نوشتار زير به بهانه تشكيل كميته تخصصي توسط كميسيون اطلاع رساني ، بمنظور بررسياستانداردهاي لازم در فعاليتهاي تخصصي اطلاع رساني ميباشد . يكي از موضوعات مورد توجه دركميته مذكور ، بررسي تدوين اصطلاحنامههاي فارسي است .
شايد بتوان براحتي ادعا نمود كه طبقهبنديپروندههاي دانش آموزان يك مدرسه و يا ادارهايكوچك با نظمي الفبائي كاري سهل و ممكن باشد . دربسياري از چنين مواردي ، اتكاء بر حافظه بايگان ،امكان بازيابي را به سهولت و براي هميشه فراهمميآورد .
اما اگر قرار باشد براي مثال اطلاعات مربوط بهطرحهاي پژوهشي ( در كليه رشتهها ) و يا پايان نامههايمقاطع تحصيلي كارشناسي ارشد و دكتري و يا مقالات علميدر نشريات طي ساليان متمادي آنهم در تمامي حوزههايعلمي ، و يا ...در قالب بانكهاي اطلاعاتي گردآوري وذخيره گردد ، ديگر نظام طبقهبندي الفبائي مدرسه و آنادارة كوچك كار ساز نخواهد بود ، تعداد موضوعات ازطرفي و تنوع موضوعات در مدركي واحد ، چنانگستردگي به كارخواهد داد كه ديگر كار بازيابي به روشاشاره شدة پيشين غير ممكن خواهد بود .
متخصصين براي حل معضل فوق شيوه نمايه سازيمدارك را پيشنهاد نمودهاند كه در آن براي موضوعاتمختلف اصطلاح و يا كليد واژهاي اختصاص داده وكليه مدارك و اطلاعات مربوط به آن موضوع را تحتهمان اصطلاح طبقه بندي مينمايند .
كثرت و تنوع اصطلاحات ايجاد شده و لزوم طبقهبندي آنان دانشمندان اين رشته را برآن داشت تا بهتدوين مجموعههايي به نام تزاروس(اصطلاحنامه)مبادرت ورزند .
اصطلاحنامه متشكل از تعدادي واژه و اصطلاحمورد استفاده در حوزة خاصي از علوم و معارف بشريبا ويژگيهاي زير است :
1 ـ ساختار زمينه معيني از دانش را چنان بنماياند كه همنمايه ساز و هم استفاده كننده بتوانند از گستره آن زمينه وارتباط بين مفاهيم آن آگاهي يابند.
2 ـ ارائه اصطلاحات استاندارد در يك زمينه معين .
3 ـ برقراري نظام ارجاعات بين اصطلاحات و ردهبندياصطلاحات در قالب سلسله مراتب .
4 ـ اصطلاحنامه بايد متكي بر نوشتهها و نيازهاياطلاعاتي استفاده كنندگان بالفعل و بالقوه نظام باشد ( نهملاحظات نظري ) و سطح شكستگي و خاص شدناصطلاحات در آن نيز در حدكافي و مورد نياز باشد ، زيرااصطلاحات اخص ، عامل موثري در دقت بازيابي ميباشند .
5 ـ بايد پيش همارائيهاي لازم در آن صورت گرفتهباشد تا از مسائل مربوط به همارائيها و ارتباطات نادرستواژهها در موقع بازيابي جلوگيري شود .
6 ـ كنترل مترادفات ، شبه مترادفات و امثال اينها ، و نيزتعيين اصطلاحات مجاز و مشخص كردن حدود معانياصطلاحات كه موجب دقت و يكدستي در نمايه سازي وجستجو ميشود .
برخي از وجوه تمايز اصطلاحنامه از فهرست(سياهه) سرعنوانهاي موضوعي و نيز فرهنگها ياواژهنامههاي تخصصي ذيلاً شرح داده ميشوند :
1 ـ اصطلاحنامهها به عكس سرعنوانهاي موضوعي ،شامل واژههاي تخصصيتر هستند و عنوانهاي مقلوب مثل "ايران ، تاريخ " معمولاً در آنها به كار نميرود .
2 ـ در اصطلاحنامه ، عنوانها به عنوانهاي فرعي تقسيمنميشوند مثل :" موسيقي ـ كتابشناسيها" امّا چنين عنوانهاييدر فهرستهاي سرعنوانهاي موضوعي بسيار متداول است . درمواردي كه نياز به چنينتوصيفگرهايي باشد . اصطلاحاتنمايه را همارا يا تركيب ميكنند .
3 ـ نمايش بستگيها در اصطلاحنامه ، كاملتر از فهرستسرعنوانهاي موضوعي است .
4 ـ نوع بستگيها با كاربرد اصطلاح وابسته ( همبسته ) ،اصطلاح اخص ، اصطلاح اعم و امثال اينها مشخصميشود. ولي در فهرست سرعنوانهاي موضوعي ، معمولاًبراي همه نوع بستگي از : نيز نگاه كنيد Also See استفادهميشود .
5 ـ اصطلاح نامهها معمولاً بستگيهاي ميان واژهها را بهشكل فهرستهاي ردهبندي شده و يا نمودار نشان ميدهند .
6 ـ نظام فهرستهاي سرعنوانهاي موضوعي كه درردهبندي مواد كتابي و در كتابخانهها به كار ميرود ، براساسنظام پيش همارا ساخته ميشود . يعني ، وسيله زباني بازيابيدر اين نظام ، اصطلاحات ساده ، تركيبي از چند اصطلاح ،به صورت عبارت و حتي شبه جمله و جمله است كه از پيش، ساخته شده و با نظم الفبائي ارائه ميگردد . در حالي كهنظام اصطلاحنامهها معمولاً نظام پس هماراست . يعنياستفاده كننده در موقع بازيابي مدارك و اطلاعات مورد نظر، توصيفگرهاي خود را يك به يك دنبال ميكند و بعد ازپيدا كردن و مطابقت آنها ، مفهوم مورد نظرش را تركيبمينمايد.
7 ـ اصطلاحات در اصطلاحنامه ، يك به يك بررسيو رايجترين و صحيح ترين آنها انتخاب ميشوند و رابطهاصطلاحات انتخاب شده با ساير اصطلاحات سنجيدهميشود و با نظم الفبائي و موضوعي سازمان مييابند . درحالي كه واژه نامههاي تخصصي شامل اصطلاحاترشتههاي خاصي هستند كه بدون رعايت اولويت وارجحيت در امر انتخاب ، گردآوري و معمولاً با نظم الفبائيمرتب ميشوند .
8 ـ در اصطلاحنامهها به دليل وجود يادداشتهاي دامنه ،روابط اخص و اعم ، ارجاعات و تدابير ديگر ،كاربرد هرتوصيفگر به دقت تعيين ميشود . در حالي كه درواژهنامههاي تخصصي نميتوان راهنماي كاربرد مورد بهمورد واژهها را يافت .
9 ـ در اصطلاحنامه ها از بين متشابهات و مترادفات ،رايجترين و صحيح ترين اصطلاح انتخاب ميشود و ازاصطلاحات متشابه و مترادف به اصطلاحات گزيده شدهارجاع صورت ميگيرد ، در حالي كه در واژهنامههايتخصصي چنين كاري انجام نميشود .