با آن كه در قرآن به «حزب الله» و «حزب شيطان» اشاره شده، وجود احزاب و گروهها چگونه توجيهپذير است؟
موارد استعمال واژه «حزب» در قرآن مجيد نشان مىدهد كه «حزب» به دسته و گروهى گفته مىشود كه داراى هدف و عقيده واحد باشند؛ چنان كه قرآن مجيد به مؤمنان و بندگان صالح و وفادار خدا «حزبالله»، و در مقابل، به منكران و كافران و منافقان «حزب الشيطان» گفته است.
بنابراين ما دو حزب بيشتر نداريم.
1- «حزبالله»، يعنى گروهى كه ايمان به خدا و روز قيامت دارند و رهبرى جانشينان بر حق پيامبر اسلام را پذيرفته، و در خط ولايت و بر پايه دستورها و احكام اسلام رفتار مىكنند؛ چنان كه در آيات 56 و 55 سوره مائده و آيه 22 سوره مجادله، بدين معنا اشاره شده است.
2- «حزب الشيطان»: يعنى منكران و كافران و يا منافقانى كه در ظاهر مسلمان بوده و دم از مسلمانى مىزنند، ولى در باطن با دشمنان اسلام و مسلمانان يك دل و دمساز هستند (مجادله، 19).
واژه احزاب (جمع حزب)، در قرآن مجيد، يازده مرتبه آمده و همه در مقام ذم است و مقصود از آن، دستهها و گروههايى از اهل كتاب، مشركان، بت پرستان و تكذيب كنندگان پيامبرانند6(ر.ك: هود: 17؛ رعد، 36؛ مريم، 37؛ احزاب، 21 و 20؛ ص، 13 و 11؛ زخرف، 65 و...).
بنابراين، از ديدگاه قرآن، «حزبالله» يكى است و داراى ايمان و هدف واحد است، و باقى «حزب الشيطان» بشمار مىآيند و «كلُّ حِزبِ بما لَدَيْهِم فَرِحون»؛ هر دستهاى به آن چه نزدشان بود، دل خوش كردند (مؤمنون، 53).
اما در دورانهاى اخير، عنوان «حزب» در معناى محدودترى مورد استفاده واقع شده، و آن عبارت است از: دسته و گروه يا جمعيتى از مردم كه حول افكار و ايدئولوژى معين و مدوّن، خود را براى فعاليتهاى اجتماعى و سياسى در كشور سازماندهى مىكنند، و هر حزبى براى خود اساس نامه و مرام نامه مشخص دارد.
«حزب» به اين معنا، ابتدا در غرب پديد آمد و سپس در كشورهاى ديگر جهان رواج يافت؛ به گونهاى كه هم اكنون تقريباً در همه كشورهاى دنيا، احزاب سياسى وجود دارند و به طور رسمى و غير رسمى فعاليت مىكنند.
اين گونه گروهها و احزاب، اگر ايدئولوژى و اهداف و مرامشان با نظام فكرى و عقيدتى اسلام سازگارى داشته باشد، و اهداف آنان در راستاى قوانين و شريعت مقدس اسلام و در «خط ولايت» باشد، و تنها در شيوه رسيدن به آن اهداف اختلاف نظر داشته باشند، وجودشان اشكالى ندارد؛ چرا كه در واقع، همه آنها يك حزباند و حول يك محور حركت مىكنند.
ولى اگر اهداف آنها يا برخى از آنها، با آن چه شرع مقدس اسلام اجازه مىدهد، و دنبال مىكند، مخالف باشد و يا به طور كامل مطابق نباشد، در اين صورت، اينها جزء حزب شيطانند: «ألا إنَّ حِزبَ الشَّيطان هُمُ الخاسِرون»؛ هان! بى گمان حزب شيطان زيانكارانند (مجادله، 19).7
البته در حكومت اسلامى، گروهها و احزابى كه فعاليت آنها ضررى را متوجه مسلمانان و حكومت اسلامى نكنند، با صلاحديد حاكم اسلامى، مىتوانند به فعاليتهاى خود ادامه دهند؛ چنان كه در قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران آمده است: «احزاب، جمعيتها، انجمنهاى سياسى و صنفى، انجمنهاى اسلامى يا اقليتهاى دينى شناخته شده آزادند؛ مشروط به اين كه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نكنند.»8
6- ر.ك: سوره هود.
7- برگرفته از: دايرة المعارف تشيع، ج 6، ص 263-247؛ آيتالله مكارم شيرازى و ديگران، تفسير نمونه، ذيل آيات مذكور (با اندكى تغيير).
8- قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران، اصل بيست و ششم.