19- آيه نور

در آيه 27 سوره «حديد» مى‏خوانيم: يا ايهاالذين آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله يؤتكم كفلين من رحمته و يجعل لكم نورا تمشون به و يغفرلكم و الله غفور رحيم :

«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا بترسيد وبه رسولش ايمان بياوريد، با دو سهم از رحمتش به شما ببخشد وبراى شما نورى قرار دهد كه با آن راه برويد، و گناهان شما را ببخشد و خداوند غفور و رحيم است».

در«شواهد التنزيل» از ابن عباس در تفسير اين آيه نقل مى‏كند كه مراد از جمله يوتكم كفلين من رحمته حسن و حسين (ع) است كه (خداوند به على (ع) مرحمت فرمود)و منظور از يجعل لكم نورا تمشون به، على بن ابى طالب (ع) است (كه نور امت اسلام و مايه هدايت آنها است).(387)

«ابن عباس» اين سخن را از خود نگفته است، زيرا در حديث ديگرى در همان كتاب با سند خود از«جابربن عبدالله» از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه در تفسير يوتكم كفلين من رحمته فرمود: «منظور حسن و حسين (ع) است »و در تفسير و يجعل لكم نورا تمشون به، فرمود:«منظور على بن ابى طالب (ع) است».(388) در همان كتاب از ابوجعفر الباقر(ع) در تفسير همين آيه نقل مى‏كند كه فرمود: من تمسك بولاية على فله نور: «كسى كه به ولايت على (ع) تمسك جويد نور و روشنايى دارد»(389) (دقت كنيد)

و در تاييد اين معنى از «ابو سعيد خدرى» نقل مى‏كند كه پيامبر اكرم (ص) فرمود: اما والله لايحب اهل بيتى عبد الا اعطاه الله عزوجل نورا حتى يرد على الحوض!:«به خدا سوگند هيچ بنده‏اى اهل بيت مرا دوست نمى‏دارد مگر اينكه خداوند عزوجل (در قيامت) نورى به او مى‏دهد تا در كنار حوض كوثر نزد من آيد».(390)

در «كنزالعمال» از على (ع) نقل شده است كه فرمود:

انا عبدالله و اخو رسوله و انا الصديق الاكبر لا يقولها بعدى الا كذاب مفتر و لقد صليت قبل الناس سبع سنين:«منم بنده خدا و برادر رسول خدا، و منم صديق اكبر، و اين سخن را بعد از من (جزمن) كسى نمى‏گويد، مگر دروغگوى افترا زننده و من هفت سال قبل از مردم (بارسول خدا) نماز مى‏خواندم».(391)

اشاره به اينكه نخستين كسى كه تصديق پيامبر خداكرد(از مردان) من بودم، بنابراين شايسته عنوان «صديق اكبر» منم .

در همان كتاب از «معاذ عدويه» نقل شده است كه مى‏گويد از على (ع) بر منبر بصره چنين شنيدم كه مى‏فرمود: انا الصديق الاكبر آمنت قبل ان يومن ابوبكر و اسلمت قبل ان يسلم:«منم صديق اكبر (چرا كه) ايمان آوردم پيش از آنكه ابوبكر ايمان آورد، و اسلام آوردم قبل از آنكه او مسلمان شود».(392)

به هرحال اين فضيلتى است از برترين فضائل و دارنده آن از هر كس براى خلافت پيامبر اسلام (ص) شايسته‏تر است .

علامه امينى بحث بسيار مشروحى در مورد ايمان آوردن على (ع) به پيامبر (ص) به عنوان نخستين نفر از مردان، در جلد سوم الغدير آورده، و مدارك بسيار گسترده‏اى از معروفترين كتب دانشمندان اهل سنت در آنجا نقل كرده و حتى اشعار زيادى از شعراى اسلامى را نيز به عنوان شاهد آورده است.(393)

ما بعدا فصلى تحت عنوان «نخستين مسلمان» خواهيم داشت و بسيارى از مسائل گفتنى در آنجا خواهد آمد(انشاءالله )


387- شواهد التنزيل، ج 2، ص 227، حديث 943.
388- همان مدرك. ص 228، حديث 944.
389- شواهد التنزيل، ج 2، ص 228، حديث 946.
390- همان مدرك. ج، 2، ص 228، حديث 947.
391- كنزل العمال، ج 13، ص 122، حديث 36389 (چاپ مؤسسة الرسالة - بيروت).
392- همان مدرك، ص 164، حديث 36497.
393- الغدير، ج 3، ص 221 تا 241.

پيام قرآن ،جلدنهم ،آية الله مكارم شيرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏