اظهارات ابن ابى الحديد در فضايل على (ع)
در قرن ششم و هفتم هجرى , دانشمند متكلم و مورخ معتزلى, ابن ابى الحديد, رامى بينيم , اين دانشمند معتزلى در مورد على بن ابى طالب (ع) اظهاراتى كرده و مطالبى گفته كه اگر يك شيعه اينگونه اظهار نظر مى كرد, جامعه ى شيعه او را به غلو و افراط متهم مى كردند.
او كتاب معروف نهج البلاغه را در بيست جلد شرح كرده و الان در اختيار همه هست وهر كس بخواهد, مى تواند آن را بخواند; و نيز اين مرد, شاعر
بسيار نيرومندى است كه در وصف على بن ابى طالب (ع) هم شعر گفته است.
اشعارش با اين بيت شروع مى شود :
يا برق إن جئت الغريَ فقل له
أتراك تعلم من بأرضك مودع نجف
خطاب مى كند و به برق مى گويد : اگر به نجف رفتى و گذرت به آنجا افتاد, به بگو: مى دانى كه در دل تو چه كسى خوابيده است؟ بعد شروع مى كند و مى گويد كه چه كسى آنجا خوابيده است :
فيك ابن عمران الكليم و بعده
عيسى يقفّيه و أحمد يتبع
فيك الإمام المرتضى فيك الوصيَ
المجتبى فيك البطين الأنزع
بل فيك جبرئيل و ميكال
و إسرافيل و الملأ المقدَس أجمع
بل فيك نور اللّه جلّ جلاله
لذوي البصائر يستشفّ و يلمع
اينجا آدم, ابراهيم , نوح, موسى و عيسى (ع) و نيز پيغمبر خاتم (ص) خوابيده امام مرتضى و وصى برگزيده و منبع علم و برى از شرك در اينجا قرار گرفته است.
اينجا جبرئيل , اسرافيل و ميكائيل (ع) است.
بلكه نور خدا, اينجا در زمين فرو رفته است كه با ديده هاى صاحب بصيرت قابل درك است .
بعد همه ى آن معجزاتى را كه شيعه براى على بن ابى طالب (ع) نقل كرده, در شعرش مىآورد:
هذا هو النور الذى أضواؤه
كانت بجبهة آدم تتلألؤ
اين كسى است كه نورش در جبهه ى آدم مى درخشيد.
و بعد, از شجاهت , زهد, تقوا و عدالت امام و از قربش به خدا و پيغمبر (ص) سخن مى گويد .در اين زمينه نقل تاريخ است كه عده اى از افراطيون سنى, ابن ابى الحديد را به خاطر همين شعرش تكفير كردند و كشتند حالا نمى دانم كه اينطور باشد يا نه؟ اين , نظر يك نفر اهل علم و ادب و تاريخ است كه نمى شود او را متهم به اين كرد كه درباره ى على بن ابى طالب (ع) با تعصب شيعى حرف زده باشد

ياد ايام جلد (2)