دعاى مؤمنان براى خود و مؤمنان ديگر
عباد الرّحمن چگونه دعا مىكنند؟
تقديس الهى به وسيله دارندگان علم لدنّى
عبدالأعلى گويد: درباره اين آيه از حضرت صادق(ع) تفسير و توضيحى خواستم، حضرت فرمود: <مقصود رضوان الهى و بهشت در آخرت، و وسعت در زندگى و معاش و خوش خلقى در دنياست.»(1)
حضرت اميرالمؤمنين(ع) فرمود: <مقصود در اين آيه، همسر شايسته در دنيا، و بهشت در آخرت است.»(2)
پيامبر گرامى اسلام(ص) فرمود: <كسى كه دلى شكرگزار، و زبانى در كار ذكر خدا، و همسر مؤمنى كه او را در امور دنيا و آخرتش يارى رساند داشته باشد، خداوند در دنيا و آخرت به او حسنه داده و از عذاب آتش او را نگه داشته است.»(3)
در حديث آمده است: <حضرت رسول(ص) به عيادت مرد مسلمانى رفتند كه از بيمارى رنج مىبرد. حضرت به او فرمود: آيا دعاكردى و چيزى از او خواستى؟ بيمار گفت: آرى، اينگونه با خدا سخن مىگويم: بارالها، اگر مرا در آخرت مىخواهى عذاب كنى، آن را در اين دنيا برايم قرارده.
حضرت فرمود: <سُبحانَ اللَّه! توطاقت چنين عذابى ندارى، چرا نگفتى: رَبّنا ءاتِنا فِى الدُّنيا حَسَنَةً وَفِى الآخِرةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النّارِ»
آن بيمار اين گونه دعا كرد و خداوند شفايش داد.»(4)
خداوند متعال گهگاه در قرآن كريم از وضعيّت روحى و روانى مسلمانان در آغاز اسلام ياد مىفرمايد و در حقيقت به مسلمانان در تمام زمانها و مكانها، آموزش مىدهد كه اين گونه باشيد. يكى از آن موارد دو آيه آخر سوره بقره است.
مىفرمايد: <پيامبر به آنچه بر او نازل شده از جانب خداوند ايمان آورد و نيز مؤمنان، همه ايمان آوردند به خدا و فرشتگان او و كتب آسمانى و پيامبران الهى و گويند:
ما بين هيچ يك از پيامبران الهى فرق نمىگذاريم، و گفتند:
سَمِعْناوَأَطَعْنا غُفْرانَكَ رَبَّنا وَإِلَيْكَ المَصِيرُ لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْوَعَلَيْها ما اكْتَسَبَتْ رَبَّنا لا تُؤاخِذنا إِْن نَسينا أَوْ أَخْطَأْنا رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنارَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِهِ وَاعْفُ عَنّا وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا أَنْتَ مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلى القَوْمِ الكافِرِينَ؛(5)
بارالها، شنيديم و اطاعت كرديم آمرزش تو را، و باز گشت به سوى تواست. خداوند به هر كس به اندازه توانش تكليف مىكند، آنچه از نيكى كسب كند براى اوست و هر آن چه از بدى به دست آورد بر ضدّ اوست. بارالها، اگر فراموش يا خطا كرديم ما را مؤاخذه مفرما، وبردوش ما بارگران مگذار آن چنانكه برامتهاى پيشين نهادى. بارالها، ما را بر كارى كه طاقت آن را نداريم وادار مفرما، و از ما در گذر وما را بيامرز و به ما رحم كن، تو مولاى مايى، پس ما را بر قوم كافر پيروز فرما.»
1 . پيامبر اكرم(ص): <پس از اين دعا، خداوند فرموده است: انجام مىدهم و اجابت مىكنم. به همين جهت مستحب است كه اين دو آيه زياد خوانده شود.»(6)
2 . پيامبر اكرم(ص): <آيات آخر سوره بقره هم قرآن است و هم دعاست (بخوانيد كه) موجب رضايت خداوند مىشود.»(7)
3 . ابن عباس گويد: پيامبر خدا(ص) ناگهانى صدايى شنيد، سربلند كرد ديد درى از آسمان گشوده شده، سپس فرشتهاى بر آن حضرت نازل شد و گفت: <خداوند بشارت به دو نور به تو مىدهد كه به هيچ پيامبرى پيش از تو داده نشده است. آن دو، سوره حمد و آيات آخر سوره بقره است، هيچ كس نخواند مگر آن كه حاجتش را رواكنم.»(8)
در رواياتى آمده است كه اين دو آيه گفتوگوى خدا و رسول در معراج بوده است.
4 . رسول خدا(ص) فرمود: <اين دو آيه از گنجهاى بهشتى است كه خداوند رحمان آن را به قدرت خود دو هزار سال پيش از آفرينش مخلوقات نگاشت. هر كس آن را شب (به وقت خواب) بخواند از عبادت شب او را كفايت كند.»(9)
ميزان سنجش اعمال در نزد خداوند، معرفتى است كه بر پايه آن، عمل انجام مىشود. اگر چند نفر يك عمل مشابه را انجام دهند مثلاً دو ركعت نماز بگزارند يا كارهاى شايسته ديگر انجام دهند، پاداش آنان به ميزان معرفتشان به خداوند بزرگ بستگى دارد كه اساس و پايه هر عبادت است.
كسانى كه در معرفت الهى غور كرده، و از درياى محبّت الهى جرعهها نوشيده و در دانش الهى به مقام مكين رسيدهاند و خداوند از آنان به <راسخون فى العلم» تعبير مىكند اين گونه دعا مىكنند:
رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الوَهَّابُ رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ المِيعادَ؛(10)
بارالها، پس از آن كه ما را هدايت كردى دل ما را از حق بر مگردان و از نزد خود به ما رحمت ده، همانا تو بخشندهاى. پروردگارا، تو مردم را در روز قيامت كه در آن ترديدى نيست گرد مىآورى، همانا خداوند در وعده گاهش تخلّف نمىكند.
1 . امام صادق(ع) فرمود: <زياد بگوييد: رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتَنا... و از زير و رو شدن دلها خاطر جمع نباشيد.»(11)
2 . پيامبر گرامى(ص) دعا مىكرد: <يا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبى عَلى دينِكَ، (اى زير و رو كننده دلها، قلب مرا بر دينت ثابت دار)، سپس اين آيه را مىخواند: رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الوَهَّابُ.»(12)
3 . پيامبر گرامى(ص) فرمود: <هر كسى كه آيه رَبَّنا إِنَّكَ جامِعُ النّاسِ لِيَوْمٍ لا رَيْبَ فِيهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ المِيعادَ را بخواند آنچه را گم كرده، خداوند به او برگرداند.»(13)
4 . امام كاظم(ع) به هشام فرمود: <اى هشام، خداوند از مردمانى نيكوكار حكايت مىكند كه اينچنين گفتند: رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الوَهَّابُ؛ چون دانستند كه دلها وسوسه شود و به گمراهى و پستى بر گردد.»(14)
حق تعالى در آيات آغازين سوره حشر از مهاجران و انصار تمجيد مىكند و در آيه دهم مدح و تعريف مىكند از همه كسانى كه پس از رسول خدا(ص) به دنيا مىآيند و به جمع اهل ايمان مىپيوندند و ذكر و دعاى هميشگى آنان اين است:
رَبَّنا اغْفِرْ لَنا وَلِإِخْوانِنا الَّذِينَ سَبَقُونا بِالإِيمانِ وَلا تَجْعَلْ فِى قُلُوبِنا غِلّاً لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَءُوفٌ رَحِيمٌ؛(15)
بارالها، ما و برادران و خواهران ما را كه پيش از ما ايمان آوردند بيامرز، و در دلهاى ما نسبت به افرادى كه ايمان آوردند كينه و دشمنى قرارنده؛ بارالها، تو مهربان و رحيمى.
چه زيباست كه ما هم خود را جزء اين جمع بدانيم و اين دعا را زمزمه كنيم. چرا كه هم طلب آمرزش براى خود و مؤمنان است، و هم طلب قلبى سالم از دشمنى و نظر سوء نسبت به مؤمنان است، و در پايان هم تمجيد حق تعالى است.
در قرآن كريم بارها خداوند متعال به اداى حقّ پدر و مادر سفارش مىكند. رنجهايى را كه مادر در دوران باردارى و زايمان و شير دادن و به سامان رساندن فرزند به جان خريده است گوشزد مىفرمايد، و تعليم مىدهد كه آن گاه كه به اوج توان و رشد رسيد و به مرز چهل سالگى كه دوران پختگى و كمال است قدم نهاد زبان حالش چه باشد؛ چرا كه در اين دوره، نه خامى و بىتجربگى سالهاى جوانى را دارد و نه ضعف وسستى دوران پيرى را. در چنين شرايطى شايسته است بگويد:
رَبِّ أَوْزِعْنِى أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتِى أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَعَلى والِدَيَّ وَأَنْ أَعْمَلَ صالِحاً تَرْضاهُ وَأَصْلِحْ لى فى ذُرِّيَّتى إِنِّى تُبْتُ إِلَيْكَ وَإِنِّى مِنَ المُسْلِمِينَ؛(16)
بارالها، به من الهام فرما كه شكر نعمتهاى تو را كه به من و به پدر و مادرم عطا فرمودى ادا كنم، و كارهاى شايسته كه مورد پسند تو باشد انجام دهم، و فرزندان مرا از صالحان قرارده، من به در گاه تو توبه مىكنم، و من از تسليم شدگان در برابر توام.
خداوند متعال در سوره فرقان، نشانهها و اوصاف عباد الرحمن و بندگان شايسته را بيان مىكند و در ضمن بيان اوصاف و حالات آنان، ازدعاى آنان اين گونه ياد مىفرمايد: آنان مىگويند:
رَبَّنا اصْرِفْ عَنّا عَذابَ جَهَنَّمَ إِنَّ عَذابَها كانَ غَراماً؛(17)
بارالها، عذاب جهنّم را از ما بگردان، چرا كه عذاب جهنّم دائمى است.
و نيز مىگويند:
رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيّاتِنا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنا لِلْمُتَّقِينَ إِماماً؛(18)
بارالها، از همسران و فرزندان، كسانى كه مايه آرامش خاطر و روشنايى چشم ما باشند به ما ببخش، و ما را پيشواى متّقين و تقوا پيشهگان قرارده.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: <به خدا سوگند، من از پروردگارم فرزند زيباروى و نيكو قامت نخواستم، بلكه فرزندى اهل اطاعت و خوف الهى خواستم كه هرگاه به او نظر كردم و او را در حال اطاعت خداوند يافتم چشمم روشن شود.»(19)
قرآن كريم گفتوگوى خداوند بزرگ با اهل جهنم و پاسخ آنان را بازگو مىفرمايد. خداوند به جهنّميان خطاب مىكند و مىگويد: گروهى از بندگان من دعا مىكردند و مرا مىخواندند، اما شما آنها را مسخره مىكرديد و به آنان پوزخند مىزديد؛ دعاى آنان اين بود:
رَبَّنا ءامَنَّا فَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا وَأَنْتَ خَيرُ الرَّاحِمينَ؛(20)
پروردگارا، ما ايمان آورديم پس بيامرز ما را، و ما را مورد رحمت خود قرارده، تو بهترين رحم كنندگانى.
خداوند اين دعا را به <عبادى» (بندگان ويژه من)، نسبت مىدهد و اين دعا و دعا كنندگان را تأييد و تصديق مىكند و از آنان حمايت مىكند.
آنان كه علم لدنّى از خداوند متعال دريافت داشتهاند آن گاه كه آيات الهى بر آنان خوانده مىشود به نشانه تواضع و تسليم در برابر حقتعالى، به سجده در مىافتند و چنين مىگويند:
سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً؛(21)
منزّه است پروردگار ما كه وعدهاش محقّق مىشود.
اعراف جايگاهى است رفيع بين بهشت و جهنم، و بر آن مردانى نشستهاند و همه را از پيشانىشان مىشناسند كه كدام بهشتى و كدام جهنّمى است. آنان بر نيكوكارانى كه در انتظار ورود به بهشت هستند سلام مىكنند. و آن گاه كه به سوى اهل جهنّم رو مىكنند و وضعيت آنان را مشاهده مىكنند مىگويند:
رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ القَوْمِ الظّالِمينَ؛(22)
بارالها، ما را با ستمگران قرار مده.
خداوند متعال در بيان حال پيامبر اكرم(ص) و مؤمنان در روز قيامت مىفرمايد: در روز قيامت خداوند، پيامبر و مؤمنين را رها و رسوا نمىكند و آبرو و موقعيت آنان را محفوظ مىدارد. نور آنان كه بر اثر ايمان راسخ و اعمال صالح به دست آوردهاند بهسان راهنمايى كامل پيشاپيش و همدوش، آنان را به سوى بهشت پيش مىبرد و آنان چنين گويند:
رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شىءٍ قَدِيرٌ؛(23)
بارالها، نور ما را تكميل فرما و بر آن بيفزا، و مارا بيامرز، همانا تو بر هركارى توانايى.
در روز قيامت تقوا پيشگان را به سوى بهشت برند. هنگامى كه به بهشت رسند درهاى بهشت گشوده شود و مأموران بهشت به آنان سلام و خوش آمد گويند. آنان به نشانه سپاس خداوند گويند:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى صَدَقنا وَعْدَهُ وَأَوْرَثَنا الأَرْضَ نَتَبَوَّءُ مِنَ الجَنَّةِ حَيْثُ نَشاءُ فَنِعْمَ أَجْرُ العامِلِينَ؛(24)
سپاس خدايى راست كه وعدهاش را بر ما راست گرداند، و زمين را به ما ارث داد، هر جاى بهشت خواهيم مأوا كنيم، چه خوب است پاداش نيكو كرداران.
و چون بهشت و نعمتهاى فراوانى را كه خداوند به آنان ارزانى داشته نظاره كنند گويند:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى هَدينا لِهذا وَما كُنَّا لِنَهْتَدِىَ لَوْلا أَنْ هَدينَا اللَّهُ؛(25)
تمام سپاس ويژه خدايى است كه ما را به اينجا هدايت فرمود، و اگر خداوند هدايت نمىكرد ما به آن راه نمىيافتيم.
اهل بهشت كه ايمان راستين و عمل شايسته را در اين جهان فراهمآوردهاند و در بهشت از نعمتهاى الهى بهرهمندند ورد زبانشان ايناست:
سُبحانَك اللّهُمَّ؛(26)
پروردگارا تو منزهى از هر عيب.
آنان به يكديگر تحيت و سلام گويند. باز هم آخرين سخنشان ايناست:
الحَمْدُ للَّهِ رَبِّ العالَمينَ؛(27)
تمام حمد مخصوص خدايى است كه پروردگار جهانها و عوالم هستى است.
نيكو كاران در بهشت نيز حمد و ثناى خدا مىكنند و نعمتهاى الهى را بر مىشمارند. بنا به گفته قرآن كريم آنان در بهشت چنين گويند:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى أَذهَبَ عَنّا الحَزَنَ إِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ الَّذِى أَحَلَّنا دارَ المُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ لا يَمَسُّنا فِيها نَصَبٌ وَلا يَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ؛(28)
حمد براى خدايى است كه اندوه را از ما ببُرد، به درستى كه پروردگار ما آمرزنده و شكرگزار است. او كه از كرمَش ما را در سراى جاويد جا داد كه در آن نه رنج به ما رسد و نه خستگى و سختى.
4 . تفسير ابن كثير، ج1، ص433؛ تفسير ابوالفتوح، ج2، ص134.
9 . تفسيرصافى، ج1، ص241؛ تفسير ابوالفتوح، ج2، ص426.
11 . تفسيرالبرهان، ج1، ص272؛ صافى، ج1، ص248.
27 . فاتحه (1) آيه 2؛ يونس (10) آيه 10.