مگر متقين، هدايت نيافتهاند؟! پس چرا در سوره بقره مىخوانيم: «هدىً للمتقين»؛ آيا اين امر، تحصيل حاصل نيست؟
در هدايت اين افراد علاوه بر عليت فاعل، « قابليت » قابل نيز شرط است. به همين جهت، خداوند متعال مىفرمايد: «قرآن، هادى و راهنماى متقيان است»؛ يعنى در وجود انسانها، ابتدائاً، اگر مرحلهاى از تقوا (پذيرش و تسليم در مقابل حق) وجود نداشته باشد، محال است كه انسان بتواند از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبيا بهره بگيرد. بنابراين، متقين داراى دو هدايتاند: هدايت نخستين كه به خاطر آن متقى شدهاند و هدايت دوم كه خداوند به پاس تقوايشان به ايشان كرامت كرده است.
چون هدايت دوم به بركت قرآن كريم صورت مىگيرد، معلوم مىشود كه هدايت نخستين آنان پيش از قرآن بوده و سبب آن هم سلامت فطرتشان مىباشد. به بيان ديگر، قرآن كريم، براى كسانى مايه هدايت است كه از فطرت سالم و سلامت نفس برخوردار هستند. پس اين نوع هدايت، تحصيل حاصل نخواهد بود؛ زيرا آنان پيشتر بهرهمند از تقواى نسبى بودهاند و به وسيله قرآن، به مراتب و درجات بالاترى از تقوا مىرسند. افزون بر اين، افراد در نيل به اين مراتب، مختلفاند و هر كسى در جستجوى مراتب و درجات بالاترى از تقواى خويش است.2
نظير اين موضوع، آيهاى از قرآن كريم است كه درباره ايمان به عقايد اسلامى مىفرمايد: «يا أيّها الَّذين آمنُوا أمِنُوا بِاللّهِ وَ رَسُولِه وَ الكِتبِ الّذى نَزَّلَ عَلى رَسُولِه وَ الكِتبِ الّذى أَنزَلَ مِن قَبلُ»؛3 اى كسانى كه ايمان آوردهايد! به خدا و پيامبر و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه پيش از اين نازل كرده، ايمان بياوريد... .
ايمان نيز همچون تقوا داراى مراتب مختلفى است و مؤمنان هر يك در مرتبهاى از مراتب ايمان قرار دارند. علامه طباطبايى (ره) مىفرمايد: «در اين آيه، روى سخن به تمام مؤمنان است؛ مؤمنانى كه اجمالاً به خدا و پيامبر ايمان آورده، اما با جزئيات و تفاصيل معتقدات اسلامى آشنا نشدهاند. اينجاست كه خداوند فرمان مىدهد كه مؤمنان واقعى بايد به تمام انبيا و كتب آنها و فرشتگان الهى... ايمان داشته باشند.
بنابراين، مراد از ايمان نخست، ايمان به طور اجمال و سربسته است و مراد از ايمان دوم، ايمان به تفاصيلى است كه در آيه بيان شده است.»4
به بيان ديگر، ايمان داراى درجاتى است و مؤمن، در هر مرتبهاى كه باشد، بايد تلاش كند تا خود را به مرتبه بالاترى از ايمان برساند. دو آيه «وَ الّذينَ اهْتَدَوا زادَهُم هُدىً»5 و «لِيَزدادُوا إيماناً»6 نيز به همين مطلب دلالت دارند.7
به طور كلى، آياتى از اين دست در قرآن كريم، توصيه به كسب درجات والاتر فضايلى چون ايمان و تقواست و دلالت بر اين امر دارند كه اسلام پيروان خود را از ركود و بسنده نمودن به مرتبهاى از درجات و مقامات معنوى و اخلاقى بر حذر داشته، همواره آنان را به رشد و پويايى و نيل به شناخت بيشتر در حوزه دين و عقيده دعوت مىكند.
الف) علت اهميت بيت المقدس از نظر قرآن چيست؟ ب) با توجه به اين كه حضرت آدم (عليهالسلام) كعبه را بنا نهاد و قدمت تاريخى آن بيش از بيتالمقدس است، چرا خداوند به پيامبر اسلام(صلىاللهعليهوآله) امر كرد تا ابتدا به طرف بيت المقدس و سپس رو به كعبه نماز بخواند؟
الف) خداوند متعال درباره مسجدالاقصى مىفرمايد: «...الّذى بارَكْنا حَوْلَهُ...»؛8 آن [مسجدالاقصايى] كه پيرامون آن را بركت داديم... .
بركت در اين آيه، ممكن است بركات ظاهرى باشد؛ چون بيت المقدس در منطقهاى سرسبز و خرم واقع شده است و نيز ممكن است كه مقصود بركات معنوى باشد؛ زيرا اين سرزمين همواره كانون پيامبران بزرگ خداوند و خاستگاه توحيد و محل فرود آمدن فرشتگان وحى بوده و به همين خاطر، مقدس و مطهر از شرك گرديده و اهميت پيدا كرده است.9
ب) خداوند متعال مىفرمايد: «... وَ مَا جَعَلنا القِبلَةَ الّتى كُنتَ عَلَيها الاّ لِنَعْلَمَ مَن يَتَّبع الرَّسُولَ مِمَّن يَنقَلِبُ عَلى عَقِبَيْهِ و إن كانَت لَكَبيرةً الاّ عَلى الّذينَ هَدَى اللّهُ...»؛10 و قبلهاى كه (چندى) بر آن بودى، مقرر نكرديم، جز براى آن كه كسى را كه از پيامبر پيروى مىكند، از آن كس كه از عقيده خود برمىگردد، بازشناسيم؛ و البته [اين كار] جز بر كسانى كه خدا هدايت[شان] كرده سخت گران بود... .
از اين آيه استفاده مىشود كه مسجدالاقصى به طور موقت قبله مسلمانان بوده و خداوند متعال نيز آن را يك آزمايش بزرگ براى مشخص شدن جايگاه مؤمنان و مشركان قرار داده است؛ زيرا خانه كعبه در آن زمان، كانون بتهاى مشركان بود و مسلمانان طبق دستور خداوند، به طور موقت، به سوى بيتالمقدس نماز خواندند تا به اين وسيله، صفوف خود را از مشركان جدا كنند. مسلمانان بعد از هجرت به مدينه و تشكيل حكومت و شناسايى مرزهاى عقيدتى خويش به سوى كعبه، قديمىترين مركز توحيد و پر سابقهترين كانون انبيا، نماز گزاردند.11
بنابراين از آن جا كه بيتالمقدس و مسجدالاقصى كانون پيامبران الهى و خاستگاه توحيد و محل فرود آمدن فرشتگان وحى و مقدس و مطهر از شرك بود، مدتى قبله مسلمانان قرار گرفت و خانه كعبه نيز از آن جا كه قديمىترين مركز توحيد و كهنترين خاستگاه پيامبران بزرگ الهى بود، پس از بيت المقدس و براى هميشه، قبله مسلمانان جهان شد. اين دو سرزمين مقدس، نسبت به سرزمينهاى ديگر، برترى و فضيلت ويژهاى دارند و از اهميت فراوانى برخوردار هستند و به طور طبيعى، انتخاب اين دو مركز براى قرار گرفتن قبله، رجحان داشته و دارد.12
1- مطالب اين بخش از مركز فرهنگ و معارف قرآن اخذ شده است.
2- آيت الله ناصر مكارم شيرازى، تفسير نمونه، ج 1، ص 67؛ علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 1، ص 43.
3- نساء/ 136.
4- تفسير الميزان، ج 5، ص 113.
5- محمد/ 17.
6- فتح/ 4.
7- تفسير نور، ج 2، ص 471.
8- اسراء/ 1.
9- ر.ك: مرحوم طبرسى (ره)، مجمع البيان، انتشارات ناصر خسرو، ج 5 و 6، ص 611.
10- بقره/ 143.
11- ر.ك: تفسير نمونه، دارالكتب الاسلامية، ج 1، ص 486.
12- ر.ك: همان.