يكى از كتابهايى كه در آن خبرهاى غيبى رسول اكرم و امامان معصوم گردآورى شده است كتاب پر ارج «اثبات الهداة بالنصوص و المعجزات» تأليف محدث عالى مقدار مرحوم شيخ حرعاملى (متوفاى سال 1104 هجرى) مىباشد.
نگارنده با مرورى گذرا آمارى از خبرهاى غيبى كه در اين كتاب آورده شده تهيه كرده تا فهرستوار در اختيار خوانندگان عزيز بگذارد.
و چون در دو بخش قبلى نمونههايى از خبرهاى غيبى رسول گرامى (ص) و امير مؤمنان آورده شد در اين بخش از خبرهاى غيبى امام مجتبى (ص) تا امام زمان (ع) ياد مىشود.
خبرهاى غيبى حضرت مجتبى (ع) بيش از ده حديث
« « امام حسين (ع) ده
حديث
« « امام سجاد(ع) حدود
بيست حديث
« « امام باقر (ع)
حدود پنجاه حديث
« « امام صادق (ع) صد
پنجاه حديث
« « امام كاظم(ع) حدود
هشتاد حديث
« « امام رضا (ع) صد و
سى حديث
« « امام جواد (ع) بيش از
سى حديث
« « امام هادى (ع) حدود
پنجاه حديث
« « امام عسكرى (ع)
بيش از هشتاد حديث
« « امام زمان (ع) بيش از
صد حديث
البته قسمتى از اين احاديث مكرر است و اگر مكررات آنها را محاسبه نكنيم باز شماره آنها باندازهاى زياد است كه براى هر خواننده منصفى اطمينان بخش است .
در اينجا از باب نمونه از هر يك از امامان (عليهم السلام) يك خبر غيبى از همين كتاب اثبات الهداة نقل مىكنيم:
1- امام مجتبى (ع) از اينكه وسيله همسر خود «جعده» مسموم مىشود خبر داد و نيز به امام حسين (ع) گفت سىهزار نفر از مردمى كه ادعا مىكنند از امت اسلام هستند براى كشتن تو و اسير كردن فرزندان و خانواده تو با هم، هم است مىشوند. 1
* * *
2- عمر بن سعد به امام حسين (ع) گفت يا اباعبدالله! در ناحيه ما مردم بىخردى هستند كه مىگويند من شما را مىكشم حضرت فرمود آنها بىخرد نيستند بلكه خردمندانند اما چشم من به اين روشن است كه تو پس از من جز كمى از گندم عراق نخواهى خورد. 2
اشاره به اينكه پس از داستان كربلا عمر زيادى نخواهد كرد و از عراق خارج نخواهد شد و به حكومت رى نخواهد رسيد.
* * *
3- امام سجاد (ع) به فرزندانش امام باقر (ع) فرمود: پس از من برادرت عبدالله ادعاى امامت مىكند و مردم را به سوى خود دعوت مىنمايد اما عمر او كوتاه است و زود از دنيا مىرود.
امام باقر (ع) مىفرمايد: پس از رحلت پدرم برادرم عبدالله ادعاى امامت و جانشينى پدرم را نمود ولى طولى نكشيد كه از دنيا رفت و همانطور كه پدرم خبر داده بود شد. 3
* * *
4- امام محمد باقر (ع) جوانى را در مسجد ديد كه مىخنديد فرمود: درخانه خدا مىخندى در حالى كه سه روز ديگر از دنيا خواهى رفت آن جوان پس از سه روز از دنيا رفت .
و نيز به ابوبصير فرمود: هنگامى كه به كوفه برگردى خداوند دو پسر به تو عنايت مىكند يكى را عيسى و ديگرى را محمد نام مىگذارى و هر دوى آنها از شيعيان ما خواهند بود. ابوبصير مىگويد: همانطور كه امام (ع) خبر داده بود شد. 4
* * *
5- در داستان آن مرد شامى و هشام كه درباره امامت با هم بحث مىكردند.
مرد شامى به هشام گفت در زمان ما امام كيست ؟
هشام اشاره به امام صادق (ع) كرد و گفت: امروز امام ما همين مردى است كه اينجا نشسته و مردم از گوشه و كنار به سوى او كوچ مىكنند و ما را از آسمان و زمين خبر مىدهد و اين علم و دانش را از پدران خود تا رسول خدا به ارث برده است .
مرد شامى گفت: از كجا اين سخن را تصديق كنم و بپذيرم.
هشام گفت: هم اكنون هر چه خواهى از او بپرس.
امام صادق (ع) رو به او كرد و فرمود: مىخواهى از جزئيات مسافرتت تا اينجا خبر دهم پس از اينكه همه را خبر داد، مرد شامى امامت آن حضرت را تصديق كرد و ايمان آورد. 5
* * *
6- سليمان بن حفص مىگويد: بر امام هفتم وارد شدم براى اينكه از آن حضرت بپرسم امام بعد از شما كيست. پيش از اينكه من سؤال را مطرح كنم حضرت فرمود: اى سليمان! پس از من فرزندم على، وصى و جانشين من و حجت خدا بر مردم است. 6
* * *
7- حمزة بن جعفر مىگويد: يكسال حضرت رضا (ع) و هارون الرشيد هر دو به حج آمده بودند يك روز در مسجد الحرام بوديم هارون از يك درب خارج شد و حضرت رضا (ع) از درب ديگر، و من خدمت آن حضرت بودم اشاره به هارون كرد و فرمود: چقدر خانه او دور است و ملاقات نزديك سپس فرمود: طوس، طوس، اى طوس بزودى بين هارون و من جمع خواهى كرد. 7
و بدين ترتيب از اينكه محل دفن هر دوى آنها در خراسان خواهد بود خبرداد.
* * *
8- حضرت عبدالعظيم حسنى كه در «رى» مدفون است مىگويد، بر امام جواد (ع) وارد شدم و مىخواستم از آن حضرت بپرسم كه آيا قائم آل محمد (عليهم السلام) همان مهدى موعود است يا غير او است.
آن حضرت پيش از اينكه من سؤال خود را عنوان كنم فرمود: اى عبدالعظيم! قائم آل محمد همان مهدى است. 8
* * *
9- احمد بن عيسى مىگويد: پيامبر گرامى اسلام را در خواب ديدم كه يك مشت خرما به من مرحمت كرد خرماها را شمردم بيست و پنج دانه بود سپس برامام هادى (ع) وارد شدم آن حضرت يك مشت خرما به من داد و فرمود اگر پيامبر خدا (ص) زيادتر مىداد من هم زيادتر مىدادم.
احمد بن عيسى مىگويد: خرماها را شمردم همان بيست و پنج دانه بود. 9
* * *
10- حجاج عبدى مىگويد: هنگام حركت از بصره پسرم بيمار بود براى حضرت عسكرى (ع) كه در سامرا بودند نوشتم كه در حق او دعا كند حضرت در جواب من نوشتند.
خداوند پسرت را رحمت كند كه با ايمان بود.
پس از چندى كه از بصره خبر فوت فرزندم رسيد معلوم شد در همان روزى كه حضرت عسكرى (ع) نامه نوشته بودند از دنيا رفته بوده است. 10
اين بود نمونههايى از خبرهاى غيبى پيامبر گرامى (ص) و اميرمؤمنان (ع) و امامان معصوم (عليهم السلام) پس از او، كه در اين سه بخش نقل شد و خواننده گرامى مىتواند براى مطالعه بيش از اين مقدار به كتاب «اثبات الهداة» كه با ترجمه فارسى. در هفت مجلد به چاپ رسيده است مراجعه كند.