همشأنى روحى و فكرى و اخلاقى
درست
است كه در آيين اسلام هر مرد مسلمان كفو و همشأن مسلمان ديگرى است و هر زن مسلمان
كه در عقد مردمسلمانى درآيد با همشأن خود پيمان زناشويى بسته است , ولى اگر جنبه
هاى روحى و فكرى را در نظر بگيريم بسيارى از زنان همشأن برخى مردان نيستند و
بالعكس . مردان مسلمان شريف و اصيل كه از ملكات عالى انسانى و سجاياى اخلاقى و
دانش و بينش وسيع برخوردار بايد با زنانى پيمان زناشويى ببندند كه از نظر روحيات و
سجاياى اخلاقى همشأن و مشابه آنان باشند. اين امر دربارهء زنان پاكدامن و پرهيزگار
كه از فضايل اخلاقى و انديشه و بينش بلندبرخوردارند نيز حكمفرماست . هدف عمدهء
ازدواج , كه برقرارى سكونت و آرامش خاطر در طول زندگى است , جز بارعايت اين نكته
تأمين نمى شود و تا يك نوع مشابهت اخلاقى و محاكات روحى و جذبهء روانى بر محيط
زندگى سايه نگستراند پيوند زناشويى فاقد استوارى لازم خواهد بود.
با توجه به اين بيان , حقيقت خطاب الهى به پيامبر اكرم (ص ) روشن مى شود كه فرمود:
<لو لم اخلق عليا لما كان الفاطمة ابنتك كفو على وجه الارض >(1)
اگر على را نمى آفريدم , براى دختر تو فاطمه هرگز در روى زمين همشأنى نبود.
به طور مسلم مقصود از اين كفويت همشأنى مقامى و روحى است .
1- بحار
الانوار, ج 43 ص 9