عزير ( فرزند خدا )!پرسشاز آيات قرآن استفاده مىشود كه «عزير» در نظر يهوديها، مانند «مسيح» در نظر مسيحيان فرزند خدا است. مقصود از اين فرزندى چيست؟ پاسخ«عزير» همان «عزراء» در لسان يهود است. تاريخ مىگويد: بخت النصر فرمانرواى بابل، فلسطين را فتح كرد و معبد يهود را ويران ساخت، كتابهاى آنان را سوزانيد، رجال آنها را كشت، زنان و كودكان و پيران از كارافتاده را اسير كرد و روزانه بابل ساخت، و قريب يك قرن اين گروه در آنجا ماندند. در سال 457 پيش از ميلاد، كورش، بابل را گشود، اسيران يهود را آزاد ساخت، و اجازه داد كه آنان به مراكز خود باز گردند و تورات را دوباره بنويسند. در اين موقع، «عزراء» تورات را از حفظ نوشت. و بخاطر اين موقعيتى كه نصيب وى گرديد، در ميان يهوديان «ابن اللَّه» ناميده شد. قرآن مجيد، اين حقيقت را در آيه زير حكايت مىكند: «و قالت اليهود عزير ابن اللَّه و قالت النصارى المسيح ابن اللَّه».(1) «يهود گفتند كه عزير فرزند خدا است و نصارى گفتند كه مسيح فرزند خدا است». برخى، از عطف مسيح بر «عزير» چنين نتيجه مىگيرند كه فرزند بودن عزيز در اعتقاد يهود، بسان فرزند بودن مسيح و به معنى الوهيت و معبود بودن او است، و به گمان آنان جزئى از الوهيت در او است. روى اين اساس، از ميان قديسين، عزير نيز جزو معبودها شمرده شده است. ولى قرائن ديگرى گواهى مىدهد كه پسر بودن او يك اضافه تشريفى و مجازى، و به خاطر اظهار علاقه و به منظور احترام و تكريم بوده است، همچنان كه يهوديان و مسيحيان، مجموع ملت خود را «ابناء اللَّه» - فرزندان خدا - مىخوانند، چنانكه مىفرمايد: «و قالت اليهود و النصارى نحن ابناء اللَّه و احبّاؤه».(2) «يهود و نصارى گفتند كه ما فرزندان خدا و دوستان او هستيم». بنابراين هيچ بعيد نيست كه «ابن اللَّه» بودن حضرت عزير، يك نوع اضافه تشريفى باشد. اگر قرائن ديگرى بر اين كه مسيح نزد نصارى واقعاً فرزند خدا شمرده مىشود در دست نبود، درباره او نيز همين حكم جارى بود. گواه روشن بر اينكه اين اضافه جنبه تشريفى دارد، اين است كه در آيه زير، هنگامى كه از ربوبيّت احبار و راهبان سخن مىگويد، نامى از مسيح مىبرد، بدون اينكه از عزير سخنى به ميان آورد، چنانكه مىفرمايد: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللَّه و المسيح ابن مريم». (3) «علماء و راهبانشان را معبودانى جز خدا اتخاذ كردهاند، و مسيح بن مريم را نيز». اگر به راستى عقيده يهود درباره عزير، الوهيت بود، بسيار مناسب بود كه در اين آيه نامى از عزير نيز برده شود. 1 ) سوره توبه، آيه 30. 2 ) سوره مائده، آيه 18. 3 ) سوره توبه، آيه 31. |