چگونه حضرت على (ع ) را به مسجد بردند؟
اين بخش از تاريخ اسلام همچون بخش پيش تلخ و دردناك است زيرا هرگز تصور
نمى رفت كه شخصيتى مانند حضرت على (ع ) را به وضعى به مسجد ببرند كه چهل سال بعد,
معاويه آن را به صورت طعن و انتقاد نقل كند. وى درنامهء خود به اميرالمؤمنين (ع )
پس از يادآورى مقاومت امام (ع ) در برابر دستگاه خلافت چنين مى نويسد:
... تا آنجا كه دستگاه خلافت تو را مهار كرده و همچون شتر سركش براى بيعت به طرف
مسجد كشاندند.(1)
امير مؤمنان در پاسخ نامهء معاويه , تلويحاً, اصل موضوع را مى پذيرد و آن را نشانهء
مظلوميت خود دانسته , مى گويد:
گفتى كه من به سان شتر سركش براى بيعت سوق داده شدم . به خدا سوگند, خواستى از من
انتقادكنى ولى در واقع مرا ستودى و خواستى رسوايم كنى اما خود را رسوا كردى . هرگز
بر مسلمانى ايراد نيست كه مظلوم واقع شود.(2)
ابن ابى الحديد تنها كسى نيست كه جسارت به ساحت قدس امام (ع ) را نقل كرده است
,بلكه پيش از او ابن عبد ربّه در <عقدالفريد>(ج 2 ص 285 و پس از وى مؤلف) در ج 1 ص
128 نيز آن را نقل كرده اند.
شگفت اينجاست كه ابن ابى الحديد هنگامى كه به شرح نامهء بيست و هشتم امام (ع ) در
نهج البلاغه مى رسد نامهء آن حضرت و نامهء معاويه را نقل مى كند و در صحت ماجرا
ترديد نمى كند, ولى در آغاز كتاب , هنگامى كه شرح خطبه ءبيست و ششم را به پايان مى
برد, اصل واقعه را انكار كرده مى گويد: اين نوع مطالب را تنها شيعه نقل كرده و از
غير آنان نقل نشده است . (2)
1- متن نامهء معاويه را ابن ابى الحديد در
شرح خود (15 ص 186) نقل كرده است .
2- نهج البلاغه , نامهء 28
3- شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد, ج 2 ص 60