سابقه تاريخى بحث
درباره اين سلسله از احاديث رسول خدا(ص) از همان سده هاى نخست هجرى همواره گفتگوهايى ميان عالمان فريقين, بلكه در ميان عالمان اهل سنت نيز وجود داشته است. در سده هاى بعد نيز حافظان و مفسران حديث وقتى به اين گونه احاديث بر مى خورده اند, هركسى به نوعى در اين باره, به چاره جويى پرداخته و تلاش كرده است تا براى حل و فصل آنها توجيه مناسبى ارائه كند.
نخستين اقدامات چاره انديشانه در اين رابطه به عصر صحابه باز مى گردد, بايد دانست كه حساسيت دانشمندان اهل سنت در مورد اين مسئله كاملاً بجا و قابل درك است. اين بحث يكى از مباحثِ حياتىِ امت اسلامى است; چرا كه پيروان محمد(ص) در طى اين بحث است كه مى خواهند جانشينان رسول گرامى اسلام(ص) را بشناسند و مقتداى خود قرار دهند.
بنابراين, اگر دانشمندان اهل سنت در اين باره پاسخ قابل قبولى ارائه ندهند, شالوده باورهاى آنان در موردمسئله خلافت فرو خواهد ريخت, در عين حال دانشمندان اهل سنت در حلّ اين مشكل كارى از پيش نبرده و به موفقيتى دست نيافته اند.
اكنون بر آنيم تا تعدادى از اين اظهار نظرهاى چاره انديشانه را ذكر نموده و سپس به ارزيابى آن بپردازيم.