انفال‏

قرآن در اين باره مى‏فرمايد:

از تو درباره انفال (غنايم و هرگونه مال بدون مالك مشخص) سؤال مى‏كنند بگو انفال مخصوص خدا و پيامبر است، پس از (مخالفت فرمان) خدا بپرهيزيد و ميان برادرانى كه با هم ستيزه دارند، آشتى دهيد و خدا و رسولش را اطاعت كنيد، اگر ايمان داريد. 364

انفال از نظر لغت‏

«انفال» در اصل از ماده «نفل» به معنى زيادى است و اين كه به نمازهاى مستحب نافله گفته مى‏شود، چون اضافه بر واجبات است و همچنين اگر نوه را نافله مى‏گويند به خاطر اين است كه بر فرزندان انسان افزوده مى‏شود. چنان كه قرآن مى‏فرمايد:«و وهبنا له اسحق و يعقوب نافلة...» ما به ابراهيم اسحاق را بخشيديم و يعقوب (فرزند اسحاق) را به او افزوديم. 365

نوفل به كسى گفته مى‏شود كه بخشش زياد داشته باشد و اگر به غنايم جنگى نيز انفال گفته شده است، يا به جهت اين است كه يك سلسله اموال اضافى است كه بدون صاحب مى‏ماند و به دست جنگجويان مى‏افتد، در حالى كه مالك خارجى براى آن وجود ندارد و يا به اين جهت است كه جنگجويان براى پيروزى بر دشمن مى‏جنگند، نه براى غنيمت. بنابراين غنيمت يك موضوع اضافى است كه به دست آنها مى‏افتد. 366

مفهوم انفال در فقه اسلامى‏

گرچه آيه شريفه انفال در زمينه غنايم وارد شده، ولى مفهوم آن يك حكم كلى و عمومى است و تمام اموال اضافى؛ يعنى آنچه را مالك خصوصى ندارد شامل مى‏شود، چنان كه در روايتى از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) آمده است:

«انفال» اموالى است كه از دارالحرب بدون جنگ گرفته مى‏شود و همچنين، سرزمينى كه اهلش آن را ترك كرده و از آن جا هجرت مى‏كنند و آن «فيى‏ء» ناميده مى‏شود و ميراث كسى كه وارثى نداشته باشد و زمين و اموالى كه پادشاهان به اين و آن مى‏بخشيدند در صورتى كه صاحب آن شناخته نشود و بيشه‏زارها، جنگلها، و دره‏ها و سرزمينهاى موات كه همه اينها از آن خدا و پيامبر (ص) و بعد از او براى كسى است كه قائم مقام اوست و او آن را در راهى كه مصلحت خويش و مصلحت مردمى كه تحت تكفل او هستند ببيند، مصرف خواهد كرد. 367 از آنچه گذشت بخوبى روشن شد كه انفال نيز متعلق به خدا و پيامبر و قائم مقام اوست و به تعبير ديگر تعلق به حكومت اسلامى دارد و در مسير منافع عموم مسلمين مصرف مى‏گردد.

بنابراين پيامبر و ائمه معصومين (ع) يكى از منابع مالى كه در اختيار داشتند، انفال بود.


پى نوشتها:

364- سوره انفال ،آيه 1.
365-سوره انبيا ،آيه72.
366- جهت اطلاع بيشتر درباره معناى انفال به اين منابع رجوع شود: ابن منظور، لسان العرب، بيروت، منشوارت داراحياء التراث العربى، 1308 ه'، ج 14، ص .245 النهاية فى غريب الحديث والاثر، ابن اثير، قم، منشورات، مؤسسه اسماعيليان، 1364 ه'ش، ط 4، ج 5، ص .99 الطريحى، فخر الدين، مجمع البحرين، تهران، منشورات المكتبة المرتضويه، 1395 ه'ق، ط 2، ج 5، ص ..485 الفيروز آبادى، القاموس المحيط، ج 4، ص .59 فصل النون باب اللام.
367- الطبرسى، ابوعلى، الفضل بن الحسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، بيروت، منشورات داراحياء التراث العربى، 1379 ه'ق، ج 4، ص 518 - .517 جمال الدين مقداد بن عبدالله السيورى، كنز العرفان فى فقه القرآن، تهران، بين الحرمين، چاپخانه حيدرى، 1343 ش، 1384 ق. منشورات المكتبة المرتضويه، ج 1، ص .254 الحرالعاملى، محمد بن الحسن، وسائل الشيعه، بيروت، منشوارت داراحياء التراث العربى، 1391 ه'، ق، ط 4، ج 6، ص 364، باب الانفال حديث .1

منابع مالى اهل بيت (ع)،نورالله عليدوست خراسانى