آيا مى دانيد كه :

آيا مى دانيد كه : در قرآن كريم از 25 تن از انبياى عظام الهى نام برده شده است و شرح مفصل يا كوتاه دعوت آنان قوم خود را به توحيد و نيكوكارى آمده است. اين پيامبران عبارتند از: 1. آدم(ع) 2. ابراهيم(ع) 3. ادريس(ع) 4. اسحاق(ع) 5. اسرائيل [=يعقوب‏](ع) 6. اسماعيل(ع) 7. الياس(ع) 8. اليسع(ع) 9. ايوب(ع) 10. داود(ع) 11.ذوالكفل(ع) 12. زكريا(ع) 13. سليمان(ع) 14. شعيب(ع) 15. صالح(ع) 16.عيسى(ع) 17. لوط(ع) 18. محمد(ص) 19. موسى(ع) 20. نوح(ع) 21. هارون(ع) 22. هود(ع) 23. يحيى(ع) 24. يوسف(ع) 25. يونس(ع).

آيا مى دانيد كه : اعلام قرآن، يعنى شناخت و معرفى صاحبان نام‏هاى خاص در قرآن كريم كه اين نام‏هاى خاص 1) گاه شامل رجال است؛ مانند ذوالقرنين يا شعيب يا ابراهيم. 2)گاه‏شامل نساء است؛ مانند مريم و زنان بعضى انبيا يا زليخا كه تحت عنوان امرأةالعزيز همسر عزيز مصر از او نام برده شده است. 3)گاه شامل اماكن جغرافيايى است؛ نظير مصر، مدين، مكه و مدينه. 4)گاه شامل غزوات است؛ مانند بدر، احد (از احد بالصراحه نام برده نشده است) يا حنين. 5) گاه شامل اقوام است؛ مانند عرب، عاد، يأجوج و مأجوج. 6) گاه شامل نام فرشتگان است؛ مانند جبرئيل، ميكائيل، ملك‏الموت، مالك دوزخ، هاروت و ماروت. 7)گاه شامل آلهه كفر و بتان است؛ مانند عزّى، لات، منات، ود، سواع، يعوق. 8) گاه شامل ائمةالكفر است؛ مانند فرعون، سامرى، قارون. 9)گاه شامل موجودات غيبى اخروى است؛ مانند بهشت، جهنم، سلسبيل، كوثر. 10)گاه شامل كتب آسمانى است: زبور، تورات، انجيل و قرآن.

آيا مى دانيد كه : آيا قرآن غثّ و سمين دارد؟ اين مسأله از قديم معركه آراى قرآن‏پژوهان و قرآن‏شناسان مسلمان بوده است. از قدما كسى كه با صراحت تمام به اين سؤال جواب مثبت داده امام محمد غزالى است، كه طبق اعتقاد خود به غث و سمين داشتن قرآن‏كريم، كتابى به سليقه خود از آيات برتر قرآنى برگزيده است كه جواهرالقرآن نام‏دارد و جمعاً نزديك 1400 آيه (كمتر از يك‏چهارم كل آيات قرآن) برگزيده است. در اين زمينه قابل توجه است كه يك قطعه دوبيتى فارسى كه گوينده‏اش مجهول است از قدما به‏دست ما رسيده است. در قدمت اين قطعه دوبيتى همين بس كه ابن‏عربشاه (احمدبن محمد، 791 - 854 ق.) نويسنده كتاب عجائب‏المقدور فى اخبار تيمور (به‏عربى) اين دو بيت فارسى را به دو بيت عربى، كه هموزن و همقافيه آن است، ترجمه كرده است كه هردو، هم دو بيت فارسى و هم دو بيت عربى را نقل مى‏كنيم:

در بيان و در فصاحت كى بود يكسان سخن
گرچه گوينده بود چون جاحظ و چون اصمعى
در كلام ايزد بيچون كه وحى مُنزلست
كى بود تبت يدا مانند يا أرض ابلعى
ما استوى فى موقف الإفصاح منطيق ولو
قد سحبا سحب سحبان واصمى‏ أصمعى
فافتكر فيما ترى فى منزل أعيى الورى
هل ترى تبت تحاذى قيل يا أرض ابلعى

آيا مى دانيد كه : قاريان هفت‏گانه يا قرّاء سبعه، كه در واقع ائمه قراءت و قراءت‏شناس و مُقرى (داناى علم قراءت و قراءت‏پژوه) هستند، عبارتند از: 1. عبداللَّه‏بن عامر دمشقى (م‏21- 118ق.) 2. عبداللَّه‏بن كثير مكى (45 - 120ق.) 3. عاصم بن ابى‏النجود (128-76ق.) 4. زَبّان‏بن علاء = ابوعمرو بصرى (68 - 154ق.) 5. حمزةبن حبيب كوفى (80 - 156ق.) 6. نافع‏بن عبداللَّه مدنى (70 - 169ق.) 7. على‏بن حمزه كسائى (189-119ق.).

آيا مى دانيد كه : متشابهات طبق تصريح قرآن كريم (آل عمران، 7) در قرآن كريم وجود دارد، يعنى آيه‏ها و عباراتى از قرآن كه آنها را نمى‏توان و نمى‏بايد به‏معناى ظاهرى گرفت. مانند اين‏كه <عرش الهى بر آب بود». در برابر متشابهات، محكمات است كه بخش اعظم قرآن را تشكيل مى‏دهد و معناى آنها از ظاهرشان برمى‏آيد؛ مانند <الوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين» (بقره، 233) (مادران بايد فرزندانشان را دو سال كامل شير دهند). متشابهات در قرآن كريم در حدود دويست آيه در ميان 6236 آيه است. تأويل متشابهات جايز و بلكه لازم است و آن وظيفه و در حد توان راسخان درعلم وايمان است. و برعكس، تأويل محكمات غيرلازم و ممنوع است.

آيا مى دانيد كه : آيا تأويل قرآن را فقط خداوند مى‏داند؟ اين بحث معركه آراى مفسران و قرآن‏پژوهان اهل سنت و شيعه است و مرجع قرآنى آن آيه هفتم از سوره آل‏عمران است كه پس از بيان اين‏كه قرآن هم محكمات دارد كه اساس كتاب را تشكيل مى‏دهد و هم متشابهات، و بيان اين كه كژدلان در پى تأويل بر وفق هوى‏ و هوس‏هاى خود هستند مى‏فرمايد كه: <و ما يعلم تأويله الّا اللَّه والراسخون فى العلم» كه اين عبارت قرآنى هم از نظر نحوى و هم بلاغى قابليت دو قراءت دارد: الف) قراءت وقف پس از اللَّه، كه قراءت اكثر اهل سنت است مگر معدودى از بزرگان آنان، مانند زمخشرى، قاضى عبدالجبار همدانى، ابوالسعود عمادى، آلوسى، قاضى بيضاوى و حتى نحويان بزرگى چون نحّاس، عكبرى و محمود صافى، ب) قراءت عطف، يعنى عطف الراسخون فى العلم به‏اللَّه كه قراءت اكثريت قريب به اتفاق شيعه اماميه است و عده‏اى از بزرگان اهل سنت كه نام بعضى از آنان را هم‏اكنون ياد كرديم. آرى چون در اين آيه الراسخون فى العلم در مقام مدحند، و ندانستن تأويل قرآن مدح نيست، و چون اگر كسى جز خداوند داناى تأويل متشابهات قرآن نباشد، العياذ باللَّه قرآن شبيه به‏معما و در نهايت ناقض غرض صاحب قرآن خواهد شد، و نمى‏توان گفت كه حتى حضرت رسول(ص) و ائمه اطهار(ع) تأويل قرآن را نمى‏دانند، لذا در پاسخ به اين سؤال كه در صدر اين فقره آورديم مى‏گوييم كه آرى راسخان در علم كه در درجه اول عبارت از حضرات معصومين(ع) هستند (كه فرموده‏اند: نحن الراسخون فى العلم، فنحن نعلم تأويله/ ما راسخان در علميم، لذا تأويل قرآن را مى‏دانيم) و سپس ائمه علم وادب و قرآن‏شناسان و قرآن‏پژوهان دانشور، داناى تأويل متشابهات و تواناى تأويل متشابهاتند.

(1)     (2)     (3)     (4)     (5)     (6)     (7)     (8)     (9)     (10)     (11)  

بازگشت