قرينه چهاردهم: فرمانروايانى كه باعث مرگ نماز مى شوند
حافظان حديث, در جوامع حديثى خود, احاديث متعددى از رسول خدا(ص) نقل كرده اند, كه براساس آنها, رسول خدا(ص) فرموده اند:(به زودى پس از من, فرمانروايانى خواهند آمد كه نماز را مى ميرانند; سنت را خاموش مى كنند; بدعت مى گذارند; ستم روا مى دارند; دروغ مى گويند... هر كس آنان را يارى و تصديقشان نمايد, نه او از من است و نه من از اويم; اما كسى كه از يارى و تصديق آنان خوددارى كند, از من است و من از او هستم, و در حوض كوثر بر من وارد خواهد شد). آنگاه حضرت, وظيفه مسلمانانى را كه, در عصر اين حاكمان زندگى مى كنند, مشخص نموده و دستورالعمل زندگى آنان را بيان داشته اند.
به نمونه هايى از اين روايات توجه كنيد:
1ـ ابوذر غفارى از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه به او فرمود:
يا اباذر, كيف انت اذا كانت عليك امراء يؤخرون الصلاة عن وقتها, او يميتون الصلاة عن وقتها؟(قال, قلت: فما تامرنى؟ قال:) صلّ الصلاة لوقتها, فان ادركتها معهم فصلّ, فانّها لك نافلة.67
2ـ طبرانى از طريق ابوذر غفارى از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يا اباذر, انها ستكون عليكم ائمة يميتون الصلاة, فان ادركتموهم, فصلّوا الصّلاة لوقتها واجعلوا صلاتكم معهم نافلة.86
3ـ كعب بن عجرة از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّه سيكون بعدى امراء, فمن دخل عليهم فصدّقهم بكذبهم واعانهم على ظلمهم, فليس منّى ولست منه ولن يرد علىّ الحوض; ومن لم يصدقهم بكذبهم ولم يعنهم على ظلمهم, فهو منّى وانا منه وهو وارد علىّ الحوض.96
4ـ حذيفه از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّه سيكون عليكم امراء يكذبون ويظلمون, فمن دخل عليهم فصدقهم بكذبهم واعانهم على ظلمهم فليس منّى ولا انا منه ولن يرد علىّ الحوض; ومن لم يدخل عليهم ولم يصدقهم بكذبهم ولم يعنهم على ظلمهم, فهو منّى وانا منه, وهو وارد علىّ الحوض.70
5ـ ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّها ستكون امراء يعرفون وينكرون, فمن ناواهم نجا ومن اعتزلهم سلم او كاد ومن خالطهم هلك.71
6ـ خباب از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّه سيكون امراء من بعدى, فلا تصدقوهم بكذبهم ولاتعينوهم على ظلمهم, فانّه من صدقهم بكذبهم واعانهم على ظلمهم فلن يرد علىّ الحوض.27
7ـ حافظ منذرى, از جابربن عبداللّه نقل مى كند كه رسول خدا(ص) به كعب بن عجره فرمود:
اعاذك اللّه يا كعب بن عجره, من امارة السفهاء .(قال: و ما امارة السفهاء؟
قال:) امراء يكونون من بعدى لايهتدون بهديى, ولايستنون بسنّتى; فمن صدقهم بكذبهم واعانهم على ظلمهم, فاولئك ليسوا منّى و لست منهم ولايردون على حوضى, ومن لم يصدّقهم بكذبهم ولم يعنهم على ظلمهم, فاولئك منّى وانا منهم و سيردون على حوضى.37
8ـ شدّاد بن اوس از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
سيكون من بعدى ائمة يمسّون (يؤخرون) الصلاة عن مواقيتها, فصلّوا الصلاة لوقتها واجعلوا صلاتكم معهم سبحة (نافلة).47
9ـ انس بن مالك از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّه سيكون ائمة (فسقة) يصلّون الصلاة لغير وقتها, فاذا فعلوا ذلك فصلّوا الصلاة لوقتها واجعلوا صلاتكم معهم نافلة.57
10ـ عبداللّه بن مسعود از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
ستكون بعدى امراء يؤخرون الصلاة عن مواقيتها ويحدثون البدعة. (فقال ابن مسعود: وكيف اصنع ان ادركتهم؟ قال:) تسئلنى ابن امّ عبد كيف تصنع؟ لاطاعة لمن عصى اللّه.67
11ـ همو از پيامبر(ص) نقل مى كند:
لعلكم ستدركون اقواما يصلّون الصلاة لغير وقتها, فان ادركتموهم, فصلّوا فى بيوتكم للوقت الذى تعرفون, ثم صلّوا معهم واجعلوها سبحة.77
12ـ كعب بن عجره از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انّها ستكون عليكم امراء من بعدى, يعظون بالحكمة على منابر, فاذا نزلوا اختلست منهم, وقلوبهم انتن من الجيف.87
13ـ عبادةبن صامت از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يكون عليكم امراء ان اطعتموهم ادخلوكم النار, وان عصيتموهم قتلوكم.97
14ـ ابن عباس از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
يكون عليكم امراء, هم شرّ من المجوس.80
15ـ معاذبن جبل از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
...الا انّ رحى الاسلام دائرة, فدوروا مع الكتاب حيث دار. الا انّ الكتاب والسلطان سيفترقان, فلا تفارقوا الكتاب. الا انّه سيكون عليكم امراء يقضون لانفسهم ما لا يقضون لكم, فان عصيتموهم قتلوكم وان اطعتموهم اضلّوكم.(قالوا: يا رسول اللّه, كيف نصنع؟ قال:) كما صنع اصحاب عيسى بن مريم, نشروا بالمناشير وحملوا على الخشب, موت فى طاعة اللّه خير من حياة فى معصية اللّه.81
از مجموع روايات ذكر شده, نكاتى استفاده مى شود كه از اين قرارند:
ـ بى توجهى برخى اميران پس از پيامبر(ص) به نماز, تاخير انداختن آن از وقت فضيلت, تهى ساختن آن از روح معنوى و سرانجام ميراندن نماز (حديث نخست).
0ـ نافله محسوب شدن نمازى كه با اين امرا خوانده مى شود. مفهوم اين سخن پيامبر گرامى اسلام(ص) شايد اين باشد كه اميران مذكور, فاقد شايستگى هاى لازم و عدالت براى اقامه نماز جماعت اند; به همين دليل, رسول خدا(ص) دستور داده اند تا افراد نمازهاى واجب خويش را جداگانه و در وقت فضيلت آن بجا آورند, وآنگاه از باب تقيه, در جماعت اين اميران شركت و به نيت نمازهاى نافله, به آنان اقتدا كنند(احاديث ,0,8,9و ).
3ـ سومين نكته آن است كه اگر كسى با اين امرا نشست و برخاست و رفت و آمد داشته باشد, و آنان را در كذبشان تصديق و بر ظلمشان يارى نمايد, رابطه و پيوند خود را با پيامبر اكرم(ص) بريده است و هرگز توفيق نخواهد يافت كه در حوض كوثر بر پيامبر وارد شود; و پيامبر نيز از او بيزار است (احاديث 3,4,6,7).
4ـ نكته ديگر آن كه رسول خدا(ص) اين فرمانروايان را به صراحت, دروغگو و ستمگر معرفى كرده اند و حال آنكه راستگويى و عدالت, جزو ضرورى ترين صفاتى است كه بايد امرا و حكام از آن برخوردار باشند (احاديث 3,4,6 و7).
5ـ نكته بعدى آن كه اين اميران, حق را نشناخته اند; ولى براى مصالح دنيوى و قبيلگى به انكار آن پرداخته اند. از اين جهت, رسول گرامى(ص), دشمنى با آنان و كناره گيرى از آنان را مايه نجات و سلامت, و رفت و آمد با آنان وتصديق كذب و ظلم آنان را موجب هلاكت و نابودى دانسته اند(حديث شماره5).
6ـ مطلب ديگر آن كه: آنان به راه و روش پيامبر(ص) تاسّى نكرده و بدان ملتزم نشده اند; بلكه بدعت گذاشته اند.به همين خاطر, رسول خدا(ص) آنان را گنهكارانى دانسته اند كه در حال معصيت خدا به سر مى برند, و به عبداللّه بن مسعود دستور دادند كه از آنان پيروى نكند, و او نيز چنين كرد, تا آنكه در زمان عثمان, او راكتك زده, استخوانهايش را درهم شكستند(حديث 7و2 ).
7ـ خصوصيت ديگر اين امرا, اين است كه گرفتار صفت (نفاق) اند; چرا كه در مجامع عمومى به منبر مى روند و سخنان حكيمانه بر زبان مى رانند و هنگامى كه از منبر به زير مى آيند, حكمت, از آنان ربوده شده, قلبهايشان پست تر از مردار مى گردد (حديث0 ).
8ـ ويژگى ديگر حكومت اين اميران آن است كه اگر كسى از آنان پيروى كند, به فرموده پيامبر(ص) دوزخى خواهد بود; چرا كه در معصيت خدا زيسته است; و اگر از آنان نافرمانى كند, كشته خواهد شد; امّا مرگ او در راه طاعت خداوند خواهد بود(حديث31 و دنباله حديث15).
9ـ اينان , براى امت اسلامى از مجوس بدترند (حديث4 ).
2 ـ راه آنان از راه كتاب خدا, جداست. به همين دليل, پيامبر گرامى(ص) به ياران خويش سفارش نموده اند كه همواره با كتاب خدا باشند و به راه اين امرا و حكام نروند كه از راه قرآن جداست(حديث5 ).
اكنون, جاى اين سؤال است كه اين اميرانى كه اين گونه در روايات توصيف شده اند, چه كسانى هستند؟
با توجه به واژه هاى احاديث قرينه چهاردهم همچون (سيكون عليكم), (ستكون عليكم), (ستدركون), (اذا كانت عليك), (فلا تصدقوهم ولاتعينوهم), (واجعلوا صلاتكم) و... درمى يابيم كه حكومت اينان در آينده نزديكى خواهد بود و از آنجا كه خطاب در روايات, به صحابه و ياران حضرت(ص) است, نشان از آغاز حكومت آن اميران در عصر صحابه است و اينكه حداقل بخشى از آن امرا و حكّام را صحابه رسول خدا(ص)درك خواهند كرد.
تاريخ نشان مى دهد كه پس از خلافت خلفاى راشدين و حسن بن على(ع), امويان به حكومت رسيدند و تا سال 132ه, حكومت به دست اميران اموى بوده است. با انقراض دودمان اموى,82 خلافت به عباسيان انتقال يافت كه آنها در دو نقطه از جهان اسلام, حكومت مى كردند: سى و هفت نفرشان از سال 132تا 640ه, در بغداد; هفده نفر ديگر از سال 659 تا 922ه, در مصر.
البته تا اواسط قرن هفتم هجرى, بجز حاكمان اموى و عباسى, كس ديگرى به خلافت بر دنياى اسلام, دست نيافت.
آيا امرايى كه در احاديث رسول خدا(ص), اوصافشان آن گونه ذكر شده است, كسانى غير از اينها هستند؟ اگر جواب اين پرسش مثبت باشد, آيا گروهى از اينان مى توانند

67.صحيح مسلم, كتاب المساجد, ح;238 سنن بيهقى, ج3, ص;277 مسند ابى عوانة,جزو جانشينان دوازده گانه پيامبر اسلام(ص) باشند؟ دارالمعرفة, ج1, ص344
68. المعجم الكبير, احياءالتراث, ج2, ص;151 صحيح مسلم, كتاب المساجد, ح;239 مسند احمدبن حنبل, ج5, ص169
69. سنن ترمذى, سلفية, ج3, ص;358 الترغيب والترهيب, ج3, ص;195 المعجم الكبير, احياءالتراث, ج19, ص;134 مشكل الآثار, طحاوى, ج2, ص;136 تاريخ بغداد, ج5, ص362 و ج2, ص;107 التاج الجامع للاصول, ج3, ص53
70. كنزالعمال, ج5, ص792
71. همان, ص793
72. مستدرك حاكم, ج1, ص78(با تصريح به صحت حديث) و نيز رجوع شود به: همان, ص79
73. الترغيب والترهيب, ج3, ص;194 مستدرك حاكم, ج1, ص;79 مشكل الآثار, ج2, ص;137 مجمع الزوائد, ج5, ص445
74. مجمع الزوائد, درالفكر, ج2, ص79
75. همان, ج2, ص81
76. سنن بيهقى, ج3, ص177و;182 مسند احمدبن حنبل, ج1, ص449
77. دلائل النبوة, ج6, ص;396 سنن بيهقى, ج3, ص182
78. مجمع الزوائد, ج5, ص429(با تصريح به صحت حديث); المعجم الكبير, احياءالتراث, ج19, ص160
79. مجمع الزوائد, دارالفكر, ج5, ص429
80. همان, ص424(با تصريح به صحت حديث).
81. همان, ص428
82. پس از برچيده شدن بساط حاكمان اموى از سرزمين هاى مركزى و شرقى جهان اسلام(خاورميانه, قفقاز و ماوراءالنهر), افرادى از اين خاندان بر بخشى از اروپا(شبه جزيره ايبرى: اسپانيا و پرتغال, تا جنوب فرانسه) استيلا يافتند و به نام خلافت اسلامى از سال 138 تا 407 هجرى حكومت كردند. دامنه قدرت اينان, گاه تا مغرب عربى نيز گسترش مى يافت. ويراستار.