قضاوت حضرت على (ع ) در زمان پيامبر (ص )


امير مؤمنان (ع ) نه تنها در دوران بهترين قاضى و يگانه داور به حقّ امّت بود, بلكه در دوران پيامبرگرامى (ص ) نيزدر دوران پيامبر گرامى (ص ) نيز در يمن و مدينه مرجع قضايى مسلم مردم بود. رسول خدا (ص ) داوريهاى او رامى ستود و از اين طريق مرجع قضايى جامعهء اسلامى پس از خويش را به مردم معرفى مى كرد. اينك دو نمونه ازداوريهاى امام (ع ) كه در زمان خود پيامبر اكرم (ص ) مورد تصديق آن حضرت قرار گرفت نقل مى شود.
1- در زمانى كه على (ع ) از طرف پيامبر (ص ) در يمن اقامت داشت حادثه اى به شرح زير اتفاق افتاد:
گروهى پس از شكار شيرى , آن را در گودال عميقى محاصره كرد, در اطراف آن سنگر گرفته بودند. ناگهان پاى يكى از آنان لغزيد و او براى حفظ خود, دست ديگرى را گرفت و او نيز دست سومى را وسومى هم دست چهارمى را و سرانجام همگى در گودال افتادند و مورد حملهء شير قرار گرفتند و بر اثر جراحاتى درگذشتند. در ميان بستگان آنان نزاع در گرفت . امام على (ع ) از جريان آگاه شد و فرمود: من در ميان شما داورى مى كنم . اگر به داورى من رضا نداريد, دعوارا به حضور پيامبر (ص ) ببريد تا در ميان شما داورى كند. آنگاه فرمود: گروهى كه اين گودال را كنده اندبايد غرامت چهار نفر مقتول را به قرار زير بپردازند:
به اولياى فرد نخست يك چهارم ديه , به اولياى دومى يك سوم آن , به اولياى نفر سوم نيم آن , و به اولياى چهارمى ديهء كامل .
چون از امام (ع ) سؤال شد كه چرا به اولياى فرد نخست بايد يك چهارم ديه بپردازند, آن حضرت در پاسخ فرمود:
زيرا پس از او سه نفر ديگر كشته شده اند. و به همين ترتيب در موارد ديگر فرمود: به اولياى فرد دوم بايد يك سوم آن را بپردازند زيرا پس از وى دو نفر ديگر كشته شده اند و براى سومى بايد نصف ديه بپردازند زيرا پس از او يك نفرديگر به قتل رسيده و براى چهارمى ديهء كامل بايد بپردازند زيرا او آخرين فردى است كه كشته شده است .(1)
بارى , بستگان مقتولين به داورى امام (ع ) تن ندادند و رهسپار مدينه شدند و جريان را به پيامبر (ص ) گفتند. آن حضرت فرمود: <القضاء كما قضى على >. (2)
محدثان اهل سنت و شيعه داورى امام على (ع ) را در اين موضوع به صورت بالا نقل كرده اند, ولى محدثان شيعه آن را به گونه اى ديگر نيز آورده اند. طبق اين نقل , امام (ع ) فرمود: فرد اول طعمهء شير است و ديهء او بر كسى نيست , ولى بايد بستگان اولى به اولياى دومى يك سوم ديه را بپردازند و بستگان دومى به بستگان سومى نصف ديه بدهند وبستگان سومى به اولياى چهارمى ديهء كامل بپردازند. دانشمندان شيعه حديث نخست را صحيح نمى دانند زيرا درسند آن افراد غير موثق وجود دارند, ولى به نقل دوم اعتماد كامل دارند. نكتهء مهم در اين داورى اين است كه امام (ع ) خونبهاى فرد چهارم را ميان اولياى سه نفر قبل به طور مساوى تقسيم كرد. بدين ترتيب كه بايد يك سوم خونبها رااولياى اولى به بستگان دومى بپردازند و بستگان دومى دو سوم آن را (يك سوم از حق خود را روى آنچه كه از اولى گرفته اند بگذارند و) به بستگان سومى پرداخت كنند و بستگان سومى ديه كامل بدهند, يعنى روى دوم سوم ديه كه ازپيش گرفته بودند يك سوم بگذارند و به صورت يك ديهء كامل به اولياى چهارمى بپردازند و در اين صورت ديهء فرد];ززس چهارم به طور مساوى بر سه نفر پيشين تقسيم شد. (به كتاب جواهر الكلام , ج 6 كتاب ديات , بحث <تزاحم موجبات >مراجعه شود).
2- پيامبر گرامى (ص ) و گروهى از مسلمانان در مسجد نشسته بودند كه دو نفر وارد مسجد شدند و خصومتى رامطرح كردند كه خلاصهء آن اين بود كه گاوى با شاخ خود حيوان كسى را كشته است ; آيا صاحب گاو ضامن قيمت حيوان مقتول هست يا نه ؟ يكى از مسلمانان در اظهار نظر سبقت گرفت و گفت : <لاضمان على البهائم >يعنى : حيوان غير مكلف ضامن مال كسى نيست .
به نقل كلينى در كافى , پيامبر اكرم (ص) از ابوبكر و عمر خواست كه در اين قضيه فصل خصومت كنند آن دو نفرگفتند: <بهيمة قتلت بهيمة ما عليها من شى ء>(3) يعنى : حيوانى حيوان ديگرى را كشته است و براى حيوان ضمانتى نيست . در اين موقع پيامبر (ص ) از على (ع ) خواستند كه او داورى كند. امام (ع ) با طرح يك قانون كلى , كه امروز هم مورد استفادهء مجامع حقوقى است , مشكل را حل كرد و فرمود:
ضرر را بايد آن كسى متحمل شود كه مقصر است و به وظيفهء خود در ادارهء حيوان عمل نكرده است . اگر صاحب حيوان به اندازهء كافى در صيانت حيوان خود كوشيده و آن را در نقطهء محفوظى نگاه داشته است ولى صاحب گاو به وظيفهء خويش عمل نكرده و آن را رها ساخته , در اين صورت صاحب گاو مقصر است و بايد غرامت حيوان او رابپردازد و اگر جريان بر خلاف اين است بر او ضمانى نيست .
پيامبر گرامى (ص) از شنيدن اين داورى مبتكرانه و همراه با ارائهء يك طرح كلى دست به آسمان بلند كرد و گفت :<الحمد لله الذى جعل فى امتى من يقضى بقضاء النبيين >. يعنى : سپاس خدا را كه در خاندان من كسانى را قرار داده است كه داورى آنان مانند داورى پيامبر است . (4)
البته قضاوت اميرالمؤمنين (ع ) در زمان رسول اكرم (ص) منحصر به اين دو مورد نيست وآن حضرت قضاوتهاى شگفت انگيز متعددى در حيات پيامبر (ص) داشته است كه در متون تاريخى و روايى مندرج است .(5)


1- ذخائر العقبى , نگارش محب طبرى , ص 84 كنز العمال , ج 2 ص 393 وسائل الشيعه , ج 19 ص 175
2- كنزالعمال , ج 2 ص 393 وسائل الشيعه , ج 19 ص 175 باب چهارم از ابواب موجبات ضمان .
3- كافى , ج 7 ص 253 حديث 6و 7
4- صواعق محرقه , ص 75 مناقب ابن شهر آشوب , ج 1 ص 488
5- مرحوم مجلسى در بحار الانوار بخشى از اين داورى ها را آورده است . به بحار الانوار, ج 4 ص صص 240ـ 219چاپ جديد) مراجعه فرماييد.


بازگشت

بازگشت