1. شيوههاى مستخرج از محتواى آيات
شكى نيست كه قرآن جامعترين كتب آسمانى و كاملترين نسخه هدايت بشر است. اما سخن ما در اينجا بر سر اين است كه كتاب جامع هدايت و تبليغ، بهطور مطلق، قرآن است. و از همين رو، براى هدايت بنىآدم، بيشترين و متنوعترين شيوهها را اتخاذ و پيشنهاد فرموده است، چرا كه انسانها داراى طيف وسيعى از صفات، رفتارها و شخصيت هاى متفاوتند و با اين گوناگونى، نمىتوان به كاربردِ روشهاى محدود و معمول بسنده كرد. نويسنده كتاب اسلوب الدعوة در اين باره مىگويد:
خلاصه كلام درباره شيوهها اين است كه وظيفه داعيه، حركت و حيات آفرينى است و اين از طريق اتخاذ راهها و روشهاى مختلف و مؤثر ميسر مىشود، نه آن كه در يك مرحله و شيوه توقف كند يا شيوه خاصى را با زحمت و بى نتيجه استمرار بخشد. مبلّغبايستى نه در يك جبهه، بلكه در تمام جبههها و در هر اجتماعى حركت آفرين و پويا باشد.(1)
در نگاه نخست و در تقسيم اوليه مىتوان شيوههاى مستخرج از قرآن را به دو بخش تقسيم نمود:
1. شيوههاى تبليغى خود قرآن؛ كه با مطالعه محتوا و سياق آيات و ترتيب آنها مىتوان بدان پى برد و اين خود نيازمند پژوهشهايى دامنهدار است.
2. شيوههاى دعوت اسوههاى قرآن؛ كه بامطالعه سيره و زندگانى شخصيتهاى بارز و چهرههاى مطلوب قرآنى و جستوجو در فراز و فرودهاى حيات پرافتخارشان برداشت مىشود و نتيجه آن سبكشناسى يا متدولوژى دعوت مبلّغان قرآنى است. اين درحالى است كه اغلب كتب تدوين شده درباره سيره انبيا و صالحان تنها به نقل وقايع و روند زندگى ايشان پرداخته و سبك و شيوه و به تعبير دقيقتر، سيره آنان را استخراج و بررسى نكردهاند و چنانكه گفتيم، در اين پژوهش هدف ما نيل به اين مقصود است كه بانگاه سبكشناسانه، شيوههاى تبليغى اسوههاى قرآنى را شناسايى، استخراج، بررسى و تحليل كنيم.
با شناخت مختصر شأن نزول كه شرايط و زمان نزول آيات قرآن را بهدست مىدهد، مىتوان بهخوبى به شيوههاى دعوت پى برد، چرا كه از عناصر مهم تبليغ، تناسب پيامهاى تبليغى با شرايط موجود از جمله وضعيت فكرى، روحى و اجتماعى مخاطبان است. پس در مورد آيات قرآن، با شناخت مفهوم آيات و بررسى احوال مخاطبان در هنگام نزول، شيوه تبليغى قرآن در آن مقطع خاص استنباط مىگردد. و ما برآنيم كه هيچ سوره و بيان قرآنى فاقد يك شيوه تبليغى نيست.
از طرفى، در تبيين و تثبيت محورهاى اساسى عملى و عقيده اسلامى مانند اصل توحيد، شاهد اتخاذ شيوههاى متنوع و جذاب در شرايط گوناگون هستيم؛
گاهى قرآن براى نفى شرك برهان اقامه مىكند؛ لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلّا اللَّهُلَفَسَدَتا(2) (اگر درآسمان و زمين خدايانى جز الله بود، آن دو به تباهى كشيده مىشدند) اين راه فكر وانديشه براى اقامه توحيد است. و گاهى مىفرمايد: لاتُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌعَظِيمٌ(3) (به خدا شرك نورز كه شرك ستم بزرگى است) و اين راه ذكر و عمل و حكمت عملى است.(4)
اين همه بدان منظور است كه هيچكس در هيچ شرايطى از پرتو هدايت قرآن محروم نگردد:
قرآن كريم اين راهها را به هم مىپيوندد تا اگر كسى در راه دل قوى شد بتواند از قوت راه دل، ضعف راه عقل را جبران كند و اگر كسى در راه عقل و انديشه قوى شد بتواند در پرتو قدرت عقل ضعف راه دل را ترميم كند.(5)
در اينجا به منظور اثبات اين تنوع، به عناوين شيوههاى شناخته شده و استخراج شده دعوت قرآن كه از ظاهر آيات و تفاسير آنها برداشت مىشود، اشاره مىكنيم:
شيوه مناظره و مجادله، شيوه آسانگيرى (يُسر)، شيوه رحمت و مهربانى، تشويق و بشارت، انذار به فرجام سوء دنيوى و اخروى، خطاب به تمام ابعاد وجودى انسان مثل فطرت و دل، و عقل و خرد، شيوه آزادمنشى و پرهيز دادن از تقليد و خرافه پرستى، برخورد متناسب با روحيات اقشار مختلف مخاطبان، تكليف به اندازه توان، پيشگيرى از تهمتها، استفاده از ضربالمثلها و حكمتها، يادآورى نعمتهاى الهى، يادآورى سرگذشت تلخ و شيرين پيشينيان به منظور تشويق و عبرت آموزى، اصرار بر همراهى قول و فعل، پرهيز از نفاق، شيوه تكرار جمله يا آيه، سؤال پيچكردن (طرح پرسشهاى پىدرپى)، حفظ عزت و كرامت انسانى، وعظ و اندرز ناصحانه و... دهها شيوه ديگر كه براى هر يك مىتوان نمونههاى متعدد ذكر نمود.
از طرفى، در قرآن با چهرههاى متنوع اسوههايى آشنا مىشويم كه هر يك داراى صفات و شرايط ويژهاى بوده، و روشهاى متعدد تربيتى و تبليغى را آزموده و براى هدايت مخاطبان به كار بستهاند. قرآن گاهى اسوه تمام عيار و همه جانبهاى چون رسولخدا(ص) را معرفى و توصيف مىكند: (لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِى رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ)(6) و گاهى اسوه چند جانبه و حاوى ويژگيهاى مطلوب در زندگى دنيوى و اخروى، مانند حضرت نوح و ابراهيم (قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِى إِبْراهِيمَ وَالَّذِينَ مَعَهُ إِذ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنّا بُرَءاؤُا مِنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ...)(7) و زمانى اسوه يك جانبه در زمينهاى خاص را مانند طالوت، اسوه فرماندهى (وَقالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً).(8)
قرآن، گاهى از ميان مردان اسوهاى معرفى مىكند مانند ادريس و داود و... (وَاذكُرْ فِى الكِتابِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كانَ صِدِّيقاً نَبِيّاً)(9) و زمانى از ميان زنان برجسته و تاريخساز (يامَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفاكِ عَلى نِساءِ العالَمِينَ).(10)
قرآن كريم در مقام قوه جاذبه و معرفى ملكه عفاف، هم تمثيل از مرد مىآورد و هم از زن، يوسف و مريم... هم يوسف مبتلا شد و در اثر عفاف نجات پيدا كرد و هم مريم امتحان شد و در پرتو عفاف نجات يافت.(11)
اسوه قرآنى گاه از ضعيفترين اقشار جامعه ظهور مىكند، چون موسى، ايوب، هود و... و گاهى از درون دربار پادشاهى مانند سليمان، مؤمن آلفرعون و آسيه و....
پارهاى از اسوههاى قرآن مانند مؤمن آلفرعون و اصحاب كهف، در مدتى كوتاه به دعوت اسلام پرداختهاند و پارهاى چون نوح و لقمان، دهها سال و حتى قرنها بدين مأموريت اشتغال داشتهاند. برخى از ايشان مانند سليمان در آسايش و برخى ديگر در سختى و رنج بسيار به دعوت پرداختهاند مانند يوسف در زندان عزيز مصر و پيامبر اسلام تحت فشار مشركان.
در فرهنگ قرآن، همچنين گاهى فرد به عنوان اسوه معرفى مىشود و گاهى جماعت و گروهى به مثابه الگوى دستهها و جماعتها به جامعه انسانى نشان داده مىشود، جماعتهاى نمونهاى چون اصحاب كهف (إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْناهُمْ هُدًى)(12) و سحره فرعون (قالُوا لا ضَيْرَ إِنّا إِلى رَبِّنا مُنْقَلِبُونَ)(13) و اصحاب اخدود (وَمانَقَمُوا مِنْهُمْ إِلّا أَنْ يُؤْمِنُوا بِاللَّهِ العَزِيزِ الحَمِيدِ)(14) و جماعت ابرار (إِنَّ الأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً)(15).
دكتر يوسف القرضاوى از نويسندگان تبليغ در زمينه اسوههاى قرآن بيان نيكويى دارد كه چكيده آن چنين است:
بر دعوتگر است كه به تمام اسوههاى قرآن در زمينههاى گوناگون توجه كند، اسوههايى چون نمونه انسان غنى و سپاسگزار در شخصيت سليمان، نمونه حاكم دادگر در ذوالقرنين، نمونه انسان گرفتار بلا امّا شكيبا و خشنود به قضاى الهى در شخصيت ايوب، نمونه جوان مطيع فرمان الهى و جان نثار در چهره اسماعيل ذبيح الله، نمونه مؤمنى كه ايمانش را به خاطر مصلحتى تا مدتى كتمان و سپس آشكار مىنمايد در مؤمن آل فرعون، نمونه رسول زندانى كه در كنار زندانيان بهدعوت الهى مىپردازد در چهره يوسف، نمونه پدر مؤمن و فرزند كافر در نوح و پسرش، نمونه زن مؤمن دربرابر مرد كافر در آسيه همسر فرعون، نمونه زن كافر در كنار مرد مؤمن در زنان نوح و لوط، نمونه انسان خير خواه و صلحجو كه ستم را با تقوا پاسخ مىدهد، در هابيل فرزند آدم، نمونه انسان شرور در قابيل، نمونه ملت بزدل در بنىاسرائيل و نمونه امتى كه نعمت خدا را شكر نمىگذارد در قوم سبأ.(16)
يكى از مهمترين ابعاد تنوع و گوناگونى شيوههاى تبليغى مستخرج از قرآن، به روشهاى ارشاد و دعوت الگوهاى قرآنى باز مىگردد. هر يك از اسوههاى قرآنى از پيامبران گرفته تا ديگران، به لحاظ آن كه همگى مبلّغ مسلمانى و داعى الى الله هستند، با توجه به شرايط محيط و مخاطب، روشهاى گوناگون، جذاب و چشمگيرى را برگزيده و به كار بستهاند.
به عنوان نمونه، دقت در چند سطر ذيل از سيره ابن هشام مىتواند گوياى تنوع شيوههاى تبليغى رسول اكرم(ص) باشد:
رسولخدا در مراسم حج نزد قبايل عرب مىرفت و آنها را به سوى خدا مىخواند و رسالتش را ابلاغ مىنمود و از آنها مىخواست تا او را تصديق و حمايت كنند... در منزلگاه برخى قبايل مىايستاد و مىگفت: اى فرزندان فلان، من فرستاده خدا به سوى شما هستم كه شما را به عبادت خدا و كنار گذاشتن شرك فرمان مىدهد... آن حضرت از ورود هيچ تازه واردى باخبر نمىشد مگر آن كه براى دعوتش مىشتافت و پيامهاى رسالت را به او عرضه مىفرمود.(17)
يكى ديگر از نويسندگان در اين زمينه چنين اظهار نظر مىكند:
پيامبر هيچ شيوه و اسلوبى را در بيان دعوت وانگذاشت، بلكه در سخنان، نامهها، تعليمات، پندها، خطبهها و نيز دروس نظامى، روشهاى تشويق و هشدار و بشارت را همراه با آسانگيرى و به دور از ايجاد نفرت اتخاذ مىنمود.(18)
و از همين روست كه در اين پژوهش نزديك به پنجاه شيوه مستقل از منظومه تبليغى پيامبر اكرم(ص) استخراج و برداشت نمودهايم و از سيره دعوت ساير اسوههاى قرآن در مجموع به حدود 240 شيوه رسيدهايم.
بنابراين، گذرى و نظرى در دامنه و تعداد شيوههاى برداشت شده الگوهاى قرآنى در همين تحقيق نشان از تنوع بى نظير روشهاى تبليغ قرآنى دارد. در پايان به اين نكته بايستى توجه داشت كه اسلوبها و روشهاى ذكر شده در قرآن، تنها برگزيدهها و نمونههايى از مؤثرترين و بهترين شيوههاى انبيا و اولياست. چه، قرآن در صدد روايت كامل روشهاى هدايتى ايشان و حكايت جامع سيره تبليغى هر يك نبوده است. به عبارت ديگر، همانگونه كه در نقل قصص، هدف قرآن عبرت آموزى است، در نقل و اشاره به شيوههاى دعوت نيز، هدف آيات قرآن بيان اهميت تبليغ دين و آموزش اتخاذ شيوههاى متنوع و چگونگى برخورد تبليغى با شرايط گوناگون است كه از مطالعه مجموع دعوتهاى قرآنى برمىآيد.
1 - محمدحسين فضل الله، اسلوب الدعوة فى القرآن، ص86.
4 - عبدالله جوادى آملى، زن در آينه جمال و جلال، ص199.
11 - عبداللّه جوادى آمدى، زن در آينه جمال و جلال، ص125.
16 - يوسف القرضاوى، ثقافةالداعيه، ص29 - 30.
17 - ابن هشام، السيرة النبويه، ج 2، تحقيق محمد محيى الدين عبدالحميد، ص31 - 32.
18 - محمد عجاج الخطيب، اضواء على الأعلام فى صدرالاسلام، ص20.