27- آيه ايذاء

در آيه 57 سوره احزاب مى‏خوانيم: ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخرة واعد لهم عذابا مهينا:«كسانى كه خداوند و پيامبرش را آزار مى‏دهند خداوند آنهارا از رحمت خود در دنيا و آخرت دور مى‏سازد، و براى آنها عذاب خوار كننده‏اى آماده كرده است».

بديهى است كسى نمى‏تواند به ذات پاك خداوند زيان و آزارى برساند، بنابراين منظور از ايذاء خداوند - همانگونه كه مفسران هم گفته‏اند - همان كفر و الحاد است كه خداوند را به خشم مى‏آورد، و تأكيدى است بر مجازات كسانى كه پيامبر و مؤمنان را آزار مى‏دهند، چرا كه آزار آنها بمنزله آزار خداست .

در اينجا در روايات متعددى كه از طرق برادران اهل سنت و از طرق اهلبيت (ع) رسيده مى‏خوانيم كه پغمبر اكرم (ص) فرمود: «اى على هر كه تورا آزار برساند مرا آزار رسانده است» به اين ترتيب آزار او هم‏سنگ آزار، پيامبر (ص) است .

«حاكم حسكانى »در «شواهد التنزيل» از «جابربن عبدالله» نقل مى‏كند كه مى‏گويد: از پيغمبر اكرم شنيدم كه به على (ع) مى‏فرمود: من آزاك فقد آدانى:«كسى كه تورا آزار كند مرا آزار كرده است».(491)

و در حديث ديگرى از «ابن ابى سلمه» از ام سلمه همسر پيامبر (ص) نقل مى‏كند كه مى‏گويد: شنيدم رسول خدا (ص) به على بن ابى طالب (ع) مى‏فرمود: انت اخى و حبيبى، من آذاك فقد آذانى:«تو برادر و حبيب منى، هر كس تورا آزار كند مرا آزار كرده است».(492)

سپس مى‏افزايد همين معنى از گروه ديگرى مانند «عمر» و «سعدبن ابى وقاص» و «ابوهريره» و «ابن عباس» و «ابو سعيد خدرى» نقل شده است.(493)

و نيز در حديث ديگرى از على بن ابى طالب (ع) نقل مى‏كند كه در حالى كه به موى خود اشاره كرده است و در دست گرفته بود فرمود:«رسول خدا (ص) اين حديث را براى من بيان كرد، در حالى كه موى خود را به دست گرفته بود وفرمود: من آذى شعرة منك فقد آذانى و من آذانى فقد آذى الله و من آذى الله فعليه لعنة الله:«كسى كه يك موى تو را آزار برساند مرا آزار رساند، و كسى كه مرا آزار رسانده خدا را آزار رسانده و كسى كه خدا را آزار رسانده لعنت خدا بر او باد».(494)

احاديثى كه در بالا ذكر شده تنها اشاره به اين مى‏كند كه آزار على (ع) آزار پيامبر (ص) است ولى در آن استناد به آيه فوق نشده در حالى كه در بعضى از روايات، اين استناد با صراحت آمده است از جمله حاكم نيشابورى در «مستدرك الصحيحين» در حديثى كه مى‏گويد: حديث صحيح و معتبرى است از «ابن عباس» نقل مى‏كند:«مردى از اهل شام در برابر او سب و دشنام به ساحت مقدس على (ع) داد ابن عباس گفت: يا عدوالله آذيت رسول الله (ص) ان الذين يؤذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدنيا و الاخرة واعدلهم عذابا مهينا»لو كان رسول الله (ص) حيا لآذيته:«اى دشمن خدا! تو با اين سخنت رسول خدا (ص) را آزار رساندى (قرآن مى‏گويد) كسانى كه خدا و پيامبر او را ايذاء مى‏كنند، خداوند آنان را در دنيا و آخرت لعن مى‏كند (از رحمتش دور مى‏دارد) و عذاب خوار كننده‏اى براى او فراهم ساخته است» اگر پيامبر (ص) زنده بود تو او را آزار داده بودى».(495)

اين حديث را «ذهبى» نيز در«تلخيص المستدرك» نقل كرده و تصريح مى‏كند كه حديث صحيحى است.(496)

سيوطى در «الدرالمنثور» نيز روايت ابن عباس و استناد او را به آيه شريفه فوق نقل كرده است.(497)

و نيز در كتاب «مستدرك الصحيحين» از «عمروبن شاس»، حديث مفصلى نقل مى‏كند كه در ذيل آن آمده است :

«عمر وبن شاس مى‏گويد: من در مسجد پيامبر (ص) از على (ع) به خاطر رفتارى كه در سفر يمن با من داشت شكايت كردم، اين سخن به گوش رسول خدا رسيد، صبحگاهان كه همراه جمعى از ياران پيامبر (ص) وارد مسجد شدم، حضرت نگاه تندى به من كرد و فرمود: اى عمرو به خدا سوگند مرا آزار كردى! عرض كردم: اى رسول خدا! پناه بر خدا مى‏برم از اينكه به تو آزار برسانم، فرمود: آرى من آذى عليا فقد آذانى «هر كس به على (ع) آزار رساند مرا آزار رسانده است».

حاكم نيشابورى پس از ذكر اين حديث تصريح مى‏كند كه حديث صحيح و معتبرى است.(498)

قابل ملاحظه اينكه: نويسنده «مختضرتاريخ دمشق» حديث بالا ر ابه ضميمه چند حديث ديگر، از «جابر» و «سعد بن ابى وقاص» و «عمروبن شاس» در كتاب خود آورده است، و همه آنها نشان مى‏دهد كه آزار رساندن به على (ع) آزار به پيامبر است.(499)

اين احاديث «متضافره» و گسترده كه بسيارى از آنها از احاديثى است كه دانشمندان اهل سنت تصريح به صحت سند آن كرده‏اند به خوبى نشان مى‏دهد كه على (ع) همچون جان پيامبر (ص) است، عشق به او عشق به پيامبر و محبتش محبت به رسول خدا(ص) و ايذاء و آزار او، ايذاء و آزار رسول خدا (ص) است .

آيا با اين حال ترديدى باقى مى‏ماند در اين كه على (ع) برترين فرد امت بعد از رسول خداست و شايسته‏ترين فرد امت براى امامت و ولايت و خلافت رسول خدا(ص) بوده است ؟


491- شواهد التنزيل، ج 2، ص 98، (حديث 777).
492- شواهد التنزيل، ج 2، ص 98، (حديث 778).
493- همان مدرك، ص 99.
494- همان مدرك، ص 97، حديث 776
495- مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 121، (طبع دارالمعرفة بيروت).
496- تلخيص المستدرك كه در ذيل مستدرك الصحيحين چاپ شده (جلد 3، ص 122).
497- الدرالمنثور، ج 5، ص 220.
498- مستدرك الصححيحن، ج 3، ص 122 - در تلخيص ذهبى نيز عيناً اين حديث آمده است.
499- مختصر تاريخ دمشق، ج 17، ص 352.

پيام قرآن ،جلدنهم ،آية الله مكارم شيرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏