ملوك السادات بهشتي
مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
زمستان 1378
1ـ مقدمه
2ـ معرفي پژوهش
3ـ اهداف پژوهش
4ـ روش اجراي پژوهش
5ـ مراحل كلي اجراي پژوهش
1-5- بررسي مباني نظري اصطلاحشناسي و تدوين اصطلاحنامه
2-5- مرحله شناسايي، انتخاب و سفارش اصطلاحنامههاي معتبر
3-5- مرحله جمعآوري اطلاعات واژگان رشتههاي مختلف در زبان فارسي
4-5- گزينش و يكدست نمودن واژگان موجود
5-5- ارزيابي اطلاعات واژگاني و برنامهريزي اصطلاحنامه جامع كامپيوتري
6ـ نتيجهگيري
به منظور ايجاد ارتباط و مبادله اطلاعات علمي ـ فني ميان كارشناسان و متخصصين رشتههاي گوناگونبايستي ابزاري چون اصطلاحنامه استاندارد جهت ذخيره و بازيابي اطلاعات تمامي رشتههاي علمي ايجادگردد.
با توجه به اينكه درحال حاضر مراكز مختلف اطلاعرساني از هماهنگي مطلوبي در زمينه واژهگزيني ومعادل يابي برخوردار نيستند، ميتواند تدوين اصطلاحنامهاي جامع سبب هماهنگي در نمايهسازي اطلاعاتعلمي ـ فني و ممانعت از انجام تحقيقات موازي و صرفهجويي در بودجه تحقيقاتي كشور گردد.
اصطلاحنامه واژهاي است كه در فارسي معادل كلمه انگليسي تزاروس1 به كار رفته و در اصل از يوناني ولاتين اقتباس و به معناي گنجينه يا خزانه ميباشد.
اصطلاحنامه وسيلهاي است براي استاندارد نمودن واژهها و از لحاظ ساختاري وسيلهاي براي كنترلواژهها و برگردان زبان طبيعي مدارك علمي به زبان معيار نظام، زيرا ذخيره و بازيابي اطلاعات مستلزمشناسايي كامل مدارك ميباشد، كه با استفاده از زبان نمايه صورت ميگيرد.
اصطلاحنامه يا گنجواژه مجموعهاي است از اصطلاحات متداول در زمينة علمي خاص كه اين اصطلاحاتبرحسب موضوع طبقهبندي شدهاند و هدف از اين كار تسهيل كار كساني است كه به تنظيم و نگهداري مداركو اسناد علمي مشغول هستند. در سالهاي اخير به علت رشد سريع اطلاعات و مدارك علمي، تدويناصطلاحنامه در زمينههاي گوناگون علمي مورد توجه قرار گرفته است.
مستندسازي و اطلاعرساني2 شامل ذخيره، طبقهبندي و اشاعه اطلاعات علمي ميگردد كه به صورت تهيهنمايه و چكيده اسناد و مدارك علمي انجام ميپذيرد. در نمايهسازي هركليد واژه در برابر مفهومي واحد قرارميگيرد، بطوريكه به شكل همزمان براي كليه پژوهشگران قابل بهرهبرداري باشد. بدين منظور فهرستواژگاني، مجموعه اصطلاحات علمي ـ تخصصي را نسبت به روابط بين مفاهيم در هر رشته علمي ارائهميدهد و هر واژه به منظور نامگذاري يك مفهوم خاص بكار برده ميشود و از اين لحاظ وسيلهاي جهتتثبيت اصطلاحات معيار محسوب ميگردد. در چكيدهنويسي، خلاصهاي جامع و موجز از يك اثر علمي باكاربرد زبان علم خاص آن رشته، تهيه ميگردد، بدين معني كه مفاهيم در اين مورد نيز به شكل يكسان تعريفو نامگذاري ميشوند.
اين نوع طبقهبندي اطلاعات روشي مناسب براي نظم بخشيدن به واژگان علمي بر اساس زمينههايتخصصي است. مبادله علمي در سطح بينالمللي و كشورهايي داراي زبانهاي گوناگون دو مشكل اساسي رادرپي دارد. يكي اختلاف سطح علمي كشورها و ديگر عدم برخورداري زبانهاي گوناگون از عناصر و اجزاءزباني يكسان جهت واژهسازي علمي. اين مشكلات بويژه در زمينه مبادله اطلاعات علمي و فني كشورهايپيشرفته صنعتي و كشورهاي در حال توسعه موجود است. چنانچه علم يا صنعت جديدي به كشوري صادرگردد كه آن علم در كشور مزبور بيسابقه و يا در مراحل اوليه تكنولوژي است، بايد صرفاً به منظور تضميناجراي صحيح و دقيق آن طرح، اصطلاحات جديدي وضع گردد. اين جريان به شرطي انجام ميپذيرد كهمترجم در رشته تخصصي خود از معلومات كافي و شيوه كاربرد صحيح ابزار مطلع باشد.
هماكنون واژهسازي و معادلگزيني علمي در دنيا به يك كشور و يك زبان اختصاص ندارد. كشور ما نيز كههنوز به خودكفايي نرسيده و در راه دستيابي به اختراعات و اكتشافات نوپاست، ناگزير از بهرهبرداري ازاطلاعات علمي ديگر كشورهاست. بهمراه انتقال علم و تكنولوژي، مفاهيم جديد علمي و اصطلاحات مربوطبه آن به زبان فارسي وارد ميشوند. زبان فارسي بالقوه قادر به داشتن زبان علمي مستقل است به شرط آنكه ازسرهگرايي افراطآميز فرهنگستانهاي دوران گذشته پرهيز و در ساخت اصطلاحات علمي جديد از عناصرزباني موجود در زبان فارسي معاصر استفاده نمايند. واژهسازي و معادلگزيني نياز به پژوهشهاياصطلاحشناختي دارد، بدين منظور تربيت اصطلاحشناس در رشتههاي مختلف آموزشعالي ضرورت دارد.تدوين واژهنامههاي تخصصي كه بر اساس نظام مفاهيم تنظيم ميشوند نيز كمك بزرگي به مترجمان متونعلمي است كه در امر اطلاعرساني سهيم هستند.
جهت پيشرفت علم اصطلاحشناسي در سطح كشور، سرمايهگذاري و همكاري تمامي سازمانها ومؤسسات پژوهشي لازم است. هدف نهايي اين همكاري ميتواند ايجاد بانك اطلاعات واژگاني به منظورتثبيت اصطلاحات علمي باشد.
در علم نوين اطلاعرساني روابط بين واژهها، ايجاد واژههاي مناسب علمي، تطابق واژههاي انتخاب شده بامعنا و مفهوم عمل مورنظر، مشخص نمودن واژههاي اعم و اخص و روابط بين فرمهاي اعم و اخص داراياهميتي فوقالعاده ميباشد كه در زبان فارسي به دلايل مختلف بدان پرداخته نشده است و در دسترس قرارنداشتن اصطلاحنامه جامع به زبان فارسي در زمينههاي علوم پايه و تكنولوژي، كشاورزي، پزشكي، علومانساني و اجتماعي و هنر، پايه و اساس استفاده از علم اطلاعرساني نوين را متزلزل نموده و امكان بازيابياطلاعات علمي جهت محققين و متخصصين را ميسر نميسازد، لذا روشن ساختن اين مشكل و تدويناصطلاحنامه جامع گامي اصولي در تبيين نظام نوين اطلاعرساني كشور خواهد بود.
در حال حاضر اصطلاحات علمي ـ فني به شكلي ناهمگون، در ابعاد گوناگون و از طريق مطالعات علمي،تدوين مقالات و ارائه نتايج تحقيقاتي، وضع قوانين و تدوين متن قراردادهاي حقوقي، ترجمه متون علمي ـ فنيدر رشتههاي مختلف علمي، توسعه و گسترش يافته و از رشدي سريع و روزافزون برخوردار است.اصطلاحاتي كه در رشتههاي گوناگون داراي معاني متفاوتي هستند ويا از ابهام خاصي برخوردارند در ترجمه وتدوين متون علمي ـ فني به زبانهاي گوناگون مشكلات فراواني را بوجود آورده و مانعي در راه تبادل اطلاعاتعلمي ـ فني ميان متخصصين رشتههاي گوناگون است. به منظور ايجاد ارتباط و مبادله اطلاعات علمي ـ فنيميان كارشناسان و متخصصين رشتههاي گوناگون بايستي ابزاري چون اصطلاحنامه استاندارد جهت ذخيره وبازيابي اطلاعات تمامي رشتههاي علمي ايجاد گردد.
با توجه به اينكه در حال حاضر مراكز مختلف اطلاعرساني از هماهنگي مطلوبي در زمينه واژهگزيني ومعادليابي برخوردار نيستند، ميتواند تدوين اصطلاحنامهاي جامع سبب هماهنگي در نمايهسازي مداركعلمي گوناگون در سطح دانشگاهها و مراكز تحقيقاتي و اطلاعرساني و تسهيل در امر تبادل اطلاعات علمي ـفني و ممانعت از انجام تحقيقات موازي و صرفهجويي در بودجه تحقيقاتي كشور گردد. ضمناً با توجه به سابقهفعاليت مركز اطلاعات و مدارك علمي در معادليابي علمي ميتوان با دادن معادل لاتين به كليد واژهها امكانبهرهبرداري اطلاعات و شناساندن تحقيقات انجام يافته در مراكز علمي كشور را در سطح شبكه اطلاعرسانيبينالمللي مقدور ساخت، چرا كه يكي از مشكلات كنوني جامعه علمي، عدم توليد اطلاعات علمي ـ فني ومصرف بيرويه اطلاعات و اراداتي ميباشد.
ـ فراهم نمودن مجموعه اطلاعات واژگاني غني جهت استفاده نمايهسازان مراكز اطلاعرساني كشور
ـ مشخص نمودن استراتژيهاي جستجو با استفاده از اصطلاحنامههاي كامپيوتري
ـ تلاش در تثبيت اصطلاحات فارسي و كاربرد صحيح فارسي به عنوان زبان علم
ـ مكانيزه كردن نمايهسازي مدارك علمي كشور
ـ افزايش بهرهوري اطلاعرساني در سطح كشور
ـ هماهنگي بين مراكز اطلاعرساني كشور در انتخاب معادلهاي فارسي
ـ كمك به برنامهريزي علمي در بخشهاي مختلف كشور با استفاده از بازيابي اطلاعات مربوط به
پژوهشهاي انجام يافته
اصطلاحنامه يك فرهنگ لغت يا يك دايرهالمعارف نيست بلكه وسيله مستندي است كه امكان انطباق بينزبانهاي مختلف را براي آنان كه در جريان تبادل اطلاعات قرار دارند فراهم ساخته و لذا دستيابي سريع بهمدارك ذيربط ذخيره شده در پايگاه دادهها را ممكن ميسازد. مؤلفان متون علمي، متخصصان اطلاعرساني واستفادهكنندگان از مراكز اسناد و مدارك از يك اصطلاح مشخص براي معنا بخشيدن به يك مفهوم استفادهنميكنند. بنابراين، اصطلاحنامهها از يك طرف براي ترجمه زبان طبيعي مورد استفاده در مداركي كه بايدنمايهسازي شوند به يك «نظام زباني» خيلي مقيد و ساختگي به كار ميرود و از طرف ديگر، زبان مورداستفاده كاربراني است كه ميخواهند اطلاعات مورد نظر را بازيابي كنند.
چندزبانه بودن اصطلاحنامه، تبادل اطلاعات بين افراد متعلق به جوامع مختلف زباني را تسهيل مينمايد.ترجمه خودكار توصيفگرها به زبانهاي مختلف كه به اشكال زباني گوناگون اصطلاحنامه مربوط ميشود، اينامر را براي خوانندگان آسانتر ساخته تا با توجه به نياز خود، مدارك نمايه شده انتشار يافته به زبانهاي ديگر راانتخاب نمايند. اصطلاحنامه را ميتوان براي توصيف مناسب محتواي يك مدرك و هدف يك طرح تحقيقاتيو يا شرايط حرفهاي و تخصصي يك كارشناس مورد استفاده قرار داد.
نمايهسازي يك متن مكتوب به زبان طبيعي (كتاب، مقاله مندرج در يك نشريه ادواري، گزارش، پاياننامةكارشناسي ارشد و دكترا، شرح يك طرح پژوهشي، تاريخچه شغلي، يا سوابق متخصص و غيره) شامل:
1ـ تجزيه و تحليل متن براي تشخيص محتواي اطلاعاتي آن، يعني مفاهيم اصلي و 2ـ بيان اين محتويات يامفاهيم به نظام زباني اصطلاحنامه از طريق همارائي چند توصيفگر ميگردد.
بنابراين، دو مرحله همزمان در هر فرايند نمايهسازي عبارتند از :
ـ تجزيه و تحليل مفهومي يا انتخاب اطلاعات با معني (وسيله شناخت زمينه موضوعي و استدلال منطقي).
ـ ترجمه به زبان سيستم يا انتخاب توصيفگرهاي مربوط به رشته علمي خاص .
نتايج عملي تحليل مفهومي، يك فهرست مقدماتي از مفاهيم مهم و بارز ميباشد (يعني مفاهيمي كه بهتفصيل در مدركي كه بيانكنندة هدف صريح طرح پژوهشي يا بيانكنندة مشخصات حرفهاي متخصص است،بحث ميكند)
انتخاب توصيفگرهاي مربوط از طريق انجام جستجو بوسيلة فهرستهاي مكمل در اصطلاحنامة صورتميگيرد. فهرست ساختار الفبائي، نمايهساز را قادر ميسازد تا وجود توصيفگرهايي را كه در ذهن دارد بررسينمايد. در حاليكه فهرست موضوعي او را قادر ميسازد تا بوسيلة مراجعه به موضوع برگرفته از متن،توصيفگرهاي مربوط را كه قادر به يادآوري آنها نيست پيدا كند. از توصيفگرها تنها بايد براي نمايهسازياستفاده شود.
هر مفهوم مهم بايد حداقل توسط يك توصيفگر معرفي شود و قبل از اختصاص يك توصيفگر، نمايهسازبايد خود را به جاي استفادهكنندگان بالقوه از مدارك قرار داده و سؤال زير را از خود بپرسد:
به منظور دستيابي به اطلاعاتي در مورد موضوع مورد نظر، آيا مدرك حاضر يك مرجع مفيد است؟
اينكه مدرك، شرح يك طرح تحقيقي يا مشخصات يك متخصص باشد، در اصل مطلب تغييري نميكند.
بنابراين نمايهساز بايد بطور اصولي به اصطلاحنامه مراجعه كند:
ـ پيش از همارائي دو يا چند توصيفگر بسيط (تكواژهاي) براي بيان يك مفهوم، بايد متوجه اين موضوع بود كه آيا يك توصيفگر پيشهمارا (چندواژهاي) مفهوم را ميسازند؛
ـ بررسي املاي صحيح هر توصيفگر (مفرد يا جمع، نقطهگذاري، مخفف و غيره)؛
ـ بررسي معني دقيق توصيفگر در اصطلاحنامه؛
ـ استفاده هرچه بيشتر از توصيفگرهاي اخص مناسب و توصيفگرهاي مناسب خيلي كلي و عام كه بطورخودكار يا توسط كامپيوتر به هنگام نمايهسازي مدرك و يا در زمان جستجوي مستند توسط نمايهساز اضافهميگردند.
4ـ1ـ استانده كردن3 اصطلاحات علمي ـ فني
در يك نظام مستندسازي با زبان كنترل شده، استاندارد كردن اصطلاحات نمايهسازي ضروري است تاانطباق بين زبان نمايهسازي و زبان جستجوي اطلاعات امكانپذير باشد.
الف ـ اصطلاحاتي كه در اصطلاحنامه مورد استفاده قرار گرفته است به يكي از دو مقولة زير تعلق دارند:
"توصيفگر4" كه اصطلاح مرجح، پذيرفته شده يا مجاز نيز ناميده ميشود: توصيفگر، يك اصطلاح يا نمادرسمي و پذيرفته شده در اصطلاحنامه است كه براي بيان بدون ابهام مفاهيم موجود در مدارك ودرخواستهاي بازيابي اطلاعات از آن استفاده ميشود؛ اين توصيفگر ميتواند متشكل از يك لغت(توصيفگر ساده يا تكواژهاي) يا چندين لغت (توصيفگر مركب يا چندواژهاي) باشد. تنها از توصيفگرهاميتوان براي نمايهسازي استفاده كرد.
"غير توصيفگر5" كه اصطلاح غير مرجح، پذيرفته نشده و يا غير مجاز نيز ناميده ميشود: غير توصيفگر،اصطلاحي است كه نبايد براي نمايهسازيهاي بازيابي استفاده شود و اصولاً براي ارجاع به يك يا چنداصطلاح مرجح كه توصيفگر ناميده ميشوند، به كار ميرود. غير توصيفگرها صرفاً اصطلاحات راهنماياصطلاحنامه هستند كه انتقال از زبان طبيعي به زبان نظاميافته و در نتيجه انتخاب توصيفگرهاي مناسب راآسان ميسازند.
ب ـ براي بيان يك مفهوم يا ابراز يك عقيده، تركيب چندين لغت يا اصطلاح ممكن است ضروري باشد. درچنين مواردي اين اصطلاحات ميتوانند در نظام زبان، تركيب (پيشهمارا6) شوند. اگر هريك از اين واژهها دراصطلاحنامه به عنوان يك توصيفگر ساده وجود داشته باشد، "توصيفگر پيشهمارا" خوانده ميشود.توصيفگرهاي پيشهمارا وقتي در اصطلاحنامه منظور ميشوند كه 1ـ مكرراً مورد استفاده قرار گيرند، 2ـواژههاي تشكيلدهندة آنها به تنهايي نيز به عنوان توصيفگر به كار روند. 3ـ واژههاي سازندة توصيفگرهايپيشهمارا در تركيب، معنايي متفاوت با معناي اصلي خود داشته باشند.
ج ـ تعريف اصطلاح
هر توصيفگر بايد داراي يك معني دقيق و روشن باشد. محتواي معنايي يك توصيفگر عمدتاً توسط رابطهمعادل (همارز)7 ، سلسلهمراتبي8 و همبسته (يا وابسته9) با ديگر اصطلاحات موجود در اصطلاحنامه نشانداده ميشود. اگر توصيفگر بيش از يك معني در زبان طبيعي داشته باشد و يا بنا به ملاحظات موضوعياصطلاحنامه در معناي خاصي مورد استفاده قرار گرفته باشد و يا اينكه امكان خلط آن با توصيفگر ديگريوجود داشته باشد، براي مشخص نمودن معناي مورد نظر از يادداشت دامنه (ي.د)10 استفاده ميشود. اينيادداشت بخشي از توصيفگر تلقي نميشود.
د ـ اصطلاحات تخصصي
به منظور افزايش سطح كارآيي اصطلاحنامه لغات تخصصي (نظير اصطلاحات جغرافيايي، اساميسازمانهاي بينالمللي، مشاغل، تركيبات شيميائي، بيماريها و غيره) گنجانده شده است اين لغات بايد بههمان سبك توصيفگرهاي ديگر مورد استفاده واقع شوند.
1ـ5 ـ بررسي مباني نظري اصطلاحشناسي و تدوين اصطلاحنامه
2ـ5 ـ مرحله شناسايي، انتخاب و سفارش اصطلاحنامههاي معتبر
3ـ5 ـ جمعآوري اطلاعات واژگاني رشتههاي مختلف در زبان فارسي
4ـ5 ـ گزينش و يكدست نمودن اطلاعات واژگاني موجود (معادلگذاري، سازماندهي و ايجاد روابط
اصطلاحنامهاي)
5ـ5 ـ ارزيابي اطلاعات واژگاني و برنامهريزي اصطلاحنامه جامع كامپيوتري
1ـ5 ـ بررسي مباني نظري اصطلاحشناسي و تدوين اصطلاحنامه
در اين زمينه منابع گوناگون اعم از مقالات و كتب مورد نياز از طريق كتابخانه استراليا و بريتانيا سفارش ودريافت شد. پس از مطالعه و بررسي اين منابع كتاب "مباني اصطلاحشناسي"11 نوشته "فلبر"12 چاپاينفوترم13 با همكاري يونسكو14 به عنوان منبع اصلي در زمينه معرفي رشته اصطلاحشناسي و فعاليتهاياصطلاحشناختي در جهان و نيز شيوههاي تدوين اصطلاحنامه، انتخاب و از طريق مشورت با متخصصيناصطلاحشناسي "فرهنگستان زبان و ادب فارسي" و نيز از طريق ايجاد ارتباط با مؤسسه بينالمللياصطلاحشناسي اينفوترم كه نويسنده اين كتاب به عنوان عضو فعال آن محسوب ميگردد به نظرخواهيگذاشته شد و پس از تأييد اين كارشناسان جهت ترجمه و انتشار اقدامات لازم صورت پذيرفت.
2ـ5 ـ مرحله شناسايي، انتخاب و سفارش اصطلاحنامههاي معتبر
ابتدا بايستي در انتخاب اصطلاحنامهها به مقولات زير توجه شود؛ مانند موضوع، روزآمد بودن، داشتنكاربرد بينالمللي، پيروي از استانداردها، چندزبانه بودن، سال انتشار آنها. در اين مرحله از طريق جستجويپايگاههاي اطلاعاتي بينالمللي اينترنت15 اصطلاحنامههاي معتبر در زمينههاي علوم پايه (شيمي، فيزيك،رياضي، زيستشناسي، زمينشناسي تهيه و از طريق "شوراي اصطلاحنامه" به نظرخواهي اعضاء اين شوراشامل زبانشناسان، اطلاعرسانان و متخصصين موضوعي گذاشته شد. از جمعبندي نظرات اعضاء، فهرستاصطلاحنامههاي مورد نظر جهت سفارش و خريد جديدترين ويرايش به بخش تهيه مدارك ارسال و اقداماتلازم در اين مورد صورت پذيرفت.
3ـ5 ـ مرحله جمعآوري اطلاعات واژگاني رشتههاي مختلف در زبان فارسي
در اين مرحله گروههاي تخصصي جهت گردآوري و يكسانسازي اطلاعات واژگاني در هر يك از مباحثمطروحه تشكيل يافت كه آنان نيز اصطلاحنامههاي مورد نظر را بررسي و نظرات كارشناسي را در اين زمينهمطرح نمودند.
1ـ3ـ5 ـ شيمي
با استفاده از ركوردهاي اطلاعات شيمي و مهندسي شيمي در بانك اطلاعات جامع مركز اطلاعات ومدارك علمي، ويژگيهاي خاص اصطلاحات شيمي استخراج گرديد.ابتدا فهرست موضوعي كليد واژههاساخته شده و با مشاهده نابسامانيها مراحل ذيل طي شد :
1ـ نمايهسازي ركوردهايي كه فيلد كليد واژههاي آنها خالي بود.
2ـ جداسازي و بهمپيوستنهاي لازم كلمات كه در ساخت نمايهنامه فرمولي16 مهم بود.
3ـ اصلاح نامگذاري مواد شيميايي با توجه به قواعد آيوپاك17 (بويژه در رشتههاي فرعي شيمي آلي ومعدني)
4ـ استخراج كوتهنوشتهها از داخل عناوين و متن چكيدهها و يا كليد واژهها.
5ـ معادلگذاري انگليسي فهرست كليد واژههاي فارسي بر اساس منابع و مأخذ تخصصي شيمي درگرايشهاي مختلف.
6ـ يكسانسازي كليد واژههاي واحد كه به صورتهاي مختلف املايي ظاهر شده بودند.
7ـ اسامي تركيبات شيميايي به صورت حرفنگاري فارسي نوشته شدند و شكلهاي غير مرجح به صورتارجاع درآمدند.
8ـ در انتخاب برابر نهادهها واژگان مركز نشر دانشگاهي و نيز كتابهاي تخصصي معتبر در سطح تحصيلاتتكميلي ملاك قرار گرفتند.
9- ايجاد نمايهنامه فرمولي
10- ايجاد نمايهنامه اسامي تركيبات شيميايي (آلي ـ معدني ـ عناصر)
2ـ3ـ5 ـ زمينشناسي
با توجه به لزوم سازماندهي اطلاعات و مدارك علوم زمين در مراكز اطلاعرساني كشور مسئله تدوين وترجمه اصطلاحنامه علوم زمين از اهميت ويژهاي برخوردار است. در اين زمينه دادههاي قابل بازيابي فراهم وگردآوري و سازماندهي اطلاعات زمينشناسي و معادن ايران (از مجموعه بانكهاي اطلاعاتي موجود درمركز اطلاعات و مدارك علمي ايران و ديگر مراكز مربوط) شروع گرديد.
به منظور سهولت بازيابي اطلاعات فوق و نيز مستند نمودن آنها، كار نمايهسازي دوزبانه مدارك به كمكاصطلاحنامههاي تخصصي موجود انجام پذيرفت.
در مراحل بعد با ياري گرفتن از اساتيد متخصص در اين زمينه و نيز همكاري كارشناسان فن، كار بررسي وتحليل واژهها و نظاممند بودن آنها در قالب يك بانك واژگاني انجام خواهد گرفت.
در همين راستا، به منظور استاندارد نمودن و هماهنگي واژههاي مربوطه با اصطلاحنامههاي تخصصيعلوم زمين، سفارش تهيه آنها داده شده است، تا بتوان با استفاده از الگوهاي معتبر جهاني اين واژگان را بهصورت ساختار اصطلاحنامهاي ارائه نمود.
همكنون كتب فراواني در زمينه علوم زيستي در ايران به رشته تحرير درآمدهاند و ناهماهنگي و نابسامانيدر معادلگذاري واژگان آن نياز به يكسانسازي اين واژگان را نشان ميدهد.
تاكنون گردآوري واژگان علوم زيستي و رشتههاي وابسته آن مانند جانورشناسي، گياهشناسي،جنينشناسي، ايمنشناسي، انگلشناسي، فيزيولوژي گياهي،راديوبيولوژي، بيوشيمي، بيوفيزيك، ژنتيك،باكتريشناسي، خاكشناسي و ... و ساير رشتهها كه به نحوي در ارتباط با علوم زيستي هستند، انجام يافته ومعادلگذاري شده است.
كليد واژهها پس از استخراج از متن اصلي بانكهاي اطلاعاتي با واژگانهاي كتابها و فرهنگهاي لغاتمعتبر (مانند واژگان مركز نشر دانشگاهي) مقابله شدهاند. لازم به ذكر است كه منبع يا مأخذ اصلي نيز در اينفهرست واژگان ذكر شده است، هماكنون بانك اطلاعات واژگان علوم زيستي در مركز موجود و قابل دستيابيعلاقهمندان ميباشد. مجموعه واژگان علوم زيستي ميتواند در يكسانسازي واژگان و سازماندهي اطلاعاتمفيد واقع شود و مبنايي است براي تهيه و تدوين اصطلاحنامه علوم زيستي و اگرچه اسامي گياهان و جانورانخاص هر مرزوبوم است، لكن اصطلاحنامههاي معتبر موجود ميتواند تنها به عنوان الگويي جهت تنظيمساختار اصطلاحنامه فارسي در اين رشته قرار گيرد.
1ـ4ـ5 ـ بر اساس طرح اصطلاحنامه جامع مصوب شوراي پژوهشهاي علمي كشور واژهگزيني18 به معنايعام آن در نظر گرفته ميشود، يعني به مفهوم استانداردسازي تمام مفاهيم و واژههايي كه در بخشهاي مختلفعلوم پايه با آنها سروكار داريم. معادلگذاري فارسي مطلوب براي واژههاي بيگانه بخشي از اين فعاليت عامواژهگزيني است. واژهگزيني در هر زمينه تخصصي توسط يك گروه شامل متخصصان موضوعي (اساتيدكارشناسان) و با حضور يك اصطلاحشناس كه نماينده فرهنگستان زبان نيز هست و در جلسات شوراياصطلاحنامه شركت مينمايد، انجام ميپذيرد.
هر يك از گروهها بطور مستقل كار واژهگزيني را آغاز ميكنند و نتايج كار خود را به شورا جهت هماهنگي ويكسانسازي ارائه ميدهند.
2ـ4ـ5 ـ از نظر پوشش موضوعي و جهت سهولت در سادهتر شدن جمعآوري و ارزيابي واژهها بايستيمحدوده واژگان تعيين گردد. جهت تسهيل در كار تدوين اصطلاحنامه جامع واژهها به رشتههاي علوم پايهمحدود گرديد.
3ـ4ـ5 ـ انتخاب مرجع براي كار واژهگزيني اساس است. براي سرعت عمل بيشتر در واژهگزيني مجبوريممفاهيم استاندارد شده را تا حد امكان از مراجع معتبر جهاني بپذيريم. در عين حال بايستي اين امكان را درنظرگرفت كه گروه واژهگزيني بايستي در صورت لزوم مفاهيم متناسب با فرهنگ كشورمان را نيز به اين واژگانبيفزايد. جهت تسريع در كار تدوين اصطلاحنامه جامع از اصطلاحنامههاي موجود در رشتههاي علوم پايه درسطح دنيا به عنوان مبناي علمي در استانداردسازي واژهها بهرهگرفته ميشود.
5 ـ5 ـ ارزيابي اطلاعات واژگاني و برنامهريزي اصطلاحنامه جامع كامپيوتري
در اين ارتباط "دوره آموزش اصطلاحشناسي" كوتاهمدت كه در فرهنگستان زبان و ادب فارسي بابهرهگيري از تجربه علمي نماينده سازمان بينالمللي اينفوترم، تشكيل شد مورد استفاده اعضاء شوراياصطلاحنامه قرارگرفت.
روابط ميان گروه اصطلاحشناسي مركز اطلاعات و مدارك علمي با فرهنگستان و نيز سازمان اينفوترم بهصورت شفاف درآمده و مقرر شد نماينده اينفوترم نظارت كامل بر طرح اصطلاحنامه داشته و در مواردمختلف علمي و اجرايي راهنمايي و مساعدت نمايد. از طرف ديگر در ارتباط با بخش علوم پايه گروهواژهگزيني فرهنگستان توافق بعمل آمد كه هر بخش از واژگان رشتههاي علوم پايه (شيمي، زيستشناسي،زمينشناسي، فيزيك و رياضي) كه گردآوري و معادلگذاري فارسي آن در مركز به اتمام رسيد به عنواننظرخواهي از متخصصين موضوعي عاليرتبه با اعضاء فرهنگستان مشورت گردد. هماكنون اولين بخش يعنيواژگان شيمي كه توسط همكاران طرح گردآوري و يكسانسازي شده است به گروه شيمي بخش علوم پايهفرهنگستان جهت اظهارنظر و ارزيابي ارائه شده است.
كاربرد واژه "تلفيق19" به منظور بيان روندي است كه در طي مسير نظام بخشيدن، هماهنگ كردن و يا ادغامنمودن اصطلاحنامههاي گوناگون جهت برطرف نمودن ناهماهنگيها، مغايرتها و همپوشاني موضوعياصطلاحنامههايي صورت ميپذيرد كه در تشكيل بانك اطلاعات واژگاني به شكل اصطلاحنامه جامع بكارگرفته ميشوند.
پس از مرحله گردآوري واژگان و قراردادن آنها در ساختار اصطلاحنامهاي و با ترسيم نمودارهاي درختياصطلاحنامههاي رشتههاي گوناگون به اين مسئله پيميبريم كه در برخي موارد از نظر كاربرد واژگان نموداردرختي رشتههاي گوناگون همپوشاني دارند كه در نتيجه آن توصيفگرهاي مختلف براي يك مفهوم ظاهرميگردند.
مديريت اصطلاحنامه بايستي مرحلهاي را به عنوان "تلفيق" اصطلاحنامهها درنظر گيرد، تا در نهايت بتوانداز طريق جستجوي متقابل20 بطور همزمان دستيابي كاربر به مدارك مورد نظر در رشتههاي گوناگون علوم پايهرا سهولت بخشد.
براي دستيابي به بيشترين تلفيق اصطلاحنامهها، شرايط ذيل بايستي اتخاذ گردد :
1ـ همپوشاني موضوعي آنها از نظر گستردگي و كيفيت كاملاً مشخص گردد.
2ـ شباهتهاي ساختاري آنها (نوع اجزاء و عناصر، روابط ساختاري و زبانهاي مشترك) تعيين گردد.
3ـ انواع نرمافزارهاي كامپيوتري به كار گرفته شده جهت ذخيره اصطلاحنامههاتعيين و نرمافزار مناسب انتخابشود.
4ـ تطبيق ويژگيهاي گوناگون اصطلاحنامههاي مجزاي از يكديگر مانند گستردگي موضوعي، همارايي،تناسب غير توصيفگرها و يادداشت دامنهها در ترجمه زبانهاي گوناگون، نوع توزيع واژگان در هر زمينهعلمي، تعداد و ميزان تقسيمبندي سلسلهمراتبي و شبكه ارتباطي واژگان مشخص شود.
5ـ بكارگيري شيوههاي كامپيوتري به متخصصين اصطلاحشناختي اين امكان را ميدهد كه با برطرف كردنهمه مغايرتها مانند: چندمعنايي21، تخصيص يك اصطلاح به مفاهيم گوناگون و يادداشت دامنههاي متناقضو مترادفهاي ناخواسته و غير قابل كنترل ممانعت بعمل آورده و بانك اطلاعات واژگاني با كيفيت بالاتر و چندمنظوره را در دسترس كاربران قرار دهند.
منظور از تشكيل اين پايگاه اطلاعات واژگاني، شكلگيري اصطلاحنامه جامع چندزبانه در زمينه علوم پايهاست و بكارگيري شيوههاي كامپيوتري و نرمافزار مناسب سبب كاربرد چند منظوره و روزآمد نمودن آن پايگاهميگردد.
از آنجا كه "اصطلاحشناسي و مهندسي دانش"22 تأكيد بر فعاليتهاي متمركز اصطلاحشناسي دارد، ارزشادغام اصطلاحنامهها بستگي به گستره پوشش موضوعي آن دارد.
بنابراين بهتر است در حد امكان از اصطلاحنامههاي بيشتري استفاده گردد.
اين پايگاه ميتواند با ويژگيهاي انعطافپذيري و چند منظوره بودن در فعاليتهاي زير راهگشا باشد:
1 ـ جمعآوري اصطلاحات و تعاريف بيشتر در زبانهاي گوناگون
2 ـ تطبيق ساختارهاي معنايي واژگان در رشتههاي تخصصي
3 ـ ايجاد و توسعه هماهنگي گسترده ميان واژگان تخصصي موجود و جديد
4 ـ ايجاد هماهنگي ميان متخصصين موضوعي و اصطلاحشناسان
5 ـ كاهش هزينههاي طرحهاي واژهگزيني چند زبانه
6 ـ همكاري با گروههاي اصطلاحشناسي درگير در طرحهاي فراملّي
7 ـ تسهيل در انتشار و دستيابي از طرق گوناگون مانند: كتاب، ديسك فشرده23 و ارتباط درونخطي24. (شبكه اطلاعاتي)
1. Thesaurus
2. Documentation & Information
3. Standardization
4. Descriptor
5. Non - descriptor
6. Pre-coordination
7. Equivalent
8. Hierarchial
9. Related
10. Scope - Note
11. Terminology - Manual
12. Felber
13. Infoterm
14. Unesco
15. Internet
16. Formula Index
17. IUPAC
18. Word selection
19. Rapprochement
20. Polysemes
21. Cross - searching
22. TKE (Terminology and Knowledge Engineering)
23. CD -ROM
24. On - Line
1- Austin, D. ; Dale, P. :Guidlines for the Establishment and Development of Monoligual Thesauri 2nd rev. ed. Paris Unesco, 1981
2- Bellamy, Lois M. Bickham, Linda: Thesaurus Development for Subject Cataloging; Special Libraries Association, Winter, 1989
3- Budin, Gerhard, Terminology Database Management System:Infoterm Vienna 1998
4- Eller, James L.; Panek: Thesaurus Development for a Decentralized Information network,
'American Documentation' USA, 1968
5- Felber, Helmut: Terminology Manual, Infoterm, Paris, Unesco 1984
6- Galinski, Christian & Schmitz, Klaus - Dirk: TKE'96 Terminology and Knowledge Engineering, Fourth International Congress on Terminology and Knowledge Engineering, INDEKS Verlag, Germany 1996
7- GTW - Report, Design and Implementation of Terminology Data Banks: Association for Terminology and knowledge Transfer, Germany 1998
8- Kirtland, Monika; Atherton, Pauline: Integrating Borrowed Records Into a Database, Impact on Thesaurus
Development and Retrieval, Database, USA, 1980
9- Litoukhin, J.: Toward on Integrated Thesaurus of the Social Sciences, Intern. Classificat Z, NO.2. P. 56-59, Unesco Paris 1980(1980)
10- Holmes - Higgin Paul, Terminology and the Engineering of knowledge, Technology Resumix Limited, Germany, 1998
11- Rainey, Laura: Experiences with the New TEST Thesaurus and the New NASA Thesaurus, Special Libraries, USA 1970
12- Routin, corentin; cooper, cheryl: Bringing Thesauri Together: Terminological Problems and Interests, TKE'93 Indeks Verlag Germany, 1993
13- Wright, S.E.; Budin, G.: Handbook of Terminology Management vol-1 Jhon Benjamin Publishing Company, Amsterdam/ Philadelphia 1998
14- Suonuuti, Heidi: Guide to Terminology, Helsinki, 1997
15- UNESCO: Guidlines for the Establishment and Development of Multilingual Thesauri, France 1970
16- UNESCO: Project Management Guidelines for Terminology Standardization ISO/TC 37/SC2N175, 1998