انفجار اطلاعات در دهههاي 1950 و 1960 نيازمند روشهاي جديدي براي سازماندهي و دسترسي به اطلاعات كتابشناسي بود، و در عين حال پيشرفت خودكارسازي و دانش رايانه امكان ايجاد پايگاههاي اطلاعاتي بزرگ را فراهم ساخت. در دهه 1970 شاهد پديد آمدن فروشندگان وصل- خط دادههاي كتابشناسي مثل ديالوگ و فنّاوري اطلاعات بي آر اس بوديم، كه اين اطلاعات در اختيار هر فردي كه پايانه رايانهاي و امكانات مخابراتي داشت قرار ميگرفت.
امروزه شتاب دگرگونيهاي فنّاوري اطلاعات بي وقفه ادامه دارد و خدمات وصل- خط رايانهاي هم زمان با افزايش تعداد فايلهاي اطلاعاتيِ تمام متن امكانات جستجوي تازهاي را عرضه كردهاند.
از زمان ايجاد نظامهاي نمايه سازي تدوين اصطلاحنامه ضروري به نظر رسيد. نظامهاي نمايهسازي به اصطلاحات دقيقي كه بيان كننده مفاهيم علمي باشد نياز دارند. روابط بين اين اصطلاحات بايد روابط معنايي، ردهاي، و سلسله مراتبي باشد و توانايي ارايه موضوع در رشتههاي مختلف با تمام جنبههاي اصلي، فرعي، و وابسته به شكل نظام يافته را به قصد ذخيره و بازيابي اطلاعات مدارك داشته باشد.
در اين راه فرهنگ و واژهنامه پاسخگوي مناسبي نبود و اصطلاحنامه كه از نظر كاركرد وسيلهاي بود براي كنترل واژهها و برگرداندن زبان طبيعي مدارك به زبان كنترل شده نظام، يعني زبان اطلاعاتي، بيشتر به كار ميآمد. در اينجا لازم است به مروري كوتاه درباره تفاوتهاي عمده فرهنگ با اصطلاحنامه به پردازيم.
- فرهنگ و واژهنامه تخصصي حاوي اطلاعات رشتههاي خاصي هستند كه معمولاً نظم الفبايي دارند.
- عموماً راهنماي كاربرد واژه ندارند.
- اهميّت و اولويت متشابهات و مترادفات درجهبندي نشده است.
- مدخلها مقولهبندي موضوعي نشدهاند.
- در اصطلاحنامه توصيفگرها يك به يك بررسي شده، رايجترين و درستترين آنها انتخاب ميشوند.
- رابطه هر توصيفگر با توصيفگرهاي ديگر مورد بررسي و سنجش قرار ميگيرد و با نظم موضوعي و الفبايي سازمان مييابند.
- كاركرد هر توصيفگر با توجه به يادداشت دامنه، روابط اعم و اخص، و ارجاعات تعيين ميشود.
- در اصطلاحنامه از توصيفگرهاي متشابه و مترادف به توصيفگر انتخاب شده ارجاع داده ميشود.
در واقع اصطلاحنامه نقش مهمي را در ايجاد يك شبكه اطلاعاتي به عهده دارد، از اين رو با توجه به اهميّت اصطلاحنامه در نظام ذخيره و بازيابي اطلاعات "اصطلاحنامه جامعهشناسي" مؤسسه چكيدههاي جامعهشناسي جهت معادليابي، ويرايش و مناسب گرداندن آن براي حال و فضاي زبان فارسي با اهداف زير انتخاب گرديد:
- فراهمآوري مهمترين ابزار نمايهسازي براي سازماندهي اطلاعات مدارك فارسي در زمينه جامعهشناسي.
- تسهيل كار پژوهشگران، مترجمان، و دانشپژوهان به منظور دسترسي سريع به اصطلاحات علم جامعهشناسي.
- تسهيل امر يكدست كردن اصطلاحات در زمينه جامعهشناسي كه براي هر اصطلاح لفظ واحدي در زبان فارسي به كار رود.
- انتقال اطلاعات واژگاني موجود در اصطلاحنامه به فرهنگستانها، مراكز پژوهشي، مراكز اسناد و اطلاعات، و نمايهسازان.
اين اصطلاحنامه حاوي فهرستي الفبايي از توصيفگرهايي است كه براي نمايهسازي و جستجو در چكيدههاي جامعهشناسي و نمايههاي چاپي از سال 1984 به بعد به كار رفتهاند. ويرايش اوّل كتاب در سال 1986، دومين ويرايش در سال 1989، و سوّمين ويرايش كه توسط "باربارابوث" فرهنگ نگار و "ميشل بلر" انجام شده است در سال 1992 منتشر شد.
نخست در سال 1963، جهت نظم دادن به چكيدههاي جامعهشناسي، نظام پس همآرا براي تعيين توصيفگرهاي اين اصطلاحنامه به كار گرفته شد. سپس فايل مرجع توصيفگرها شامل 800 اصطلاح، كه در گذشته حداقل 5 بار در كتابهاي مختلف جامعهشناسي آمده بود، ايجاد شد. در سال 1964 براي گسترش كارآيي اصطلاحات پيشوندها و پسوندهايي به ريشه اين اصطلاحات افزوده شد و نظامي از "زنجيرههاي توصيفگر"، مثل حرفه، حرفهها، حرفهاي و دانش حرفهاي، به وجود آمد.
در سال 1984 تصميم گرفته شد كه براي بهبود نظام نمايهسازي چكيدههاي جامعهشناسي، اصطلاحنامه معتبري از توصيفگرهاي موضوعي بر اساس مفاهيم موجود در متنهاي جامعهشناسي ايجاد گردد. اتخاذ اين تصميم 2 هدف عمده داشت:
1- ايجاد مجموعهاي "مفهوم- بنياد" از واژگان نمايهسازي متنهاي جامعهشناسي با استفاده از اصول علايم استاندارد فرهنگ نويسي.
2- حفظ يكپارچگي و انسجام فايلهاي چكيدههاي جامعهشناسي به صورت چاپي و وصل- خط از طريق توضيحات و ارجاعات مناسب.
پژوهش و توسعه 2 سال به طول انجاميد و حاصل آن يعني نخستين چاپ شامل 6748 توصيفگر اصلي و ارجاعات كاربردي و اصطلاحات ناپيوسته بود كه بر اساس نمايهسازي پس همارا تنظيم شده بود. مدخلهاي آن شامل "توصيفگر اصلي"، "اصطلاح عام"، "اصطلاح خاص"، "اصطلاح وابسته"، و "يادداشت دامنه" است.
در انتخاب توصيفگرها توجه خاصي به تعداد موارد استعمال و حوزه آن مفهوم در جامعه شناسي شده است. اين توصيفگرها به طور كامل تجزيه و تحليل شدند تا مفاهيم خاصي كه ميتوانستند نماينده توصيفگر جديدي باشند شناسايي شوند. هدف از اين كار ايجاد تعداد زيادي توصيفگر بسيار ويژه در حوزههاي اصلي و تعداد كمتري توصيفگر عام در حوزههاي حاشيهاي بود. در مواردي كه احتمال بروز ابهام بوده، به همراه اصطلاحات اصلي و اصطلاحات ارجاعي، يك توصيفگر در داخل پرانتر آورده شده است مثل: "قدرت پرستي (ايدئولوژي) و "قدرت پرستي (روانشناسي).
توصيفگرهاي جغرافيايي شامل اسامي همه كشورها و شهرهايي است كه در متون جامعهشناسي به طور مكرر مورد بحث قرار گرفتهاند. اصطلاحات جغرافيايي موجودي كه فاقد اين معيار بودهاند فقط به صورت توصيفگرهاي ناپيوسته مدخل شدهاند. يك توصيفگر جغرافيايي به گروههاي مهاجر براي محل اقامت و اصطلاح "گروه فرهنگي" براي خاستگاه آنها اختصاص داده شده است. براي فراهم سازي امكان پژوهش دقيقتر در خصوص پناهندگان و ساير جوامع مهاجر چندين توصيفگر براي گروههاي فرهنگي كه به لحاظ جغرافيايي شناخته ميشوند در اصطلاحنامه آمده است.
يادداشتهاي دامنه جملاتي كوتاه درباره معناي مورد نظر يا كاربرد توصيفگر اصلي هستند. تعريف و يا دستورالعمل براي كاربرد و يا معناي مورد نظر و يا هر دوي تواند از جمله مواردي باشد كه اين توضيحات ارائه ميكنند.
اسامي اشخاص به همراه تاريخ تولد و وفات به شكل گزينشي بر مبناي بسامد وقوع و اهميتشان در متنهاي جامعهشناسي مدخل قرار گرفته و كامل شدهاند.
به علت گستردگي كار و اينكه واژههاي اصطلاحنامه فقط شامل اصطلاحات جامعهشناسي نبود، بلكه اصطلاحات مذهبي، روانشناسي، پزشكي، زيستشناسي، علوم سياسي، حقوق و اقتصاد را در بر ميگرفت، دقّت و تامل در كار معادليابي امري بديهي بود. هر واژه حداقل با 5 الي 7 منبع بررسي و مطابقت داده ميشد. اين بررسي و تطابق به منظور تأمين صحّت و اطمينان نسبت به انتخاب معادل فارسي اصطلاح مورد نظر انجام ميشد.
در طول كار 3 نكته مورد توجه بود:
- انتخاب معادل فارسي دقيق و قابل فهم براي اصطلاحات.
- كوشش براي انتقال معاني معادلهاي اصطلاحات به حال و هوا و فضاي فرهنگي زبان فارسي.
- در نظر گرفتن اعتبار مناسبات اصطلاحات با يكديگر در زبان فارسي.
مشكل اصلي در اين قسمت وجود اصطلاحاتي بود كه در زبان فارسي معادل دقيقي براي آنها وجود ندارد و در هيچ فرهنگ لغت و واژهنامهاي نيامدهاند. بسياري از اين اصطلاحات فقط در ارتباط با جامعه و فرهنگ دنياي غرب معاني خاص خود را دارند. در اين موارد با پيدا كردن ريشه واژهها و معاني مترادف و متشابه، معادل مناسب تعيين شده است كه ناچار در برخي موارد اين كار بر اساس ارزيابيهاي ذهني انجام شد.
مشكل ديگر اين نكته بود كه معادل يك اصطلاح در زبان ديگر به سختي ميتواند همه معاني و روابط آن اصطلاح را در زبان اصلي حفظ كند. لذا پس از معادليابي تمام اصطلاحات مترادف كه با علايم "USE" و "UF" مشخص شدهاند، تصميم گرفته شد كه از آوردن اين اصطلاحات در متن فارسي صرفنظر بشود. به جاي اين اصطلاحات ارجاعات فارسي به فارسي ساخته شد كه براي استفاده كننده فارسي زبان مورد استفاده بيشتري دارد.
معادل اصطلاحات در فارسي به صورت مفرد آمده است مگر آنهايي كه اصطلاح جا افتاده و رايج باشند، آشنا به گوش باشند، سنّت اهل فن باشند، و گروه يا اجتماع را برسانند.
تمامي يادداشتهاي دامنه به فارسي برگردانده شد و سعي بر اين بود كه ترجمه رابطه نزديكي با متن داشته باشد و دور از ذهن استفاده كننده فارسي زبان نباشد. در مواردي كه اصطلاح براي استفاده كننده فارسي زبان روشن نبود توضيح كوتاهي با مراجعه به منابع در دسترس تهيه شد مثل اصطلاح "قبالا"
پس از پايان معادليابي مرحله بازبيني و ويرايش انجام شد كه با توجّه به نكات زير ضروري به نظر رسيد:
- نبودن منابع كافي در زمينه جامعهشناسي به زبان فارسي.
- روش نبودن دامنه معنايي بسياري از واژهها در زبان فارسي و در نتيجه وجود ابهام در معادلهاي موجود فارسي.
- تعدد نظريهها و مكاتب در جامعهشناسي و در نتيجه وجود اصطلاحات واحد با معاني متفاوت.
- موّاج بودن و مدّرج بودن اصطلاحات در علوم اجتماعي در مقايسه با علوم محض.
- تمام توصيفگرهاي اصطلاحنامه به فارسي برگردانده شده و نظم الفبايي فارسي در مورد آنها رعايت شده است.
- ارجاعات فارسي به فارسي، نمايه انگليسي به فارسي، "نمايه گردان" و "ساختار درختي" به متن فارسي اصطلاحنامه اضافه شده است.
- در نمايه الفبايي، اصطلاحات اعم، اخص و وابسته تا 3 سطح نمايش داده شدهاند.
- معادل فارسي اسامي اشخاص به تلفظ زباني است كه از آن آمده است.
- متن انگليسي اصطلاحنامه خالي از نقص نيست، در مواردي ارجاعاتي آمده كه مدخلي براي آنها نيست.
فهرست اصطلاحنامههايي كه در اين زمينه به زبان فارسي وجود دارد به شرح زير است:
1- ژان ويت، اصطلاحنامه توسعه فرهنگي (فارسي- انگليسي- فرانسه) ترجمه ناصر پاكدامن، تهران، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1358.
2- اتحاديه بينالمللي مراكز مدارك (فيد) با همكاري يونسكو. اصطلاحنامه علم اطلاعرساني و دكومانتاسيون، ترجمه حسين دانشي و عبدالحسين آذرنگ. تهران، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1358.
3- اصطلاحنامه كلان سازمان تعاون و توسعه اقتصادي. (منتشر نشده است).
4- اصطلاحنامه فرهنگي فارسي "اصفا". سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي، 1374.
5- اصطلاحنامه "نما" نظام مبادله اطلاعات علمي – فنّي. ويرايش 2. ج 2. مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران.
از همكاريها، راهنماييها، و ارايه نظريات و پيشنهادات همكار طرح، آقاي علي آقابخشي، كه در همه مراحل با دقت نظر و حوصله بسيار همراه بود قدراني ميكنم و سپاسگزار ايشان هستم.
انجام امور رايانهاي اصطلاحنامه توسط آقاي مهندس مهرداد نوروزي اقبالي انجام شد كه زحمات فراوان ايشان موجب امتنان است.
از آقاي دكتر مهدي سمايي كه وقتشان را در اختيار من گذاشتند و سئوالهاي بيشمار مرا از سردقت و حوصله پاسخگو بودند سپاسگزارم.
نظارت طرح نيز بر عهده خانم دكتر شهين نعمت زاده بود كه همكاري ايشان موجب تشكر است.
اع اصطلاح عام Broader Term
اخ اصطلاح خاص Narrower Term
او اصطلاح وابسته Related Term
يد يادداشت دامنه Scope Notes
بك به كار بريد Use
بج به جاي Used for
ان انگليسي (ترجمه)
1- آشوري، داريوش. فرهنگ علوم انساني. تهران، نشرمركز، 1374.
2- آقابخشي، علي. فرهنگ علوم سياسي. ويرايش 3. تهران، مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران، 1376.
3- استالي براس. فرهنگ انديشه نو/ ويرايش ع. پاشايي. تهران، مازيار، 1369.
4- اماني، مهدي. لغتنامه جمعيتشناسي. تهران، دانشگاه تهران، 1354.
5- اميني، محمد. واژهنامه علوم تربيتي. قم، نشر كتاب قم، 1374.
6- باطني، محمدرضا. فرهنگ معاصر انگليسي- فارسي. تهران، فرهنگ معاصر، 1371.
7- بريجانيان، ماري. فرهنگ اصطلاحات فلسفه و علوم اجتماعي. 2 ج. تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1371.
8- بيرو، آلن. فرهنگ علوم اجتماعي: انگليسي، فرانسه، فارسي/ ترجمه باقر ساروخاني. تهران، كيهان، 1366.
9- پانوف، ميشل؛ پرن، ميشل. فرهنگ مردمشناسي. فرانسه، انگليسي، فارسي/ ترجمه اصغر عسگري خانقاه. تهران، نشر ويس، 1368.
10- حسيني نسب، داود؛ اقدم، علي اصغر. فرهنگ واژهها، تعاريف و اطلاعات تعليم و تربيت. تبريز، احرار، 1375.
11- حق شناس، علي محمد. فرهنگ معاصر هزاره انگليسي- فارسي. تهران، فرهنگ معاصر، 1379.
12- زاهدي، شمس السادات؛ الواني، مهدي؛ فقيهي، ابوالحسن. فرهنگ جامع مديريت. تهران، دانشگاه علامه طباطبايي، 1376.
13- ساروخاني، باقر. دايره المعارف علوم اجتماعي. تهران، كيهان، 1370.
14- سبزهيي، مسيب. واژهنامه زمينشناسي و علوم و فنون وابسته. تهران، سمر، 1375.
15- صدقياني، مهيندخت. واژهنامه آمار انگليسي- فارسي. تهران، مركز اسناد و مدارك علمي، 1364.
16- عاصي، مصطفي؛ عبدعلي، محمد. واژگان گزيده زبانشناسي. تهران، انتشارات علمي و فرهنگي، 1375.
17- فرمهيني فراهاني، محسن. فرهنگ واژگان و اصطلاحات علوم تربيتي انگليسي- فارسي. تهران، رهنما، 1375.
18- فرهنگ جامعهشناسي انگليسي- فارسي/ گردآورنده طاهره ميرساردو، ويرايش باقر ساروخاني. تهران، سروش، 1379.
19- فرهنگ حقوقي بهمن انگليسي- فارسي/ ترجمه و تأليف بهمن آقايي. تهران، گنج دانش، 1378.
20- فلاحي مقيمي، محمد. فرهنگ زبانشناسي و زبانآموزي انگليسي – فارسي. تهران، دانشگاه علم و صنعت، 1376.
21- گنجواژه (بانك اطلاعات واژههاي موجود در گروه واژهگزيني فرهنگستان زبان و ادب فارسي).
22- گواهي، عبدالرحيم. واژهنامه اديان، فرهنگ اصطلاحات ديني و عرفاني/ ويرايش بهاءالدين خرمشاهي. تهران، نشرفرهنگ اسلامي، 1374.
23- گولد، جوليوس؛ كولب، ويليام ل. فرهنگ علوم اجتماعي/ ويرايش محمدجواد زاهدي مازندراني. تهران، مازيار، 1376.
24- محمدي فر، محمدرضا. فرهنگ جامع مرجعشناسي. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1376.
25- محمدي فر، محمدرضا. فرهنگ دانششناسي. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1377.
26- محمدي فر، محمدرضا. واژهنامه كامپيوتر انگليسي- فارسي. تهران، فرهنگ معاصر، 1373.
27- مركز اطلاعات و مدارك علمي ايران. اطلاعات علوم تربيتي. ويرايش ليلا مرتضايي، 1372-1375.
28- مصاحب، غلامحسين. دائره المعارف فارسي. 2 ج. تهران، اميركبير، 1380.
29- مولوي، فرشته. فهرست مستند اسامي مشاهير و مؤلفان. 2ج. ويرايش دوم. تهران، كتابخانه ملي، 1376.
30- مهروژان، آرمن؛ لالهاي، محسن. واژهنامه مديريت. تهران، پيام، 1358.
31- نوربخش، مرتضي. واژگان جامعهشناسي انگليسي- فارسي. تهران، ثارالله، 1379.
32- نوروزي خياباني. فرهنگ لغات و اصطلاحات سياسي انگليسي- فارسي. تهران، نشرني، 1370.
33- واژهنامه روانشناسي و زمينههاي وابسته. انگليسي- فارسي، فارسي- انگليسي. تهران، نشرني، 1370.
34- نيك گهر، عبدالحسين. فرهنگ علوم اقتصادي، بازرگاني و مالي. تهران، انتشارات علمي، 1369.
35- ويت، ژان. اصطلاحنامة توسعة فرهنگي: فارسي- انگليسي – فرانسه/ ترجمه ناصر پاكدامن، تهران، مركز اسناد فرهنگي آسيا، 1358.
36- همايون، همادخت. واژهنامه زبانشناسي و علوم وابسته. تهران، موسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگي، 1371.