نسبت اميرالمؤمنين (ع) با رسول اكرم (ص)


اكنون كه دربارهء يكى از سه فضيليتى كه سعد وقاص در حضور معاويه براى اميرمؤمنان (ع ) يادآورى كرد سخن گفتيم , شايسته است كه دربارهء آن دو فضيلت ديگر نيز به طور فشرده سخن بگوييم .
يكى از افتخارات امام (ع ) اين است كه در تمام نبردها ملازم پيامبر (ص ) و پرچمدار وى بود, جز در غزوهء تبوك كه به فرمان پيامبر در مدينه باقى ماند. زيرا پيامبر به خوبى آگاه بود كه منافقان تصميم گرفته اند پس از خروج آن حضرت ازمدينه شورش كنند. از اين رو, به حضرت على (ع ) فرمود: تو سرپرست اهل بيت و خويشاوندان من و گروه مهاجرهستى و براى اين كار جز من و تو كسى شايستگى ندارد.
اقامت امير مؤمنان (ع ) نقشهء منافقان را نقش بر آب كرد. لذا به فكر افتادند نقشهء ديگرى طرح كنند تا حضرت على (ع ) نيز مدينه را ترك گويد. از اين رو شايع كردند كه روابط پيامبر و حضرت على به تيرگى گراييده است و حضرت على به جهت دورى راه و شدت گرما از جهاد در راه خدا سرباز زده است .
هنوز پيامبر (ص ) چندان از مدينه دور نشده بود كه اين شايعه در مدينه انتشار يافت . امام (ع ) براى پاسخ به تهمت آنان به حضور پيامبر (ص ) رسيد و جريان را با آن حضرت در ميان نهاد. پيامبر (ص ) با ذكر جملهء تاريخى خود ـ كه سعد وقاص آرزو داشت اى كاش دربارهء او گفته مى شد ـ آن حضرت را تسلى داد و فرمود:
<اما ترضى ان تكون منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى ؟>آيا راضى نيستى كه نسبت به من , همچون هارون نسبت به موسى باشى ؟ جز اينكه پس از من پيامبرى نيست .(1)
اين حديث كه در اصطلاح دانشمندان به آن <حديث المنزله >مى گويند تمام مناصبى كه هارون داشت براى حضرت على (ع ) ثابت كرده جز نبوت كه باب آن براى ابد بسته شده است .
اين حديث از احاديث متواتر اسلامى است كه محدثان و سيره نويسان در كتابهاى خود آورده اند.
فضيلت سومى كه سعد وقاص از آن ياد كرد مسألهء مباهلهء پيامبر (ص ) با مسيحيان نجران بود. آنان پس از مذاكره باپيامبر دربارهء عقايد باطل مسيحيت حاضر به پذيرش اسلام نشدند, ولى آمادگى خود را براى مباهله اعلام كردند.
وقت مباهله فرا رسيد. پيامبر از ميان بستگان خود فقط چهار نفر ارا انتخاب كرد تا در اين حادثهء تاريخى شركت كنندو اين چهار تن جز حضرت على و دخترش فاطمه و حسن و حسين (ع ) نبودند. زيرا در ميان تمام مسلمانان نفوسى پاكتر و ايماتى استوارتر از نفوس و ايمان اين چهار تن وجود نداشت .
پيامبر (ص ) فاصلهء منزل و محلى را كه بنا بود مراسم مباهله در آنجا انجام بگيرد با وضع خاصى طى كرد. او در حالى كه حضرت حسين (ع ) را در آغوش داشت و دست حسن (ع ) را در دست گرفته بود و فاطمه (س ) و حضرت على (ع ) پشت سر آن حضرت حركت مى كردند قدم به محل مباهله نهاد و پيش از ورود به محوطه به همراهان خودگفت : من هر موقع دعا كردم شما دعاى مرا با گفتن آمين بدرقه كنيد.
چهره هاى نورانى پيامبر (ص ) و چهار تن ديگر كه سه تن ايشان شاخه هاى شجرهء وجود مقدس او بودند چنان ولوله اى در مسيحيان نجران افكند كه اسقف اعظم آنان گفت : <چهره هايى را مشاهده مى كنم كه اگر براى مباهله رو به درگاه الهى كنند اين بيابان به جهنمى سوزان بدل مى شود و دامنهء عذاب به سرزمين نجران نيز كشيده خواهد شد. ازاين رو, از مباهله منصرف شدند و حاضر به پرداخت جزيه شدند.>
عايشه مى گويد:
پيامبر (ص ) در روز مباهله چهار تن همراهان خود را زير عباى سياه خود وارد كرد و اين آيه را تلاوت نمود: <انمايريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً>.
زمخشرى مى گويد:
سرگذشت مباهله و مفاد اين آيه بزرگترين گواه بر فضيلت اصحاب كساء است و سندى زنده بر حقانيت آيين اسلام به شمار مى رود.(2)


1- سيرهء ابن هشام , ج 2 ص 520و بحار, 21 ص 207 مرحوم شرف الدين در كتاب المراجعات مصادر اين حديث راگردآورده است .
2- كشاف , ج 1 صص 283ـ 282و تفسير امام رازى , ج 2 صص 472ـ 471


بازگشت

بازگشت