در آيه 12 سوره حاقه مىخوانيم: لنجعلها لكم تذكرة و تعيها اذن و اعية: «هدف اين بود كه نجات مؤمنان را به وسيله كشتى نوح و غرق كفار را به وسيله طوفان (براى شما) وسيله ياآورى قرار دهيم و گوشهاى شنوا اين ياد آورى (و حوادث همانند آن را) نگهدارى مىكند» (تا به ديگران برساند و همه پند گيرند).
«سيوطى» در «الدرالمنثور» از شش طريق ار «بريده» صحابى معروف از رسول خدا(ص) نقل مىكند كه به على (ع) فرمود: ان الله امرنى ان ادنيك و لا اقصيك، و ان اعلمك و ان تعى، و حق لك ان تعى، فزلت هذه الاية:وتعيها اذن و اعيه:«خداوند به من امر فرموده كه تورا به خود نزديك سازم و دور نكنم، و تو را تعليم دهم، و تو نگهدارى كنى، و شايسته تو است كه چنين باشى، در اين هنگام آيه نازل شد «و تعيها اذن و اعية» «گوشهاى نگاهدارنده آن را نگه خواهد داشت».(454)
در همان كتاب از «ابو نعيم اصفهانى» در «حلية الاولياء» از على (ع) نقل مىكند كه پيغمبر (ص) به او فرموده... (سپس همان مضمون حديث «بريده» را ذكر مىكند و در پايان آن مىافزايد«فانت اذن و اعية لعلمى»:«تو گوشهاى نگهدارنده علم و دانش منى».(455)
و باز در همان كتاب از پنج طريق از «مكحول» (يكى از خدمتكاران پيامبر (ص)) نقل مىكند، هنگامى كه آيه و تعيها اذن واعية نازل شد پيغمبر (ص) فرمود: «از پروردگارم تقاضا كردهام كه اين گوش شنوا و نگهدارنده را گوش على (ع) قرار دهد» مكحول مىگويد: پس از آن على (ع) مىفرمود: «سخنى از رسول خدا (ص) نشنيدم كه آن را فراموش كنم».(456)
و نيز «زمخشرى» در «كشاف» حديث اخير را نقل كرده، بى آنكه بر آن ايرادى بگيرد.(457)
جمعى ديگر از مفسران مانند «فخر رازى» در «تفسير كبير» (458) و «آلوسى» در «روح المعانى»(459)و «برسوئى» در «روح البيان»(460)و «قرطبى »در «تفسير جامع»(461)همگى ذيل آيه مورد بحث حديث اخير رإ؛ااّّ نقل كردهاند .
«طبرى» نيز در تفسير خود اين حديث و بعضى از احاديث ديگر را در اين زمينه آورده است.(462)
«حاكم حسكانى» در «شواهد التنزيل» سيزده حديث در ذيل اين آيه ذكر كرده است كه از راويان مختلف نقل شده، و سلسله سند آنها به پيامبر اكرم (ص) منتهى مىشود، تعدادى از اين احاديث از «مكحول» خدمتگزار پيامبر (ص)، و بعضى از «بريده» و بعضى از شخص «على بن ابيطالب» (ع) و بعضى از «جابربن عبدالله انصارى» است كه نمونههاى آنها را در ذيل مطالعه مىفرمائيد.
در حديثى از «ابوالدنيا» از على (ع) مىخوانيم هنگامى كه آيه و تعيها اذن و اعية نازل شد، پيامبر اكرم (ص) به من فرمود: «اى على! من از خدا تقاضا كردم كه مصداق آن را گوش تو قرار دهد» (آنچه را مىشنوى حفظ كنى و بكار بندى و منتشر سازى).(463)
در حديث ديگرى از «مكحول» مىخوانيم هنگامى كه پيامبر (ص) آيه «و تعيها اذن و اعية »را تلاوت فرمود رو به سوى على (ع) كرد وگفت: «سألت الله ان يجعلها اذنك »از سوى خدا خواستهام كه اين گوشهاى نگهدارنده را گوشهاى تو قرار دهد،
على (ع) مىگويد: بعد از آن هر چه از پيامبر (ص) شنيدم هرگز فراموش نكردم».(464)
در حديث ديگرى از «بريده اسلمى» مضمون حديثى را كه در آغاز نقل كرديم عينا آورده است (465) و بالاخره از«جابربن عبدالله انصارى» نقل مىكند هنگامى كه آيه فوق نازل شد پيامبر از خدا تقاضا كرد كه (مصداق اتم آن را) گوشهاى على (ع) قرار دهد و اين خواسته پيامبر انجام شد.(466)
نويسنده كتاب فضائل الخمسه اين حديث را علاوه بر آنچه گفته شد از «كنز العمال» و «نورالابصار» و «مجمع الزوائد» الهيثمى، و «اسباب النزول» واحدى نيز نقل كرده است.(467)
با توجه به آنچه در سابق در مورد شرائط امامت و ولايت و جانشينى پيغمبر اكرم (ص) نقل كرديم كه پيشوايان الهى بايد بهره كافى و سهم بسيار عظيمى از علم و دانش داشته باشند تا بتواند رهبرى امت را بر عهده بگيرند، و خلق خدا را در امر دين و دنيا هدايت نمايند، و تعليمات اسلام و قوانين الهى را حفظ كنند و قرآن و سنت را پاسدارى نمايند و با توجه به اينكه على (ع) تنها كسى از امت است كه مطابق روايات فوق كه در تفسير آيه مزبور وارد شده داراى چنين موقعيت و موهبت بود به خوبى ثابت مىشود كه هيچ كس از او لايقتر براى احراز مقام امامت و خلافت نبود.