در آيه 19 تا 22 سوره الرحمن مىخوانيم: مرج البرحين يلتقيان - بينهما برزخ لايبغيان - فباى آلاء ربكما تكذبان - يخرج منهما اللؤلؤو المرجان: «خداوند دو دريا را در كنار هم قرار داد و در حالى كه با هم تماس دارند، در ميان آن دو برزخى است كه يكى بر ديگرى غلبه نمىكند پس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را انكار مىكنيد از آن دو دريا لؤلؤ ومرجان خارج مىشود.
در تفسير اين آيه، سخن بسيار گفتهاند، و در تفسير نمونه بحثهاى فراوانى در اين زمينه آوردهايم گاه گفته شده است: منظور از دو دريا، دو درياى آب شيرين و شور است، كه در بسيارى از مناطق در كناز هم هستند بى آنكه با هم مخلوط گردند، و اين منظره در تمام مناطقى كه رودخانههاى آب شيرين به دريا مىريزد به خوبى ديده مىشود.
تفسير جالب ديگرى كه براى اين دو دريا شده است، چريان «گلف استريم» و رودهاى عظيم دريايى است، كه در بسيارى از اقيانوسهاى جهان در حركت است، و آبهاى گرم مناطق استوايى را به سوى مناطق قطبى مىبرد، و گاه حتى رنگ آن با رنگ آبهاى اطراف، مختلف است، و عجب اينكه: عرض آن گاه به يكصد و پنجاه كيلومتر و عمق آن به چند صدمتر، گاه سرعت آن در يك روز به 160 كيلومتر مىرسد! و تفاوت درجه حرارت آن با آبهاى مجاور 10تا15 درجه است !
اين جريان آبهاى گرم بادهاى گرمى به وجود مىآورد و حرارت خود را به اطراف مىدهد و هواى كشورهاى مناطق شمالى زمين را كه در مسير آن هستند مطبوع و قابل تحمل مىكند و اگر اين جريانهاى دريايى نبود، زندگى در آن كشورها، بسيار سخت وشايد غير قابل تحمل بود.
البته «گلف استريم» نام يكى از جريانها و رودهاى دريايى است، و در آبهاى پنج قاره جهان نظير آن ديده مىشود، و عامل اصلى اين حركت تفاوت درجه حرارت آبهاى مناطق استوايى زمين و مناطق قطبى است .
شرح بيشتر در اين باره و درباره تفسير آيات فوق را در جلد 23 تفسيرنمونه صفحه 131 مطالعه فرمائيد.
از آنجا كه آيات قرآن ظاهر و باطنى دارد، گاه هم تفسير مادى براى آن وجود دارد و هم تفسير معنوى، در روايات اسلامى تفسير معنوى اين دو دريا به على (ع) و فاطمه زهرا(س)، و تفسير معنوى لؤلؤ مرجان به حسن و حسين (ع) شده است .
در«شواهدالتنزيل» از«سلمان فارسى» در تفسير آيه مرج البحرين يلتقيان چنين نقل شده است كه «منظور على (ع) و فاطمه زهرا(س) است» سپس مىافزايد:پيامبر اكرم (ص) فرمود: منظور از يخرج منهما اللولو و المرحان حسن و حسين (ع) است».(403)
همين معنى از«ابن عباس» و از«ضحاك» در طريق ديگرى نقل شده است.(404)
در حديث ديگرى از «سعيد بن جبير» از «ابن عباس» آمده است كه منظور از «مرج البحرين يلتقيان»،على (ع) و فاطمه زهرا(س) است و منظور از «بينهما برزخ لايبغيان» حب دائم لاينقطع و لاينفذ:«محبت دائمى است كه قطع نمىشودو پايان نمىگيرد»،و منظور از (يخرج منهما اللولو و المرجان )حسن و حسين (ع) است (405)
در حديث ديگرى از «ابن عباس »تعبير روشنترى درباره بينهما برزخ لايبغيان آمده است وآن اينكه منظور(ود لا يتباغضان »يعنى «در ميان آن دو بزرگوار آن جنان محبت و دوستى است كه هر گونه بغض و كينهاى را دور مىكند»!.(406)
در واقع «برزخ» به معنى مانع ميان دو چيز است، در اينجا همان محبت و دوستى است كه مانع از هر گونه بغى و تعدى و تجاوز مى شود.
«سيوطى» نيز در تفسير روايى «الدرالمنثور» بعد از آنكه روايات مربوط به تفسير ظاهرى آيه را بيان مىكند، محتواى احاديث پيشين را از «ابن عباس» و از «پيامبر اسلام (ص) نقل كرده، مىگويد: «ابن مردويه» از «ابن عباس» در تفسير آيه مرج البحرين يلتقيان نقل كرده كه منظور على (ع) و فاطمه (س) است سپس مىافزايد:پيامبر اكرم (ص) فرمود: يخرج منهما اللؤلؤ و المرجان منظور حسن و حسين (ع) است.(407)
همين معنى را «انس بن مالك» نيز نقل كرده است.(408)
جالب اينكه:«آلوسى »مفسر معروف، در تفسير «روح المعانى» بعد از آنكه روايات فوق را از «ابن عباس» و «اياس بن مالك» و همچنين از طريق طبرسى از «سلمان فارسى» و «سعيد بن جبير »و «سفيان ثورى» نقل مىكند :چنين مىافزايد:«آنچه كه من فكر مىكنم اين است كه اگر اين روايات، صحيح باشد، ارتباطى به تفسير ندارد، بلكه تأويلى است همانند تاويلات صوفيان! نسبت به بسيارى از آيات، البته هر كدام از على و فاطمه در نزد من از اقيانوس كبير از نظر علم و فضل، بزرگترند و همچنين هر كدام از حسنين بى نهايت زيباتر و جالبتر از لؤلؤ و مرجانند.(409)
اعتراف صادقانه او نسبت به مقام اين بزرگواران در خور تحسين است، مشروط بر اينكه هدفش از ميان بردن ارزش روايات فوق نباشد!
آلوسى گويا فراموش كرده است كه اين حديث با طرق متعدد از پيامبر (ص) نقل شده است و پيغمبر (ص) حق دارد تاويل آيات را بيان فرمايد، و مقايسه آن با تاويلهاى بى مدرك و ساخته افكار منحرف صويان مقايسه بسيار ظالمانهاى است كه دور از شان يك عالم است .
به هر حال اين آيه از آياتى كه دلالت بر فضيلت فوق العاده و جلالت عظيم براى على (ع) و همسرش و فرزندانش حسن وحسين (ع) مىكند، چرا كه على (ع) و فاطمه(س) را تشبيه به دو اقيانوس عظيم نموده، اقيانوسى كه نشانه عظمت خداوند و منبع بركات، و مبدا علوم و دانشهاى بسيار و نشانه بارز اخلاق كريمه وجود و سخاوت و پاكى و عصمت است، و فرزندانشان را به جواهرات گرانبها و بى مانندى تشبيه مىكند كه در دل اقيانوس پرورش يافته و به خارج مىرسند، حسن و زيبائى و جمال ظاهر و باطن و علم وتقوا و فضيلت و پاكى و عصمت همه در آن درج است .
درباره چه كسى در اسلام اين همه فضائل ديده مىشود و چه كسى شايستهتر براى جانشينى پيامبر (ص) از على (ع) و فرزندان او است، و چه ساده از كنار اين همه فضائل گذشتهاند .