14- آيه وزارت

در سوره طه از آيه 29 تا 32 از زبان موسى (ع) مى‏خوانيم: و اجعل لى وزيرا من اهلى - هارون اخى - اشدد به ازرى - و اشركه فى امرى

اين آيات خواسته‏هاى موسى را در آغاز بعثت بيان مى‏كند، عرض مى‏كند: خداوندا «وزيرى از خاندانم برايم قرار ده - برادرم هارون را به وسيله او پشتم را محكم كن - و اورا در كار من شريك فرما»!

در ذيل اين آيه نيز روايات متعددى در منابع معروف اهل سنت ديده مى‏شود، كه حكايت از اين دارد كه پيامبر (ص) براى پيشبرد اهداف رسالتش همين خواسته را از خداوند تقاضا كرد، با اين تفاوت كه به جاى نام هارون نام على (ع) را گذاشت، بخشى از اين روايات را در ذيل ملاحظه مى‏فرماييد:

1- در «شواهد التنزيل» از«حذيفة بن اسيد» چنين نقل شده است كه پيامبر اكرم (ص) دست امير مومنان على بن ابى طالب را گرفت و فرمود: ابشر، و ابشر، ان موسى دعا ربه ان يجعل له وزيرا من اهله هارون، و انى ادعوا ربى ان يجعل لى وزيرا من اهلى على اخى، اشدد به ظهرى و اشركه فى امرى :

«بشارت باد بر تو (بازهم) بشارت باد بر تو (اى على) موسى از پروردگارش تقاضا كرد كه براى او وزيرى از خاندانش هارون را - قرار دهد و من از پروردگارم خواسته‏ام كه وزيرى براى من از خاندانم قرار دهد، على برادرم را، خداوندا به وسيله او پشت مرا محكم كن، و او را در كار من شريك فرما».(357)

2- در حديث ديگرى از «اسماءبنت عميس» نقل مى‏كند كه: از رسول خدا (ص) شنيدم مى‏فرمود: اللهم انى اقول كما قال اخى موسى، اللهم اجعل لى وزيرا من اهلى، عليا اخى، اشدد به ازرى، و اشركه فى امرى، كى نسبحك كثيرا، ونذكرك كثيرا، انك كنت بنا بصيرا:

«پروردگارا! من از تو همان تقاضا مى‏كنم كه برادرم موسى تقاضا كرد، خداوندا! وزيرى از اهل من برايم قرار ده، على (ع) برادرم را، با او پشتم را محكم كن و او را در كار من شريك فرما، تا تو را بسيار تسبيح گوئيم، و تو را بسيار يادكنيم كه تو به حال ما بصير و بينايى.(358)

بدهيهى است منظور از شركت در كار پيامبر اسلام (ص)، به معنى شركت در نبوت نيست، بلكه منظور شركت در امر رهبرى مردم است .

3- در حديث ديگرى از «انس بن مالك»، حديثى نقل مى‏كند كه در آن اشاره به داستان موسى (ع) نيست، ولى مسأله خلافت و وزارت در آن مطرح است مى‏گويد رسول خدا(ص) فرمود: ان خليلى ووزيرى و خليفتى فى اهلى، و خير من اترك بعدى، ينجز موعودى و يقضى دينى، على بن ابيطالب :

«دوست من و وزيرم و جانشينم در خاندانم، و بهترين كسى كه او را بعد از خود مى‏گذارم كه وعده‏هاى مرا وفا كند، و دين مرا ادا نمايد، على بن ابيطالب (ع) است».(359)

4- اين حديث با تفاوت مختصرى از سلمان فارسى نيز نقل شده است.(360)

5- حافظ ابونعيم اصفهانى از علماى قرن پنجم هجرى، در كتاب «ما نزل من القرآن فى على» مضمون حديث اسماء بيت عميس را از «ابن عباس» نقل مى‏كند، و در پايان آن ابن عباس مى‏گويد:بعد از اين تقاضاى پيامبر (ص) شنيدم منادى صدا مى‏زد: يا احمد قد اوتيت ما سألت:«اى احمد آنچه را از خدا مى‏خواستى به تو داده شد»!(361)

6- «فخر رازى» در تفسير كبير خود، اين حديث رابه شكل مبسوطترى از «ابوذر غفارى» از رسول خدا(ص) نقل مى‏كند تا آنجا كه مى‏گويد: هنگامى كه على (ع) انگشتر خود را به سائل داد و پيامبر (ص) اين صحنه را مشاهده كرد، عرضه داشت: خداوندا برادرم موسى از تو تقاضا كرد كه سينه‏ام را گشاده كن... و وزيرى از خاندنم براى من قرار بده.... و او را در كار من شريك گردان، تو قرآن ناطق نازل فرمودى كه قبول دعاى او را بازگو مى‏كند، خداوندا من محمد، پيامبر و برگزيده‏توام، سينه‏ام را گشاده فرما و كار را بر من آسان ساز، و از خاندانم على (ع) را وزير من گردان، پشتم رابه وسيله او قوى و محكم كن».

ابوذر مى‏گويد: هنوز دعاى پيامبر (ص)پايان نيافته بود كه جبرئيل نازل شدو آيه انما وليكم الله و رسوله را براى پيامبر (ص) نازل كرد.(362)

اسناد و طرق اين روايت، و كتبى كه در آن نقل شده، بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد، تنها به قسمتى از آن اشاره شد.

محتواى آيه و احاديث «وزارت »

اين احاديث به وضوح مى‏گويد: پيامبر (ص) دعايى كرد و خداوند دعاى اورا همچون دعاى موسى مستجاب كرد، دعايش اين بود كه وزيرى از خاندانش براى او قرار داده شود كه در كار او شريك گردد، و پشت پيامبر (ص) با همكارى او قوى شود، درست همانند هارون نسبت به موسى .

همان گونه كه اشاره شد مسلم است كه منظور شركت در امر نبوت نبوده چون بعد از پيامبر اسلام (ص) كه خاتم انبياء بود پيامبرى وجود نداشت، و نيز معلوم است كه منظور تنها شركت در امر به معروف و نهى از منكر و ارشاد و تبليغ دين نيست، چرا كه اين وظيفه همه مسلمانان است، زيرا همه بايد امر به معروف و نهى از منكر كنند، و همه بايد در حد توان خود تبليغ اسلام و ارشاد جاهل نمايند.

بنابراين منظور مقام خاصى است غير از نبوت و غير از وظيفه عمومى امر به معروف، آيا اين مسأله چيزى جز رهبرى الهى و وزير بودن از سوى خداوند مى‏تواند باشد؟ و نتيجه مستقيم اين امر، آن است كه او بعد از پيامبر (ص) جانشين بلافصل وى خواهد بود.

به تعبير ديگر وظايفى وجود دارد كه كار همه افراد نيست، و آن حفظ آئين الهى از هر گونه تحريف و انحراف، و همچنين تفسير مجملات و مبهمات كه براى افراد در محتواى آئين رخ مى‏دهد، و رهبرى امت در غيبت پيامبر (ص) و بعد از او و كمك موثر در پيشبرد اهداف او است، كه همه آنها در كلمه وزير خلاصه مى‏شود.(363)

اين همان چيزى است كه پيامبر (ص) از خداوند درباره على (ع) خواست، و خدا دعاى او را مستجاب كرد.

از اينجا پاسخ وسوسه‏هاى بعضى از مفسران كه قبول اين گونه فضائل را درباره على (ع) تحمل نمى‏كنند روشن مى‏شود.

آنها سعى دارند كه «شركت در كار پيامبر »را به معنى امر به معروف و ارشاد تفسير كنند.(364)

در حالى كه مى‏دانيم اين وظيفه همه مسلمانان است و نياز به تعيين وزير از سوى خدا ندارد.


357- شواهد التنزيل، ج 1، ص 368، حديث 510.
358- همان مدرك. ص 370، حديث 511.
359- همان مدرك. ص 374، حديث 516.
360- شواهد التنزيل، ج 1، ص 77، حديث 115.
361- ملحقات احقاق الحق، ج 20، ص 128.
362- تفسير فخر رازى، ج 12، ص 26 (ذيل آيه 55 سوره مائده).
363- وزير از ماده وزر به معنى بار سنگين است و از آنجا كه وزير بارسنگينى را از مسئوليتهاى مختلف بر دوش مى‏كشد، اين واژه به او اطلاق شده است .
364- روح المعانى، ج 16، ص 185

پيام قرآن ،جلدنهم ،آية الله مكارم شيرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏