شناخت زواياى زندگى درس آموز و حيات عبرت انگيز انبيا و اولياى الهى از مهمترين وظايف دانش پژوهان دين باور است. از دل هر گفتار و كردار اين چهرههاى درخشان چشمهاى جوشان ازمعرفت و ايمان جارى است و هر قطره از اين دريا زاينده بسى معرفتها و ايمانها.
قرآن كريم به مثابه كتاب هدايت بشر و كاملترين مرامنامه دعوت و تبليغ، چونان ذرهبينى ژرفنگر به كاوش در اين زندگىهاى سراسر درس و عبرت پرداخته و با اشاره يا تشريح جنبههايى از حيات شخصيتهاى برجسته تاريخ دين و ايمان، نكتهها و درسهاى ارزشمندى به ابناى بشر گفته و دُرهاى گرانبهايى براى انسانهاى كمالجو و جمالطلب سفته است. قرآن با اين كاوش ژرف و وسيع، هم به معلمان بشر درسهايى كارساز و هم به مربيانش رهنمودهايى روشنگر ارايه كرده است؛ هم به مصلحان انسانيت راهكارهاى رفع تباهى را ارزانى داشته و هم به مبلّغان هدايت گستر، شيوههاى دعوت و ترويج دين را آموخته است و بدين ترتيب، شيوههاى هدايتى اين واپسين كتاب آسمانى و آخرين سند شرايع وحيانى، همه دست اندركاران تعليم، تربيت، ارشاد، دعوت، اصلاح و تبليغ را به كار مىآيد.
از آنجا كه يكى از شيوههاى برجسته تبليغى قرآن، چهرهپردازى و معرفى اسوههاى حسنهاى است كه بهسان چشمههاى نور كام عطشناك هدايت جويان را سيراب نمايند، در تحقيق حاضر، بيش از هر چيز شيوههاى دعوت و تبليغ پيامبران و چهرههاى شاخص قرآن بررسى شده و تلاش گرديده است تا راهكارهاى اساسى تبليغ قرآنى از يك سو، و شيوههاى مقطعى اتخاذ شده از جانب اسوههاى قرآنى، از سوى ديگر، استخراج و شناسايى شوند.
به اعتقاد ما، جامعيت بى بديل قرآن، و لا يَتَناهى بودن اقيانوس معارف آن و نيز تنوع اسوهنمايىها و چهرهپردازىهاى اين نسخه رستگارى، موجب جامعيت شيوههاى تبليغى برگرفته از آن نيز است و اين بررسى به منزله گام نخست در راه بهرهگيرى وسيع از آيات وحى در عرصه انسانسازى و جامعهسازى و اصلاح نابسامانىهاى فكرى، اخلاقى و اجتماعى و دخالت جدى تر وحى در شكلدهى زندگانى بشر خواهد بود. به ديگر سخن، با بررسىها و كاوشهايى از اين دست كه براى نخستين بار در عرصه شيوه شناسى تبليغ و تربيت انبيا و اوليا صورت مىگيرد، امكان بهرهجويى از محتواى كتاب بلاغ و تبليغ و دعوت، و اخذ رهنمودهاى روشن و عملى در جهت ارشاد فرد و جامعه و بسط ارزشهاى دينى و دعوت اِلَىالله ميسّر خواهد گرديد؛ چرا كه منابع اوليه اسلامى (قرآن و سنت و تفاسير) كه مشحون از تصويرپردازىهاى بديع و درخشان از اسوههاى ناب اسلامى و آماده نورافشانى و هدايتافروزى در جهت تعالى آدمى است، ما را پيوسته به شناخت جلوههاى بينش و منش اين چهرهها فرا مىخواند و به تبعيت مرام آنان تشويق مىكند.
در اينجا ضمن سپاسگزارى عميق در درگاه خداوند قادر متعال به خاطر توفيق انجام اين پژوهش، بر خود لازم مىدانم از راهنمايىهاى آموزنده و خيرخواهىهاى صميمانه استاد ارجمندم جناب آقاى دكتر سيد محمد باقر حجتى كه با نهايت لطف و كمال عنايت به هدايت پژوهش و تشويق اينجانب همت وافر گماشتند خالصانه قدردانى و تشكر نمايم.
همچنين مراتب سپاس و تشكر خود را از زحمات و توجهات موشكافانه و اصلاحات مؤثر و كمكهاى بى دريغ سروران گرامى، جناب استاد مهدوى راد و جناب آقاى دكتر افروز در دوران دوساله تحقيق تقديم مىدارم. بى ترديد، بدون راهنمايى و توجه اين بزرگواران ارجمند، تلاش پژوهشى اين حقير به اين غايت دلپذير ره نمىسپرد و اميدوارم در ادامه راه و در پژوهشهاى آتى نيز همچنان از رهنمودهاى روشنگر ايشان بهرهمند باشم.
از همسرم نيز كه در پاكنويس و تنظيم برخى مباحث كمكهاى شايانى نموده سپاسگزارم و از خداوند منّان براى او و فرزندمان سلامت و سعادت خواستارم.