قرينه چهارم: تعبير ديگرى از حديث جابربن سمره
فراز پايانى حديث جابربن سمره به دو صورت نقل شده است. جمع كثيرى از دانشمندان اهل سنت, فراز پايانى حديث را اين گونه نقل كرده اند كه رسول خدا فرمود:
كلهم من قريش. گرچه مفهوم اين تعبير گسترده تر از معناى مورد نظر ما است, ولى مقصود ما حاصل است; چرا كه بنى هاشم در ميان قريش از هر جهت داراى ويژگيهاى منحصر به فرد است: برجسته ترين شخصيتهاى اسلام مانند رسول گرامى اسلام(ص) و امام على بن ابى طالب(ع) از بنى هاشم اند; نخستين حاميان اسلام و پيامبر و مروّجان توحيد از بنى هاشم اند; اسلام با ايثارو فداكارى و حمايت بى دريغ آنان توانست موانع را از سر راه خود بردارد و به پيروزى دست يابد.
بنابراين, خداوندى كه آنان را شايسته يافت تا پرچم پرافتخار نبوت را به دست با كفايت آنان بسپارد, نيز اين شايستگى را در آنان ديده است كه آنان را پرچم دار امامت و ولايت گرداند.
اما دانشمند اهل سنت, قندوزى حنفى در ينابيع المودة,1 تعبير رساتر و روشن ترى از حديث مذكور را از طريق عبدالملك بن عمير از جابربن سمره از رسول خدا(ص) نقل كرده است. در اين تعبير به جاى جمله كلهم من قريش جمله كلهم من بنى هاشم آمده است, كه برمعناى مورد نظر دلالت صريح دارد.

مقصود از قريش بنى هاشم است

در ميان اهل فن رسم بر اين بوده است كه(عام) را به مورد خاص محدود مى سازند.
در اين مورد نيز لفظ قريش عام است و بنى هاشم خاص, و با اجراى قانون عام و خاص, عام به مورد خاص يعنى بنى هاشم اختصاص پيدا مى كند; چرا كه بنى هاشم يكى از تيره هاى قريش است. احاديثى كه پيش از اين ذكر كرديم نيز قرينه چنين تخصيصى است.
(حنفى قندوزى) پس از نقل حديث با تعبير دوم مى گويد:
برخى محققان گفته اند: با دقّت در احاديثى كه دلالت مى كند بر اينكه خلفاى بعد از پيامبر(ص) دوازده نفرند, معلوم مى شود كه مراد رسول خدا از اين احاديث, امامان دوازده گانه اى است كه از اهل بيت خود آن حضرت اند. حمل حديث بر خلفاى راشدين ممكن نيست; چون كمتر از دوازده نفرند. نيز حمل اين حديث بر پادشاهان اموى ممكن نيست, چون اولاً: عددشان بيش از دوازده نفراست.
ثانيا: آنان, افرادى ظالم اند و ظلم فاحشى درزندگى آنها به چشم مى خورد, جز عمر بن عبدالعزيز.
ثالثاً: اينان از بنى هاشم نيستند, در حالى كه پيامبر(ص) درآن حديث (در روايت عبدالملك از جابر) فرموده اند كه تمامى آنان از بنى هاشم اند.
همچنين حمل حديث بر سلاطين بنى عباس ممكن نيست, چرا كه اولاً: شمار آنان بيش از دوازده نفر است و ثانياً: اينان پاى بندى چندانى از خود به احكام اسلامى نشان نداده اند. پس بناچار بايد اين حديث را بر ائمه دوازده گانه اى كه از اهل بيت پيامبراند حمل كنيم زيرا اينان آگاه ترين و دانشمندترين افراد زمانه خويش بودند و از نظر رفعت مقام, ورع و پرهيزكارى, حَسبَ ونَسَب از همه اهل زمانه خود برتر بودند. از همه مهمتر اينكه علوم خود را از جدشان پيامبر گرامى اسلام(ص) به ارث برده بودند. اهل علم و تحقيق كشف و شهود اينان را اين گونه معرفى كرده اند. مؤيّد اين مطلب كه مقصود پيامبر از ائمه دوازده گانه, امامان اهل بيت (ع) اند روايات فراوانى است كه در اين باب وارد شده است و از آن جمله است حديث ثقلين.2
چرا جابر سخن پيامبر را نشنيد؟
مسئله نشنيدن سخنِ پيامبر از سوى جابر, تقريباً در تمام احاديث ياد شده آمده است. شايد براى كسانى كه اين احاديث را مى خوانند اين سؤال پيش آيد كه چرا فردى مانند جابر كه با اشتياق تمام, جان به سخن هدايت گر پيامبر(ص) سپرده بود, از شنيدن سخن پيامبر محروم ماند و ادامه سخن آن حضرت را نشنيد؟با جستجو در منابع اهل سنت, سرانجام سرنخى در مسند احمل حنبل بدست آمد. پيش از سخن احمد بن حنبل, به نقل سخنى از (حنفى قندوزى) مى پردازيم. او در كتاب ينابيع الموده مى گويد:
پيامبر وقتى مى خواستند فراز آخر روايت كلهم من بنى هاشم را بيان نمايند, صداى خود را پايين آوردند, چرا كه بنى اميه و گروه ديگرى از منافقان كه در آن جمع حضور داشتند, خلافت بنى هاشم را دوست نداشتند.3
اين سخن (حنفى قندوزى) را به عنوان علّت نشنيدن سخن پيامبر توسط جابر, نه قابل قبول است و نه ردّ, گرچه چنين اقدامى از پيامبر(ص) آن هم درمورد مسئله اى با اين اهميت, بسيار بعيد است.
(احمد حنبل) سخن ديگرى دارد, او به نقل از (جابر بن سمره) مى گويد:
پيامبر در عرفات (يا منى) در حال ايراد خطبه بودند و من از پيامبر شنيدم كه مى فرمود:
لن يزال هذا الامر عزيزاً ظاهراً حتى يملك اثنا عشر كلهم. ثم لغط4 القوم وتكلموا فلم افهم قوله بعد كلّهم, فقلت لابى يا ابتاه مابعد كلهم؟ قال: كلهم من قريش50; امر خلافت همواره عزيز و آشكار است تا اينكه همه دوازده نفر حكومت كنند. سپس مردم همهمه كردند و به سخن گفتن پرداختند, در نتيجه سخن پيامبر را بعد از كلمه كلّهم نفهميدم. از پدرم پرسيدم: رسول خدا بعد از اين كلمه چه فرمود؟
پدرم گفت: آن حضرت فرمود: همه آن دوازده نفر از قريش اند.
اقدام اين گروه, خبر از يك توطئه پنهان مى داد, و آن اينكه مجموعه عوامل نفاق كه مخالف خلافت على بن ابى طالب(ع) واهل بيت پيامبر(ص) بودند, هرگاه مى ديدند كه رسول گرامى اسلام مى خواهد درباره مسئله خلافت آنان با مردم به گفتگو بپردازد. محفل را بر هم مى زدند.

1 . ينابيع المودة, ج2, ص533
2 . همان, ص535
3 . همان
4 . لغط: جار و جنجال و سر و صداى به هم آميخته و نامفهوم.
5 . مسند احمدبن حنبل, ج 5, ص; 99 معجم الكبير, داراحياء التراث, ج 2, ص 196