علم غيب يا معرفت سوم در احاديث امامان‏

يكى از كتابهايى كه در آن خبرهاى غيبى رسول اكرم و امامان معصوم گردآورى شده است كتاب پر ارج «اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات» تأليف محدث عالى مقدار مرحوم شيخ حرعاملى (متوفاى سال 1104 هجرى) مى‏باشد.
نگارنده با مرورى گذرا آمارى از خبرهاى غيبى كه در اين كتاب آورده شده تهيه كرده تا فهرست‏وار در اختيار خوانندگان عزيز بگذارد.
و چون در دو بخش قبلى نمونه‏هايى از خبرهاى غيبى رسول گرامى (ص) و امير مؤمنان آورده شد در اين بخش از خبرهاى غيبى امام مجتبى (ص) تا امام زمان (ع) ياد مى‏شود.
خبرهاى غيبى حضرت مجتبى (ع) بيش از ده حديث
« « امام حسين (ع) ده
حديث‏
« « امام سجاد(ع) حدود
بيست حديث‏
« « امام باقر (ع)
حدود پنجاه حديث‏
« « امام صادق (ع) صد
پنجاه حديث‏
« « امام كاظم(ع) حدود
هشتاد حديث‏
« « امام رضا (ع) صد و
سى حديث‏
« « امام جواد (ع) بيش از
سى حديث‏
« « امام هادى (ع) حدود
پنجاه حديث‏
« « امام عسكرى (ع)
بيش از هشتاد حديث‏
« « امام زمان (ع) بيش از
صد حديث‏
البته قسمتى از اين احاديث مكرر است و اگر مكررات آنها را محاسبه نكنيم باز شماره آنها باندازه‏اى زياد است كه براى هر خواننده منصفى اطمينان بخش است .
در اينجا از باب نمونه از هر يك از امامان (عليهم السلام) يك خبر غيبى از همين كتاب اثبات الهداة نقل مى‏كنيم:
1- امام مجتبى (ع) از اينكه وسيله همسر خود «جعده» مسموم مى‏شود خبر داد و نيز به امام حسين (ع) گفت سى‏هزار نفر از مردمى كه ادعا مى‏كنند از امت اسلام هستند براى كشتن تو و اسير كردن فرزندان و خانواده تو با هم، هم است مى‏شوند. 1

* * *

2- عمر بن سعد به امام حسين (ع) گفت يا اباعبدالله! در ناحيه ما مردم بى‏خردى هستند كه مى‏گويند من شما را مى‏كشم حضرت فرمود آنها بى‏خرد نيستند بلكه خردمندانند اما چشم من به اين روشن است كه تو پس از من جز كمى از گندم عراق نخواهى خورد. 2
اشاره به اينكه پس از داستان كربلا عمر زيادى نخواهد كرد و از عراق خارج نخواهد شد و به حكومت رى نخواهد رسيد.

* * *

3- امام سجاد (ع) به فرزندانش امام باقر (ع) فرمود: پس از من برادرت عبدالله ادعاى امامت مى‏كند و مردم را به سوى خود دعوت مى‏نمايد اما عمر او كوتاه است و زود از دنيا مى‏رود.
امام باقر (ع) مى‏فرمايد: پس از رحلت پدرم برادرم عبدالله ادعاى امامت و جانشينى پدرم را نمود ولى طولى نكشيد كه از دنيا رفت و همانطور كه پدرم خبر داده بود شد. 3

* * *

4- امام محمد باقر (ع) جوانى را در مسجد ديد كه مى‏خنديد فرمود: درخانه خدا مى‏خندى در حالى كه سه روز ديگر از دنيا خواهى رفت آن جوان پس از سه روز از دنيا رفت .
و نيز به ابوبصير فرمود: هنگامى كه به كوفه برگردى خداوند دو پسر به تو عنايت مى‏كند يكى را عيسى و ديگرى را محمد نام مى‏گذارى و هر دوى آنها از شيعيان ما خواهند بود. ابوبصير مى‏گويد: همانطور كه امام (ع) خبر داده بود شد. 4

* * *

5- در داستان آن مرد شامى و هشام كه درباره امامت با هم بحث مى‏كردند.
مرد شامى به هشام گفت در زمان ما امام كيست ؟
هشام اشاره به امام صادق (ع) كرد و گفت: امروز امام ما همين مردى است كه اينجا نشسته و مردم از گوشه و كنار به سوى او كوچ مى‏كنند و ما را از آسمان و زمين خبر مى‏دهد و اين علم و دانش را از پدران خود تا رسول خدا به ارث برده است .
مرد شامى گفت: از كجا اين سخن را تصديق كنم و بپذيرم.
هشام گفت: هم اكنون هر چه خواهى از او بپرس.
امام صادق (ع) رو به او كرد و فرمود: مى‏خواهى از جزئيات مسافرتت تا اينجا خبر دهم پس از اينكه همه را خبر داد، مرد شامى امامت آن حضرت را تصديق كرد و ايمان آورد. 5

* * *

6- سليمان بن حفص مى‏گويد: بر امام هفتم وارد شدم براى اينكه از آن حضرت بپرسم امام بعد از شما كيست. پيش از اينكه من سؤال را مطرح كنم حضرت فرمود: اى سليمان! پس از من فرزندم على، وصى و جانشين من و حجت خدا بر مردم است. 6

* * *

7- حمزة بن جعفر مى‏گويد: يكسال حضرت رضا (ع) و هارون الرشيد هر دو به حج آمده بودند يك روز در مسجد الحرام بوديم هارون از يك درب خارج شد و حضرت رضا (ع) از درب ديگر، و من خدمت آن حضرت بودم اشاره به هارون كرد و فرمود: چقدر خانه او دور است و ملاقات نزديك سپس فرمود: طوس، طوس، اى طوس بزودى بين هارون و من جمع خواهى كرد. 7
و بدين ترتيب از اينكه محل دفن هر دوى آنها در خراسان خواهد بود خبرداد.

* * *
8- حضرت عبدالعظيم حسنى كه در «رى» مدفون است مى‏گويد، بر امام جواد (ع) وارد شدم و مى‏خواستم از آن حضرت بپرسم كه آيا قائم آل محمد (عليهم السلام) همان مهدى موعود است يا غير او است.
آن حضرت پيش از اينكه من سؤال خود را عنوان كنم فرمود: اى عبدالعظيم! قائم آل محمد همان مهدى است. 8

* * *

9- احمد بن عيسى مى‏گويد: پيامبر گرامى اسلام را در خواب ديدم كه يك مشت خرما به من مرحمت كرد خرماها را شمردم بيست و پنج دانه بود سپس برامام هادى (ع) وارد شدم آن حضرت يك مشت خرما به من داد و فرمود اگر پيامبر خدا (ص) زيادتر مى‏داد من هم زيادتر مى‏دادم.
احمد بن عيسى مى‏گويد: خرماها را شمردم همان بيست و پنج دانه بود. 9

* * *

10- حجاج عبدى مى‏گويد: هنگام حركت از بصره پسرم بيمار بود براى حضرت عسكرى (ع) كه در سامرا بودند نوشتم كه در حق او دعا كند حضرت در جواب من نوشتند.
خداوند پسرت را رحمت كند كه با ايمان بود.
پس از چندى كه از بصره خبر فوت فرزندم رسيد معلوم شد در همان روزى كه حضرت عسكرى (ع) نامه نوشته بودند از دنيا رفته بوده است. 10
اين بود نمونه‏هايى از خبرهاى غيبى پيامبر گرامى (ص) و اميرمؤمنان (ع) و امامان معصوم (عليهم السلام) پس از او، كه در اين سه بخش نقل شد و خواننده گرامى مى‏تواند براى مطالعه بيش از اين مقدار به كتاب «اثبات الهداة» كه با ترجمه فارسى. در هفت مجلد به چاپ رسيده است مراجعه كند.


پى نوشتها:

1- اثبات الهداة، ج 5، ص 147 و 150 به نقل از امالى صدوق، و خرائج راوندى.
2- همان كتاب، ج 5، ص 199 به نقل از ارشاد شيخ مفيد.
3- همان كتاب، ج 5، ص 245 - 246 به نقل از كشف الغمه اربلى.
4- همان كتاب، ج 5، ص 305 به نقل از مشارق الانوار.
5- همان كتاب، ج 5، ص 336 به نقل از كافى و ارشاد مفيد و اعلام الورى طبرسى و احتجاج طبرسى.
6- همان كتاب، ج 5، ص 508 به نقل از عيون اخبار الرضا.
7- همان كتاب، ج 6، ص 77 به نقل از عيون اخبار الرضا.
8- همان كتاب، ج 6، ص 181 به نقل از اكمال الدين صدوق.
9- همان كتاب، ج 6، ص 266 به نقل از الصراط المستقيم على بن يونس بياضى عاملى.
10- همان كتاب، ج 6، ص 323 به نقل از خرائج راوندى.

تفسير منشور جاويد، آيت الله سبحانى، ج 8، ص 352 - 357.