چرا لذت جويى و بى بند و بارى باعث محروم شدن از نعمتهاى آخرت مىشود؟
براى پى بردن به اين كه چه نوع لذت جويى باعث محروم شدن از نعمتهاىاخروى مىشود، چند نكته ذكر مىشود:
1. لذت جويى و بهره بردن از نعمتهاى دنيوى، تا آن جا كه منجر به سرپيچى از دستورهاى خداوند متعال نشود و حدود و حريم شرعى استفاده از نعمتهاى مشروع دنيا، رعايت شود، نه تنها باعث محروميت از نعمتهاى اخروى نمىشود، بلكه استفاده از آنها، مقدمه رسيدن و بهرهمند شدن از نعمتهاى اخروى مىگردد. پيامبر اكرم (صلىاللهعليهوآله) مىفرمايد: «دنيا مزرعه آخرت است».1 و مؤمن حقيقى كسى است كه از دنيا و نعمتها و لذتهاى مشروع آن، در راستاى آباد كردن آخرت و جلب خشنودى خدا، بهره مىبرد و دنيا را وسيله مىداند، نه هدف ؛ زيرا انسان براى ماندن و لذتجويى به دنيا نيامده و اگر وقت و سرمايه خود را صرف لذت جويى كند، از هدف اصلى باز مىماند و در قيامت به او گفته مىشود: «... از طيبات و لذائذ در زندگى دنياى خود استفاده كرديد و از آن بهره گرفتيد، پس امروز به سزاى آن كه در زمين به ناحق سركشى مىنموديد و به سبب آن كه نافرمانى مىكرديد، به عذاب خفّت بار، كيفر مىيابيد.»2
2. خداوند متعال، نعمتهاى اخروى در بهشت را مخصوص كسانى قرار داده كه به دستورها و فرمانهاى او عمل كردهاند و در واقع، نعمتهاى اخروى اجر و پاداش مؤمنان و پرهيزگاران مىباشد.3
3- بى بند و بارى و شهوت پرستى، آفت راه، و رهزنى است كه چه بسا انسان را به طور كلى از هستى انسانى ساقط و از راه و كمال و صراط مستقيم باز مىدارد. خداوند متعال مىفرمايد: «خدا مىخواهد شما را ببخشد (و از آلودگى پاك نمايد)، ولى آنها كه پيرو شهواتند، مىخواهند شما به كلى منحرف شويد.»4
حضرت على (عليهالسلام) مىفرمايد: «شهوتها (و بى بند و بارىها) زهرهاى كشنده است».5 پيروى از هواهاى نفسانى و گرفتارى در دام شيطان و تن به بىبند و بارى دادن، دين و عقل انسان را فاسد مىكند. آن حضرت در جايى ديگر مىفرمايد: «كسى كه مشتاق بهشت باشد، بايد شهوت پرستى را فراموش كند.»6
4- ميان عقل و نفس، فطرت و غريزه، هواهاى نفسانى و روح الهى و ملكات روحانى انسان و... درگيرى، تزاحم و كشمكش وجود دارد و انسان بايد تلاش كند كه با غلبه بر هواهاى نفسانى، به سمت عقل، روح الهى و فطرت خويش رو كند.
لذت جويى و بىبند و بارى، در راستاى تقويت هواهاى نفسانى و تضعيف بعد انسانى و روحانى انسان است، و در واقع، هر اندازه نفس اماره و سركش را تقويت كنيم، در حقيقت، هستى انسانى خود را بيشتر به خطر انداختهايم و به قول مولوى:
لذت جويى و بى بند و بارى و تبعيت از نفس اماره و هواهاى نفسانى، انرژى و غذا براى نفس سركش فراهم مىكند و وقتى چنين شد، انسان را از هدف اصلى - كه كمال و تقرب به درگاه خداوند متعال است - باز مىدارد و بدين ترتيب، لذت جويى و بىبند و بارى باعث محروم شدن از بهشت، خشنودى و رضاى خداوند ونعمتهاى آخرت مىشود.7
فلسفه حجاب چيست؟ اين كه مىگويند: زن موجود جذابى است و بايد با پوشش، خود و ديگران را به گناه نيندازد، آيا توهين به اين قشر نيست كه به آنان، با ديد موجود جنسى برخورد شود؟
عفت و پاكدامنى، با آفرينش و فطرت زن به هم آميخته است، و در آفرينش او، جايگاهى والا و عظيم دارد كه هم خود زنان خواهان عفت و پاكدامنى هستند و هم ديگران، زن را با اين ويژگى مىخواهند. اسلام نيز آفرينش زن و صلاح و خير جامعه را در نظر گرفته، و حجاب را لازم شمرده تا عفت برونى زن، با عفت درونى او هماهنگ و بنيان خانواده مستحكم گردد و زن همچون كالاى ناچيزى در معرض همگان قرار نگيرد.
قرآن مسأله حجاب را در چند آيه، يادآورى و در بعضى از آنها، به حكمت و فلسفه آن هم اشاره كرده است كه برخى از آنها عبارتند از:
1. پاكى دلهاى مردان و زنان و آلوده نشدن آنها:در مكتب قرآن، علاوه بر بهداشت جسمى (كه در دنيا مطرح است)، يك نوع بهداشت روحى و روانى هم وجود دارد كه چنان چه مراعات نشود، روح مسموم مىشود، و آثار خطرناكى را در پى دارد كه از مسموميت جسمى، به مراتب خطرناكتر است. در برخى آيات، به رعايت اين نوع از بهداشت توصيه شده است.
قرآن در آيه 53 سوره احزاب، در مورد روبهرو شدن و صحبت كردن با زنان پيامبر، مىفرمايد: «... وَ إذا سَأَلتُمُوهنَّ متعاً فَسْئلُوهُنَّ مِن وَراءِ حِجابٍ ذلكُم أطهرُ لِقلوبِكُم وَ قُلوبِهِنَّ...»؛ و هنگامى كه چيزى (از وسايل زندگى را به عنوان عاريت) از آنان (همسران پيامبر) مىخواهيد، از پشت پرده بخواهيد. اين كار، براى پاكى دلهاى شما و آنان بهتر است.
2. در امان ماندن از آزارهاى افراد سبكسر:خداوند در آيه 59 سوره احزاب مىفرمايد: «يا أيّها النَّبى قُل لازواجكَ و بَناتِكَ و نِساءِ المُؤمنين يُدنينَ عَلَيهِنَّ مِن جَلابيبِهنّ ذلك أدنى أن يُعرفنَ فلا يُؤذين وَ كانَ اللّه غَفوراً رَحيماً»؛ اى پيامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: روسرىهاى بلند خود را بر خويش فرو افكنند (طورى كه زير گلو و سينههايشان پيدا نباشد). اين كار براى اين كه شناخته نشوند و مورد اذيت (اهل فسق و فجور) قرار نگيرند، بهتر است، (و اگر تا كنون خطا و كوتاهى از آنها سر زده توبه كنند،) خداوند همواره آمرزنده و رحيم است.
3. به طمع نيفتادن افراد سبكسر و بيمار دل:در آيه 32 سوره احزاب، خطاب به زنان پيامبر - كه در واقع خطاب به همه زنهاست - آمده است: «... به شكل هوسانگيز سخن نگوييدكه بيماردلان در شما طمع كنند، و سخن شايسته بگوييد». و در آيه 30 و 31 سوره نور خطاب به پيامبر اكرم (صلىاللهعليهوآله) مىفرمايد: «قُل لِّلمؤمنينَ يَغُضّوا مِن أَبصرِهِم وَ يَحفَظوا فُرُوجَهُم ذلِك أزكى لَهُمْ...»؛ به مؤمنان بگو: چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و عفت خود را حفظ كنند. اين، براى آنان پاكيزهتر است... و به زنان با ايمان بگو: چشمهاى خود را (از نگاه هوسآلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند و زينت خود را جز آن مقدار كه نمايان است، آشكار نكنند، و (اطراف) روسرىهاى خود را بر سينه افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند؛ مگر براى شوهرانشان، يا پدرانشان، يا پدر شوهرانشان، يا پسرانشان، يا پسران همسرانشان، يا برادرانشان، يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان يا زنان هم كيششان، يا بردهگانشان (كنيزانشان)، يا افراد سفيه كه تمايلى به زن ندارند، يا كودكانى كه از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نيستند، و هنگام راه رفتن، پاهاى خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانىشان دانسته نشود (و صداى خلخال كه بر پا دارند، به گوش نرسد). اى مؤمنان! همگى به سوى خدا باز گرديد تا رستگار شويد!
علاوه بر آن چه بيان شد، حجاب، حكمتهاى ديگرى نيز دارد كه از آيات و روايات استفاده مىشود، كه عبارتند از: استوارى اجتماع و استحكام پيوند خانوادگى، جلوگيرى از چشم چرانىها، حفظ ارزشها، احترام به زن، هر اندازه زن متينتر و باوقارتر و عفيفتر حركت كند و خود را در معرض نمايش مرد نامحرم نگذارد، به احترامش افزوده مىشود.8
بديهى است، زيبايى اختصاص به زنان ندارد و با توجه به نوع خلقت زن و مرد، هر يك براى ديگرى زيبا و جذاب جلوه مىنمايند. آن چه اهمّيت دارد، اين است كه از هر زيبايى، در مسير مشروع خود بايد استفاده كرد. زن، نيز زيباست، اما آيا لازمه زيبايى و جذاب بودن، گناه است؟! و آيا لازمه زيبايى آن است كه صرفاً با ديد جنسى به او نگريسته شود؟ شايسته است از همه خوبىهاى او و از طريق مشروع، با حفظ همه حريمها، در مسير كمال خواهى استفاده كرد؛ همان گونه كه زنها نسبت به همسران خود اين چنيناند، و هر دو در مسير كمال، مكمل يكديگرند. خداوند در آيه 187 سوره بقره مىفرمايد: «هُنّ لِباسٌ لَكم و أنتم لِباسٌ لَهنّ»؛ آنها لباس شما هستند، و شما لباس آنها؛ هر دو زينت هم و سبب حفظ يكديگريد.
دعوت به پوشش، نه تنها توهين نيست، بلكه احترام است. اتفاقاً از ديدگاه قرآن (همان طور كه قبلاً اشاره شد) حجاب، احترام گذاردن و حرمت قائل شدن براى زن است كه نامحرمان، او را با نگاه حيوانى و جنسى ننگرند.
در اسلام، عصمت و عفت زن «حق الله» است. يعنى حتى اگر خود زن يا شوهر به بىعفتى و بىحجابى زن رضايت بدهند، اين كار مجاز شمرده نمىشود؛ زيرا زن، ناموس خداست. فرق كشورهاى غربى با كشورهاى اسلامى در اين است كه در غرب، چنان چه زنى بىعفتى كرد، اگر خود او يا پدر و مادر و شوهر او رضايت دادند، مشكل حل مىشود، اما در اسلام، با رضايت، كار تمام نمىشود؛ بلكه حكم خدا بايد جارى شود. اين نشانگر آن است كه عفت زن از آنِ خداست و بايد محفوظ بماند.
آن چه گفته شد، حاكى از عظمت زن است كه خداوند مىخواهد حرمت او حفظ شود، و مردان نبايد فقط با ديد جنسى و شهوانى به زن نگاه كنند.9
1- ابن جمهور احسائى، عوالى الئالى، ج 1، ص 267.
2- احقاف، 20.
3- بقره، 25 ؛ ر.ك: تفسير نمونه، آيتالله مكارم شيرازى و ديگران، ج 1، ص 144-139.
4- نساء، 27.
5- غرر الحكم، ص 304.
6- الكافى، ج 2، ص 131.
7- ر.ك: آيتالله مكارم شيرازى و ديگران، اخلاق در قرآن، ج 2، ص 306-277.
8- جهت آگاهى بيشتر ر.ك: مرتضى مطهرى، مسأله حجاب، انتشارات صدرا و على محمدى، فلسفه حجاب، انتشارات ارم.
9- ر.ك: آيت الله جوادى آملى، زن در آئينه جلال و جمال، ص 427-426.