در فرايند تربيت: بحث از عوامل تربيت از مباحث مهم و اساسىمحسوب مىشود. آگاهى از عوامل تربيت و بررسى ميزان تاثير هر يكاز اين عوامل دست اندركاران امر تربيت راكمك مىكند تا بتوانندبا توجه به ميزان تاثير آنها براى تربيتبهتر برنامهريزىنموده و فرايند تربيتبراى هر كدام جايگاه ويژهاى قائل گردند،در سيره تربيتى امامعلى (ع) مبحث عوامل تربيتبنحو شايستهاى موردعنايت واقع گرديد و آنحضرت نكات سودمندى رابيان داشتهاند. بطوركلى عوامل موثر در تربيت رامىتوان به دو دسته تقسيم نمود،وراثتى و محيطى، عامل وراثتى عمدتادر قبل از تولدتاثيرگذارست، هر چند نمود و تجلى تاثيرات آنها پس از تولدفرزند و رشد او آشكار مىگردد اما عامل محيطى عمدتاپس از تولدخواهد بود، هر دو دسته عوامل مورد توجه امام على (ع) بوده و حضرتدر ديدگاهها و نيز سيره عملى خويش اهميت آنها را مورد توجهقرار دادهاند.
هر چند در ميزان تاثير عامل وراثت در تربيت و اختلاف هست اماتاثير آن قابل انكار نمىباشد، عامل وراثت از طريق ژنها برفرزندان تاثير مىگذارد و فرزندان بسيارى از ويژهگيهاى ظاهرى وروانى والدين خويش را به همراه دارند، امامعلى (ع) نيز در سيرهتربيتى خويش از اين عامل مهم ياد كردهاند و از آنجا كه تاثيراين عامل نزد آن حضرت مسلم بوده، انتخاب همسران بسيار دقيقبودهاند و از همين دو نخستين همسر خود را از خانواده اصيل نبوىانتخاب نمودهاند و پس از وفات آن حضرت نيز در انتخاب همسر جديديعنى امالبنين نيز به همين امر توجه داشتهاند زيرا همسر بهعنوان يك ركن خانواده در تربيت فرزندان آينده موثر خواهد بود،جالب اينكه چون همسران آنحضرت همه در يك سطح نبودهاند، به هماننسبت فرزندان آنان نيز از نظر صفات پسنديده داراى درجاتگوناگون بودهاند و از اينروست كه از فاطمه (س) دو نور مقدس و دوانسان معصوم از خطاء تقديم اسلام مىگردد و از امالبنين فرزندانشجاع و حاميان ولايت كه در كربلا عظمتخويش را نمايش مىگذارند واز همسر ديگرش محمدبن حنفيه پا بر عرصه وجود مىگذارد كه عليرغمداشتن شخصيت والا و صفات پسنديده موفق به حضور در كربلا و جهاددر ركاب امام زمام خويش نمىگردد و حتى از روى دلسوزى وخيرخواهى تلاش مىنمايد تا حضرت را از رفتن به كربلا منصرف نمايد. همين تفاوت در صحنههاى عملى زندگى نيز متجلى را نمايان مىكند،مسعودى در مروج الذهب مىنويسد «در جنگ جمل محمدبن حنفيهپرچمدار سربازان حضرت بود، حضرت على (ع) به او دستور داد كه بهدشمن حمله كند اما او تعلل نمود و در مقابل او عدهاى ازتيراندازان دشمن قرار داشتند و محمد منتظر بود تا تيرهاى آنانتمام شود، در اين هنگام على (ع) نزد او آمد و فرمود چرا حملهنمىكنى؟ او گفت من منتظر تمام شدن تيرهاى آنان هستم و بعد حملهمىكنم، آنگاه محمد حمله نمود و در بين تيراندازى و نيزهانداختن دچار ترديد و دو دلى گرديد و از حمله ايستاد دوبارهعلى (ع) نزد او آمد و با شمشيرش به او زند و فرمودند: «ادرككعرق من امك» رگ (ژن) از مادرت تو را فرا گرفت (كنايه ازاينكهمادرت شجاع و از قبيله شجاعان نبوده و تو از او ترسويى را بهارث بردهاى) سپس حضرت پرچم را گرفت و خودشان ...»
على (ع) همچنيندر سختى به نقش وراثت در تربيت اشاره نمود و فرموند: «..اولىالناس بالكرام من عرقت فيه الكرام» سزاوارترين مردمان بهبزرگوارى كسى است كه بزرگواران در او ريشه دارند» همچنين آلحضرت در نامه خود به مالك اشتر ملاك انتخاب فرماندهان سپاه رابرخوردارى از اصالتخانوادگى و ريشه دار بودن برشمردهاند كهبعضى به نقش وراثت در تربيت اشاره دارد. «ثم الصق بذوى الاحسابو اهل البيوتات المصالحه... و از آنان كه گوهرى پاك دارند و ازخانوادههاى صالح و شايستهاند...» و نيز در مقام بيان ويژگيهاىكارگزاران مىفرمايد «...وتوح منهم اهل التجربه والحياء من اهلبيوتات الصالحه...» براى كارهاكسانى را برگزين كه از تجربه ونجابتبهرهمندند و از خانوادههاى ريشهدار و شايسته و پيشتاز،پيش از پيروزى اسلام برخاستهاند كه چنين كسانى در اخلاق برترند ودر آبرومندى سالمتر،به آزمنديهاى مادى كمتر نظر دارند و بهپايان كارها بيشتر مىانديشند...»
علاوه بر عوامل وراثتى، عوامل محيطى نيز در تربيت فرزنداندارند منظور ما از عوامل محيطى كليه عواملى است كه پس از تولدكودك او را تحت تاثير قرار داده و در شكل گيرى او موثرند وشامل خانواده، دوستان، همسايگان و انجمنها و تشكلهاو مانندآنها كه از بيرون در فرد تاثير مىگذارد مىشود، در سيره تربيتىامام على (ع) به عوامل محيطى تربيت توجه ويژه شده و آنحضرتديدگاههاى بلندى در اين زمينه ارائه كردهاند و بيش از همه روىعامل خانواده و دوستان تاكيد نمودهاند، در ذيل به عواملى كهدر سيره تربيتى و ديدگاههاى آنحضرت مورد توجه بوده اشارهمىكنيم:
خانواده مهمترين و موثرترين عامل در تربيت فرزندان است،اهميتخانواده از آنجا دو چندان مىشود كه از سويى در عاملوراثت نقش دارد و از سوى ديگر از ابتدايىترين و نخستين عواملتاثير گذار محيطى بحساب مىآيد، علاوه بر اينها خانواده نه تنهاخود از عوامل برجسته محيطى استبلكه در تعيين و زمينهسازى سايرعوامل محيطى نيز موثر است زيرا خانواده مىتواند زمينه پيدانمودن دوستان شايسته براى فرزندان رافراهم نمائيد، خانوادهمىتواندمدرسهمناسب، محله مناسب، همسايههاى مناسب براى آنانفراهم نمايد. در كانون خانواده دو ركن اصلى پدر ومادر هستندكههر دو درتربيت فرزندان نقش تعيين كنندهدارند از اينرو شرطتوفيق آنان در اين مسئوليت مهم شايستگىشخصيتىهريك ونيزتوافق وهماهنگى و صميميت آنان است تا در پرتو آن محيطى امن، پاكيزه وسالم را براى آنان فراهمنمايند.
بنظر مىرسد با توجه به مسئوليتبيشتر پدر در مديريت وسرپرستى خانواده نقش او و نيز و وظيفه او در قبال خانواده وتربيت فرزندان با اهميتتر باشد. از اينرو در سيره تربيتى امامعلى (ع) مسئوليت و وظيفه سنگين پدر بيشتر مورد توجه واقع گرديدهاست و بطور غير مستقيم راهكارهايى اراده شده كه پدر خانواده بابكارگيرى درست آنها مىتواند زمينه گرمى خانواده ومحيطامنتربيترابيشترمهيانمايدودر اينجامابهبرخى از آنها اشارهمىكنيم:
گر چه مسئوليت عمده پدر سياستگذارى و اداره امور بيرونىخانواده است اما در عين حال همكارى او در امور خانه و كارهاىدرون منزل بسيار در ايجاد جو صفا و صميميت و نيز نيرو بخشى بههمسر جهت مراقبتبيشتر از فرزندان موثر است. از اينرو على (ع) بااينكه مسئوليتهاى بزرگ اجتماعى داشته و در مقطعى از عمرشريفشان در ظاهر نيز بر جامعه مسلمين حكومت نمودهاند در عينحال از امور منزل و همكارىباهمسر با وفايش زهراء (س) غافلنبودهاند،آن حضرت مىفرمايد: «رسول خد (ص) وارد منزل ما شد درحاليكه فاطمه (س) دركنار ديگ نشسته و من در حال پاك كردن عدسبودم رسول خدا (ص) فرمود: اى اباالحسن... كسى كه در خدمت عيالخود باشد و خدمتبه عيال را ننگ نداند خداوند نام او را درديوان شهداثبت مىنمايد...» همچنين هشام بن سالم از امامصادق (ع) نقل مىكند: «كان اميرالمومنين (ع) يحطلب و سيتقى و يكنسو كانت فاطمه (س) تطحن و تعجن و تخيز» على (ع) هيزم جمعآورىمىنمود و آب فراهم مىنمود و خانه را جاروب مىكرد و حضرتزهراء (س) آرد مىكرد و خمير مىنمود و نان مىپخت» نكته قابل توجهدر اين روايت تعبيربه «كان» است كه در كلام عرب دلالتبراستمرار و مداومت دارد و از آن معلوم مىشود كه همكارى على (ع) درامور منزل بصورت مقطعى و موردى نبود بلكه پيوسته اين كارها راخودشان انجام مىدادند.
همسر به عنوان مادر خانواده بدليل ويژهگيهاى جسمانى و روانىاز ظرفيت وتوان محدودى برخوردار است و در مقايسه با شوهر و پدرخانواده ضعيفتر و درمقابل مشكلات از استقامت كمترى برخوردار استاز اينرو بر پدر خانواده لازم است كه در حد توان از همسرشانتظار داشته باشد و او را از انجام كارهاى كه فراتراز حد تواناوستبرحذر دارد و با چنين وضعيت همسر خويش مدارا نمايد و باخوشرفتارى كانون خانواده را گرم و زندگى مشترك را سرشار از صفاو صميميت نمايد. على (ع) در سفارش به فرزندش محمد بن حنفيهفرمودهاست: «فرزندم...اگر بتوانى زن را از انجام كارهايى كهفراتر از توان اوستبازدارى چنين كن، چو اينكه چنين كارىزيبايى و جمال او را حفظ و خيال او را آسودهتر و بحال اونيكوتر است، زيرا زن ريحانه و گل است و نه قهرمان، پس در هرحالباهمسر مدارا كن و همنشينى ومصاحبتبا او را نيكو گردان تااينكه زندگى و عيش تو باصفا و بدون دغدغه گردد»
خانواده و عيال انسان روزى خود او هستند و غالباآنچه رااو بهخانه مىآورد استفاده مىنمايند، آنان چه بسا از اهيتحلال ياحرام بودن درآمد و تهيه مواد غذايى بىاطلاع نباشند و ياحتى براىآنان حلال يا حرام خوردن چندان مهم نباشد. بنابر اين بر پدرخانواده كه تامين كننده معيشتخانواده است ضرورى است كه دركسب حلال كوشا باشد و درآمد حلال را به خانه خويش آورد و فرزندانخود را از لقمه حلال بهرهمند نموده و از خوردن لقمه حرام كههمچون سمى كشنده و ويران كننده آينده آنان است جدابپرهيزندعلى (ع) فرموده است: «عليك بلزوم الحلال و حسن البر بالعيال...» «برتو باد تهيه روزى حلال و نيكو احسان نمودن بر خانواده...» در لغت «البربالكعرباء» به معناى توسعه در احسان و زياد بودنآمده و با اضافه شده كلمه «حسن» به آن، بر اين نكته ظريفدلالت مىكند كه علاوه بر توسعه و فراوانى احسان در معيشتخانواده، بايداين توسعه به نيكويى انجام گيرد نه اينكه به سختىو همراه با كراهت و مجبورى انجام گيرد و نكته مهمتر اينكه دراين كلام در ربار حضرت حلال بودن غذا را مقدم داشته و اين نشانمىدهد كه بيش از تامين معيشت، حلال بودن آن مهم است و اگرغذايى حلال نباشد توسعه غذايى دادن بر خانواده ارزش چندانىندارد.
4-1)توجهبه روحيه اعضاء خانواده:
اعضاىخانوادهبه تناسب ويژهگيهاى فردى و روانى خواستهها وعلائق ويژهاى دارند كه تحقق و عينيتبخشيدن آنها در شادابى وطراوت آنان موثر مىافتد و زمينه تربيت آنان را فراهمتر مىسازد،البته ذكر اين نكته ضرورى است كه توجه به علايق و خواستههاىاعضاى خانواده، توجه لجام گسيخته و بدون ضابطه نيستبلكه مرادتوجه به خواستههاى واقعى، بحق و مشروع آنان است، على (ع) در سيرهتربيتى خويش بدين امر مهم يعنى توجه به روحيه اعضاى خانواده رامورد توجه قرار دادهاند. در بصره به خانه علاء پسر زياد حارثى كه از ياران او بود رفتتا حال وى را بپرسد، چون فراخى خانه او راديد فرمود: «اينخانه فراح در دنيا به چه كارت آيد و تو در آخرت بدان نيازبيشترى دارد، آرى اگر مىخواهى به سبب آن به آخرت برسى در آن ازميهمانان و خويشاوندان پذيرايى نما... علاء گفت: اى اميرمومناناز برادرم عاصم بن زياد به تو شكايت مىكنم، فرمود: چرا؟ گفت: او جامه پشمين به تن كرده و از دنيا روى برگردانده(و اين باعثگرديده كه خانواده و فرزندانش محزون و مغموم گردند)،امام فرموداو را نزدمن آوريد، چون نزد من آمد بدو فرمود: اى دشمنك خويش! شيطان سرگشتهات كرده و از راهتبدر برده است، آيا تو بر زن وفرزندانت رحم نمىكنى و چنين مىپندارى كه خدا خوارمايهتر از آنىكه مىپندارى، علاء گفت:اى اميرمومنان و تو نيز لباس خشن و زبربه تن دارى و غذاى دشوارخوار و نامطبوع استفاده مىكنى! فرمود: واى بر تو من مانند تو نيستم، خداوند بر پيشوايان دادگر واجبكرده تا خود را با مردم ناتوان برابر كنند تا فقر و تنگدستى برانسان فقير غلبه نكند و او را به هيجان وا ندارد»