دو مشرق و دو مغرب در كجاست؟
منظور از آيه شريفه «رب المشرقين و رب المغربين؛ او پروردگار دو مشرق و دو مغرب است!»[1] چيست؟
در قرآن مجيد مشرق و مغرب هم به صورت «تثنيه» «دو مشرق و دو مغرب» و هم به صورت «جمع» به كار برده شده است؛ مانند: «فلا اقسم برب المشارق و المغارب؛ سوگند به پروردگار مشرقها و مغربها»[2] و در جاى ديگر مىفرمايد: «و اورثنا القوم الذين كانوا يستضعفون مشارق الارض و مغاربها؛ و مشرقها و مغربها پر بركت زمين را به آن قوم به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، واگذار كرديم!»[3] بنابراين، مشرق و مغرب هم به صورت «جمع» كه حاكى از افراد متعدد است و هم به صورت «تثنيه» كه از دو فرد حكايت مىكند استعمال شده است.
مفسران در تفسير اين آيه دو معنى ذكر كردهاند:
نخست اين كه: منظور از دو مشرق و دو مغرب، مشرق و مغرب دو نيمكره زمين است؛ يعنى، دو نيمكره شمالى و جنوبى يا دو نيمكره شرقى و غربى، حتى بعضى اين آيه را اشارهاى به وجود نيمكره جديد يعنى «قاره آمريكا» قبل از كشف آن دانستهاند كه فعلا از موضوع بحث ما خارج است؛ و به همين ترتيب، منظور از مشارق و مغارب نقاط مختلف كره زمين است كه هر نقطهاى نسبت به نقطهاى مشرق و نسبت به نقطه ديگر مغرب است.
به عبارت ديگر: يكى از خواص «كره» اين است كه هر نقطهاى از آن نسبت به نقطهاى كه در طرف غرب آن قرار گرفته مشرق محسوب مىشود و نسبت به نقطه مقابل مغرب است و لذا بعضى اين گونه آيات را اشاره به كرويت زمين مىدانند.
دوم اين كه: منظور از تعدد مشرق ومغرب تعدد نقطه طلوع وغروب حقيقى آفتاب است؛ زيرا هيچ گاه آفتاب دو روز از يك نقطه طلوع و در يك نقطه غروب نمىكند و به واسطه «ميل» خورشيد به شمال و جنوب (كه نتيجه تمايل محور زمين نسبت به سطح مدار گردش آن به دور آفتاب است) هر روز آفتاب از نقطهاى طلوع و در نقطه ديگر غروب مىكند؛ بنابراين، هرگاه مجموعه اين مشرقها و مغربها را در نظر بگيريم، بايد تعبير به «مشارق» و «مغارب» كنيم و هرگاه تنها آخرين نقطه ميل اعظم شمالى آفتاب (اول تابستان) و آخرين نقطه ميل اعظم جنوبى (اول زمستان) را در نظر بگيريم بايد به «مشرقين» و «مغربين» تعبير نماييم و اين يكى از شاهكارهاى قرآن است كه در عبارات كوتاهى مردم را متوجه اسرار شگفتانگيز خلقت مىكند؛ زيرا مىدانيم تغيير طلوع و غروب آفتاب، تاثير فراوانى در پرورش گياهان و گلها و ميوهها و بطور كلى در وضع عمومى موجودات زنده و زيباييهاى جهان آفرينش دارد.
[1]. الرحمن، آيه 17.
[2]. معارج، آيه 40.
[3]. اعراف، آيه 137.