« ربوبيت » احبار و راهبانپرسشقرآن مجيد يادآور مىشود كه: يهود و نصارى احبار و راهبان خود را «ربّ» خود قرار داده بودند، چنان كه مىفرمايد: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم ارباباً من دون اللَّه و المسيح بن مريم» «علماء و راهبان خود را معبودان خود، به جز خدا اتّخاذ كرده بودند و همچنين مسيح بن مريم». در اين جا، دو سؤال مطرح است. 1- مقصود از «ربوبيّت» آنان چيست؟ 2- آيا ربوبيت آنان و حضرت مسيح، يكسان بوده يا نه؟ پاسخ«ربّ» در لغت عرب به معنى «صاحب و اختياردار» يك چيز است. عرب به صاحب خانه و صاحب مزرعه و حيوان مىگويد: «ربّ البيت» و «رب الضيعة» و «ربّ الدابة». و اين اطلاق به همان ملاكى است كه گفته شد، زيرا اختيار خانه و مزرعه و حيوان در دست صاحب آن است. يهود و نصارا، دانشمندان و راهبان خود را اختياردار برخى از كارهاى الهى مىدانستند و تصوّر مىكردند كه دستگاه تشريع و تقنين در اختيار آنها است و آنها مىتوانند احكام خدا را از نظر حلال و حرام دگرگون سازند. با توجه به اين عقيده و سيره يهود نسبت به دانشمندان خود، روشن مىگردد مقصود از «اتّخاذ ربّ» اين نيست كه آنها را خالق جهان و يا مدبّر جهان آفرينش مىپنداشتند، و يا مانند عرب بت پرست آنها را مانند بتها مىپرستيدند. و در نتيجه شرك آنان شرك در «خالقيت» و يا شرك در «ربوبيت» (كارگردانى جهان) و يا شرك در «عبادت و پرستش» باشد. بلكه مقصود از اعتقاد به «ربوبيت» آنان، اختياردارى آنان در موضوع تقنين و تشريع بود. در نتيجه، شرك آنان به شرك در مسئله قانون گذارى باز مىگردد. زيرا قانون گذارى، حقّ مختص خدا است و هيچ انسانى حق ندارد براى انسان ديگر - بدون اذن خدا - حكمى را جعل و وضع كند. ولى احبار و راهبان در نظر آنان، اختياردار اين مقام ربوبى بودند. از اين جهت، قرآن آنان را به مضمون آيه مذكور ياد كرده و مذمت مىكند. برخى از روايات، بيانگر اين تفسير است كه يادآور شديم. امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در تفسير آيه مىفرمايند: «به خدا سوگند، ملّت يهود براى احبار و راهبان نماز و روزه به جاى نمىآوردند. بلكه احبار و راهبان، حرام را براى آنان حلال و حلال را حرام مىكردند. و امّت يهود نيز، بدون چون و چرا از آنها پيروى كردند، و ناخود آگاه آنان را پرستيدند». عدّى بن حاثم مىگويد: «من از شام به مدينه آمدم و وارد مسجد پيامبر شدم، در حالى كه صليبى از طلا به گردن داشتم. پيامبر فرمود: اين بت را از گردن خود باز كن. آنگاه ديدم رسول گرامى اين آيه را مىخواند: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم...». وقتى از تلاوت آيه فارغ شد، گفتم: ما هرگز آنان را عبادت نمىكنيم. پيامبر فرمود : «آنگاه كه آنان حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال مىكنند، از آنها پيروى مىكنيد؟ گفتم: بلى. فرمود: همين، پرستش آنان است». (1) تا اينجا پاسخ پرسش نخست روشن شد. ولى در پاسخ به پرسش دوم يادآور مىشويم كه: «ربوبيت» مسيح در نزد مسيحيان، بالاتر از ربوبيتى بود كه آنان براى راهبان در نظر مىگرفتند. زيرا مسيح را فرزند خدا و جزئى از خدايان سه گانه مىانديشيدند كه مجموعاً خداى واحدى را تشكيل مىدهند. و به همين جهت، در آيه، ربوبيت مسيح از «ربوبيت» احبار و راهبان جدا شده و در كنار هم نيامده است. مثلاً نفرموده است: «اتخذوا احبارهم و رهبانهم و المسيح بن مريم ارباباً من دون اللَّه». «براى توضيح بيشتر در معنى توحيد در تقنين و تشريع - كه ملتهاى يهود و نصارى با آن مخالفت ورزيدهاند - به كتاب «منشور جاويد» جلد دوم مراجعه بفرماييد. 1 ) مجمع البيان، ج3، ص23. |