زيارت در سيره عترت(عليهم السلام)

حسين رجبى

بى‏شك اولياى الهى انسانهاى بزرگى هستند كه هر چند انگشت‏شمارند اما وجودشان سرچشمه حيات و فيض و بركت است. آنان مجراى فيض حق و واسطه بين خالق و مخلوقند، انسانها از كانال وجود آنان به حق رسيده، از كوثر وجودشان سيراب مى‏شوند. از اين رو هر چه پيوند با اولياى الهى بيشتر باشد بهره‏هاى معنوى، اخلاقى و علمى بهترى نصيب مردم خواهد شد. بديهى است كه اين ارتباط به دوره زندگى معصومين و اولياى الهى محدود نمى‏شود، چنانكه پيروى از آنان نيز چنين است. مرگ تنها ارتباط ظاهرى را از بين مى‏برد اما ارتباط باطنى و معنوى و پيروى از دستورات و سيره آنان جاودان است; به عبارت ديگر هر يك از اولياى الهى را با مردم عهدى است كه پس از مرگ استمرار دارد و وفاى به آن با ارتباط و زيارت قبور آنان تكميل مى‏شود. چنانكه امام رضا - عليه السلام - مى‏فرمايد:

ان لكل امام عهدا فى عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام وفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم فمن زارهم رغبة فى زيارتهم و تصديقا بما رغبوا فيه كان ائمتهم شفعاءهم يوم القيامة.

هر امامى را بر دوش پيروانش عهد و پيمانى است كه بايستى به آن وفا كنند. تكميل و وفاى كامل به آن عهد با زيارت قبور آنان، پس از مرگ انجام مى‏گيرد. هر كس كه با ميل و علاقه امامان - عليهم السلام - را زيارت كند و آنچه مورد علاقه و اراده آنان است‏بپذيرد، در قيامت مشمول شفاعت آنها خواهد شد.

بر اين اساس زيارت استمرار وفاى به عهد و تكميل كننده آن است. زيارت محدود به مردم نيست‏بلكه منابع اسلامى نشان مى‏دهد كه ملائكه و پيامبران - عليهم السلام - نيز هماره به زيارت امامان شتافته، از كوثر وجود آنان بهره مى‏گيرند.

امام صادق(ع) به نقل از جدش رسول خدا(ص) مى‏فرمايد:

خداوند بزرگ هيچ آفريده‏اى به اندازه ملائكه نيافريده است. در هر روز و شب هفتاد هزار ملك به طواف خانه خدا رفته، از آنجا به زيارت رسول خدا(ص) و اميرمؤمنان(ع) مى‏شتابند و سلام و درود مى‏فرستند; سپس در حرم حسين‏بن‏على(ع) حضور يافته، تا هنگام سحر در برابر قبر آن حضرت مى‏ايستند; آنگاه به آسمان عروج كرده، برنمى‏گردند.

اسحاق بن‏عمار مى‏گويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:

هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست جز آنكه زيارت حسين(ع) را از خداوند بزرگ تقاضا مى‏كند. پس از آن گروه گروه به زيارت ايشان مى‏پردازند.

در زيارت اولياى الهى اسرارى وجود دارد كه با بررسى گفتار و سيره معصومين پرتوى از آن كشف خواهد شد. بدين سبب آنان با گفتار و كردار خويش زيارت اوليا و امامان را به مردم مى‏آموختند حتى گاه آن را واجب مى‏شمردند. از اين رو مى‏بينيم مسلمانان، از صدر اسلام تا كنون، قبور پيامبران، امامان و بزرگان دين را زيارت مى‏كنند و با خواندن نماز و دعا و توسل به آنان، به خدا تقرب مى‏جويند. ابوحامد غزالى در آداب سفر مى‏گويد: قسم دوم آن است كه مسافرت كند به خاطر عبادت يا براى جهاد يا حج... و در زمره آنها زيارت قبور پيامبران و قبور صحابه و تابعان و ساير علماء و اولياست. هر كس كه در زمان حيات او از محضرش تبرك جسته مى‏شد، پس از مرگ وى نيز با زيارت تبرك جسته مى‏شود و مسافرت به سوى آنها براى اين مقصد روا است.

مخالفان و معاندان مى‏كوشند تا ساحت قدس مكتب اهل بيت - عليهم السلام - را به اتهام كفر و شرك خدشه‏دار ساخته، اثرات سازنده زيارت اولياى خدا را از بين ببرند. قصيمى مى‏گويد: با اين غلوى كه از طايفه شيعه در باره پيشوايانشان ديدى و با اين خدايى كه شيعيان در باره على و فرزندانش شنيدى. آنان قبور صاحبان آن را عبادت كرده، براى آنان قبه و بارگاه ساخته‏اند و از راه دور و نزديك و هموار و ناهموار به زيارت آنان رفته، نذرها و هداياو قربانيها را به ايشان تقديم مى‏كنند و آنچنان نسبت‏به آنان اظهار اخلاص مى‏كنند كه براى خدا چنان خضوغ و خشوعى ابراز نمى‏نمايند.

او در جاى ديگر مى‏گويد:

در كارهاى مشروع از قبيل درود و تحيت‏بر پيامبر اكرم(ص) فرقى در دور يا نزديك بودن نيست; چرا كه اين كارها در هر دو حالت مقدور است و به اتفاق همه علماء ديدن قبر آن حضرت و يا سنگ و ساختمان آن فضيلت و ثوابى ندارد. بلكه ديدن خود آن بزرگوار در زمان حياتش ذاتا فضيلتى نداشته است و فضيلت تنها در ايمان و پيروى از اوست. اين سخنان از جانب كسانى القا مى‏شود كه همواره در تلاشند تا سيره و روش مسلمانان در زيارت بزرگان و اولياى دين را ناديده بگيرند. با سيرى بر سنت عملى معصومين - عليهم السلام - و در صدر آنان پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - حقيقت روشن و بطلان سخنان اين افراد هويدا مى‏شود.

پيش از ورود به اصل بحث‏شايسته است‏بطور اختصار به تعريف «سيره‏» اشاره كنيم.

از قرن اول و دوم هجرى اين واژه به كار برده شده، كتابهايى نيز به اين نام نگاشته شده است.

سيره ابن‏هشام، سيره حلبى و ... سيره در زبان عربى از ريشه «سير» به معناى راه رفتن است. سيره بر وزن «فعله‏» دلالت‏بر نوع عمل دارد، مانند «جلسه‏» كه به معناى سبك و نوع نشستن است. راغب اصفهانى مى‏گويد: السيرة الحالة التى يكون عليها الانسان و غيره غريزيا كان او مكتسبا يقال فلان له سيرة حسنة و سيرة قبيحه و قوله سنعيدها سيرتها الاولى، اى الحالة التى كانت عليها.

بنا بر اين سيره نحوه رفتار و عمل است و آنچه سيره‏نويسان ياد كرده‏اند تنها نقل رفتار است نه سبك و اسلوب آن. در سيره پيامبر(ص) و ساير معصومين - عليهم السلام - بحث از اين است كه روش آنان چه بوده است; براى مثال اگر سخن از تبليغ است، سيره روش تبليغى را تبيين مى‏سازد و يا سبك حكومت، قضاوت، زندگى خانوادگى، جنگ و ... را بيان مى‏كند.

يكى از مواردى كه شايسته است در سيره معصومين - عليهم السلام - به آن پرداخته شود مساله زيارت است. سبك آنان در زيارت چگونه بوده است؟ آيا از اين كار جلوگيرى مى‏كردند و يا خود بدان مى‏پرداختند؟ در مباحث آينده با ارائه نمونه‏هايى از سيره عملى، گذشته از مشروعيت زيارت، استحباب و نيز شيوه آن به خوبى روشن مى‏شود.

زيارت در سيره معصومين در چند بخش مورد بررسى قرار خواهد گرفت:

1 - زيارت قبور بقيع در سيره معصومين عليهم السلام‏2 - زيارت شهداى احد در سيره معصومين(ع)3 - زيارت آمنه بنت وهب در سيره پيامبر(ص)4 - زيارت قبر پيامبر در سيره معصومين(ع)5 - زيارت امام على(ع) در سيره معصومين(ع)6 - زيارت امام حسن و امام حسين در سيره معصومان(ع)7 - زيارت امام سجاد(ع) در سيره معصومان(ع) و ... كه به ترتيب ارائه مى‏شود.

زيارت بقيع در سيره معصومين عليهم السلام

بقيع شخصيتهاى بزرگى را در خود جاى داده است امام حسن‏بن على، امام‏زين العابدين، امام باقر و امام صادق - عليهم السلام - عباس عموى پيامبر(ص)، ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) گروهى از همسران و عمه آن حضرت، شهداى احد و بسيارى ديگر از صحابه و تابعان، در بقيع حضور دارند. از اين رو رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و ساير معصومين(ع) بقيع را زيارت مى‏كردند; فقها بر استحباب زيارت آن تاكيد كرده، آن را وسيله تقرب به خداوند متعال دانسته‏اند. در اينجا به نمونه‏هايى از سيره معصومين اشاره مى‏كنيم:

1 - صفوان جمال مى‏گويد، شنيدم از امام صادق - عليه السلام - فرمود:

كان رسول الله(ص) يخرج فى ملاء من الناس من اصحابه كل عشية خميس الى بقيع المدينين فيقول السلام عليكم يا اهل الديار ثلاثا، رحمكم الله ثلاثا.

رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در هر شامگاه پنجشنبه همراه گروهى از ياران خود به زيارت بقيع [قبرستان مدينه] مى‏شتافت. آنگاه سه بار درود مى‏فرستاد و سه مرتبه طلب رحمت مى‏كرد.

2 - عايشه از رسول خدا(ص) چنين نقل كرده است: جبرئيل نزدم آمد و گفت: پروردگارت دستور داده است‏به بقيع بروى و براى آنان درخواست آمرزش كنى.

عايشه پرسيد: اى رسول خدا، چگونه دعا كنم؟

پيامبر اكرم(ص) فرمود: بگو درود بر مؤمنان و مسلمانانى كه در اين ديار آرميده‏اند خداوند متعال پيشينيان را بيامرزد. و ما، ان‏شاءالله به شما ملحق خواهيم شد.

3 - ابن عباس مى‏گويد: ان رسول الله(ص) مر بقبور اهل المدينة فاقبل عليهم بوجهه فقال: السلام عليكم يا اهل القبور و يغفر الله لنا و لكم و انتم لنا سلف و نحن بالاثر.

رسول خدا از قبور مدينه مى‏گذشت، به آنها روى كرد و فرمود: درود بر شما اى اهل قبور، خدا ما و شمار ا بيامرزد شما پيشگامان ماييد و ما در پى شما خواهيم آمد.

4 - رسول خدا(ص) با گروهى از مردم به سوى قبرستان رفت و چگونگى زيارت و دعا به مؤمنان را اينگونه آموزش داد: السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين و انا ان شاء الله بكم لاحقون اسال الله لنا و لكم العافية.

درود بر شما مؤمنان و مسلمانان كه در اين ديار آرميده‏ايد. ما نيز، اگر خدا بخواهد، به شما ملحق خواهيم شد. شما پيشرو قافله ما هستيد و ما نيز پيروتان خواهيم بود از خداوند بزرگ عافيت مى‏خواهيم.

5 - روزى پيامبر(ص) به زيارت بقيع شتافت، سه بار سلام و درود فرستاد و سپس فرمود: اگر مى‏دانستيد كه خداوند متعال شما را از كارهايى كه پس از رفتن شما پديد خواهد آمد، نجات داد. سپس رو به مردم كرد و فرمود: اينان از شما بهترند. عرض كردند اى رسول خدا، آنان برادران مايند كه مانند ما ايمان آورده‏اند و از اموال خويش انفاق كردند، مانند ما در راه خدا جهاد كردند و سرانجام مرگشان فرا رسيد، ما نيز در انتظار مرگ به سر مى‏بريم رسول خدا(ص) فرمود: ان هؤلاء قد مضوا لم ياكلو من اجورهم شيئا و قد اكلتم من اجوركم و لا ادرى كيف تضعون بعدى; اينان در حالى رفتند كه از پاداششان بهره‏اى نبردند و شما بهره‏مند شديد و نمى‏دانم كه پس از من چگونه عمل خواهيد كرد.

6 - ابوالبخترى از امام سجاد(ع) چنين روايت مى‏كند: ان الحسين بن‏على(ع) كان يزور قبر الحسن بن‏على عليهما السلام كل عشية جمعة.

امام حسين(ع) در هر شامگاه جمعه قبر برادرش امام حسن(ع) را زيارت مى‏كرد.

چنانكه در باره محمد بن‏حنفيه نيز نقل شده است كه نزد قبر حسن بن‏على آمد و بر آن حضرت چنين درود فرستاد: «السلام عليك يا ابن‏اميرالمؤمنين و ابن‏الاول المسلمين و كيف لا تكون كذلك و انت‏سليل الهدى و حليف التقوى و خامس اهل الكساء غذتك يد الرحمة و ربيت فى حجر الاسلام و رضعت من ثدى الايمان‏».

به همين مضمون روايت ديگرى نقل شده است طبق اين نقل محمد بالاى قبر حسن‏بن‏على(ع) ايستاد، بغض گلويش را گرفت و توان سخن گفتن از وى ربود. آنگاه كه به سخن آمد، گفت: اى ابامحمد، خدا تو را رحمت كند، اگر حياتت عزت بخش بود مرگت ذلت آور است. بهترين روح روحى است كه با بدنت همراه بود و بهترين بدن بدنى است كه در كفنت قرار دارد. چگونه چنين نباشد در حالى كه تو بقيه فرزندان پيغمبران و راه هدايت و پنجم اصحاب كسايى، از دست‏هاى حق و حقيقت تغذيه كردى و در دامان اسلام تربيت‏شدى، پس در زمان حيات و مرگ پاك و پاكيزه بودى. اگر چه از فراقت دل ما خونين است ولى خير را برايت‏شك ندارم.

7 - عمر بن ابى مقدام از پدرش نقل مى‏كند در بقيع در خدمت امام باقر(ع) بوديم و بر قبرى از شيعيان آن حضرت، كه اهل كوفه بود، گذشتيم. حضرت‏ايستاد و چنين دعا كرد: اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته و اسكن اليه من رحمتك رحمة يستغنى بها عن رحمة من سواك و الحقه بمن كان يتولاه. ثم قرء سورة القدر سبعة مرات.

خدايا بر غريبى او رحم كن و از تنهايى بيرونش آور و در هنگام ترس همدم او باش، رحمتى به او عنايت فرما تا از ديگران بى‏نياز باشد و او را با كسى كه در زندگى دوست داشته محشور فرما.

از آنچه در باره زيارت قبور بقيع در سيره معصومين، بيان كرديم در مى‏يابيم كه زيارت آنان با تصميم قبلى و برنامه‏ريزى بوده، همراه يارانشان به زيارت مى‏شتافتند. از اين رو سخن كسانى كه مى‏گويند سفر جز براى سه مسجد روا نيست، ناتمام و با سيره عملى آنان ناسازگار است.

زيارت شهداى احد در سيره

مشهور بر آنند كه شهيدان احد هفتاد نفرند و زيارت آنها بويژه در روزهاى پنجشنبه، استحباب دارد.

حمزاوى، يكى از علماى اهل سنت، مى‏گويد: شهداى احد وسيله رسيدن به آرزوها هستند، زيرا آنجا محل فرود آمدن رحمتهاى الهى بوده است; رسول خدا(ص) فرمود: «ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها» براى پروردگارتان در دوران زندگى نسيم‏هاى روح‏بخشى است‏خود را در برابر آن قرار دهيد. بدون ترديد اين مكان محل فرود آمدن رحمتهاى الهى است. پس شايسته است زائران از اين نسيم‏هاى ربانى بهره‏مند شوند. چگونه چنين نباشد در حالى كه آنان دوستان خدا و وسيله‏هاى بزرگ به سوى پروردگار و رسولش هستند. پس سزاوار است‏براى كسى كه به آنها متوسل شده به آرزوهايش نايل و به درجات عالى فائز شود. چون آنان كريمان زنده‏اند و كسى كه به مقام بزرگ شهدا توجه كند محروم برنمى‏گردد.

پيامبر اكرم(ص) هر سال به زيارت شهداى احد مى‏شتافت و بر آنان درود مى‏فرستاد.

1 - ابن شبه مى‏گويد: ان رسول الله(ص) كان ياتى قبور الشهدا باحد على راس كل حول فيقول سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار.

رسول خدا(ص) در آغاز هر سال به زيارت قبور شهداى احد مى‏آمد و مى‏گفت: درود بر شما به خاطر صبر و مقاومتى كه از خود نشان داديد، پس خانه عاقبت‏شما نيكوست.

2 - در صحيح بخارى آمده است، - رسول صلى الله عليه و سلم - على قتلى احد بعد ثمان سنين: كالمودع للاحياء و الاموات. رسول خدا(ص) هشت‏سال پس از شهادت شهداى احد بر آنان درود [دعا] فرستاد مانند كسى كه با زنده‏ها و مرده‏ها وداع مى‏كند.

ساير معصومين(ع) نيز به زيارت قبور شهدا رفته، براى آنان دعا و نماز خوانده‏اند.

3 - امام صادق(ع) فرمود:

ان فاطمه كانت تاتى قبور الشهداء فى كل غداة سبت فتاتى قبر حمزة و تترحم عليه و تستغفر له.

فاطمه زهرا(س) در هر صبحگاه شنبه به زيارت شهدا مى‏رفت، آنگاه نزد قبر حمزه مى‏شتافت و براى او درخواست رحمت و استغفار مى‏كرد.

4 - امام صادق(ع) فرمود:

عاشت فاطمه بعد رسول الله خمسة و سبعين يوما لم تر كاشرة و لا ضاحكة تاتى قبور الشهداء فى كل جمعة مرتين الاثنين و الخميس فتقول: هاهنا كان رسول الله و ها هنا كان المشركون.

فاطمه زهرا(س) پس از رسول خدا(ص) هفتاد و پنج روز زندگى كرد و هرگز خندان و شادمان ديده نشد. در هر هفته دو بار، دوشنبه و پنجشنبه، به زيارت قبور شهدا مى‏رفت، [با دست‏خويش اشاره مى‏كرد و] مى‏فرمود: در آنجا رسول خدا بود و در آنجا مشركين.

5 - حاكم نيشابورى از على(ع) چنين روايت كرده است:

ان فاطمة كانت تزور قبر عمها حمزه، كل جمعة فتصلى و تبكى عنده.

فاطمه زهرا(س) هر جمعه، قبر عمويش حمزه را زيارت مى‏كرد و پس از زيارت، در كنار قبر، به نماز و گريه مى‏پرداخت.

6 - امام باقر(ع) فرمود:

فاطمه، دختر رسول خدا(ص)، قبر حمزه را زيارت مى‏كرد و پس از آن به اصلاح و مرمت قبر پرداخته، و با سنگ نشانه‏گذارى مى‏كرد؟

7 - زرين از امام باقر(ع) نقل مى‏كند: فاطمه زهرا(س) در هر دو يا سه روزى شهداى احد را زيارت مى‏كرد.

و پيامبر صلى الله عليه و آله قبر مادر

پيامبر اكرم چندين بار به زيارت مادرش آمنه رفته است. در برخى از روايات مى‏خوانيم كه آن حضرت چند سال پس از فوت مادر قبر وى را زيارت كرده است:

زار النبى(ص) قبر امه فبكى و بكى من حوله.

پيامبر(ص) قبر مادرش را زيارت كرده، گريه كرد و اطرافيان نيز گريه كردند.

ابن سعد در «طبقات‏» مى‏گويد: رسول خدا(ص) در عمره حديبيه هنگامى كه از ابواء، محل دفن مادرشان آمنه گذشت، فرمود: خداوند متعال به پيامبر خود اجازه داده است قبر مادر را زيارت كند. آنگاه به زيارت آمد و قبر مادر را اصلاح و ترميم كرد و گريست. پس مسلمانان نيز گريه كردند. گريه آن حضرت بر برخى از اصحاب گران و سخت آمد. پيامبر(ص) فرمود: رحمت و مهربانى مادر را در خود يافتم و گريه كردم.

عبدالله بن‏مسعود مى‏گويد: پيامبر(ص) روزى بيرون رفت ما نيز آن حضرت را همراهى كرديم تا به قبرستان رسيديم. به دستور آن حضرت نشستيم، پيامبر(ص) اندكى قدم زد و سرانجام كنار قبرى نشستند، مدتى مناجات كرد و با صداى بلند گريست. آنگاه ما نيز گريه كرديم. رسول خدا به سوى ما آمد، عمر بن خطاب برابر حضرت ايستاد و گفت: اى رسول خدا، چرا چنان گريه كرديد كه همه ما را به گريه انداختيد. پيامبر اكرم(ص) دست عمر را گرفت و به سوى ما اشاره كرد. خدمت‏حضرت آمديم، فرمود: آيا گريه من موجب فزع و گريه شما شد؟ گفتيم: آرى، اى رسول خدا، آنگاه فرمود: قبرى كه مشاهده كرديد و در كنارش مناجات كردم، قبر مادرم آمنه دختر وهب بود. اجازه زيارت او را خواستم، اجازه يافتم.

در پايان اين بخش مناسب است‏به چند نمونه از زيارت قبور مسلمانان در سيره امام على(ع) اشاره كنيم:

1 - على بن‏ابى‏طالب - عليه السلام - كنار قبر خباب بن‏ارث ايستاد و فرمود:

خدا خباب را رحمت كند كه با رغبت و اراده اسلام را برگزيد، در راه بندگى كوشش كرد و زندگى را با جهاد و سختى‏ها پشت‏سرگذاشت. خداوند متعال پاداش كسى را كه عمل نيك انجام دهد ضايع نمى‏كند.

2 - آن حضرت در باره زيارت قبور فرمود:

درود بر شما اى مؤمنان و مسلمانانى كه در اين ديار آرميده‏ايد; شما پيشروان قافله ما هستيد و ما نيز بزودى به شما ملحق خواهيم شد. خدايا ما و آنها را بيامرز و از تقصيراتمان در گذر! خوشا به حال كسى كه تصميم رفتن به سوى معاد را دارد، اعمال نيك انجام مى‏دهد و به مقدار احتياج قناعت كرده، از خدا راضى و خشنود است.

3 - يكى از ياران و نزديكان امام على (ع) «حبه عرنى‏» است. وى مى‏گويد:

همراه على، اميرالمؤمنين(ع) بيرون رفتيم تا به «وادى السلام‏» رسيديم. حضرت ايستاد و شروع به سخن كرد، به گونه‏اى كه گويا گروهى از مردم در برابر آن حضرت قرار دارند و براى آنان سخنرانى مى‏فرمايد. همراه امام (ع) ايستادم تا خسته شدم و نشستم; آنگاه از نشستن خسته شده، برخاستم و دوباره از ايستادن خسته شدم و نشستم. پس از آن برخاستم و عباى خود را پهن كردم و عرض كردم: اى امير مؤمنان، بسيار بر شما مشفق هستم، عباى خود را پهن كردم تا بنشينيد. فرمود: اى حبه، آنچه مشاهده كردى تنها سخن گفتن و انس گرفتن مؤمن است. عرض كردم: آيا آنان نيز سخن گفته، انس مى‏گيرند؟ فرمود: آرى، اگر پرده كنار رود آنان را حلقه‏وار خواهى ديد كه با محبت‏خاصى با يكديگر سخن مى‏گويند. عرض كردم: آنان جسم‏اند يا روح؟ فرمود: ارواح، آنگاه ادامه داد: هر مؤمنى كه در بقعه‏اى از زمين بميرد به روحش گفته مى‏شود به وادى السلام ملحق شويد كه بقعه‏اى از بهشت عدن است.

زيارت قبر پيامبر صلى الله عليه‏و آله در سيره معصومين علهيم‏السلام

رفتار و كردار معصومين - عليهم السلام - براى تمامى مسلمانان حجت و الگوست. چنانكه گفتار و سخنان آنان نيز سرمشق و هدايت‏كننده است; و لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة.

با بررسى و تحقيق در تاريخ و روايات درمى‏يابيم كه تمامى معصومين - عليهم السلام - قبر پيامبر(ص) را زيارت مى‏كردند. آنان نه تنها با سيره و سنت‏خويش بر عظمت و ارزش زيارت افزودند، بلكه با گفتارهاى آموزنده، پاداش و ثواب آن را، با ثواب و پاداش حج و عمره برابر دانسته‏اند. بدين سبب بر پيروان و شيعيان آنان است كه چگونگى زيارت را از سيره و سنت امامان - عليهم السلام - بياموزند تا هيچ دستاويزى جهت‏خدشه‏دار كردن ساحت مقدس مكتب اهل بيت، به دست‏بدخواهان و معاندان، ندهند. از رفتارهايى كه بوى غلو و زياده‏روى را مى‏دهد بپرهيزند تا در جهت اهداف سازنده زيارت توفيق بيشترى حاصل كنند.

در اينجا به نمونه‏هايى از سيره معصومين و زيارت پيامبر(ص) اشاره مى‏كنيم:

1 - از على - عليه السلام - روايت‏شده است كه، وقتى رسول خدا را دفن كردند، فاطمه(س) كنار قبر ايستاد، مقدارى از خاك قبر را برداشت و بر چشمش گذاشت. آنگاه كريه كرد و اين شعار را خواند:

ما ذا على من شم تربة احمد ان لا يشم مدى الزمان غواليا صبت على مصائب لوانها صبت على الايام عدن لياليا

چه باك كسى را كه خاك كوى احمد را ببويد و هرگز در طول زمان مشك و عنبرى را نبويدمصيبت‏هايى بر من وارد شد كه اگر بر روزها وارد مى‏شده شب تار مى‏گرديد.

2 - زيارت امام حسين(ع)پس از فوت معاويه، يزيد به وليد بن عقبه حاكم مدينه دستور داد تا از امام حسين(ع) يعت‏بگيرد. و ياسر آن حضرت را براى يزيد بفرستد. اين پيشنهاد براى شخصيتى مانند حسين بن‏على(ع) بسيار دشوار بود، آن حضرت به جدش رسول خدا(ص) متوسل شد. شبى از منزل بيرون آمده، نزد قبر جدش رسول الله(ص) رفت و چنين گفت:

السلام عليك يا رسول الله انا الحسين بن‏فاطمة فرخك و ابن فرختك و سبطك و الثقل الذى خلفته فى امتك فاشهد عليهم يا نبى الله انهم قد خذلونى و ضيعونى و لم يحفظونى، و هذه شكواى اليك حتى القاك صلى الله عليك.

درود بر تو اى رسول خدا، من حسين فرزند فاطمه و فرزند تو و دخترت هستم، يكى از دو گوهرى كه در ميان امت‏به جاى گذاشتى. پس گواه باش اى پيامبر خدا، كه امت تو چگونه مرا خوار و ضايع كردند از گوهرت نگهدارى نكردند. اين شكوائيه‏اى است‏به سوى شما تا هنگام ديدار فرا رسد.

امام - عليه السلام - تا صبح كنار قبر جدش مشغول ركوع و سجده بود.

شب سوم فرا رسيد امام حسين(ع) دوباره به زيارت آمد. چند ركعت نماز به جاى آوردند و چنين گفت: اللهم ان هذا قبر نبيك محمد - صلى الله عليه و آله - و انا ابن بنت نبيك و قد حضرنى من الامر ما قد علمت اللهم انى احب المعروف و انكر المنكر و انى اسالك يا ذالجلال و الاكرام بحق هذا القبر و من فيه الا اخترت لى من امرى ما هو لك رضى و لرسولك رضى، و للمؤمنين رضى.

خدايا اين قبر پيامبرت محمد(ص) است و من پسر دختر پيامبرت هستم، براى من مشكلى پديد آمده كه خود آگاه هستيد. خدايا من معروف را دوست دارم و منكر را انكار مى‏كنم. اى صاحب جلالت و بزرگى، از تو درخواست دارم به حق اين قبر و كسى كه در آن جاى گرفته آنچه مورد پسند خود و رسول و مؤمنين است، براى من اختيار فرمايى.

امام تا نزديكى صبح سر را بر قبر گذاشته، كنار قبر جدش گريه كرد. در اين ميان خواب بر آن حضرت عارض شد. در خواب رسول خدا(ص) را ديد كه همراه گروهى از ملائكه...

از نحوه زيارت امام حسين(ع) نكات بسيار ارزشمندى به دست مى‏آيد كه به برخى از آن اشاره مى‏كنيم:

1 - در آغاز هر دعايى از مقام بلند پيامبر(ص) استمداد شود;

2 - در ضمن توسل و امداد، وظيفه مهم الهى را يادآور شود;

3 - امام(ع) با عمل خويش حقيقت توسل را روشن ساخت‏به عبارت ديگر دو نوع توسل وجود دارد: يكى مثبت و ديگرى منفى. توسل مثبت آن است كه زائران خدا را در همه مراتب ببينند و از مقام الوهيت، به خاطر بلند مرتبه بودن شفيع، درخواست‏شفاعت و آمرزش گناه و رفع اشكال كنند. ولى توسل منفى آن است كه به طور مستقل و بدون اينكه خداوند متعال را ببيند از مقامى تقاضاى رفع مشكل كند.

4 - زيارت وقتى ثمر دارد كه با دعا و نماز و گريه توام باشد. هر چه مدت آن افزوده شود، زمينه بهره‏گيرى آماده‏تر مى‏شود. آنان كه تنها با طواف و بوسيدن زيارت را تمام مى‏كنند ثوابى برده، اما بهره‏هاى روحى كمترى به دست مى‏آورند.

5 - مخالفان مى‏گويند: نمى‏توان خداوند متعال را با جمله «بحق هذا القبر» و سوگند داد و از او درخواست كرد. زيرا در پيشگاه خداوند كسى حقى ندارد. و حق، تنها ويژه مقام الوهيت است. در صورتى كه امام حسين(ع) با عمل خويش اين اشتباه را برطرف فرمود; به اين معنا كه خداوند متعال گر چه حق مطلق را داراست ولى بخشى از آن را به افراد خاصى واگذار كرده است.

سيره امام سجاد(ع)

امام باقر عليه السلام فرمود:

پدرم امام سجاد(ع) هنگامى كه به زيارت پيامبر(ص) تشريف مى‏برد، در كنار قبر ايستاده، سلام مى‏كرد، سپس به قبر نزديك شده آن را لمس مى‏كرد; پشت‏خود را به قبر تكيه مى‏داد و به سوى قبله چنين مى‏گفت: اللهم اليك الجات امرى و الى قبر محمد(ص) عبدك و رسولك اسندت ظهرى، و القبلة التى رضيت لمحمد(ص) استقبلت، اللهم انى اصبحت لا املك لنفسى خير ما ارجو لها و لا ادفع عنها شر ما احذر عليها و اصبحت الامور بيدك و لا فقير افقر منى انى لما انزلت الى من خير فقير.

خدايا، كار و مشكل خود را نزد تو آوردم; پشت‏خود را بر قبر محمد(ص) بنده و رسولت تكيه دادم و رو به سوى قبله‏اى كردم كه براى محمد(ص) پسنديده‏اى. خدايا، صبح كردم در حالى كه خوبيهايى را كه براى خودم اميد دارم مالك نيستم و توان دفع و بدى را كه بر خود ترس دارم، در خود نمى‏يابم. صبح كردم در حالى كه امور به دست توست، هيچ فقيرى نيازمندتر از من نيست و به آنچه از خوبى فرو فرستى نيازمندم.

سيره امام صادق(ع)

محمد بن‏مسعود مى‏گويد: امام صادق(ع) را در كنار قبر پيامبر(ص) ديدم. در حالى كه دست مباركش را بر قبر گذاشته بود و مى‏گفت: اسال الله الذى اجتباك و اختارك و هداك و هدى بك تصلى عليك ثم قال: ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلو عليه و سلموا تسليما.

از خدايى كه تو را برگزيد و هدايتت كرد و به وسيله تو مردم را هدايت فرمود، مى‏خواهم كه بر تو درود فرستد; همانا خدا و فرشتگانش بر پيغمبر اسلام(ص) درود مى‏فرستند. پس اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد شما نيز درود فرستيد و بر او سلام مخصوص بدهيد.

از اين روايت استفاده مى‏شود كه بهترين دعا هنگام زيارت پيامبر(ص) درود و صلوات بر آن حضرت است.

سيره امام كاظم(ع)

محمد بن‏ابى نصر مى‏گويد: از محضر مبارك امام موسى كاظم(ع) چگونگى سلام و زيارت پيامبر اسلام(ص) را جويا شدم. فرمود: چنين بگو: السلام على رسول الله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا صفوة الله، السلام عليك يا امين الله، اشهد انك قد نصحت لامتك و جاهدت فى سبيل الله و عبدته حتى اتاك اليقين... .

در جاى ديگر ابراهيم بن‏ابى‏البلاد مى‏گويد: امام كاظم(ع) فرمود: چگونه رسول خدا(ص) را زيارت مى‏كنى؟ عرض كردم به آن چيزى كه از محضر شريفتان روايت‏شده و آموخته‏ايم. فرمود: آيا دوست دارى تو را به بهتر از آن راهنمايى كنم؟ عرض كردم: آرى فدايت‏شوم، آنگاه با دست مبارك نوشت و چنين قرائت كرد: هر گاه در پيشگاه قبر پيامبر(ص) ايستادى بگو:

اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد انك محمد بن‏عبدالله و اشهد انك خاتم النبيين... اللهم صل على محمد و آل محمد و ترحم على محمد و آل محمد ...

ابن فضال مى‏گويد: امام ابوالحسن(ع) را، هنگام وداع و رفتن عمره، مشاهده كردم. امام پس از غروب به سوى قبر پيامبر(ص) تشريف مى‏برد. آنگاه بالاى سر مبارك ايستاده، سلام كرد. نزديك قبر رفته، آن را در آغوش گرفت. پس از آن كنار قبر ايستاد، نماز بجا آورد، شانه چپ را به قبر چسباند. و سپس در حالى كه نعلين به پا داشت، شش يا هشت ركعت نماز گزارد، مقدار ركوع و سجده آن حضرت سه تسبيح يا بيشتر بود. زمانى كه فارغ شد، سجده طولانى به جاى آورد، به گونه‏اى كه سنگريزه‏ها از عرق آن حضرت خيس شد. البته بعضى از اصحاب گفته‏اند كه، آن حضرت صورت خود را بر زمين مسجد گذاشته بود.

همچنين صفوان بن‏يحيى مى‏گويد: به امام كاظم(ع) عرض كردم: هر گاه از انتهاى مسجد رسول الله(ص) عبور مى‏كنم، پيامبر(ص) را سلام نمى‏دهم. امام فرمود: لم يكن ابوالحسن يصنع ذلك قلت فيدخل المسجد فيسلم من بعيد لايدنو من القبر فقال لا، سلم عليه حين تدخل و حين تخرج و من بعيد.

ابوالحسن چنين نمى‏كند، عرض كردم وارد مسجد شوم و بدون اينكه نزديك قبر شوم از همانجا سلام دهم فرمود: نه، هنگام ورود و هنگام خروج و از دور آن حضرت را سلام بده. از اين روايت درمى‏يابيم كه هر زمان امكان ورود به مسجد و سلام بر آن حضرت باشد، بايد وارد مسجد شد و سلام داد. در غير اين صورت بايد از دور سلام داده، وارد مسجد شد.

احتمال ديگرى وجود دارد و آن اينكه: شيوه و سيره امام كاظم(ع) آن بود كه هر گاه از پشت مسجد عبور مى‏كرد، وارد مسجد مى‏شد در كنار قبر پيامبر(ص) سلام مى‏داد. اما ديگران به هر وجهى كه خواستند از دور يا از درون مسجد، مى‏توانند سلام دهند. بى‏ترديد شيوه امام كاظم(ع) بهتر است.

مرحوم شيخ صدوق از محول سجستانى چنين روايت كرده است: هنگامى كه مامون درخواست كرد تا امام رضا(ع) را از مدينه به خراسان بياورند، حضرت براى وداع و زيارت قبر پيغمبر(ص) وارد مسجد شد، بطور مكرر با قبر رسول خدا(ص) وداع مى‏كرد. پيوسته بيرون مى‏آمد و نزد قبر بازمى‏گشت در هر بار صداى مباركش به گريه بلند بود. نزد آن حضرت رفتم و سلام كردم. چون جواب داد به خاطر سفرى كه در پيش داشت. حضرت فرمود: مرا زيارت كن، همانا از جوار جدم بيرون مى‏روم. و در غربت مى‏ميرم و دفن مى‏شوم.

سيره امام جواد(ع)

محمد بن‏ابى‏العلا مى‏گويد: با يحيى بن‏اكثم، قاضى سامرا، مناظره و گفتگوى فراوانى داشتم. از وى پيرامون علوم آل محمد پرسيدم، گفت: بينا انا ذات يوم دخلت اطوف بقبر رسول الله(ص) فرايت محمد بن‏على‏الرضا(ع) يطوف به فناظرته فى مسائل عندى فاخرجها الى.

يك روز وارد مسجد پيامبر(ص) شدم، در حالى كه پيرامون قبر رسول خدا(ص) به طواف مشغول بودم، محمد بن‏على‏الرضا(ع) را ديدم، كه بر قبر آن حضرت طواف مى‏كند. از فرصت استفاده كرده، مسايل فراوانى را با آن حضرت در ميان گذاشتم. آن حضرت پاسخ تمام آنها را روشن فرمود.

با نگاهى به سيره معصومين مى‏آموزيم كه اصالت در همه كارها، از جمله زيارات و عبادات، پرستش خداوند متعال است. بدين ترتيب به زيارت اهميت داده شده كه توحيد در آن جلوه‏گر است و مى‏توان از كانال شناخت‏حجتهاى خداوند متعال، خدا را شناخت.


ماهنامه كوثر شماره 3