قرينه پنجم: حديث ثقلين
پنجمين قرينه اين بحث, حديثِ متواتر ثقلين است كه مورد قبول
همه امت اسلامى
است. اين حديث درآثار و منابع اهل سنت از
طرق مختلف و با تعابير گوناگونى از رسول گرامى اسلام(ص) نقل شده است. به نمونه
هايى از نقلهاى مختلف اين حديث اشاره مى كنيم:
1 ـ امام احمد حنبل, از طريق ابى سعيد خدرى از رسول خدا(ص) نقل مى كند كه فرمود:
انى تارك فيكم الثقلين احدهما اكبر من الآخر, كتاب اللّه حبل ممدود من السماء الى
الارض وعترتى اهل بيتى وانهما لن يفترقا حتى يردا علىّ الحوض.1
2 ـ دارمى در سنن خود از طريق زيدبن ارقم از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انى تارك فيكم الثقلين, اولهما كتاب الله, فيه الهدى والنور, فتمسكوا بكتاب اللّه
وخذوا به, فحث عليه ورغب فيه. ثم قال: واهل بيتى اذكركم اللّه فى اهل بيتى, ثلاث
مرات.2
3 ـ حاكم نيشابورى نيز از طريق زيدبن ارقم از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انى تارك فيكم الثقلين كتاب الله واهل بيتى, وانهما لن يتفرقا حتى يردا علىّ الحوض.3
4 ـ منادى در فيض القدير از طريق زيدبن ثابت از رسول خدا(ص) نقل مى كند:
انى تارك فيكم خليفتين, كتاب الله حبل ممدود ما بين السماء والارض, وعترتى اهل
بيتى وانهما لن يتفرقا حتى يردا علىّ الحوض.4
5 ـ ترمذى در سنن خود از طريق زيدبن ارقم نقل مى كند كه رسول خدا(ص) فرمود:
انى تارك فيكم ما ان تمسكتم به لن تضلوا بعدى, احدهما اعظم من الآخر, كتاب اللّه
حبل ممدود من السماء الى الارض, وعترتى اهل بيتى, ولن يتفرقا حتى يردا على الحوض,
فانظروا كيف تخلفونى فيهما.5
6 ـ مسلم بن حجاج نيشابورى در صحيح خود از زيدبن ارقم نقل مى كند كه گفت:
رسول خدا در غديرخم براى ما خطبه خواند, پس از حمد و ثناى خداوند فرمود: امّا بعد,
الا ايها الناس! فانما انا بشر يوشك ان ياتى رسول ربى فاجيب وانا تارك فيكم
ثقلين; اوّلهما كتاب اللّه, فيه الهدى والنور, فخذوا بكتاب الله, واستمسكوا به,
فحثّ على كتاب اللّه ورغّب فيه. ثم قال: واهل بيتى اذكّركم الله فى اهلبيتى.
اذكّركم الله فى اهلبيتى. اذكّركم اللّه فى اهلبيتى.6
درسى كه از حديث ثقلين مى آموزيم:
الف: نخست اينكه رسول خدا(ص) اين حديث مهم را در مقام و صيت بيان نموده اند, و به
نظر آن حضرت, اهميت اين موضوع در حدى است كه لازم دانسته اند به عنوان
مهمترين وصيتِ خود به امت
درباره كتاب
خدا و عترت طاهره, شعارش كنند.
ب ـ به كار رفتن واژه (ثقلين) در حديث, نشان
دهنده آن است كه اين دو ثقل ارزشمند
وگرانبهاست; به قدرى كه سفارش ويژه رسول گرامى را مى طلبيده است.
ج ـ تعبير وانهما لن يفترقا بيانگر آن است كه در
جامعه اسلامى كتاب خدا و اهل بيت
رسول(ص), با هم بوده و از يكديگر جدا نخواهند شد و اين همراهى از عصر رسالت آغاز
شده و تا هنگام ورود بر پيامبر گرامى در حوض كوثر ادامه خواهد يافت. نيز از
جمله
فوق مى آموزيم كه اهل بيت پيامبر(ص), همواره در راه قرآن و هدايت و سعادت قرار
دارند; چرا كه اگر دچار لغزش گردند, به معناى جدا شدن قرآن از آنان خواهد بود.
همچنين از جمله وانهما لن يفترقا استفاده مى شود كه از اهل بيت رسول خدا(ص) در
همه اعصار همواره كسى وجود خواهد داشت كه همراه قرآن باشد, چون خلاف آن, به معناى
جدايى اهل بيت(ع) از قرآن است. اين حقيقتى است كه گروهى از دانشمندان اهل سنت نيز
به آن اعتراف نموده اند.7
د ـ در برخى از نقلهاى حديث, به جاى واژه (ثقلين) لفظ (خليفتين) بكار رفته
است كه تعبير بسيار گويايى است. اين تعبير
به صراحت اعلام مى كند كه جانشينان رسول خدا(ص) در ميان امت, قرآن و عترت است.
ه ـ در تعبير ديگرى از حديث مورد نظر, آمده است. انى تارك فيكم ان تمسكتم به لن
تضلوا بعدى. رسول خدا(ص) با جمله شرطيه ان تمسكتم به به ما مى آموزد كه پيمودن
راه هدايت, تنها در پرتو تمسك و توسل به قرآن و عترت ميسر است و بس.
اينك آيا منصفانه است كه با وجود آنكه اهل بيت پيامبر(ص) كه به گواهىِ رسول خدا
همتاى كتاب خدايند, كسانى بخواهند افرادى همچون معاويه و يزيد و... را جانشين رسول
خدا بدانند؟ آيا اين امر بى حرمتى به مقام شامخ پيامبر اكرم(ص) واهل بيت آن حضرت
نيست؟ براستى چقدر تفاوت است ميان اهل بيت پيامبر كه همواره با قرآنند و قرآن با
آنهاست, و بين آن كلام اموى, عبدالملك بن مروان كه وقتى به حكومت رسيد, قرآن را به
كنارى نهاد و گفت: هذا آخر العهد بك, و بدينسان
با قرآن خداحافظى نمود!8
1. مسن احمدبن حنبل, ج3, ص14 و ج4, ص;371 مجع الزوائد, ج9, ص;257 اتحاف براى هميشه السادة
المتقين, ج10, ص502, ;506 تهذيب تاريخ دمشق, ج5, ص;439 كتاب الامالى, يحيى شجرى,
عالم الكتب, ج1, ص143, 149, 154
2 . سنن الدارمى, دارالفكر, ج2, ص;432 السنن الكبرى, بيهقى, دارالمعرفة, ج2, ص148
و ج7, ص30 و ج10, ص;114 صحيح ابن خزيمة, المكتب الاسلامى, شماره 2357
3 . المستدرك على الصحيحين, ج3, ص148, با تصريح به صحت حديث; مسند احمد بن حنبل,
ج3, ص17 معجم الصغير, طبرانى, دارالفكر, ج1, ص;131 مشكل الآثار, طحاوى, دارالنظام,
ج4, ص368, ;369 معجم الكبير, چاپ عراق, ج5, ص190, 205
4 . فيض القدير, مناوى, دارالفكر, ج3, ص14, با تصريح به صحت حديث; مسند احمد بن
حنبل, ج5, ص182, ;189 مجمع الزوائد, ج9, ص;162 درّالمنثور, ج2, ص60
5 . سنن الترمذى, چاپ سلفيه, ج5, ص;329 كنزالعمال, ج1, ص;173 درّالمنثور, ج2, ص;60
الشفا بتعريف حقوق المصطفى, قاضى عياض, چاپ فارابى, ج2, ص;105 مشكاة المصابيح,
عمرى تبريزى, المكتب الاسلامى, حديث ;6144 اتحاف السادة المتقين, ج10, ص507
6 . صحيح مسلم, كتاب فضايل صحابه, حديث ;36 كنزالعمال, حديث ;37620 السنن الصغير,
بيهقى, دارالكتب العلمية, ج2, ص;212 معجم الكبير, ج5, ص183
7 . فيض القدير, ج3, ص15
8 . تاريخ الخلفاء, ص243