امام على و تربيت فرزند(3)

على همت‏بنارى

مبحث چهارم: عوامل تربيت

در فرايند تربيت: بحث از عوامل تربيت از مباحث مهم و اساسى‏محسوب مى‏شود. آگاهى از عوامل تربيت و بررسى ميزان تاثير هر يك‏از اين عوامل دست اندركاران امر تربيت راكمك مى‏كند تا بتوانندبا توجه به ميزان تاثير آنها براى تربيت‏بهتر برنامه‏ريزى‏نموده و فرايند تربيت‏براى هر كدام جايگاه ويژه‏اى قائل گردند،در سيره تربيتى امام‏على (ع) مبحث عوامل تربيت‏بنحو شايسته‏اى موردعنايت واقع گرديد و آنحضرت نكات سودمندى رابيان داشته‏اند. بطوركلى عوامل موثر در تربيت رامى‏توان به دو دسته تقسيم نمود،وراثتى و محيطى، عامل وراثتى عمدتادر قبل از تولدتاثيرگذارست، هر چند نمود و تجلى تاثيرات آنها پس از تولدفرزند و رشد او آشكار مى‏گردد اما عامل محيطى عمدتاپس از تولدخواهد بود، هر دو دسته عوامل مورد توجه امام على (ع) بوده و حضرت‏در ديدگاهها و نيز سيره عملى خويش اهميت آنها را مورد توجه‏قرار داده‏اند.

الف)عوامل وراثتى:

هر چند در ميزان تاثير عامل وراثت در تربيت و اختلاف هست اماتاثير آن قابل انكار نمى‏باشد، عامل وراثت از طريق ژنها برفرزندان تاثير مى‏گذارد و فرزندان بسيارى از ويژه‏گيهاى ظاهرى وروانى والدين خويش را به همراه دارند، امام‏على (ع) نيز در سيره‏تربيتى خويش از اين عامل مهم ياد كرده‏اند و از آنجا كه تاثيراين عامل نزد آن حضرت مسلم بوده، انتخاب همسران بسيار دقيق‏بوده‏اند و از همين دو نخستين همسر خود را از خانواده اصيل نبوى‏انتخاب نموده‏اند و پس از وفات آن حضرت نيز در انتخاب همسر جديديعنى ام‏البنين نيز به همين امر توجه داشته‏اند زيرا همسر به‏عنوان يك ركن خانواده در تربيت فرزندان آينده موثر خواهد بود،جالب اينكه چون همسران آنحضرت همه در يك سطح نبوده‏اند، به همان‏نسبت فرزندان آنان نيز از نظر صفات پسنديده داراى درجات‏گوناگون بوده‏اند و از اينروست كه از فاطمه (س) دو نور مقدس و دوانسان معصوم از خطاء تقديم اسلام مى‏گردد و از ام‏البنين فرزندان‏شجاع و حاميان ولايت كه در كربلا عظمت‏خويش را نمايش مى‏گذارند واز همسر ديگرش محمدبن حنفيه پا بر عرصه وجود مى‏گذارد كه عليرغم‏داشتن شخصيت والا و صفات پسنديده موفق به حضور در كربلا و جهاددر ركاب امام زمام خويش نمى‏گردد و حتى از روى دلسوزى وخيرخواهى تلاش مى‏نمايد تا حضرت را از رفتن به كربلا منصرف نمايد. همين تفاوت در صحنه‏هاى عملى زندگى نيز متجلى را نمايان مى‏كند،مسعودى در مروج الذهب مى‏نويسد «در جنگ جمل محمدبن حنفيه‏پرچمدار سربازان حضرت بود، حضرت على (ع) به او دستور داد كه به‏دشمن حمله كند اما او تعلل نمود و در مقابل او عده‏اى ازتيراندازان دشمن قرار داشتند و محمد منتظر بود تا تيرهاى آنان‏تمام شود، در اين هنگام على (ع) نزد او آمد و فرمود چرا حمله‏نمى‏كنى؟ او گفت من منتظر تمام شدن تيرهاى آنان هستم و بعد حمله‏مى‏كنم، آنگاه محمد حمله نمود و در بين تيراندازى و نيزه‏انداختن دچار ترديد و دو دلى گرديد و از حمله ايستاد دوباره‏على (ع) نزد او آمد و با شمشيرش به او زند و فرمودند: «ادركك‏عرق من امك‏» رگ (ژن) از مادرت تو را فرا گرفت (كنايه ازاينكه‏مادرت شجاع و از قبيله شجاعان نبوده و تو از او ترسويى را به‏ارث برده‏اى) سپس حضرت پرچم را گرفت و خودشان ...»

على (ع) همچنين‏در سختى به نقش وراثت در تربيت اشاره نمود و فرموند: «..اولى‏الناس بالكرام من عرقت فيه الكرام‏» سزاوارترين مردمان به‏بزرگوارى كسى است كه بزرگواران در او ريشه دارند» همچنين آل‏حضرت در نامه خود به مالك اشتر ملاك انتخاب فرماندهان سپاه رابرخوردارى از اصالت‏خانوادگى و ريشه دار بودن برشمرده‏اند كه‏بعضى به نقش وراثت در تربيت اشاره دارد. «ثم الصق بذوى الاحساب‏و اهل البيوتات المصالحه... و از آنان كه گوهرى پاك دارند و ازخانواده‏هاى صالح و شايسته‏اند...» و نيز در مقام بيان ويژگيهاى‏كارگزاران مى‏فرمايد «...وتوح منهم اهل التجربه والحياء من اهل‏بيوتات الصالحه...» براى كارهاكسانى را برگزين كه از تجربه ونجابت‏بهره‏مندند و از خانواده‏هاى ريشه‏دار و شايسته و پيشتاز،پيش از پيروزى اسلام برخاسته‏اند كه چنين كسانى در اخلاق برترند ودر آبرومندى سالمتر،به آزمنديهاى مادى كمتر نظر دارند و به‏پايان كارها بيشتر مى‏انديشند...»

ب)عوامل محيطى:

علاوه بر عوامل وراثتى، عوامل محيطى نيز در تربيت فرزندان‏دارند منظور ما از عوامل محيطى كليه عواملى است كه پس از تولدكودك او را تحت تاثير قرار داده و در شكل گيرى او موثرند وشامل خانواده، دوستان، همسايگان و انجمنها و تشكلهاو مانندآنها كه از بيرون در فرد تاثير مى‏گذارد مى‏شود، در سيره تربيتى‏امام على (ع) به عوامل محيطى تربيت توجه ويژه شده و آنحضرت‏ديدگاههاى بلندى در اين زمينه ارائه كرده‏اند و بيش از همه روى‏عامل خانواده و دوستان تاكيد نموده‏اند، در ذيل به عواملى كه‏در سيره تربيتى و ديدگاههاى آنحضرت مورد توجه بوده اشاره‏مى‏كنيم:

الف)خانواده:

خانواده مهمترين و موثرترين عامل در تربيت فرزندان است،اهميت‏خانواده از آنجا دو چندان مى‏شود كه از سويى در عامل‏وراثت نقش دارد و از سوى ديگر از ابتدايى‏ترين و نخستين عوامل‏تاثير گذار محيطى بحساب مى‏آيد، علاوه بر اينها خانواده نه تنهاخود از عوامل برجسته محيطى است‏بلكه در تعيين و زمينه‏سازى سايرعوامل محيطى نيز موثر است زيرا خانواده مى‏تواند زمينه پيدانمودن دوستان شايسته براى فرزندان رافراهم نمائيد، خانواده‏مى‏تواندمدرسه‏مناسب، محله مناسب، همسايه‏هاى مناسب براى آنان‏فراهم نمايد. در كانون خانواده دو ركن اصلى پدر ومادر هستندكه‏هر دو درتربيت فرزندان نقش تعيين كننده‏دارند از اينرو شرطتوفيق آنان در اين مسئوليت مهم شايستگى‏شخصيتى‏هريك ونيزتوافق وهماهنگى و صميميت آنان است تا در پرتو آن محيطى امن، پاكيزه وسالم را براى آنان فراهم‏نمايند.

1)نقش پدر:

بنظر مى‏رسد با توجه به مسئوليت‏بيشتر پدر در مديريت وسرپرستى خانواده نقش او و نيز و وظيفه او در قبال خانواده وتربيت فرزندان با اهميت‏تر باشد. از اينرو در سيره تربيتى امام‏على (ع) مسئوليت و وظيفه سنگين پدر بيشتر مورد توجه واقع گرديده‏است و بطور غير مستقيم راهكارهايى اراده شده كه پدر خانواده بابكارگيرى درست آنها مى‏تواند زمينه گرمى خانواده ومحيط‏امن‏تربيت‏رابيشترمهيانمايدودر اينجامابه‏برخى از آنها اشاره‏مى‏كنيم:

1-1)همكارى پدر با مادر در كارهاى خانه:

گر چه مسئوليت عمده پدر سياستگذارى و اداره امور بيرونى‏خانواده است اما در عين حال همكارى او در امور خانه و كارهاى‏درون منزل بسيار در ايجاد جو صفا و صميميت و نيز نيرو بخشى به‏همسر جهت مراقبت‏بيشتر از فرزندان موثر است. از اينرو على (ع) بااينكه مسئوليتهاى بزرگ اجتماعى داشته و در مقطعى از عمرشريفشان در ظاهر نيز بر جامعه مسلمين حكومت نموده‏اند در عين‏حال از امور منزل و همكارى‏باهمسر با وفايش زهراء (س) غافل‏نبوده‏اند،آن حضرت مى‏فرمايد: «رسول خد (ص) وارد منزل ما شد درحاليكه فاطمه (س) دركنار ديگ نشسته و من در حال پاك كردن عدس‏بودم رسول خدا (ص) فرمود: اى اباالحسن... كسى كه در خدمت عيال‏خود باشد و خدمت‏به عيال را ننگ نداند خداوند نام او را درديوان شهداثبت مى‏نمايد...» همچنين هشام بن سالم از امام‏صادق (ع) نقل مى‏كند: «كان اميرالمومنين (ع) يحطلب و سيتقى و يكنس‏و كانت فاطمه (س) تطحن و تعجن و تخيز» على (ع) هيزم جمع‏آورى‏مى‏نمود و آب فراهم مى‏نمود و خانه را جاروب مى‏كرد و حضرت‏زهراء (س) آرد مى‏كرد و خمير مى‏نمود و نان مى‏پخت‏» نكته قابل توجه‏در اين روايت تعبيربه «كان‏» است كه در كلام عرب دلالت‏براستمرار و مداومت دارد و از آن معلوم مى‏شود كه همكارى على (ع) درامور منزل بصورت مقطعى و موردى نبود بلكه پيوسته اين كارها راخودشان انجام مى‏دادند.

2-1)رعايت‏حال همسر و خوش رفتارى با او:

همسر به عنوان مادر خانواده بدليل ويژه‏گيهاى جسمانى و روانى‏از ظرفيت وتوان محدودى برخوردار است و در مقايسه با شوهر و پدرخانواده ضعيف‏تر و درمقابل مشكلات از استقامت كمترى برخوردار است‏از اينرو بر پدر خانواده لازم است كه در حد توان از همسرش‏انتظار داشته باشد و او را از انجام كارهاى كه فراتراز حد توان‏اوست‏برحذر دارد و با چنين وضعيت همسر خويش مدارا نمايد و باخوشرفتارى كانون خانواده را گرم و زندگى مشترك را سرشار از صفاو صميميت نمايد. على (ع) در سفارش به فرزندش محمد بن حنفيه‏فرموده‏است: «فرزندم...اگر بتوانى زن را از انجام كارهايى كه‏فراتر از توان اوست‏بازدارى چنين كن، چو اينكه چنين كارى‏زيبايى و جمال او را حفظ و خيال او را آسوده‏تر و بحال اونيكوتر است، زيرا زن ريحانه و گل است و نه قهرمان، پس در هرحال‏باهمسر مدارا كن و همنشينى ومصاحبت‏با او را نيكو گردان تااينكه زندگى و عيش تو باصفا و بدون دغدغه گردد»

3-1)تامين غذاى حلال و توسعه در احسان به خانواده:

خانواده و عيال انسان روزى خود او هستند و غالباآنچه رااو به‏خانه مى‏آورد استفاده مى‏نمايند، آنان چه بسا از اهيت‏حلال ياحرام بودن درآمد و تهيه مواد غذايى بى‏اطلاع نباشند و ياحتى براى‏آنان حلال يا حرام خوردن چندان مهم نباشد. بنابر اين بر پدرخانواده كه تامين كننده معيشت‏خانواده است ضرورى است كه دركسب حلال كوشا باشد و درآمد حلال را به خانه خويش آورد و فرزندان‏خود را از لقمه حلال بهره‏مند نموده و از خوردن لقمه حرام كه‏همچون سمى كشنده و ويران كننده آينده آنان است جدابپرهيزندعلى (ع) فرموده است: «عليك بلزوم الحلال و حسن البر بالعيال...» «برتو باد تهيه روزى حلال و نيكو احسان نمودن بر خانواده...» در لغت «البربالكعرباء» به معناى توسعه در احسان و زياد بودن‏آمده و با اضافه شده كلمه «حسن‏» به آن، بر اين نكته ظريف‏دلالت مى‏كند كه علاوه بر توسعه و فراوانى احسان در معيشت‏خانواده، بايداين توسعه به نيكويى انجام گيرد نه اينكه به سختى‏و همراه با كراهت و مجبورى انجام گيرد و نكته مهمتر اينكه دراين كلام در ربار حضرت حلال بودن غذا را مقدم داشته و اين نشان‏مى‏دهد كه بيش از تامين معيشت، حلال بودن آن مهم است و اگرغذايى حلال نباشد توسعه غذايى دادن بر خانواده ارزش چندانى‏ندارد.

4-1)توجه‏به روحيه اعضاء خانواده:

اعضاى‏خانواده‏به تناسب ويژه‏گيهاى فردى و روانى خواسته‏ها وعلائق ويژه‏اى دارند كه تحقق و عينيت‏بخشيدن آنها در شادابى وطراوت آنان موثر مى‏افتد و زمينه تربيت آنان را فراهم‏تر مى‏سازد،البته ذكر اين نكته ضرورى است كه توجه به علايق و خواسته‏هاى‏اعضاى خانواده، توجه لجام گسيخته و بدون ضابطه نيست‏بلكه مرادتوجه به خواسته‏هاى واقعى، بحق و مشروع آنان است، على (ع) در سيره‏تربيتى خويش بدين امر مهم يعنى توجه به روحيه اعضاى خانواده رامورد توجه قرار داده‏اند. در بصره به خانه علاء پسر زياد حارثى كه از ياران او بود رفت‏تا حال وى را بپرسد، چون فراخى خانه او راديد فرمود: «اين‏خانه فراح در دنيا به چه كارت آيد و تو در آخرت بدان نيازبيشترى دارد، آرى اگر مى‏خواهى به سبب آن به آخرت برسى در آن ازميهمانان و خويشاوندان پذيرايى نما... علاء گفت: اى اميرمومنان‏از برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت مى‏كنم، فرمود: چرا؟ گفت: او جامه پشمين به تن كرده و از دنيا روى برگردانده(و اين باعث‏گرديده كه خانواده و فرزندانش محزون و مغموم گردند)،امام فرموداو را نزدمن آوريد، چون نزد من آمد بدو فرمود: اى دشمنك خويش! شيطان سرگشته‏ات كرده و از راهت‏بدر برده است، آيا تو بر زن وفرزندانت رحم نمى‏كنى و چنين مى‏پندارى كه خدا خوارمايه‏تر از آنى‏كه مى‏پندارى، علاء گفت:اى اميرمومنان و تو نيز لباس خشن و زبربه تن دارى و غذاى دشوارخوار و نامطبوع استفاده مى‏كنى! فرمود: واى بر تو من مانند تو نيستم، خداوند بر پيشوايان دادگر واجب‏كرده تا خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقر و تنگدستى برانسان فقير غلبه نكند و او را به هيجان وا ندارد»


ماهنامه كوثر شماره 36