در آيه 7و8 سوره «بينه» مىخوانيم ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه - جزائهم عند ربهم جنات عدن تجرى من تحتهاالانهار خالدين فيها ابدا رضى الله عنهم و رضوا عنه ذلك لمن خشى ربه :
«كسانى كه ايمان آوردند و اعمال صالح انجام دادند بهترين مخلوقاتند. پاداش آنها نزد پروردگارشان باغهايى از بهشت جاويدان است كه نهرها از زير درختانش جارى است هميشه در آن مىمانند، خدا از آنها خشنود است و آنها نيز از خدا خشنودند و اين مقام والا براى كسى است كه از مجازات پروردگارش بترسد«.
خداوند در اين آيات، و آيات قبل از آن، بهترين و بدترين مخلوقات خود را معرفى كرده است، كافران و مشركان اهل كتاب را كه با انواع دسايس و توطئهها درفكر خاموش ساختن نور حق هستند هم خودشان گمراهند و هم ديگران را به گمراهى مىكشانند، به عنوان شرالبريه (282)(بدترين مخلوقات) معرفى مىكند و در مقابل مومنانى كه در پرتو ايمانشان راه حق را يافته و منبع اعمال صالح بوده و هستند، هم خودشان هدايت يافته و هم چراغ هدايتى براى ديگرانند به عنوان «خيرالبريه»، (بهترين مخلوقات) معرفى فرموده است .
درست است كه مفهوم آيه، مفهوم وسيع و گستردهاى است، و منحصر به شخص يا اشخاص معينى نمىباشند ولى در روايات متعدد اسلامى كه در منابع حديث اهل سنت و شيعه آمده است، انگشت روى اشخاصى گذارده شده كه در صف اول از صفوف «خير البريه»، و بهترين مخلوقات خدا قرار دارند.
دقت در محتواى اين احدايث، بسيارى از حقايق را كه تاكنون براى گروهى در پرده ابهام باقى مانده است مىتواند روشن سازد، و پاسخ روشنى براى بسيارى از اتهامات نا آگاهان باشد.
در اينجا توجه خوانندگان رابه بخشى از اين روايات جلب مىكنيم :
1- مفسر معروف «سيوطى» در الدرالمنثور، در ذيل آيه از ابن عساكر از جابربن عبدالله نقل مىكند كه ما خدمت پيامبر (ص) بوديم كه على (ع) به سوى ما آمد، هنگامى كه چشم پيامبر (ص) به او افتاد فرمود: والذى نفسى بيده ان هذا و شيعتة لهم الفائزون يوم القيامة و نزلت ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البريه فكان اصحاب النبى (ص) اذا لقبل على (ع) قالوا جاء خير البرية!:
«پيامبر (ص) فرمود: قسم به كسى كه جان من به دست او است، اين مرد و شيعيان او، رستگاران در روز قيامتند و آيه ان الذين آمنوا و عملوالصالحات اولئك هم خير البرية نازل شد، از اين رو اصحاب پيامبر (ص) هنگامى كه على (ع) مىآمد مىگفتند: خير البريه (بهترين مخلوقات خدا)آمد»!(283)
همين روايت با همين مضمون، در «شواهد التنزيل» حاكم حسكانى نيز آمده است.(284)
2- در روايت ديگرى از ابن عباس مىخوانيم هنگامى كه آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية نازل شد پيامبر (ص) به على (ع) فرمود: هو انت و شيعتك تاتى انت و شيعتك يوم القيامة راضين مرضيين و ياتى عدوك غضبانا مقمحين :
«تو و شيعيانت در روز قيامت خيرالبريه (بهترين مخلوقات) هستيد هم خدا از شما راضى است و هم شما از خدا راضى هستيد، ولى دشمن تو خشمگين و در زحمت (و عذاب) است (285) (در بعضى از نسخههاى حديث «مقحمين» آمده كه به معنى بالا نگاه داشتن سر به وسيله غل و زنجير است .
3- در حديث ديگرى از «ابوبرزه» آمده است هنگامى كه پيامبر اكرم (ص) اين آيه را تلاوت فرمود، رو به على (ع) كرد و گفت: هم انت و شيعتك يا على و ميعاد ما بينى و بينك الحوض!: «خير البرية تو و شيعيانت هستيد اى على (ع) و وعده من و تو كنار حوض كوثر است».(286)
4- در تفسير الدرالمنثور آمده است كه: ابن مردويه از على (ع) نقل مىكند كه رسول خدا (ص) به من فرمود: الم تسمع قول الله ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خير البرية و انت و شيعتك و موعدى و موعدكم الحوض اذا جئت الامم للحساب تدعون غرا محجلين :
«آيا اين سخن خداوند را نشنيدهاى كه مىفرمايد: كسانى كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، آنها بهترين مخلوقات خدا هستند، اين تو و شيعيانت هستيد، وعدگاه من و شما كنار حوض كوثر است، هنگامى كه من براى حساب امتها مىآيم شما فرا خوانده مىشويد در حالى كه داراى پيشانى سفيد و شناخته شدهايد.(287)
5- همچنين در «شواهد التنزيل» آمده است: كه «عطيه عوفى» مىگويد: ما وارد بر «جابربن عبدالله انصارى» شديم، در حالى كه بر اثر شدت كهولت و كبر سن ابروهايش روى چشمهايش قرار گرفته بود، به او گفتيم:اخبرنا عن على:«درباره على (ع) براى ما سخنى بگو».
جابر ابروهاى خود را با دستش بالا برد و گفت: ذاك من خير البرية:«او از بهترين خلق خدا است».(288)
6- گنجى شافعى در كفاية الطالب از عطا نقل مىكند كه از عايشه درباره على (ع) پرسيدم او در جواب گفت: ذاك خير البشر لا يشك فيه الا كافرا!:«او بهترين افراد بشر است، و در اين معنى جز كافران ترديد نمىكنند».(289)
و نيز درهمان كتاب از «حذيفه» نقل شده كه مىگويد: از پيامبر (ص) شنيدم كه مىفرمود: على خير البشر من ابى فقد كفر::«على (ع) بهترين انسانها است، و هر كس نپذيرد كافر است».(290)
بديهى است همه اين تعبيرات ناظر به شخصيت على (ع) بعد از پيامبر اسلام (ص) است، يعنى او بهترين انسانها بعد از رسول خدا است .
جالب توجه اينكه: «آلوسى» مفسير معروف اهل سنت كه در احاديث فضائل على (ع) سختگيرى خاصى دارد (و بارها در اين كتاب به نمونههاى آن اشاره كردهايم) بعد از آنكه قسمت قابل توجهى از رواياتى كه از پيامبر اكرم (ص) در ذيل اين آيه نقل شده است، بيان مىكند، مىگويد: «مفهوم اين روايات آن نيست كه اين آيه مخصوص به على (ع) و شيعيان و پيروان او است، هر چند آنها بدون شبهه داخل در اين آيهاند و در صفوف اول قرار دارند.
سپس تصريح مىكند «اماميه هر چند على (ع) را برتر از انبياء و فرشتگان مىدانند، ولى پيامبر اسلام (ص) را برتر از آن حضرت مىشمرند».
كوتاه سخن اينكه: احاديث مربوط به «خير البرية» را گروه زيادى در منابع معروف اسلامى نقل كردهاند، و از بهترين دلايل براى افضليت على (ع) نسبت به همه مسلمين و صحابه رسول خدا (ص) بعد از آن حضرت است .
اين در حالى است كه دشمنان على (ع) به خاطر عداوت آن حضرت در عصر تاريك و ظلمانى بنى اميه اصرار بر كتمان فضائل او داشتند و دوستانش به خاطر و حشت از آن جانيان سفاك فضائل او را كتمان مىكردند، ولى بانهايت تعجب اين فضائل بزرگ تمام اين دورانهاى تاريك را پشت سر گذاشته و بعد از اين همه قرون و اعصار به دست ما رسيده است، و اين نيست جز با امداد الهى .
به هر حال از اين احاديث به ضميمه آيه شريفه دو نكته به خوبى استفاده مىشود:
1- افضليت على (ع) نسبت به همه ياران پيامبر (ص)، و از آنجا كه مقدم داشتن غير افضل بر افضل كارى است زشت و ناپسند، به هيچ حسابى نمىتوان غير او را بر او مقدم داشت و بنابراين بايد نخستين خليفه و جانشين پيامبر (ص) او باشد، خواه تعيين خلافت از سوى خدا باشد - كه ما به آن معتقديم - يا از سوى خلق و مردم؟ كه گروهى ديگر به آن عقيده دارند.
2- نكته ديگرى كه از اين احاديث متعدده به دست مىآيد، اين است كه نامگذارى پيروان على (ع) به «شيعه» چيزى است كه در زبان پيامبر اكرم (ص) بارها آمده است، و آنها كه با اين عنوان دشمنى مىكنند، و از آن نفرت دارند و گاه «شين» آن را دليل بر «شوم» و «شر» گرفتهاند، در واقع با پيامبر اسلام (ص) به مخالفت برخاسته و اعياذبالله نسبت به سخنان او ابراز نفرت مىكنند، و به يقين اگر آگاهانه اين سخن را بگويند كارشان مشكل است، چه بهتر كه بگوئيم از اين روايات نبوى بيخبر بودهاند .
آرى لقب شيعه، موجب نفرت نيست، تاج افتخارى است كه پيامبر اسلام (ص) طبق اين روايات كثير ه معتبره بر سر پيروان مكتب على (ع) زده است، و از خدا مىخواهيم كه همه مالايق اين افتخار باشيم .