8- آيه ليلة المبيت

در آيه 207 سوره بقره مى‏خوانيم :و من الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد:

«بعضى از مردم جان خود را به بهاى خشنودى خدا مى‏فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است».

در شان نزول اين آيه روايات زيادى در منابع معروف اسلامى آمده است از جمله :

1- مفسر معروف اهل سنت «ثعلبى» در تفسير خودش در شأن نزول اين آيه چنين نقل مى‏كند:«پيامبر اكرم (ص) هنگامى كه تصميم به هجرت به سوى مدينه گرفت على بن ابيطالب (ع) را در مكه، براى اداى ديون و امانت‏هاى مردم كه نزد او بود، گذارد، و آن شب كه به سوى غار حركت مى‏كرد، در حالى كه مشركين اطراف خانه او را گرفته بودند دستور داد كه على (ع) در بستر او بخوابد، و به او فرمود: پارچه سبز رنگى كه من دارم (و به هنگام خواب روى خود مى‏كشم) به روى خود بينداز و در بستر من بخواب، انشاءالله هيچ مكروهى به تو نمى‏رسد.

على (ع) اين كار را انجام داد، در اين موقع خداوند به جبرئيل و ميكائيل وحى فرستاد كه من در ميان شما پيمان برادرى ايجاد كردم و عمر يكى را طولانى‏تر از ديگرى قرار دادم، كدام يك از شما دو نفر، زندگى ديگرى را بر خود مقدم مى‏شمريد (و عمر طولانى را براى ديگرى مى‏خواهيد) هر يك از آن دو، حيات خويش را برگزيدند، در اين هنگام خداوند به آنها وحى فرستاد چرا شما همانند على بن ابيطالب (ع) نبوديد من ميان او و محمد (ص) برادرى بر قرار ساختم و او در بستر پيامبر (ص) خوابيد و جان او را بر جان خويش مقدم شمرد، به زمين فرود آييد، و او را از دشمنانش حفظ كنيد، آنها هر دو فرود آمدند جبرئيل بالاى سرش و ميكائيل پايين پايش بود و جبرئيل صدا مى‏زد: آفرين آفرين! چه كسى همانند تو است اى على؟! خداوند متعال با تو نزد فرشتگان مباهات كرد» در اين هنگام كه پيامبر (ص) به سوى مدينه در حركت بود اين آيه در شان على (ع) نازل شد :ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله .

اين حديث ثعلبى را با همين تفصيل، غزالى در احياءالعلوم (جلد 3 صفحه 238) و گنجى در كفاية الطالب (صفحه 114)... و ابن صباغ مالكى در «الفصول المهمه» (صفحه 33» و «سبط بن جوزى حنفى» در «تذكره الخواص» (صفحه 21) و «شبلنجى» در «نورالابصار» (صفحه 82) نقل كرده‏اند.(291)

2- حاكم حسكانى در «شواهد التنزيل» از «ابوسعيد خدرى»، همين مضمون را با تفاوت بسيار مختصرى، نقل مى‏كند.(292)

3- در همان كتاب (شواهد التنزيل) از «ابن عباس» نقل مى‏كند كه على (ع) نخستين كسى بود كه بعد از خديجه (س)به رسول خدا (ص) ايمان آورد و لباس او را پوشيد و در بستر او خوابيد... (ولى در اين نقل اشاره‏اى به آيه شريفه نمى‏كند.(293)

4- و نيز در همان كتاب از «عبدالله بن سليمان» (و در نسخه‏اى از عبدالله بن عباس) همين معنى نقل شده كه پيامبر (ص)، در آن شب كه به سوى غار مى‏رفت على (ع) را در بستر خود خواباند، ابوبكر به دنبال پيامبر (ص) رفت و قريش به على (ع) نگاه مى‏كردند(و گمان مى‏كردند پيامبر است) هنگامى كه صبح شد ناگهان نگاه كردند و ديدند على (ع) است گفتند: محمد (ص) كجااست؟ گفت: «من آگاهى ندارم»، گفتند: ما تعجب مى‏كرديم هنگامى كه سنگ به سوى تو مى‏انداختيم پيچ و تاب مى‏خورى و از يك پهلو به پهلوى ديگر مى‏شدى در حالى كه وقتى به سوى محمد (ص) سنگ مى‏انداختيم تكان نمى‏خورد! و اين آيه درباره اين ماجرا نازل شده است: ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله.(294)

5- حاكم نيشابورى در كتاب معروف «مستدرك الصحيحين» از ابن عباس چنين نقل مى‏كند كه على (ع) جان خويش رابه خدا فرخت، لباس پيامبر (ص) را پوشيد، سپس به جاى او خوابيد.. و در پايان اين حديث مى‏گويد: هذا حديث صحيح الاسناد ولم يخرجاه:«حديث معتبرى است، هر چند بخارى و مسلم در كتاب خود آن را نياورده‏اند.(295)

6- در همان كتاب از «حكيم بن جبير» از«على بن الحسين» (ع) نقل مى‏كند: ان اول من شرى نفسه ابتغاء مرضاة الله على بن ابيطالب:«نخستين كسى كه جان خود را به بهاى خشنودى خدا فروخت، على بن ابيطالب (ع) بود».(296)

سپس مى‏افزايد: در آن هنگام كه على (ع) مى‏خواست در بستر رسول خدا (ص) بخوابد، اين اشعار را زمزمه مى‏كرد:

وقيت بنفسى خير من وطئ الحصى ومن طاف بالبيت العتيق و بالحجر

رسول الله خاف ان يمكروا به فنجاه ذو الطول الاله من المكر

و بات رسول الله فى الغار آمنا موقى و فى حفظ الاله و فى ستر

وبت ارائيهم و لم يتهموننى وقد وطنت نفسى على القتل و الاسر

«با جان خويش نگهدارى و پاسدارى از كسى كردم كه بهترين انسانى بود كه بر روى زمين گام نهاد - همان كس به خانه كعبه و حجر طواف فرمود».

«همان رسول خدا (ص) كه از مكر دشمنان بيمناك بود و خداوند قادر او را از مكر و نقشه‏هاى شوم آنها) رهايى بخشيد».

«ورسول خدا(ص) در غاز در امن و امان بود و در حفظ الهى و در پوشش قرار داشت».

«ومن مراقب آنها (دشمنان) بودم، و آنها باور نمى‏داشتند كه من به جاى پيامبر (ص) خوابيده‏ام در حالى كه آماده براى كشته شدن و اسارت بودم».(297)

اشعار فوق كه حكايت از نهايت ايثار و جانبازى و افتخار على (ع) به اين امر مى‏كند در كتب ديگر نيز آمده است .

7- «طبرى» مورخ معروف درباره مسأله هجرت مى‏نويسد: على (ع) در بستر پيغمبر (ص) خوابيده بود و دشمنان نظاره مى‏كردند و اورا در بستر مى‏ديدند در حالى كه پوشش پيامبر را به روى خود كشيده و مى‏گفتند: به خدا اين همان محمد (ص) است! تا اينكه صبح شد و على (ع) از بستر پيامبر (ص) برخاست! (طبرى اين داستان را در كنار آيه و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك... آيه 30 انفال كه آن هم مربوط به داستان هجرت است نقل كرده است.(298)

8- «ابن اثير» در «اسد الغابه» در فضائل على (ع) نقل مى‏كند: هنگامى كه پيامبر اكرم (ص) اراده هجرت فرمود، على (ع) را براى اداى ديون و رد امانت‏هاى كه نزد او بود، در مكه گذارد، و در آن شب كه از مكه به سوى غار رفت، در حالى كه مشركان خانه او را احاطه كرده بودند، دستور داد على (ع) در بستر او بخوابد و جامه او را بر روى خود بكشد - سپس داستان ليلة المبيت و وحى الهى را به جبرئيل و ميكائيل نقل كرده، و در پايان مى‏گويد، «سپس خداوند اين آيه را بر پيامبرش، در حالى كه به سوى مدينه مى‏رفت، نازل كرد: ومن الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله.(299)

9- «احمد حنبل» يكى از ائمه چهارگانه معروف اهل سنت در مسند خود كه از منابع مشهور است، از «ابن عباس» در تفسير آيه و اذ يمكر بك الذين كفروا ليثبتوك... (به خاطر بياور) «هنگامى كه كافران نقشه مى‏كشيدند كه تورا به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند، و يا تبعيد كنند، آنها نقشه مى‏كشيدند و خداوند هم تدبير مى‏كرد، و خداوند بهترين مدبران است» نقل مى‏كند كه قريش در مكه به مشاوره پرداختند، بعضى گفتند به هنگام صبح او را ببنديد وبه زندان بيفكنيد (منظورشان پيامبر (ص) بود) و بعضى گفتند او را به قتل برسانيد، و بعضى گفتند او را تبعيد كنيد، خداوند متعال پيامبرش را از اين ماجرا آگاه ساخت، و در اين هنگام على (ع) در بستر پيامبر (ص) خوابيد... (و پيامبر (ص) از مكه خارج شد)(300) امام احمد، اشاره‏اى به آيه و من الناس من يشرى نفسه ، نمى‏كند ولى از آيه اذ يمكر بك الذين كفروا... كه آن هم در ماجراى ليلة المبيت وارد شده سخن مى‏گويد.

روايات منحصر به آنچه گفته شد نمى‏باشد و روايات فراوان ديگرى در منابع معروف در اين زمينه نقل شده كه براى اطلاع بيشتر مى‏توانيد به كتابهاى احقاق الحق (301) و شواهد التنزيل (302) و فضائل الخمسه (303) و الغدير(304) و تفسير برهان (305) مراجعه فرمائيد.


291- الغدير، ج 2، ص 48.
292- شواهد التزيل، ج 1، ص 196، حديث 133.
293- همان مدرك، ص 98.
294- شواهد التزيل، ج 1، ص 100.
295- مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 4 (طبع دارالمعرفه بيروت).
296- همان مدرك.
297- مستدرك الصحيحين، ج 3، ص 4.
298- تاريخ طبرى، ج 2، ص 100.
299- اسدالغابه، ج 4، ص 25.
300- مسند احمد، ج 1، ص 348 (طبع دار صادق بيروت).
301-احقاق الحق، ج 3، ص 23 تا 45، و ج 6 ص 479 تا 481 و ج 8، ص 335 تا 348، ج 14، ص 116 تا 130.
302- شواهد التزيل، ج 1، ص 96 به بعد.
303- فضائل الخمسه، ج 2، ص 345 به بعد.
304- الغدير، ج 2، ص 49 به بعد.
305- تفسير برهان، ج 1، ص 206 و 207.

پيام قرآن ،جلدنهم ،آية الله مكارم شيرازى با همكارىجمعىازفضلاء‏