوعات.

[5]. تفسير برهان، علامه سيد هاشم حسينى بحرانى، ج 3، ص 766، مؤسسه بعثت.

[6]. ر.ك: اصول كافى، ترجمه سيد هاشم رسولى، كتاب الدعا، ج 4، ص 253-210، دفتر فرهنگ اهل بيت.

[7]. ر.ك: الميزان، ترجمه استاد مصباح يزدى، ج 2، ص 57-39، بنياد علمى و فكرى علامه طباطبايى (ره).

(ماهنامه ياس، شماره‏3)


بازگشت