بىشك اولياى الهى انسانهاى بزرگى هستند كه هر چند انگشتشمارند اما وجودشان سرچشمه حيات و فيض و بركت است. آنان مجراى فيض حق و واسطه بين خالق و مخلوقند، انسانها از كانال وجود آنان به حق رسيده، از كوثر وجودشان سيراب مىشوند. از اين رو هر چه پيوند با اولياى الهى بيشتر باشد بهرههاى معنوى، اخلاقى و علمى بهترى نصيب مردم خواهد شد. بديهى است كه اين ارتباط به دوره زندگى معصومين و اولياى الهى محدود نمىشود، چنانكه پيروى از آنان نيز چنين است. مرگ تنها ارتباط ظاهرى را از بين مىبرد اما ارتباط باطنى و معنوى و پيروى از دستورات و سيره آنان جاودان است; به عبارت ديگر هر يك از اولياى الهى را با مردم عهدى است كه پس از مرگ استمرار دارد و وفاى به آن با ارتباط و زيارت قبور آنان تكميل مىشود. چنانكه امام رضا - عليه السلام - مىفرمايد:
ان لكل امام عهدا فى عنق اوليائه و شيعته و ان من تمام وفاء بالعهد و حسن الاداء زيارة قبورهم فمن زارهم رغبة فى زيارتهم و تصديقا بما رغبوا فيه كان ائمتهم شفعاءهم يوم القيامة.
هر امامى را بر دوش پيروانش عهد و پيمانى است كه بايستى به آن وفا كنند. تكميل و وفاى كامل به آن عهد با زيارت قبور آنان، پس از مرگ انجام مىگيرد. هر كس كه با ميل و علاقه امامان - عليهم السلام - را زيارت كند و آنچه مورد علاقه و اراده آنان استبپذيرد، در قيامت مشمول شفاعت آنها خواهد شد.
بر اين اساس زيارت استمرار وفاى به عهد و تكميل كننده آن است. زيارت محدود به مردم نيستبلكه منابع اسلامى نشان مىدهد كه ملائكه و پيامبران - عليهم السلام - نيز هماره به زيارت امامان شتافته، از كوثر وجود آنان بهره مىگيرند.
امام صادق(ع) به نقل از جدش رسول خدا(ص) مىفرمايد:
خداوند بزرگ هيچ آفريدهاى به اندازه ملائكه نيافريده است. در هر روز و شب هفتاد هزار ملك به طواف خانه خدا رفته، از آنجا به زيارت رسول خدا(ص) و اميرمؤمنان(ع) مىشتابند و سلام و درود مىفرستند; سپس در حرم حسينبنعلى(ع) حضور يافته، تا هنگام سحر در برابر قبر آن حضرت مىايستند; آنگاه به آسمان عروج كرده، برنمىگردند.
اسحاق بنعمار مىگويد از امام صادق(ع) شنيدم كه فرمود:
هيچ پيامبرى در آسمانها و زمين نيست جز آنكه زيارت حسين(ع) را از خداوند بزرگ تقاضا مىكند. پس از آن گروه گروه به زيارت ايشان مىپردازند.
در زيارت اولياى الهى اسرارى وجود دارد كه با بررسى گفتار و سيره معصومين پرتوى از آن كشف خواهد شد. بدين سبب آنان با گفتار و كردار خويش زيارت اوليا و امامان را به مردم مىآموختند حتى گاه آن را واجب مىشمردند. از اين رو مىبينيم مسلمانان، از صدر اسلام تا كنون، قبور پيامبران، امامان و بزرگان دين را زيارت مىكنند و با خواندن نماز و دعا و توسل به آنان، به خدا تقرب مىجويند. ابوحامد غزالى در آداب سفر مىگويد: قسم دوم آن است كه مسافرت كند به خاطر عبادت يا براى جهاد يا حج... و در زمره آنها زيارت قبور پيامبران و قبور صحابه و تابعان و ساير علماء و اولياست. هر كس كه در زمان حيات او از محضرش تبرك جسته مىشد، پس از مرگ وى نيز با زيارت تبرك جسته مىشود و مسافرت به سوى آنها براى اين مقصد روا است.
مخالفان و معاندان مىكوشند تا ساحت قدس مكتب اهل بيت - عليهم السلام - را به اتهام كفر و شرك خدشهدار ساخته، اثرات سازنده زيارت اولياى خدا را از بين ببرند. قصيمى مىگويد: با اين غلوى كه از طايفه شيعه در باره پيشوايانشان ديدى و با اين خدايى كه شيعيان در باره على و فرزندانش شنيدى. آنان قبور صاحبان آن را عبادت كرده، براى آنان قبه و بارگاه ساختهاند و از راه دور و نزديك و هموار و ناهموار به زيارت آنان رفته، نذرها و هداياو قربانيها را به ايشان تقديم مىكنند و آنچنان نسبتبه آنان اظهار اخلاص مىكنند كه براى خدا چنان خضوغ و خشوعى ابراز نمىنمايند.
او در جاى ديگر مىگويد:
در كارهاى مشروع از قبيل درود و تحيتبر پيامبر اكرم(ص) فرقى در دور يا نزديك بودن نيست; چرا كه اين كارها در هر دو حالت مقدور است و به اتفاق همه علماء ديدن قبر آن حضرت و يا سنگ و ساختمان آن فضيلت و ثوابى ندارد. بلكه ديدن خود آن بزرگوار در زمان حياتش ذاتا فضيلتى نداشته است و فضيلت تنها در ايمان و پيروى از اوست. اين سخنان از جانب كسانى القا مىشود كه همواره در تلاشند تا سيره و روش مسلمانان در زيارت بزرگان و اولياى دين را ناديده بگيرند. با سيرى بر سنت عملى معصومين - عليهم السلام - و در صدر آنان پيامبر اكرم - صلى الله عليه و آله - حقيقت روشن و بطلان سخنان اين افراد هويدا مىشود.
پيش از ورود به اصل بحثشايسته استبطور اختصار به تعريف «سيره» اشاره كنيم.
از قرن اول و دوم هجرى اين واژه به كار برده شده، كتابهايى نيز به اين نام نگاشته شده است.
سيره ابنهشام، سيره حلبى و ... سيره در زبان عربى از ريشه «سير» به معناى راه رفتن است. سيره بر وزن «فعله» دلالتبر نوع عمل دارد، مانند «جلسه» كه به معناى سبك و نوع نشستن است. راغب اصفهانى مىگويد: السيرة الحالة التى يكون عليها الانسان و غيره غريزيا كان او مكتسبا يقال فلان له سيرة حسنة و سيرة قبيحه و قوله سنعيدها سيرتها الاولى، اى الحالة التى كانت عليها.
بنا بر اين سيره نحوه رفتار و عمل است و آنچه سيرهنويسان ياد كردهاند تنها نقل رفتار است نه سبك و اسلوب آن. در سيره پيامبر(ص) و ساير معصومين - عليهم السلام - بحث از اين است كه روش آنان چه بوده است; براى مثال اگر سخن از تبليغ است، سيره روش تبليغى را تبيين مىسازد و يا سبك حكومت، قضاوت، زندگى خانوادگى، جنگ و ... را بيان مىكند.
يكى از مواردى كه شايسته است در سيره معصومين - عليهم السلام - به آن پرداخته شود مساله زيارت است. سبك آنان در زيارت چگونه بوده است؟ آيا از اين كار جلوگيرى مىكردند و يا خود بدان مىپرداختند؟ در مباحث آينده با ارائه نمونههايى از سيره عملى، گذشته از مشروعيت زيارت، استحباب و نيز شيوه آن به خوبى روشن مىشود.
زيارت در سيره معصومين در چند بخش مورد بررسى قرار خواهد گرفت:
1 - زيارت قبور بقيع در سيره معصومين عليهم السلام2 - زيارت شهداى احد در سيره معصومين(ع)3 - زيارت آمنه بنت وهب در سيره پيامبر(ص)4 - زيارت قبر پيامبر در سيره معصومين(ع)5 - زيارت امام على(ع) در سيره معصومين(ع)6 - زيارت امام حسن و امام حسين در سيره معصومان(ع)7 - زيارت امام سجاد(ع) در سيره معصومان(ع) و ... كه به ترتيب ارائه مىشود.
بقيع شخصيتهاى بزرگى را در خود جاى داده است امام حسنبن على، امامزين العابدين، امام باقر و امام صادق - عليهم السلام - عباس عموى پيامبر(ص)، ابراهيم فرزند رسول خدا(ص) گروهى از همسران و عمه آن حضرت، شهداى احد و بسيارى ديگر از صحابه و تابعان، در بقيع حضور دارند. از اين رو رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و ساير معصومين(ع) بقيع را زيارت مىكردند; فقها بر استحباب زيارت آن تاكيد كرده، آن را وسيله تقرب به خداوند متعال دانستهاند. در اينجا به نمونههايى از سيره معصومين اشاره مىكنيم:
1 - صفوان جمال مىگويد، شنيدم از امام صادق - عليه السلام - فرمود:
كان رسول الله(ص) يخرج فى ملاء من الناس من اصحابه كل عشية خميس الى بقيع المدينين فيقول السلام عليكم يا اهل الديار ثلاثا، رحمكم الله ثلاثا.
رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در هر شامگاه پنجشنبه همراه گروهى از ياران خود به زيارت بقيع [قبرستان مدينه] مىشتافت. آنگاه سه بار درود مىفرستاد و سه مرتبه طلب رحمت مىكرد.
2 - عايشه از رسول خدا(ص) چنين نقل كرده است: جبرئيل نزدم آمد و گفت: پروردگارت دستور داده استبه بقيع بروى و براى آنان درخواست آمرزش كنى.
عايشه پرسيد: اى رسول خدا، چگونه دعا كنم؟
پيامبر اكرم(ص) فرمود: بگو درود بر مؤمنان و مسلمانانى كه در اين ديار آرميدهاند خداوند متعال پيشينيان را بيامرزد. و ما، انشاءالله به شما ملحق خواهيم شد.
3 - ابن عباس مىگويد: ان رسول الله(ص) مر بقبور اهل المدينة فاقبل عليهم بوجهه فقال: السلام عليكم يا اهل القبور و يغفر الله لنا و لكم و انتم لنا سلف و نحن بالاثر.
رسول خدا از قبور مدينه مىگذشت، به آنها روى كرد و فرمود: درود بر شما اى اهل قبور، خدا ما و شمار ا بيامرزد شما پيشگامان ماييد و ما در پى شما خواهيم آمد.
4 - رسول خدا(ص) با گروهى از مردم به سوى قبرستان رفت و چگونگى زيارت و دعا به مؤمنان را اينگونه آموزش داد: السلام على اهل الديار من المؤمنين و المسلمين و انا ان شاء الله بكم لاحقون اسال الله لنا و لكم العافية.
درود بر شما مؤمنان و مسلمانان كه در اين ديار آرميدهايد. ما نيز، اگر خدا بخواهد، به شما ملحق خواهيم شد. شما پيشرو قافله ما هستيد و ما نيز پيروتان خواهيم بود از خداوند بزرگ عافيت مىخواهيم.
5 - روزى پيامبر(ص) به زيارت بقيع شتافت، سه بار سلام و درود فرستاد و سپس فرمود: اگر مىدانستيد كه خداوند متعال شما را از كارهايى كه پس از رفتن شما پديد خواهد آمد، نجات داد. سپس رو به مردم كرد و فرمود: اينان از شما بهترند. عرض كردند اى رسول خدا، آنان برادران مايند كه مانند ما ايمان آوردهاند و از اموال خويش انفاق كردند، مانند ما در راه خدا جهاد كردند و سرانجام مرگشان فرا رسيد، ما نيز در انتظار مرگ به سر مىبريم رسول خدا(ص) فرمود: ان هؤلاء قد مضوا لم ياكلو من اجورهم شيئا و قد اكلتم من اجوركم و لا ادرى كيف تضعون بعدى; اينان در حالى رفتند كه از پاداششان بهرهاى نبردند و شما بهرهمند شديد و نمىدانم كه پس از من چگونه عمل خواهيد كرد.
6 - ابوالبخترى از امام سجاد(ع) چنين روايت مىكند: ان الحسين بنعلى(ع) كان يزور قبر الحسن بنعلى عليهما السلام كل عشية جمعة.
امام حسين(ع) در هر شامگاه جمعه قبر برادرش امام حسن(ع) را زيارت مىكرد.
چنانكه در باره محمد بنحنفيه نيز نقل شده است كه نزد قبر حسن بنعلى آمد و بر آن حضرت چنين درود فرستاد: «السلام عليك يا ابناميرالمؤمنين و ابنالاول المسلمين و كيف لا تكون كذلك و انتسليل الهدى و حليف التقوى و خامس اهل الكساء غذتك يد الرحمة و ربيت فى حجر الاسلام و رضعت من ثدى الايمان».
به همين مضمون روايت ديگرى نقل شده است طبق اين نقل محمد بالاى قبر حسنبنعلى(ع) ايستاد، بغض گلويش را گرفت و توان سخن گفتن از وى ربود. آنگاه كه به سخن آمد، گفت: اى ابامحمد، خدا تو را رحمت كند، اگر حياتت عزت بخش بود مرگت ذلت آور است. بهترين روح روحى است كه با بدنت همراه بود و بهترين بدن بدنى است كه در كفنت قرار دارد. چگونه چنين نباشد در حالى كه تو بقيه فرزندان پيغمبران و راه هدايت و پنجم اصحاب كسايى، از دستهاى حق و حقيقت تغذيه كردى و در دامان اسلام تربيتشدى، پس در زمان حيات و مرگ پاك و پاكيزه بودى. اگر چه از فراقت دل ما خونين است ولى خير را برايتشك ندارم.
7 - عمر بن ابى مقدام از پدرش نقل مىكند در بقيع در خدمت امام باقر(ع) بوديم و بر قبرى از شيعيان آن حضرت، كه اهل كوفه بود، گذشتيم. حضرتايستاد و چنين دعا كرد: اللهم ارحم غربته و صل وحدته و آنس وحشته و اسكن اليه من رحمتك رحمة يستغنى بها عن رحمة من سواك و الحقه بمن كان يتولاه. ثم قرء سورة القدر سبعة مرات.
خدايا بر غريبى او رحم كن و از تنهايى بيرونش آور و در هنگام ترس همدم او باش، رحمتى به او عنايت فرما تا از ديگران بىنياز باشد و او را با كسى كه در زندگى دوست داشته محشور فرما.
از آنچه در باره زيارت قبور بقيع در سيره معصومين، بيان كرديم در مىيابيم كه زيارت آنان با تصميم قبلى و برنامهريزى بوده، همراه يارانشان به زيارت مىشتافتند. از اين رو سخن كسانى كه مىگويند سفر جز براى سه مسجد روا نيست، ناتمام و با سيره عملى آنان ناسازگار است.
مشهور بر آنند كه شهيدان احد هفتاد نفرند و زيارت آنها بويژه در روزهاى پنجشنبه، استحباب دارد.
حمزاوى، يكى از علماى اهل سنت، مىگويد: شهداى احد وسيله رسيدن به آرزوها هستند، زيرا آنجا محل فرود آمدن رحمتهاى الهى بوده است; رسول خدا(ص) فرمود: «ان لربكم فى ايام دهركم نفحات الا فتعرضوا لها» براى پروردگارتان در دوران زندگى نسيمهاى روحبخشى استخود را در برابر آن قرار دهيد. بدون ترديد اين مكان محل فرود آمدن رحمتهاى الهى است. پس شايسته است زائران از اين نسيمهاى ربانى بهرهمند شوند. چگونه چنين نباشد در حالى كه آنان دوستان خدا و وسيلههاى بزرگ به سوى پروردگار و رسولش هستند. پس سزاوار استبراى كسى كه به آنها متوسل شده به آرزوهايش نايل و به درجات عالى فائز شود. چون آنان كريمان زندهاند و كسى كه به مقام بزرگ شهدا توجه كند محروم برنمىگردد.
پيامبر اكرم(ص) هر سال به زيارت شهداى احد مىشتافت و بر آنان درود مىفرستاد.
1 - ابن شبه مىگويد: ان رسول الله(ص) كان ياتى قبور الشهدا باحد على راس كل حول فيقول سلام عليكم بما صبرتم فنعم عقبى الدار.
رسول خدا(ص) در آغاز هر سال به زيارت قبور شهداى احد مىآمد و مىگفت: درود بر شما به خاطر صبر و مقاومتى كه از خود نشان داديد، پس خانه عاقبتشما نيكوست.
2 - در صحيح بخارى آمده است، - رسول صلى الله عليه و سلم - على قتلى احد بعد ثمان سنين: كالمودع للاحياء و الاموات. رسول خدا(ص) هشتسال پس از شهادت شهداى احد بر آنان درود [دعا] فرستاد مانند كسى كه با زندهها و مردهها وداع مىكند.
ساير معصومين(ع) نيز به زيارت قبور شهدا رفته، براى آنان دعا و نماز خواندهاند.
3 - امام صادق(ع) فرمود:
ان فاطمه كانت تاتى قبور الشهداء فى كل غداة سبت فتاتى قبر حمزة و تترحم عليه و تستغفر له.
فاطمه زهرا(س) در هر صبحگاه شنبه به زيارت شهدا مىرفت، آنگاه نزد قبر حمزه مىشتافت و براى او درخواست رحمت و استغفار مىكرد.
4 - امام صادق(ع) فرمود:
عاشت فاطمه بعد رسول الله خمسة و سبعين يوما لم تر كاشرة و لا ضاحكة تاتى قبور الشهداء فى كل جمعة مرتين الاثنين و الخميس فتقول: هاهنا كان رسول الله و ها هنا كان المشركون.
فاطمه زهرا(س) پس از رسول خدا(ص) هفتاد و پنج روز زندگى كرد و هرگز خندان و شادمان ديده نشد. در هر هفته دو بار، دوشنبه و پنجشنبه، به زيارت قبور شهدا مىرفت، [با دستخويش اشاره مىكرد و] مىفرمود: در آنجا رسول خدا بود و در آنجا مشركين.
5 - حاكم نيشابورى از على(ع) چنين روايت كرده است:
ان فاطمة كانت تزور قبر عمها حمزه، كل جمعة فتصلى و تبكى عنده.
فاطمه زهرا(س) هر جمعه، قبر عمويش حمزه را زيارت مىكرد و پس از زيارت، در كنار قبر، به نماز و گريه مىپرداخت.
6 - امام باقر(ع) فرمود:
فاطمه، دختر رسول خدا(ص)، قبر حمزه را زيارت مىكرد و پس از آن به اصلاح و مرمت قبر پرداخته، و با سنگ نشانهگذارى مىكرد؟
7 - زرين از امام باقر(ع) نقل مىكند: فاطمه زهرا(س) در هر دو يا سه روزى شهداى احد را زيارت مىكرد.
و پيامبر صلى الله عليه و آله قبر مادر
پيامبر اكرم چندين بار به زيارت مادرش آمنه رفته است. در برخى از روايات مىخوانيم كه آن حضرت چند سال پس از فوت مادر قبر وى را زيارت كرده است:
زار النبى(ص) قبر امه فبكى و بكى من حوله.
پيامبر(ص) قبر مادرش را زيارت كرده، گريه كرد و اطرافيان نيز گريه كردند.
ابن سعد در «طبقات» مىگويد: رسول خدا(ص) در عمره حديبيه هنگامى كه از ابواء، محل دفن مادرشان آمنه گذشت، فرمود: خداوند متعال به پيامبر خود اجازه داده است قبر مادر را زيارت كند. آنگاه به زيارت آمد و قبر مادر را اصلاح و ترميم كرد و گريست. پس مسلمانان نيز گريه كردند. گريه آن حضرت بر برخى از اصحاب گران و سخت آمد. پيامبر(ص) فرمود: رحمت و مهربانى مادر را در خود يافتم و گريه كردم.
عبدالله بنمسعود مىگويد: پيامبر(ص) روزى بيرون رفت ما نيز آن حضرت را همراهى كرديم تا به قبرستان رسيديم. به دستور آن حضرت نشستيم، پيامبر(ص) اندكى قدم زد و سرانجام كنار قبرى نشستند، مدتى مناجات كرد و با صداى بلند گريست. آنگاه ما نيز گريه كرديم. رسول خدا به سوى ما آمد، عمر بن خطاب برابر حضرت ايستاد و گفت: اى رسول خدا، چرا چنان گريه كرديد كه همه ما را به گريه انداختيد. پيامبر اكرم(ص) دست عمر را گرفت و به سوى ما اشاره كرد. خدمتحضرت آمديم، فرمود: آيا گريه من موجب فزع و گريه شما شد؟ گفتيم: آرى، اى رسول خدا، آنگاه فرمود: قبرى كه مشاهده كرديد و در كنارش مناجات كردم، قبر مادرم آمنه دختر وهب بود. اجازه زيارت او را خواستم، اجازه يافتم.
در پايان اين بخش مناسب استبه چند نمونه از زيارت قبور مسلمانان در سيره امام على(ع) اشاره كنيم:
1 - على بنابىطالب - عليه السلام - كنار قبر خباب بنارث ايستاد و فرمود:
خدا خباب را رحمت كند كه با رغبت و اراده اسلام را برگزيد، در راه بندگى كوشش كرد و زندگى را با جهاد و سختىها پشتسرگذاشت. خداوند متعال پاداش كسى را كه عمل نيك انجام دهد ضايع نمىكند.
2 - آن حضرت در باره زيارت قبور فرمود:
درود بر شما اى مؤمنان و مسلمانانى كه در اين ديار آرميدهايد; شما پيشروان قافله ما هستيد و ما نيز بزودى به شما ملحق خواهيم شد. خدايا ما و آنها را بيامرز و از تقصيراتمان در گذر! خوشا به حال كسى كه تصميم رفتن به سوى معاد را دارد، اعمال نيك انجام مىدهد و به مقدار احتياج قناعت كرده، از خدا راضى و خشنود است.
3 - يكى از ياران و نزديكان امام على (ع) «حبه عرنى» است. وى مىگويد:
همراه على، اميرالمؤمنين(ع) بيرون رفتيم تا به «وادى السلام» رسيديم. حضرت ايستاد و شروع به سخن كرد، به گونهاى كه گويا گروهى از مردم در برابر آن حضرت قرار دارند و براى آنان سخنرانى مىفرمايد. همراه امام (ع) ايستادم تا خسته شدم و نشستم; آنگاه از نشستن خسته شده، برخاستم و دوباره از ايستادن خسته شدم و نشستم. پس از آن برخاستم و عباى خود را پهن كردم و عرض كردم: اى امير مؤمنان، بسيار بر شما مشفق هستم، عباى خود را پهن كردم تا بنشينيد. فرمود: اى حبه، آنچه مشاهده كردى تنها سخن گفتن و انس گرفتن مؤمن است. عرض كردم: آيا آنان نيز سخن گفته، انس مىگيرند؟ فرمود: آرى، اگر پرده كنار رود آنان را حلقهوار خواهى ديد كه با محبتخاصى با يكديگر سخن مىگويند. عرض كردم: آنان جسماند يا روح؟ فرمود: ارواح، آنگاه ادامه داد: هر مؤمنى كه در بقعهاى از زمين بميرد به روحش گفته مىشود به وادى السلام ملحق شويد كه بقعهاى از بهشت عدن است.
رفتار و كردار معصومين - عليهم السلام - براى تمامى مسلمانان حجت و الگوست. چنانكه گفتار و سخنان آنان نيز سرمشق و هدايتكننده است; و لقد كان لكم فى رسول الله اسوة حسنة.
با بررسى و تحقيق در تاريخ و روايات درمىيابيم كه تمامى معصومين - عليهم السلام - قبر پيامبر(ص) را زيارت مىكردند. آنان نه تنها با سيره و سنتخويش بر عظمت و ارزش زيارت افزودند، بلكه با گفتارهاى آموزنده، پاداش و ثواب آن را، با ثواب و پاداش حج و عمره برابر دانستهاند. بدين سبب بر پيروان و شيعيان آنان است كه چگونگى زيارت را از سيره و سنت امامان - عليهم السلام - بياموزند تا هيچ دستاويزى جهتخدشهدار كردن ساحت مقدس مكتب اهل بيت، به دستبدخواهان و معاندان، ندهند. از رفتارهايى كه بوى غلو و زيادهروى را مىدهد بپرهيزند تا در جهت اهداف سازنده زيارت توفيق بيشترى حاصل كنند.
در اينجا به نمونههايى از سيره معصومين و زيارت پيامبر(ص) اشاره مىكنيم:
1 - از على - عليه السلام - روايتشده است كه، وقتى رسول خدا را دفن كردند، فاطمه(س) كنار قبر ايستاد، مقدارى از خاك قبر را برداشت و بر چشمش گذاشت. آنگاه كريه كرد و اين شعار را خواند:
ما ذا على من شم تربة احمد ان لا يشم مدى الزمان غواليا صبت على مصائب لوانها صبت على الايام عدن لياليا
چه باك كسى را كه خاك كوى احمد را ببويد و هرگز در طول زمان مشك و عنبرى را نبويدمصيبتهايى بر من وارد شد كه اگر بر روزها وارد مىشده شب تار مىگرديد.
2 - زيارت امام حسين(ع)پس از فوت معاويه، يزيد به وليد بن عقبه حاكم مدينه دستور داد تا از امام حسين(ع) يعتبگيرد. و ياسر آن حضرت را براى يزيد بفرستد. اين پيشنهاد براى شخصيتى مانند حسين بنعلى(ع) بسيار دشوار بود، آن حضرت به جدش رسول خدا(ص) متوسل شد. شبى از منزل بيرون آمده، نزد قبر جدش رسول الله(ص) رفت و چنين گفت:
السلام عليك يا رسول الله انا الحسين بنفاطمة فرخك و ابن فرختك و سبطك و الثقل الذى خلفته فى امتك فاشهد عليهم يا نبى الله انهم قد خذلونى و ضيعونى و لم يحفظونى، و هذه شكواى اليك حتى القاك صلى الله عليك.
درود بر تو اى رسول خدا، من حسين فرزند فاطمه و فرزند تو و دخترت هستم، يكى از دو گوهرى كه در ميان امتبه جاى گذاشتى. پس گواه باش اى پيامبر خدا، كه امت تو چگونه مرا خوار و ضايع كردند از گوهرت نگهدارى نكردند. اين شكوائيهاى استبه سوى شما تا هنگام ديدار فرا رسد.
امام - عليه السلام - تا صبح كنار قبر جدش مشغول ركوع و سجده بود.
شب سوم فرا رسيد امام حسين(ع) دوباره به زيارت آمد. چند ركعت نماز به جاى آوردند و چنين گفت: اللهم ان هذا قبر نبيك محمد - صلى الله عليه و آله - و انا ابن بنت نبيك و قد حضرنى من الامر ما قد علمت اللهم انى احب المعروف و انكر المنكر و انى اسالك يا ذالجلال و الاكرام بحق هذا القبر و من فيه الا اخترت لى من امرى ما هو لك رضى و لرسولك رضى، و للمؤمنين رضى.
خدايا اين قبر پيامبرت محمد(ص) است و من پسر دختر پيامبرت هستم، براى من مشكلى پديد آمده كه خود آگاه هستيد. خدايا من معروف را دوست دارم و منكر را انكار مىكنم. اى صاحب جلالت و بزرگى، از تو درخواست دارم به حق اين قبر و كسى كه در آن جاى گرفته آنچه مورد پسند خود و رسول و مؤمنين است، براى من اختيار فرمايى.
امام تا نزديكى صبح سر را بر قبر گذاشته، كنار قبر جدش گريه كرد. در اين ميان خواب بر آن حضرت عارض شد. در خواب رسول خدا(ص) را ديد كه همراه گروهى از ملائكه...
از نحوه زيارت امام حسين(ع) نكات بسيار ارزشمندى به دست مىآيد كه به برخى از آن اشاره مىكنيم:
1 - در آغاز هر دعايى از مقام بلند پيامبر(ص) استمداد شود;
2 - در ضمن توسل و امداد، وظيفه مهم الهى را يادآور شود;
3 - امام(ع) با عمل خويش حقيقت توسل را روشن ساختبه عبارت ديگر دو نوع توسل وجود دارد: يكى مثبت و ديگرى منفى. توسل مثبت آن است كه زائران خدا را در همه مراتب ببينند و از مقام الوهيت، به خاطر بلند مرتبه بودن شفيع، درخواستشفاعت و آمرزش گناه و رفع اشكال كنند. ولى توسل منفى آن است كه به طور مستقل و بدون اينكه خداوند متعال را ببيند از مقامى تقاضاى رفع مشكل كند.
4 - زيارت وقتى ثمر دارد كه با دعا و نماز و گريه توام باشد. هر چه مدت آن افزوده شود، زمينه بهرهگيرى آمادهتر مىشود. آنان كه تنها با طواف و بوسيدن زيارت را تمام مىكنند ثوابى برده، اما بهرههاى روحى كمترى به دست مىآورند.
5 - مخالفان مىگويند: نمىتوان خداوند متعال را با جمله «بحق هذا القبر» و سوگند داد و از او درخواست كرد. زيرا در پيشگاه خداوند كسى حقى ندارد. و حق، تنها ويژه مقام الوهيت است. در صورتى كه امام حسين(ع) با عمل خويش اين اشتباه را برطرف فرمود; به اين معنا كه خداوند متعال گر چه حق مطلق را داراست ولى بخشى از آن را به افراد خاصى واگذار كرده است.
امام باقر عليه السلام فرمود:
پدرم امام سجاد(ع) هنگامى كه به زيارت پيامبر(ص) تشريف مىبرد، در كنار قبر ايستاده، سلام مىكرد، سپس به قبر نزديك شده آن را لمس مىكرد; پشتخود را به قبر تكيه مىداد و به سوى قبله چنين مىگفت: اللهم اليك الجات امرى و الى قبر محمد(ص) عبدك و رسولك اسندت ظهرى، و القبلة التى رضيت لمحمد(ص) استقبلت، اللهم انى اصبحت لا املك لنفسى خير ما ارجو لها و لا ادفع عنها شر ما احذر عليها و اصبحت الامور بيدك و لا فقير افقر منى انى لما انزلت الى من خير فقير.
خدايا، كار و مشكل خود را نزد تو آوردم; پشتخود را بر قبر محمد(ص) بنده و رسولت تكيه دادم و رو به سوى قبلهاى كردم كه براى محمد(ص) پسنديدهاى. خدايا، صبح كردم در حالى كه خوبيهايى را كه براى خودم اميد دارم مالك نيستم و توان دفع و بدى را كه بر خود ترس دارم، در خود نمىيابم. صبح كردم در حالى كه امور به دست توست، هيچ فقيرى نيازمندتر از من نيست و به آنچه از خوبى فرو فرستى نيازمندم.
محمد بنمسعود مىگويد: امام صادق(ع) را در كنار قبر پيامبر(ص) ديدم. در حالى كه دست مباركش را بر قبر گذاشته بود و مىگفت: اسال الله الذى اجتباك و اختارك و هداك و هدى بك تصلى عليك ثم قال: ان الله و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلو عليه و سلموا تسليما.
از خدايى كه تو را برگزيد و هدايتت كرد و به وسيله تو مردم را هدايت فرمود، مىخواهم كه بر تو درود فرستد; همانا خدا و فرشتگانش بر پيغمبر اسلام(ص) درود مىفرستند. پس اى كسانى كه ايمان آوردهايد شما نيز درود فرستيد و بر او سلام مخصوص بدهيد.
از اين روايت استفاده مىشود كه بهترين دعا هنگام زيارت پيامبر(ص) درود و صلوات بر آن حضرت است.
محمد بنابى نصر مىگويد: از محضر مبارك امام موسى كاظم(ع) چگونگى سلام و زيارت پيامبر اسلام(ص) را جويا شدم. فرمود: چنين بگو: السلام على رسول الله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا صفوة الله، السلام عليك يا امين الله، اشهد انك قد نصحت لامتك و جاهدت فى سبيل الله و عبدته حتى اتاك اليقين... .
در جاى ديگر ابراهيم بنابىالبلاد مىگويد: امام كاظم(ع) فرمود: چگونه رسول خدا(ص) را زيارت مىكنى؟ عرض كردم به آن چيزى كه از محضر شريفتان روايتشده و آموختهايم. فرمود: آيا دوست دارى تو را به بهتر از آن راهنمايى كنم؟ عرض كردم: آرى فدايتشوم، آنگاه با دست مبارك نوشت و چنين قرائت كرد: هر گاه در پيشگاه قبر پيامبر(ص) ايستادى بگو:
اشهد ان لااله الا الله وحده لا شريك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله و اشهد انك محمد بنعبدالله و اشهد انك خاتم النبيين... اللهم صل على محمد و آل محمد و ترحم على محمد و آل محمد ...
ابن فضال مىگويد: امام ابوالحسن(ع) را، هنگام وداع و رفتن عمره، مشاهده كردم. امام پس از غروب به سوى قبر پيامبر(ص) تشريف مىبرد. آنگاه بالاى سر مبارك ايستاده، سلام كرد. نزديك قبر رفته، آن را در آغوش گرفت. پس از آن كنار قبر ايستاد، نماز بجا آورد، شانه چپ را به قبر چسباند. و سپس در حالى كه نعلين به پا داشت، شش يا هشت ركعت نماز گزارد، مقدار ركوع و سجده آن حضرت سه تسبيح يا بيشتر بود. زمانى كه فارغ شد، سجده طولانى به جاى آورد، به گونهاى كه سنگريزهها از عرق آن حضرت خيس شد. البته بعضى از اصحاب گفتهاند كه، آن حضرت صورت خود را بر زمين مسجد گذاشته بود.
همچنين صفوان بنيحيى مىگويد: به امام كاظم(ع) عرض كردم: هر گاه از انتهاى مسجد رسول الله(ص) عبور مىكنم، پيامبر(ص) را سلام نمىدهم. امام فرمود: لم يكن ابوالحسن يصنع ذلك قلت فيدخل المسجد فيسلم من بعيد لايدنو من القبر فقال لا، سلم عليه حين تدخل و حين تخرج و من بعيد.
ابوالحسن چنين نمىكند، عرض كردم وارد مسجد شوم و بدون اينكه نزديك قبر شوم از همانجا سلام دهم فرمود: نه، هنگام ورود و هنگام خروج و از دور آن حضرت را سلام بده. از اين روايت درمىيابيم كه هر زمان امكان ورود به مسجد و سلام بر آن حضرت باشد، بايد وارد مسجد شد و سلام داد. در غير اين صورت بايد از دور سلام داده، وارد مسجد شد.
احتمال ديگرى وجود دارد و آن اينكه: شيوه و سيره امام كاظم(ع) آن بود كه هر گاه از پشت مسجد عبور مىكرد، وارد مسجد مىشد در كنار قبر پيامبر(ص) سلام مىداد. اما ديگران به هر وجهى كه خواستند از دور يا از درون مسجد، مىتوانند سلام دهند. بىترديد شيوه امام كاظم(ع) بهتر است.
مرحوم شيخ صدوق از محول سجستانى چنين روايت كرده است: هنگامى كه مامون درخواست كرد تا امام رضا(ع) را از مدينه به خراسان بياورند، حضرت براى وداع و زيارت قبر پيغمبر(ص) وارد مسجد شد، بطور مكرر با قبر رسول خدا(ص) وداع مىكرد. پيوسته بيرون مىآمد و نزد قبر بازمىگشت در هر بار صداى مباركش به گريه بلند بود. نزد آن حضرت رفتم و سلام كردم. چون جواب داد به خاطر سفرى كه در پيش داشت. حضرت فرمود: مرا زيارت كن، همانا از جوار جدم بيرون مىروم. و در غربت مىميرم و دفن مىشوم.
محمد بنابىالعلا مىگويد: با يحيى بناكثم، قاضى سامرا، مناظره و گفتگوى فراوانى داشتم. از وى پيرامون علوم آل محمد پرسيدم، گفت: بينا انا ذات يوم دخلت اطوف بقبر رسول الله(ص) فرايت محمد بنعلىالرضا(ع) يطوف به فناظرته فى مسائل عندى فاخرجها الى.
يك روز وارد مسجد پيامبر(ص) شدم، در حالى كه پيرامون قبر رسول خدا(ص) به طواف مشغول بودم، محمد بنعلىالرضا(ع) را ديدم، كه بر قبر آن حضرت طواف مىكند. از فرصت استفاده كرده، مسايل فراوانى را با آن حضرت در ميان گذاشتم. آن حضرت پاسخ تمام آنها را روشن فرمود.
با نگاهى به سيره معصومين مىآموزيم كه اصالت در همه كارها، از جمله زيارات و عبادات، پرستش خداوند متعال است. بدين ترتيب به زيارت اهميت داده شده كه توحيد در آن جلوهگر است و مىتوان از كانال شناختحجتهاى خداوند متعال، خدا را شناخت.