15و 16 - آيات سوره اجزاب

در سوره احزاب آياتى است كه به گفته گروهى از مفسران درباره على (ع) نازل شده و يا نظر به فداكارى‏هاى بى نظير او دارد.

در آيه 23 اين سوره مى‏خوانيم: من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا:«در ميان مومنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بسته‏اند صادقانه ايستاده‏اند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در اين راه شربت شهادت نوشيدند) و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى (در عهد و پيمان خود) نداده‏اند .و در آيه 25 همين سوره (يعنى در آيه بعد) مى‏فرمايد:ورد الله الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرا و كفى الله المومنين القتال و كان الله قويا عزيزا:«و خداوند كافران را با قلبى مملو از خشم باز گردانيد، بى آنكه نتيجه‏اى از كار خود گرفته باشند، و خداوند(در اين ميدان) مومنان را از جنگ بى نياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان ساخت) و خداوند قوى و شكست‏ناپذير است».

مى‏دانيم جنگ احزاب از مهمترين غزوات اسلامى بود، زيرا همان گونه كه از نامش پيداست، مبارزه همه جانبه‏اى از ناحيه عموم دشمنان اسلام بر ضد مسلمانان محسوب مى‏شود، و تمام گروههايى كه باپيشرفت آئين اسلام منافعشان به خطر افتاده بود، دست به دست هم دادند تا كار اسلام و پيامبر اسلام (ص) را يكسره كنند، و براى هميشه فكرشان راحت شود!

هفده آيه از سوره احزاب شرح اوضاع اين جنگ را مى‏دهد، دقايق بسيار و ريزه كاريهاى فراوان در آنها بيان شده و وضع گروههاى مختلف مسلمين را با دقت و ظرافت دراين ميدان شرح مى‏دهد.

در اين ميدان لحظات بسيار سخت و خطرناكى بر مسلمانان گذشت، جمعيت انبوده دشمن، وكمى لشگريان اسلام دربرابر آنها(مورخان تعدادلشگر احزاب را ده هزار نفر، و لشگر اسلام را سه هزار نفر نوشته‏اند) به علاوه آمادگى دشمن از نظر تجهيزات جنگى و كمى تجهيزات مسلمين به مشكلات اين جنگ مى‏افزود .

دو آيه بالا از همين هفده آيه است .

در «شواهد التنزيل» در ذيل آيه اول با سند خود از على (ع) نقل مى‏كند كه فرمود: فينا نزلت رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه .آيه رجال صدقوا... درباره ما نازل شده است، سپس فرمود: فانا والله المنتظر:«آن كس كه در انتظار (شهادت است) به خدا سوگند منم».(365)

و نيز ار «عبدالله بن عباس» نقل مى‏كند كه ايه من المومنين رجال صدقوا ما عاهد الله عليه ناظر به على (ع) و حمزه و جعفر است، و جمله و منهم من ينتظر اشاره به على (ع) كه در انتظار شهادت در راه خدا بود، «فوالله لقد رزق الشهادة»: «به خدا سوگند شهادت نصيب او شد».(366)

همين معنى در «صواعق» ابن حجرو «فصول المهمه» ابن صباغ مالكى، و «الكشف و البيان نيشابورى» نقل شده است.(367)

در مورد آيه دوم بحث از اين هم گسترده‏تر است، زيرا بسيارى از محدثان و مفسران گفته‏اند كفى الله المومنين القتال: «خداوند مومنان رااز جنگ بى نياز ساخت» اشاره به على (ع) و ضربه بسيار موثرى است كه بر پيكر عمر بن عبدود زد و مسلمانان را از جنگ با كفار بى نياز نمود.

از جمله كسانى كه اين موضوع را نقل كرده‏اند «عبدالله بن مسعود» است، هنگامى كه آيه فوق را مى‏خواند در تفسير آن مى‏گفت: و كفى الله المومنين القتال «بعلى بن ابى طالب».(368)

«حاكم حسكانى چندين حديث به همين مضمون از عبدالله بن مسعود نقل مى‏كند.(369)

و نيز از ابن عباس نقل مى‏كند كه هنگامى كه آيه و كفى الله المومنين الفتال را خواند. گفت: كفا هم الله القتال يوم الخندق بعلى بن ابى طالب، حين قتل عمروبن عبدود:«خداوند مؤمنان را در روز خندق به وسيله على بن ابى طالب در آن زمان كه عمروبن عبدود را كشت بى نياز ساخت.(370)

و نيز از حذيفه صحابى معروف حديث مفصلى درباره پيكار على (ع) با عمروبن عبدود و كشتن او نقل كرده، سپس مى‏گويد: پيامبر (ص) فرمود: بشر يا على! فلو وزن اليوم عملك بعمل امة محمد (ص) لرحج عملك بعملهم و ذلك انه لم يبق بيت من بيوت المسلمين الا وقد دخله عز بقتل عمرو:«بشارت باد بر تو اى على! اگر اين كار تو را امروز با عمل امت محمد(ص) مقايسه كنند عمل تو بر اعمال آنها، برترى خواهد داشت، زيرا خانه‏اى از خانه‏هاى مسلمانان نبود مگر اينكه به خاطر قتل عمروبن عبدود غزتى در آن وارد شد».(371)

همين مضمون را از «ابن حكيم» از جدش از پيغمبر اكرم (ص) نقل مى‏كند .

«سيوطى» در الدرالمنثور از «ابن ابى حاتم» و «ابن مردويه» و «ابن عساكر» از «ابن مسعود» نقل مى‏كند كه وقتى آيه فوق را مى‏خواند (در توضيح آن) چنين مى‏گفت: و كفى الله المومنين القتال بعلى بن ابى طالب.(372)

همين معنى را علامه «شيخ سليمان قندوزى» در «ينابيع المودة» نقل كرده است.(373)

گروه ديگرى كه نقل نام و كتابشان به طول مى‏انجامد نيز اين حديث را نقل كرده‏اند .

قابل توجه اينكه مضمون اين آيات با شرحى كه در بالا گفته شد اين است كه در آن ميدان بسيار خطرناك جنگ احزاب كه آخرين تير تركش دشمن و سخت‏ترين توطئه مشركان بر ضد اسلام بود على (ع) به فرمان خدا عامل پيروزى مسلمين گشت، آرى او مجرى اراده پروردگار و يكى از اسباب مهم پيروزى مسلمانان در اين جنگ بود، اين فضيلتى است كه براى هيچ يك از امت محمد(ص) جز على (ع) ديده نمى‏شود.

آيا سزاوار جانشينى پيامبر (ص) كسى است كه يك عمل او بر تمام عمل امت محمد(ص) برترى دارد، يا افراد ديگر؟!

سؤال

در اينجا ممكن است گفته شود درآيه 9 اين سوره كه اشاره اجمالى به داستان جنگ احزاب دارد آمده است: يا ايها الذين آمنوا اذكروا نعمة الله عليكم، اذ جائتكم جنود فارسلنا عليهم ريحا و جنودا لم تروها و كان الله بما تعملون بصيرا:«اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد نعمت خدا را برخودتان به ياد آوريد در آن هنگام كه لشكرهاى عظيمى به سراغ شما آمدند، ما با دو طوفان سختى بر آنها فرستاديم و لشگريانى كه آنها را مشاهده نكرديد (و آنها را در هم شكستيم) و خداوند به آنچه انجام مى‏دهيد بينا است»(احزاب -9).

مطابق اين آيه، يكى از عوامل شكست لشكر احزاب، تند باد شديدى بود كه بر آنها مسلط شد، و عامل ديگر جنود و لشگريان نامرئى خدا(فرشتگان الهى) بنابراين چگونه مى‏توان گفت: عامل پيروزى ، على (ع) بوده است ؟

پاسخ اين سوال اين است كه پيروزى اين است كه پيروزى دريك جنگ مى‏تواند عوامل متعددى داشته باشد، عامل نظامى، عامل طبيعى، عامل معنوى و غير اينها، و در اين ميدان سه عامل بدون شك دست به دست هم دادند كه تاثير هيچ كدام را نمى‏توان انكار كرد، كشته شدن عمروبن عبدود بزرگترين سردار لشكر احزاب به دست تواناى على (ع) و وزش تندباد، و لشكر فرشتگان، در تمام مواردى كه چند عامل براى ايجاد يك حادثه دست به دست هم مى‏دهند، آن حادثه را مى‏توان به هريك از آنها ويا همه آنها نسبت داد.


365- شواهد التنزيل، ج 2، ص 1و2، حديث 627.
366- شواهد التنزيل، ج 2، ص 1و2، حديث 628.
367- على فى الكتاب و السنه، 218.
368- شواهد التنزيل، ج 2، ص 3، حديث 629.
369- همان مدرك. حديث 630 و 631 و 632.
370- همان مدرك. ص 5، حديث 633.
371- همان مدرك. ص 7، حديث 634.
372- الدرالمنثور، ج 5، ص 192.
373- ينابيع المودة، ص 94.

پيام قرآن ،جلدنهم ،آية الله مكارم شيرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏