دعاهاى قرآنى (4)

دو حديث

استعاذه

دعاى مسيحيانى كه مسلمان شدند

دعا براى پدر و مادر

دعاى آنان كه به سلطه ستمگران گرفتارند

تعليم دعا به مسلمانان‏

دعا به هنگام‏سوارشدن بر مركب و در برابر هر نعمتى‏

دعاى ملائكه مقرّب براى مؤمنان‏

تقديس الهى از زبان ملائكه‏

پند دوست‏

دعاى عاقلان‏

دعاى بندگان با كمال الهى‏

دعاى هميشگى مؤمنان‏

دعا براى دنيا و آخرت‏


دو حديث

1 . پيامبر گرامى(ص) فرمود: <اسم اعظم كه هر گاه به آن دعا كنند مستجاب شود عبارت است از: قُلِ اللّهُمَّ مالِكَ المُلك...بغيرِ حِسابٍ.»(1)

2 . معاذ بن جبل گويد: روز جمعه‏اى از رسول خدا(ص) باز ماندم و نتوانستم نماز جمعه را با آن حضرت به جا آورم. پس از آن كه رسول خدا(ص) مرا ديد پرسيد:

<اى معاذ چه چيز تو را از نماز جمعه باز داشت؟» گفتم: اى رسول‏خدا! يوحناى يهودى چند وقيه طلا از من طلب دارد و درِ خانه‏ام ايستاده بود تا از خانه خارج شوم و طلبش را از من درخواست كند و من ندارم تا طلب او را بپردازم. به اين سبب از خانه خارج نشدم.

حضرت فرمود: <اى معاذ، آيا دوست دارى خدا قرض تو را ادا كند؟ گفتم: آرى يارسول اللَّه. فرمود: <آيه قل اللّهُمَّ مَالِكَ المُلكِ را تا بغيرِ حسَاب بخوان و سپس بگو: يارَحمانَ الدُّنيا والآخِرَةِ وَرَحِيمهما تُعطى مِنهُما ما تشاءُ وتَمْنَعُ مِنهما ما تشاءُ، اِقضِ عَنّى دَيْنى. اگر به اندازه تمام زمين طلا بدهكار باشى خداوند ادا مى‏كند.»

13 . خداوند متعال شيوه احتجاج و گفت‏وگو با كفار را به رسول‏خدا(ص) آموزش مى‏دهد و آن جناب آن شيوه را به كار مى‏بندد و پس از آن كه اين گفت‏وگوها به ثمر نمى‏نشيند و آنها بر جهل و گمراهى خود اصرار مى‏ورزند به آن حضرت تعليم مى‏دهد كه دعا كند و بگويد:

رَبِّ إِمَّا تُرِيَنّى‏ ما يُوعَدُونَ رَبِّ فَلا تَجْعَلْنى‏ فى القَوْمِ الظالِمينَ؛(2)

پروردگارم، اگر اراده كرده‏اى آن عذابى را كه به كفار وعده داده‏اى به من نشان دهى. پروردگارم، پس مرا در ميان ستمگران قرارمده.

استعاذه

استعاذه يعنى پناه بردن به خداوند متعال از فتنه انگيزان و شرّ آنها. در قرآن كريم بارها خداوند بزرگ حضرت محمد(ص) را تعليم مى‏دهد كه از وسوسه‏هاى شياطين و پليدان به خداوند پناه برد.

در دو سوره فصّلت‏(3) و اعراف‏(4)، خداوند به پيامبرش مى‏فرمايد: <اگر شيطان تو را وسوسه كرد به خدا پناه بر، همانا او شنوا و داناست.» در سوره مؤمنون، به حضرت محمد(ص) اين‏گونه تعليم مى‏دهد كه دعاكن و بگو:

رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ أَنْ يَحْضُرُونِ؛(5)

پروردگارم، از وسوسه‏هاى شيطان‏ها به تو پناه مى‏برم. وپناه مى‏برم به تو پروردگارم، از اين‏كه آنان نزد من حاضر شوند.

دو سوره آخر قرآن كريم مُعَوَّذَتين نام گرفته است كه در آنها خداوند به پيامبر گرامى ما دستور مى‏دهد كه بگويد:

بِسم اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ وَمِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ وَمِنْ شَرِّ النَّفّاثاتِ فِى العُقَدِ وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ؛

بگو پناه مى‏برم به پروردگار سپيده صبح، از شرّ مخلوقات و از شرّ شب‏تار هنگامى كه در آيد و از شرّ جادوگرانى كه در گره‏ها دمند. و از شرّ حسود آن‏گه كه حسد ورزد.

بِسم اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ‏

قُلْ أَعُوذُ بِرَّبِ النّاسِ مَلِكِ النّاسِ إِلهِ النّاسِ مِنْ شَرِّ الوَسْواسِ الخَنّاسِ الَّذِى يُوَسْوِسُ فِى صُدُورِ النّاسِ مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاسِ؛

بگو پناه مى‏جويم به پروردگار آدميان، پادشاه آدميان، معبود آدميان، از بدى وسوسه كننده خنّاس؛ آن كه در دل مردمان وسوسه كند كه از جنّ و انسان است.

دعاى مسيحيانى كه مسلمان شدند

از آغاز ظهور اسلام، يهود و نصارا هر كدام به شيوه‏اى با اسلام برخورد مى‏كردند. يهود از روى حسدورزى و كينه و دشمنى با اسلام و پيامبر و مسلمين، سر ناسازگارى و عناد داشتند و از هيچ زمينه‏اى براى ضربه به اسلام چشم پوشى نمى‏كردند.

در مقابل، نصارا روشى منطقى و معقول، و برخوردهاى مهرآميز و دوستانه با اسلام و مسلمين داشتند. قرآن كريم از اين دو برخورد متفاوت ياد مى‏كند و بارها به نشانه قدرشناسى، از حق گرايان مسيحى تمجيد مى‏كند و از برخوردهاى معقول و سنجيده آنان ستايش مى‏كند.

گروهى از آنان كه از زُهّاد و عُبّاد و دانشمندان مسيحى بودند وقتى كه با قرآن وپيام آن آشنا شدند و آن را حق يافتند مسلمان شدند و از شادمانى گريستند و چنين گفتند:

رَبَّنا ءامَنَّا فَاكْتُبْنا مَعَ الشاهِدينَ؛(6)

بارالها، ايمان آورديم، ما را هم در زمره گواهان (و مسلمين) قرارده.

دعا براى پدر و مادر

پدر و مادر حقوق بسيارى بر فرزندان دارند. خداوند كريم در چند جاى قرآن، فرزندان را بر اداى حق پدر و مادر سفارش كرده است.

در سوره اسراء مى‏فرمايد: <پروردگارت حكم كرد كه به جز او را نپرستيد و به پدر و مادر نيكى كنيد. اگر يكى از آن دو يا هر دو در نزد تو به سنّ پيرى رسيدند به آنان اف نگو و تندى مَكن و با آنان به ملايمت و نرمى سخن گو، در برابر آنان تواضع و مهربانى پيشه كن و براى آنان دعاكن و بگو:

رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانى‏ صَغيراً؛(7)

بارالها، آن دو را رحمت كن چنان كه مرا در كودكى پروراندند.»

دعاى آنان كه به سلطه ستمگران گرفتارند

يك وظيفه اساسى و هميشگى مؤمنان اين است كه در راه خدا پيكاركنند و براى نجات مستضعفان، از چنگال حكومت كفر و ظلم تلاش كنند. چرا كه ستمگران و زورگويان براى آنان قدرتى باقى نگذاشته‏اند تا بتوانند از خود دفاع كنند. به همين جهت دست به دعا بر مى‏دارند و مى‏گويند:

رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ القَرْيَةِ الظالِمِ أَهْلُهاوَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ نَصِيراً؛(8)

بارالها، ما را از اين سرزمين ستمگران بيرون بر، خود براى ما سرپرستى قرارده، و براى ما يارى كننده و پشتيبان بفرست.

تعليم دعا به مسلمانان

در نبرد حُنين، غنيمت بسيارى به چنگ مسلمانان افتاد. حضرت محمد(ص) به هنگام تقسيم غنايم، به تازه‏مسلمانان مكّه سهم بيشترى دادند تا در مسلمانى دلگرم و به اسلام خوشبين شوند. اين كار پيامبر سبب گرديد تا براى بيشتر مهاجر و انصار كه از فلسفه كار حضرت بى‏خبر بودند سؤال ايجاد شود و در اين ميان، منافقان فرصت يافتند تا زبان اعتراض بگشايند و به بدگويى از پيامبر پردازند.

پيامبر، علّت كار خود را شرح دادند و مؤمنان بدان راضى شدند.

خداوند مى‏فرمايد: شايسته بود به آنچه خدا و پيامبرش به آنان دادند راضى و خوشنود باشند و بگويند:

حَسْبُنا اللَّهُ سَيُؤْتِينا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏وَرَسُولُهُ إِنّا إِلى‏ اللَّهِ راغِبُونَ؛(9)

خداوند ما را بس است، به زودى خداوند از فضلش، و پيامبرش به ما مى‏دهند، ما به سوى پروردگار رغبت و ميل داريم.

دعا به هنگام‏سوارشدن بر مركب و در برابر هر نعمتى

يكى از شيوه‏هاى قرآن براى آشناكردن مردم باخدا، بر شمردن نعمت‏هاى الهى است. قرآن مى‏كوشد وجدان‏هاى خفته را بيدار كند و مردم گريزپاى را با خدايشان انس و آشتى دهد.

در سوره زُخرف مى‏فرمايد: <خداوند براى شما كشتى و چار پايان آفريد تا بر آن سوار شويد و آن گاه كه بر آن قرار يافتيد به ياد نعمت پروردگارتان باشيد و بگوييد:

سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ.(10)

منزّه است خدايى كه اين مركب را براى ما مسخَّر ساخت، و گرنه ما توان آن را نداشتيم، وما به سوى پروردگارمان باز مى‏گرديم.»

امام على(ع) فرمايد: <هر گاه بر مركب سوار شديد ياد خدا كنيد و بگوييد: سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ».(11)

امام رضا(ع) فرمايد: <شكر الهى آن است كه هرگاه خداوند بر بنده‏اش نعمت داد بگويد: سُبْحانَ الَّذِى سَخَّرَ لَنا هذا وَما كُنّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَإِنّا إِلى‏ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ والحمد للَّه ربّ العالمين.»(12)

دعاى ملائكه مقرّب براى مؤمنان

حاملان عرش الهى و كرّوبيان كه فرشتگان عالى رتبه و مقرّب الهى هستند، هميشه تسبيح و حمد پروردگار كنند و بر ايمانشان افزوده شود و از براى مؤمنان طلب آمرزش كنند و گويند:

رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَي‏ءٍ رَحْمَةً وَعِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذابَ الجَحِيمِ رَبَّنا وَأَدْخِلْهُمْ جَنّاتِ عَدْنٍ الَّتِى وَعَدْتَهُمْ وَمَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَأَزْواجِهِمْ وَذُرِّيّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ العَزِيزُ الحَكِيمُ وَقِهِمُ السَّيِّئاتِ وَمَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذلِكَ هُوَ الفَوْزُ العَظِيمُ؛(13)

بارالها، رحمت و دانش تو همه چيز را فرا گرفته است، پس بيامرز كسانى را كه توبه كردند و راه تو را پيمودند، و آنان را از آتش جهنّم بازدار. بارالها، آنان و نيكان از پدران و همسران و فرزندانشان را به بهشت عَدْن كه به آنان وعده دادى داخل فرما، همانا تو عزيز و حكيمى. و آنان را از بدى‏ها و عذاب دوردار؛ چرا كه هر كه را تو از بدى در روز قيامت حفظ فرمايى به او رحم كرده‏اى، و همين رستگارى بزرگ است.

شايسته است ما هم با ملائكه مقرب همنوا شويم و اين دعا را بخوانيم، چرا كه هم دعا براى خود و هم براى جميع مؤمنان است.

تقديس الهى از زبان ملائكه

در روز قيامت، خداوند نابكاران و مشركان را محشور فرمايد و سپس به فرشتگان گويد: آيا اينها (مشركان) شما را بندگى مى‏كردند و شما را مى‏پرستيدند؟

فرشتگان در پاسخ گويند:

سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ؛(14)

اى خدا تو منزّهى از هر عيب، تو ولىّ و همراه مايى نه آنان، بلكه آنان جنّ را پرستش مى‏كردند و بيشترشان به آن ايمان داشتند.

پند دوست

دو مرد بايكديگر دوست بودند؛ يكى خدا پرست فقير و ديگرى ثروتمند بى‏ايمان. ثروتمند بى‏ايمان به ثروت خود مى‏باليد و به دوستش مى‏گفت: من ثروت و افرادم بيش از تو است. و هرگاه در دوباغ وسيع و پر محصولش وارد مى‏شد، مى‏گفت: گمان ندارم اين همه نعمت تمام شود و قيامتى در كار باشد. دوست خداشناس به او پند داد و گفت: آيا به خدايى كه تو را آفريد كفر مى‏ورزى؟ اما من معتقدم كه اللَّه خداى من است و شريكى براى او قرار نمى‏دهم، چرا نعمت دهنده را نمى‏شناسى و هرگاه به باغت داخل مى‏شوى ياد خدا نمى‏كنى و به نشانه شكر گزارى نمى‏گويى:

ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ؛(15)

آنچه خدا خواهد (همان مى‏شود) قوت و قدرتى نيست مگر از جانب خدا.

پيامبرگرامى(ص) فرمود: <هر گاه خداوند به بنده‏اش نعمت مال و زن و فرزند عنايت فرمود و او گفت: ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ آفتى به جز مرگ نبيند.»(16)

امام صادق(ع) فرمود: <عجب دارم از كسى كه نعمت‏هاى دنيايى مى‏خواهد و نمى‏گويد: ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّةَ إِلاَّ بِاللَّهِ، چرا كه پس از اين جمله خداوند از زبان آن مرد خداشناس مى‏گويد: اگر من از تو كمتر ثروت و فرزند دارم اميدوارم خداوند بهتر از باغ تو به من دهد، و اين اميد حتماً محقّق مى‏شود.»(17)

دعاى عاقلان

خداوند متعال در كتابش بارها از <اولوالألباب» مدح و تعريف مى‏كند. الباب جمع لُبّ يعنى مغز و اولوالألباب يعنى صاحبان مغز.

گويا ديگران پوسته‏اى از زندگى، و مقصود و مغزِ حيات و آفرينش، اولو الألباب هستند. اولو الألباب يعنى كسانى كه اهل فكر و انديشه و عقل و بينش هستند و هدف از آفرينش و هستى را خواب و خوراك نمى‏دانند. چنين كسانى در هر شرايطى كه باشند به هنگام كار و فراغت و استراحت به ياد خدا هستند و ذكر او را به لب دارند و در آفرينش آسمان‏ها و زمين مى‏انديشند و چنين باخدا مى‏گويند:

رَبَّنا ما خَلَقْتَ هذا باطِلاً سُبْحانَكَ فَقِنا عَذابَ النّارِ رَبَّنا إِنَّكَ مَنْ تُدْخِلِ النّارَ فَقَدْ أَخْزَيْتَهُ‏وَما لِلظّالِمِينَ مِنْ أَنْصارٍ رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِى لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنّا رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَكَفِّرْ عَنّا سَيِّئاتِناوَتَوَفَّنا مَعَ الأَبْرارِ رَبَّنا وَآتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى‏ رُسُلِكَ وَلاتُخْزِنا يَوْمَ القِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ المِيعادَ؛(18)

بارالها، اين جهان را باطل و بيهوده نيافريدى، منزّهى از عيب، ما را از آتش جهنّم بازدار. بارالها، هر كه را تو داخل جهنّم كنى او را رسوا ساخته‏اى، و براى ستمگران در برابر تو ياورى نيست.

بارالها، ماشنيديم مناديى را كه نداى ايمان سر مى‏دهد به پروردگارتان ايمان آوريد، پس ما ايمان آورديم. پروردگارا، پس بيامرز گناهان ما را، و بدى‏هاى ما را پاك فرما، و ما را بانيكان بميران.

بارالها، آنچه را به پيامبرانت وعده دادى به ما مرحمت فرما، و ما را در روز قيامت رسوا مساز، همانا تو خلف وعده نمى كنى.

همان طور كه ملاحظه مى‏شود اين دعا عمومى است و اختصاص به شخص خاصى ندارد. وقتى از صميم دل اين دعا خوانده شود استجابت آن حتمى است، زيرا خداوند در آيه بعد مى‏فرمايد: <فاستجاب لهم ربّهُم».

امام على(ع) فرمود: <رسول خدا(ص) شب‏ها آن گاه كه از خواب برمى‏خاست مسواك مى‏زد، سپس به آسمان نگاه مى‏كرد و اين آيات را مى‏خواند: إنّ فى خلق السموات والأرض... فقنا عذاب النار».(19)

دعاى بندگان با كمال الهى

ماگمان مى‏كنيم طلب مغفرت و آمرزش از خداوند بزرگ، مخصوص كسانى است كه كارهاى زشت و ناپسند انجام مى‏دهند و درپى گناه و فسق و فجور هستند، امّا آنان كه سر در فرمان حق دارند برايشان تقاضاى آمرزش و عفو معنا ندارد. اين پندار نادرست است، زيرا استغفار و طلب آمرزش پيامبران را در جاى‏جاى قرآن كريم مشاهده مى‏كنيم و تقاضاى عفو و بخشايش ائمه اطهار(ع) در احاديث و دعاها و مناجات‏ها بيش از موضوعات ديگر مى‏بينيم.

خداوند متعال در آيه 15 و16 سوره آل عمران مى‏فرمايد: آنها كه اهل صبر و راستى و عبادت و انفاق و استغفار سحرى هستند اين گونه دعا مى‏كنند:

رَبَّنا إِنَّنا آمَنَّا فَاغْفِرْلَنا ذُنُوبَنا وَقِنا عَذابَ النَّارِ؛(20)

بارالها، ما ايمان آورديم، گناهان ما را بيامرز و از عذاب آتش ما را نگه‏دار.

دعاى هميشگى مؤمنان

سوره حمد، خلاصه و چكيده قرآن كريم است. در عظمت آن همين‏بس كه كتاب خدا با آن سوره آغاز مى‏شود و روزانه دست كم ده نوبت آن را در نماز قرائت مى‏كنيم و هيچ نمازى بدون آن صحيح نيست. نيمى از سوره حمد، ثنا و سپاس و ستايش خداوند متعال است و نيمه ديگر آن خواسته بنده است از مولا و پروردگارش.

ما سوره حمد را در نماز به نيّت آن كه قرآن است مى‏خوانيم نه به عنوان دعا، اما اين منافاتى ندارد با اين كه در بخشى از آن خداوند دعا را به ما تعليم كند. در اين سوره مى‏خوانيم:

اهْدِنا الصِراطَ المُستَقِيم صِراطَ الَّذِينَ أَنْعَمتَ عَلَيهِم غَيْرِ المَغضُوبِ عَلَيهِم وَلا الضَّالِّين؛(21)

بارالها، ما را به راه راست هدايت فرما. راه كسانى كه بر آنها نعمت دادى نه راه كسانى كه گرفتار غضب و عذاب تو شدند و نه راه گمراهان.

دعا براى دنيا و آخرت

خداوند متعال در قرآن كريم از دو گروه دعا كننده ياد مى‏كند:

يك گروه آنان كه چشم به دنيا دوختند و به جهان آخرت بى‏اعتنا هستند. آنها در مقام دعا هم از خداوند فقط دنيا را مى‏خواهند و مى‏گويند: خداوندا، آنچه مى‏خواهى به ما بدهى در دنيا بده. چنين كسانى در آخرت بى‏بهره‏اند.

گروه دوم كسانى هستند كه هم نظر به دنياى خود دارند وهم اعتقاد به آخرت، اينان اين گونه دعا مى‏كنند:

رَبَّنا ءاتِنا فىِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فىِ الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنا عَذابَ النَّارِ؛(22)

بارالها، در دنيا به ما حسنه بده، و در آخرت نيز حسنه بده و ما را از آتش جهنم دور دار.


1 . نورالثقلين، ج‏3، ص‏324؛ الدّر المنثور، ج‏2، ص‏25.

2 . مؤمنون (23) آيات 93 و94.

3 . فصّلت (41) آيه 36.

4 . اعراف (7) آيه 200.

5 . مؤمنون (23) آيات 97 و98.

6 . مائده (5) آيه 83.

7 . اسراء (17) آيه 24.

8 . نساء (4) آيه 75.

9 . توبه (9) آيه 59.

10 . زخرف (43) آيات 13 و14.

11 . نورالثقلين، ج‏4، ص‏593 - 594.

12 . نورالثقلين، ج‏4، ص‏593 - 594.

13 . غافر (40) آيات 7 - 9.

14 . سبأ (34) آيه 41.

15 . كهف (18) آيه 39.

16 . الوابل الطيّب، ص‏111.

17 . خصال، ص‏218.

18 . آل عمران (3) آيات 191 - 194.

19 . مجمع البيان، ج‏2، ص‏298.

20 . آل عمران (3) آيه 16.

21 . حمد (1) آيات 6 و7.

22 . بقره (2) آيه 201.


بازگشت