مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
پايگاههاي اطلاعاتي
مقدمه اصطلاحنامه فني و مهندسي
ارسال نظرات و اصلاحات
تدوين ”اصطلاحنامهء جامع“ مصوب كميسيون اطلاعرساني، شوراي پژوهشهاي علمي كشور بر مبناي ساختار واژگاني و روابط مفهومي صورت گرفته و تاكنون مراحل دشواري را طي نموده است. متخصصان و كارشناسان زير رشتههاي گوناگون حوزههاي علمي عمدتاً ترجيح ميدهند كه از واژهها و اصطلاحات لاتين بجاي معادلهاي فارسي آنها در محاورههاي تخصصي استفاده نمايند، زيرا هنوز درگير معادليابي فارسي براي اصطلاحات لاتين ميباشند و حصول توافق بر سر معادلهاي مناسب اين واژهها با مشكلات متعدد مواجه است.
در سالهاي اخير واژهنامههاي گوناگون در دسترس همگان قرار گرفته، لكن براساس تجربه ميتوان گفت كه يكي از غنيترين منابع واژگاني در رشتههاي تخصصي،حاصل فعاليتهاي معادل يابي و واژه گزيني مركز نشر دانشگاهي است كه نتايج تلاش و تجربه بسياري از اساتيد فن و متخصصان اين رشتهها را دربرميگيرد. بر اين مبنا نتايج گردآوري واژگان علوم پايه، مهندسي و كشاورزي و گزينش معادلهاي مناسب فارسي براي اصطلاحات لاتين صورت گرفت و جهت نظرخواهي اساتيد و كارشناسان محترم فرهنگستان ارسال شد و مورد بررسي و تدقيق اساتيد فن گروه واژه گزيني قرار گرفت كه با كمال سخاوت معادلهاي مناسب را پيشنهاد و راهنمائيهاي مفيد و مؤثري در اين زمينه نمودند كه جا دارد از تمامي اين عزيزان كمال تشكر و قدرداني بعمل آيد.
از ناظرين محترم طرح آقايان دكتر فريبرز خسروي، دكتر سيدحسن شهرستاني و دكتر حسين غريبي كه در طول چهار سال حوصله و دقتنظر كافي جهت بررسي گزارشات مرحلهاي اين طرح پژوهشي ملي صرف نموده و با راهنمائيها و ارشادات تخصصي ما را تا سر منزل مقصود همراهي نمودند، بسيار سپاسگزاريم و توفيق روزافزون اين اساتيد محترم را از درگاه ايزد منان خواستاريم.
در اينجا لازم است بعنوان مجري طرح ملي «اصطلاحنامه جامع» از تمامي همكاران سختكوش و پرتلاش كه در بخشهاي فني- مهندسي: خانم مريم نوروزي، شيمي: آقاي تقي رجبي، زمينشناسي: خانم مهري صديقي، زيستشناسي: آقاي اسماعيل اكبري، فيزيك: خانم مريم نوروزي و كشاورزي: خانم فرخنده اصغري، با تحمل سختيهاي ناشي از اين كار سنگين، ما را در به ثمر رساندن و تدوين اصطلاحنامه جامع ياري نمودند، كمال تشكر و قدرداني شود و براي آنان و همكاران محترمشان آرزوي توفيق روزافزون را داريم.
از زحمات جناب آقاي مهندس مهرداد نوروزي كه با تلاش شبانهروزي نرمافزار مورد نياز تدوين اصطلاحنامه ”قاموس“ را طراحي و در تمامي مراحل تدوين ساختار و ويرايشهاي متعدد اصطلاحنامه، ما را همراهي نمودند قدرداني ميشود.
مجري طرح ملي «اصطلاحنامه جامع»
مدير گروه پژوهشي اصطلاحشناسي
مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران
در عرصه مديريت اطلاعات، اصطلاحنامه ابزاري ضروري جهت ذخيرهسازي، ساماندهي و بازيابي اطلاعات است. هرچند امروزه كاربردهاي گسترده رايانه دسترسي به اطلاعات موردنياز هر كاربر را بسيار آسان تر از گذشته كرده است ولي اين امر از اهميت و جايگاه اصطلاحنامه در جستجوي اطلاعات نكاسته است.
نياز به اصطلاحنامه ناشي از مشكلات ذاتي جستجو و نمايهسازي زبان طبيعي است، نويسندگان مقالات، نمايهسازان و كاربران مفاهيم يكسان را با واژههاي مختلف تعريف ميكنند و كاربران هنگام جستجوي اطلاعات ممكن است مفهومي را به كار برند كه عيناً در مدرك موردنظر ذكر نشده باشد.
اصطلاحنامه كه از نظر كاركرد، وسيلهاي براي كنترل واژهها و برگرداندن زبان طبيعي مدارك به زبان كنترل شده، ميباشد، به اين مشكلات با ايجاد روابط معنايي، ردهاي و سلسله مراتبي فائق آمده است.
تا پيش از تدوين اين مجموعه، هيچ اصطلاحنامهاي به زبان فارسي در مبحث علوم مهندسي تهيه نشده بود و همين امر انگيزهاي شد كه با وجود امكانات محدود، اولين اصطلاحنامه فني و مهندسي به زبان فارسي را ارائه دهيم. از آنجا كه علوم مهندسي، علومي كاربردي هستند و از بسياري از شاخههاي علوم بهره ميگيرند، شاهد گسترهء موضوعي اين علوم هستيم كه ما را نيازمند تخصصهاي گوناگون ميكند و اين گسترهء موضوعي يكي از مسائل مهمي است كه علاوه بر ساير مشكلات تهيه هر اصطلاحنامهاي پيش روي ما قرار داشت.
در اولين اقدام پس از بررسي تعدادي از اصطلاحنامههاي موجود مهندسي به زبان انگليسي، اصطلاحنامه (EI) Engineering Information Thesaurus انتخاب شد. اين اصطلاحنامه از دو جهت بر ساير موارد برتري داشت:
الف. بيشتر رشتههاي مهندسي را دربر ميگرفت.
ب. براي هر واژه شناسهاي داشت كه امكان تفكيك واژهها براساس تخصص موردنظر را مقدور ميساخت.
پس از تهيهء اصطلاحنامه EI، مراحل زير جهت تدوين اصطلاحنامهء فارسي انجام گرفت:
1- شناسايي و تهيه فرهنگها، واژهنامهها و منابع مورد نياز
2- تفكيك مدخلهاي واژگاني براساس رشتههاي مختلف مهندسي
3- استخراج ترجمهها و معادلهاي فارسي هر مدخل از منابع تهيه شده.
4- انتخاب واژههاي مرجح و تدوين ساختار اصطلاحنامه
5- هماهنگسازي معادلها و ويرايش نهايي
6- تهيه نرمافزار رايانهاي و ورود اطلاعات به نرمافزار
در بين مراحل تهيه اصطلاحنامه كه به اختصار ذكر گرديد، واژهگزيني توان و زمان زيادي را به خود اختصاص داد، كه با اولويت قرار دادن واژههاي مصوب فرهنگستان زبان و ادب فارسي و واژهنامههاي مركز نشر دانشگاهي انجام گرفته است.
روابط بين مدخلهاي واژگاني توسط نرمافزار «قاموس» و براساس روابط موجود در اصطلاحنامهء EI ايجاد شده است. استخراج ساختار درختي، تهيه نمايه گردان و فهرست الفبايي انگليسي نيز توسط اين نرمافزار انجام گرفته است.
اين اصطلاحنامه شامل 8092 مدخل واژگاني است و عمدهترين رشتههايي كه اين اصطلاحنامه در بر دارد به قرار زير ميباشد:
1- مهندسي عمران 2- مصالح ساختماني 3- حمل و نقل
4- مهندسي بهداشت 5- زيستمهندسي 6- زمينشناسي مهندسي
7- مهندسي معدن 8- مهندسي نفت 9- فناوري سوخت
10- مهندسي متالورژي 11- مهندسي مكانيك 12- فناوري هستهاي
13- مهندسي هوا و فضا 14- مهندسي دريا 15- مهندسي راهآهن
16- مهندسي جابهجايي مواد 17- مهندسي الكترونيك 18- مهندسي مخابرات
19- فيزيك مهندسي 20- مهندسي كنترل 21- مهندسي شيمي
22- تجهيزات اندازهگيري 23- مديريت مهندسي 24- رياضي مهندسي
25- علوم رايانه و پردازش اطلاعات 26- مهندسي كشاورزي و فناوري غذايي
با وجود تمام تلاشهايي كه براي تهيهء اصطلاحنامهء فني و مهندسي صورت گرفته است، اين اصطلاحنامه نقايصي دارد كه خود بر بسياري از آنها واقفيم و اميد آن داريم متخصصين و صاحبنظران اين تلاش را گامي در خدمت به جامعهء علمي دانسته و با ارائه نظرات و پيشنهادات ما را در بهينهسازي اين مجموعه ياري دهند.
بخش اول اصطلاحنامه، نمايه الفبايي اصطلاحات است. در زير هر اصطلاح مجموعه اطلاعات مربوط به آن قرار گرفته است. اين اصطلاحات بر دو گونهاند: 1- توصيفگر 2- مدخل (غيرتوصيفگر). توصيفگرها اصطلاحاتي هستند كه در ساختار اصطلاحنامه به كار آمدهاند و براي نمايهسازي مورد استفاده قرار ميگيرند.
مدخلها اصطلاحاتي هستند كه براي نمايهسازي از آنها استفاده نميشود بلكه با ارجاع به توصيفگر مناسب كاربران را راهنمايي ميكند. در اين اصطلاحنامه، اصطلاحات مدخل با حروف مايل چاپ شدهاند. اطلاعات مربوط به هر اصطلاح با علائم مورد استفاده در اصطلاحنامهها مشخص شدهاند. بخشي از اين اطلاعات، روابط بين اصطلاحات را مشخص ميكند كه شامل موارد زير ميباشد:
اين رابطه ترجيح داشتن اصطلاحي را بر اصطلاح ديگر بيان ميكند.
• بك به معناي «به كار بريد» در زير هر مدخل آمده است كه كاربر را از اصطلاح نامرجح به اصطلاح مرجح (توصيفگر) راهنمايي ميكند.
• بج به معناي «به جاي» اصطلاحي را مشخص ميكند كه به جاي اصطلاح نامرجح به كار ميرود.
مثال:
بك ردگيري مدار الكترونيكي
بج ردگيري مدار
او شبكه (مدار)
او كوك
ان Electronic circuit tracking
اين رابطه، بيانكننده رابطه كلي و جزئي بين مفاهيم است كه در واقع، اصطلاحنامهها را از واژههاي تخصصي يا فرهنگها متمايز ميكند. روابط سلسله مراتبي در اين اصطلاحنامه تا سه سطح بالاتر/پايينتر نشان داده شده است.
• اع به معناي «اصطلاح اعم يا كليتر» كه به يك مفهوم كليتر از آنچه مورد بحث است دلالت ميكند.
• اخ به معناي «اصطلاح اخص يا جزئيتر» كه به يك مفهوم جزئيتر دلالت ميكند.
مثال:
اع1 انتقال نور
اع2 انتقال موج الكترومغناطيسي
اع3 انتقال موج
او تابش مادون قرمز
او شيشه
ان Infrared transmission
يد در مايعات و جامدات، براي انتقال در گازها، اصطلاح «انتشار موج» را به كار بريد.
اخ1 انتقال موج الكترومغناطيسي
اخ2 انتقال نور
اخ3 انتقال مادون قرمز
اخ2 تراگسيل تلويزيوني
اخ1 انتقال موج صوتي
اخ2 انتقال فراصوتي
او انتشار موج
او بازتاب
او تضعيف
او موج
ان Wave transmission
واژههايي كه از نظر مفهوم به هم نزديكند ولي رابطه كلي و جزئي با هم ندارند، واژههاي وابسته شمرده ميشوند. اين رابطه در مواقعي استفاده ميشود كه احتمال ميرود به اين نوع روابط در بازيابي احتياج پيدا شود در حقيقت ممكن است اصطلاحي كه رابطه وابستگي با اصطلاح انتخاب شده را دارد، براي كاربر جالب باشد و احتمال توفيق كاربر به دسترسي به اطلاعات جامعتر را فراهم سازد.
او به معناي «اصطلاح وابسته» كه از جهت مفهوم با اصطلاح ديگر وابسته است ولي از لحاظ سلسله مراتب با آن ارتباط ندارد.
مثال:
بج انرژي بستگي كل
او پيوند شيميايي
او تراز انرژي الكتروني
ان Binding energy
مورد ديگري كه ممكن است در اين اصطلاحنامه در زير يك توصيفگر ذكر شده باشد، يادداشت دامنه ميباشد.
يد به معناي «يادداشت دامنه» موردي است كه اگر معني يا كاربرد يك اصطلاح به طور كامل از خود اصطلاح يا از روابط آن استنباط نشود، معني و كاربرد آن را معلوم ميكند.
مثال:
يد شامل ابريشم خام، جوشانده شده، تابيده شده و ريسيده
اع1 الياف طبيعي
اع2 الياف
اع3 مواد
ان Silk
بخش دوم اصطلاحنامه ساختار درختي ميباشد كه در آن اصطلاحات در مجموعهها و گروههاي هم موضوع دستهبندي شدهاند. اين بخش كليه روابط سلسله مراتبي را از عامترين تا خاصترين مفهوم در يك گروه اصطلاحات نمايش ميدهد.
بخش سوم اصطلاحنامه، نمايهگردان ميباشد. اين بخش به منظور دستيابي به واژههاي دوم و سوم و چهارم و يا هر واژه ديگري كه در يك اصطلاح چند كلمهاي آمده است، شكل گرفته است به طوري كه هربار يكي از كلمات اصطلاح، مدخل قرار ميگيرد و همراه ساير واژههايي كه در تركيب آن منظور شده است، به صورت افقي گردش ميكند. فايده ديگر اين فهرستها آن است كه ترتيب الفبايي آنها امكان دارد تصادفاً واژههايي را يكجا گرد آورد كه مربوط به جنبههاي گوناگون موضوع واحدي ميباشند ولي در بخش الفبايي (يعني بخش اول) از هم جدا افتادهاند.
بخش چهارم اصطلاحنامه واژهنامه انگليسي به فارسي ميباشد. در بخش اول اصطلاحنامه، معادل انگليسي هر توصيفگر آمده است. در اين بخش، اين معادلها به ترتيب الفبايي انگليسي ذكر شدهاند.