قرآن كريم كتاب زندگى ماست و هر آنچه كه براى تكامل روح و سازندگى شخصيّت انسان لازم است در آن آمده است.
يكى از نيازهاى فطرى بشر، راز و نياز با خداوند است. او مىخواهد خوشبخت زندگى كند و در آخرت نيز سعادتمند شود. بدين منظور و براى رسيدن به اين مقصود همواره در صدد داشتن رابطه وانس باخداوند است تا به هنگام بروز شدايد و مشكلات به او رجوع نمايد. براى اينمنظور لفظ و بيان خاص و الفاظ و متن مخصوصى لازم نيست. هر قوم و ملتى با زبان خود و به مقدار فهم خويش خدا را مىخوانند.
اما متن دعاها و مناجاتهايى كه از زبان اهل معرفت و انسانهاى الهى و وارسته برخاسته است داراى ظرافتهاى لفظى و معانى گستردهاى است به گونهاى كه در كلام و دعاى ديگران يافت نمىشود. و اين خود رمز جاودانگى و قابل سرمشق بودن اين دعاهاست.
يك بخش از كتب احاديث ما، دعاها و مناجاتهايى است كه برزبان اولياىالهى جارى شده است كه با آن كلمات همواره خدا را مىخواندهاند و يا اين كه به پيروانشان تعليم دادهاندكه با آن خدا را بخوانند. عمده اين گونه متون در <كتب دعا» گرد آمده است.
ليكن دعاهايى در قرآن كريم آمده است كه از زبان فرشتگان و پيامبران و بندگان صالح صادر شده و يا تعليم خداوند به بندگانش است كه به آنها بهطور مستقل كمتر پرداخته شده است.
از آنجايى كه بنده مدتها توفيق استفاده از درس پر فيض و بركت استاد بزرگوار حوزه، حضرت آيةاللَّه حسن زاده آملى (دامت افاضاته) را داشتم، استاد عظيم الشأن توصيه مىفرمود كه قرآن را مطالعه كنيد و به دعاهاى قرآن كريم اهتمام ورزيد. به دنبال تأكيد استاد، بنده نيز چند دور قرآن را مطالعه كردم و آياتى را كه حاوى دعاى پيامبران و فرشتگان و بندگان بر گزيده حق و يا تعليم خداوند به پيامبرش بود در مجموعهاى گرد آوردم. اكنون آيات برگزيده دعايى با توضيحى كه زمينه استفاده از هر دعا را در مورد ويژهاش بيان مىكند، در اختيار مؤمنان و دوستداران قرآن كريم قرار مىگيرد.
در اين كتاب سعى كردهام تا در مواردى كه به توضيح و تبيين كلمات و عبارات قرآنى نياز داشت از قرآن كريم و دو تفسير مجمع البيان و البرهان استفاده نمايم و احياناً احاديثى از كتب تفسيرى و حديثى بر آن افزودهام. و در پايان فهرست موضوعى دعاهاى ذكر شده را افزودم تا خواننده بهتر بداند كه هر دعايى در چه زمينه و موضوع و مناسبتى نازل شده و نيز با چگونگى تكرار دعاها آشنا شود.
خداوند مىفرمايد: <أُدْعُونى أَسْتَجِبْ لَكُمْ»(1)؛ مرا بخوانيد تا به شما پاسخ دهم. مىدانيم كه خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمىرود، ليكن يكى از بهترين شواهد بر صدق گفتار حق تعالى مواردى است كه در قرآن كريم آمده است كه انبيا، اوليا و بندگان صالح حق تعالى در شرايطى خاص خدا را خواندند و خدا هم دعاى آنان را اجابت كرد و آنها را از غم واندوه رهانيد.
وقتى كه خداوند داستان حضرت يونس و زندانى شدن او در شكم ماهى در قعر دريا، و قبول توبه و استغفار او را بيان مىكند در پايان اشاره مىكند به دعا و مناجات يونس در قعر دريا، و مستجاب شدن دعا و نجات يافتن او از چنان زندان وحشتناك، در آخر سخن مىفرمايد: <وَكَذلِكَ نُنْجِى المُؤْمِنينَ»(2)؛ ما اينچنين مؤمنان را نجات مىدهيم. و اين معنا را بالفظ مستقبل (كه دلالت بر دوام و استمرار دارد) بيان مىكند. گويا خداوند مىخواهد بفرمايد: مباداگمان كنيد اينگونه برخورد و يارى و كمك ما اختصاص به يونس و يا گذشتگان و يا پيامبران دارد؛ بلكه نجات و يارى و كمك و هدايت ما شامل حال همه مؤمنان است؛ آنهايى كه از سوز دل و از عمق جان در گرفتارىها خدا را بخوانند.
در حقيقت خداوند با ذكر داستان حضرت يونس و حسن ختام آن با اين جمله، به مردم با ايمان راه ارتباط بندگان با خدايشان را نشان مىدهد كه در مشكلات و سختىها به خداوند اميدوار باشند و به درگاه او روى آورند و هيچگاه از رحمت الهى مأيوس نباشند، چرا كه فريادرس همه در همهجا خداوند است.