تسبيح و تحميد و فرق اين دو

پرسش

تسبيح و تحميد چيست و فرق اين دوكدام است؟

پاسخ

وقتى در نماز مى‏گوييم‏«سبحان‏ربى العظيم و بحمده‏»كه خلاصه‏اش اين است‏«تسبيح پروردگارعظيم مى‏كنم و حمد پروردگار عظيم‏»يا مى‏گوييم:«سبحان ربى‏الاعلى و بحمده‏»يعنى تسبيح مى‏كنم پروردگار برتر را و حمد مى‏كنم‏او را،«تسبيح مى‏كنم‏»يعنى چه؟و«حمد مى‏كنم‏»يعنى چه؟

ثناى خدا به دو شكل است:يكى تسبيح و ديگرى تحميد. تسبيح يعنى تنزيه،يعنى خدا را از آنچه كه ذات او مبراست منزه‏كردن،و برتر دانستن او از آنچه كه شان مخلوقين است،از آنچه كه‏حاكى از نوعى نقص و ناتوانى و نارسايى است.اصلا كلمه‏«سبحان‏»معنايش اين است كه من او را تسبيح و تنزيه مى‏كنم ازاينكه به چشم ديده شود،با دست لمس شود،او را جسم بدانم وبگويم در جايى قرار گرفته است،او را محتاج و نيازمند بدانم به هرچيزى از جمله به عبادت خودم،خير،او منزه است از نياز و احتياج،تنزيه مى‏كنم او را از اينكه به او نسبت ظلم و ستم بدهم،براى اوشريكى قائل باشم،او را مركب و داراى اجزاء بدانم،بگويم از چه‏درست‏شده و از كجا آمده است.پس تسبيح يعنى يك سلسله‏چيزهايى را كه من مى‏فهمم كه خدا از اينها برتر و بالاتر است،باكلمه‏«سبحان‏»از او نفى مى‏كنم. ثناى الهى نظير اقرار به توحيد است كه مجموع نفى و اثبات‏است،وقتى مى‏گوييم‏«لا اله الا الله‏»نفى مى‏كنيم معبوديت غير را واثبات مى‏كنيم ذات او را.ثناى الهى هم هميشه نفى است و اثبات،نفى‏اش همين است:منزه است از...، ولى‏«حمد»توصيف‏پروردگار است به صفات اثباتى،او را ستايش مى‏كنم كه همه نعمتهااز اوست،همه كمالات از اوست و به او بر مى‏گردد،او به هر چيزى‏داناست: «بكل شى‏ء عليم‏» ،بر هر چيزى تواناست: «و هو على‏كل شى‏ء قدير» ،او سميع است، او بصير است،او حى است ،او قيوم است ،او ملك است ،او مؤمن است،مهيمن است،عزيزاست،جبار است،متكبر است (1). اين صفات اثباتى.پس ما با يك‏«سبحان ربى العظيم و بحمده‏»،يا يك‏«سبحان ربى الاعلى وبحمده‏»يك دنيا نقص را به نظر مى‏آوريم و مى‏گوييم خداى ما ازاينها منزه است،و يك سلسله كمالات را[به نظر مى‏آوريم ومى‏گوييم]خداى ما داراى چنين صفاتى است.در نماز وقتى سوره‏توحيد را مى‏خوانيم مى‏گوييم: «قل هو الله احد،الله الصمد،لم يلدو لم يولد و لم يكن له كفوا احد» هم صفات اثباتى در آن است وهم صفات سلبى.بعد مى‏گوييم:«كذلك الله ربى‏»چنان است‏پروردگار من، آن صفات كمالى اثباتى را دارد و من او را به آن‏صفات ستايش و حمد مى‏كنم.نقصى در او نيست،اينكه فرزندداشته باشد، فرزند چيزى باشد،مثل و مانند داشته باشد،در اونيست‏«كذلك الله ربى‏». قرآن مى‏گويد اين كار تسبيح و تحميد كه شما در اين شعور ظاهرى و انسانى تان بايد آن را با تعليمات انبياء ياد بگيريد و با اراده‏و اختيار خودتان انجام دهيد،تمام ذرات عالم وجود،خدا را تسبيح‏مى‏كنند و حمد مى‏كنند.اين يك آيه از آيات قرآن[راجع به تسبيح وتحميد موجودات].

همچنين ما در قرآن پنج‏سوره داريم-بلكه با سوره «سبح‏اسم‏» به اعتبارى شش سوره داريم-كه با تسبيح شروع مى‏شوند واينها را«مسبحات‏»مى‏گويند.سوره حديد اين طور شروع مى‏شود: «سبح لله ما فى السموات و الارض‏» هر چه در آسمانها و زمين است‏خدا را تسبيح مى‏كند. سوره حشر و سوره صف به اين شكل شروع مى‏شود: «سبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض‏» .در اينجا كلمه‏«ما»تكرار شده‏است.باز مفاد همان است:هر چه در آسمانهاست و هر چه-نه هركه-در زمين است‏خدا را تسبيح كرده است. سوره جمعه و سوره تغابن[اينطور شروع مى‏شوند:] «يسبح‏لله ما فى السموات و ما فى الارض و هو العزيز الحكيم‏» . «سبح اسم‏» نيز امر به تسبيح است.


[1]. حشر/32-34.

استاد مرتضى مطهرى

آشنايى با قرآن جلد 4 صفحه 164