در سوره احزاب آياتى است كه به گفته گروهى از مفسران درباره على (ع) نازل شده و يا نظر به فداكارىهاى بى نظير او دارد.
در آيه 23 اين سوره مىخوانيم: من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر وما بدلوا تبديلا:«در ميان مومنان مردانى هستند كه بر سر عهدى كه با خدا بستهاند صادقانه ايستادهاند بعضى پيمان خود را به آخر بردند (و در اين راه شربت شهادت نوشيدند) و بعضى ديگر در انتظارند و هرگز تغيير و تبديلى (در عهد و پيمان خود) ندادهاند .و در آيه 25 همين سوره (يعنى در آيه بعد) مىفرمايد:ورد الله الذين كفروا بغيظهم لم ينالوا خيرا و كفى الله المومنين القتال و كان الله قويا عزيزا:«و خداوند كافران را با قلبى مملو از خشم باز گردانيد، بى آنكه نتيجهاى از كار خود گرفته باشند، و خداوند(در اين ميدان) مومنان را از جنگ بى نياز ساخت (و پيروزى را نصيبشان ساخت) و خداوند قوى و شكستناپذير است».
مىدانيم جنگ احزاب از مهمترين غزوات اسلامى بود، زيرا همان گونه كه از نامش پيداست، مبارزه همه جانبهاى از ناحيه عموم دشمنان اسلام بر ضد مسلمانان محسوب مىشود، و تمام گروههايى كه باپيشرفت آئين اسلام منافعشان به خطر افتاده بود، دست به دست هم دادند تا كار اسلام و پيامبر اسلام (ص) را يكسره كنند، و براى هميشه فكرشان راحت شود!
هفده آيه از سوره احزاب شرح اوضاع اين جنگ را مىدهد، دقايق بسيار و ريزه كاريهاى فراوان در آنها بيان شده و وضع گروههاى مختلف مسلمين را با دقت و ظرافت دراين ميدان شرح مىدهد.
در اين ميدان لحظات بسيار سخت و خطرناكى بر مسلمانان گذشت، جمعيت انبوده دشمن، وكمى لشگريان اسلام دربرابر آنها(مورخان تعدادلشگر احزاب را ده هزار نفر، و لشگر اسلام را سه هزار نفر نوشتهاند) به علاوه آمادگى دشمن از نظر تجهيزات جنگى و كمى تجهيزات مسلمين به مشكلات اين جنگ مىافزود .
دو آيه بالا از همين هفده آيه است .
در «شواهد التنزيل» در ذيل آيه اول با سند خود از على (ع) نقل مىكند كه فرمود: فينا نزلت رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه .آيه رجال صدقوا... درباره ما نازل شده است، سپس فرمود: فانا والله المنتظر:«آن كس كه در انتظار (شهادت است) به خدا سوگند منم».(365)
و نيز ار «عبدالله بن عباس» نقل مىكند كه ايه من المومنين رجال صدقوا ما عاهد الله عليه ناظر به على (ع) و حمزه و جعفر است، و جمله و منهم من ينتظر اشاره به على (ع) كه در انتظار شهادت در راه خدا بود، «فوالله لقد رزق الشهادة»: «به خدا سوگند شهادت نصيب او شد».(366)
همين معنى در «صواعق» ابن حجرو «فصول المهمه» ابن صباغ مالكى، و «الكشف و البيان نيشابورى» نقل شده است.(367)
در مورد آيه دوم بحث از اين هم گستردهتر است، زيرا بسيارى از محدثان و مفسران گفتهاند كفى الله المومنين القتال: «خداوند مومنان رااز جنگ بى نياز ساخت» اشاره به على (ع) و ضربه بسيار موثرى است كه بر پيكر عمر بن عبدود زد و مسلمانان را از جنگ با كفار بى نياز نمود.
از جمله كسانى كه اين موضوع را نقل كردهاند «عبدالله بن مسعود» است، هنگامى كه آيه فوق را مىخواند در تفسير آن مىگفت: و كفى الله المومنين القتال «بعلى بن ابى طالب».(368)
«حاكم حسكانى چندين حديث به همين مضمون از عبدالله بن مسعود نقل مىكند.(369)
و نيز از ابن عباس نقل مىكند كه هنگامى كه آيه و كفى الله المومنين الفتال را خواند. گفت: كفا هم الله القتال يوم الخندق بعلى بن ابى طالب، حين قتل عمروبن عبدود:«خداوند مؤمنان را در روز خندق به وسيله على بن ابى طالب در آن زمان كه عمروبن عبدود را كشت بى نياز ساخت.(370)
و نيز از حذيفه صحابى معروف حديث مفصلى درباره پيكار على (ع) با عمروبن عبدود و كشتن او نقل كرده، سپس مىگويد: پيامبر (ص) فرمود: بشر يا على! فلو وزن اليوم عملك بعمل امة محمد (ص) لرحج عملك بعملهم و ذلك انه لم يبق بيت من بيوت المسلمين الا وقد دخله عز بقتل عمرو:«بشارت باد بر تو اى على! اگر اين كار تو را امروز با عمل امت محمد(ص) مقايسه كنند عمل تو بر اعمال آنها، برترى خواهد داشت، زيرا خانهاى از خانههاى مسلمانان نبود مگر اينكه به خاطر قتل عمروبن عبدود غزتى در آن وارد شد».(371)
همين مضمون را از «ابن حكيم» از جدش از پيغمبر اكرم (ص) نقل مىكند .
«سيوطى» در الدرالمنثور از «ابن ابى حاتم» و «ابن مردويه» و «ابن عساكر» از «ابن مسعود» نقل مىكند كه وقتى آيه فوق را مىخواند (در توضيح آن) چنين مىگفت: و كفى الله المومنين القتال بعلى بن ابى طالب.(372)
همين معنى را علامه «شيخ سليمان قندوزى» در «ينابيع المودة» نقل كرده است.(373)
گروه ديگرى كه نقل نام و كتابشان به طول مىانجامد نيز اين حديث را نقل كردهاند .
قابل توجه اينكه مضمون اين آيات با شرحى كه در بالا گفته شد اين است كه در آن ميدان بسيار خطرناك جنگ احزاب كه آخرين تير تركش دشمن و سختترين توطئه مشركان بر ضد اسلام بود على (ع) به فرمان خدا عامل پيروزى مسلمين گشت، آرى او مجرى اراده پروردگار و يكى از اسباب مهم پيروزى مسلمانان در اين جنگ بود، اين فضيلتى است كه براى هيچ يك از امت محمد(ص) جز على (ع) ديده نمىشود.
آيا سزاوار جانشينى پيامبر (ص) كسى است كه يك عمل او بر تمام عمل امت محمد(ص) برترى دارد، يا افراد ديگر؟!
در اينجا ممكن است گفته شود درآيه 9 اين سوره كه اشاره اجمالى به داستان جنگ احزاب دارد آمده است: يا ايها الذين آمنوا اذكروا نعمة الله عليكم، اذ جائتكم جنود فارسلنا عليهم ريحا و جنودا لم تروها و كان الله بما تعملون بصيرا:«اى كسانى كه ايمان آوردهايد نعمت خدا را برخودتان به ياد آوريد در آن هنگام كه لشكرهاى عظيمى به سراغ شما آمدند، ما با دو طوفان سختى بر آنها فرستاديم و لشگريانى كه آنها را مشاهده نكرديد (و آنها را در هم شكستيم) و خداوند به آنچه انجام مىدهيد بينا است»(احزاب -9).
مطابق اين آيه، يكى از عوامل شكست لشكر احزاب، تند باد شديدى بود كه بر آنها مسلط شد، و عامل ديگر جنود و لشگريان نامرئى خدا(فرشتگان الهى) بنابراين چگونه مىتوان گفت: عامل پيروزى ، على (ع) بوده است ؟
پاسخ اين سوال اين است كه پيروزى اين است كه پيروزى دريك جنگ مىتواند عوامل متعددى داشته باشد، عامل نظامى، عامل طبيعى، عامل معنوى و غير اينها، و در اين ميدان سه عامل بدون شك دست به دست هم دادند كه تاثير هيچ كدام را نمىتوان انكار كرد، كشته شدن عمروبن عبدود بزرگترين سردار لشكر احزاب به دست تواناى على (ع) و وزش تندباد، و لشكر فرشتگان، در تمام مواردى كه چند عامل براى ايجاد يك حادثه دست به دست هم مىدهند، آن حادثه را مىتوان به هريك از آنها ويا همه آنها نسبت داد.