نگرشى‏ بر اصطلاح‏نامه منطق‏

محمد رحمانى‏

واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلامى‏

فهرست مطالب‏

چكيده:.....1.

اهميت و نقش اطلاع‏رسانى در تكامل كشور و ملت‏ها:.....1.

ضرورت ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى علوم اسلامى:.....2.

مرورى گذرا بر سير تاريخى اصطلاح‏نامه‏ها:.....3.

تعريف اصطلاح‏نامه.....5.

اهداف اصلى از اصطلاح‏نامه‏ها.....5.

برخى تفاوت‏هاى اصطلاح‏نامه با فرهنگ‏نامه.....6.

ساختار تشكيلاتى اصطلاح‏نامه منطق.....6.

مراحل تدوين اصطلاح‏نامه منطق.....8.

ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه منطق.....9.

ساختار اصطلاح‏نامه منطق.....10.

نمايش اصطلاحات.....16.

چكيده:

نوشتار حاضر كه تحت عنوان نگرشى بر اصطلاح‏نامه منطق تهيه و تنظيم شده است جهت حفظ ترتيب منطقى مطالب، در ابتدا از اهميت و نقش اطلاع‏رسانى در تكامل ملت و كشورها سخن به ميان آمده سپس فوايد و ضرورت ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى علوم اسلامى ذكر گرديده و آن گاه به تعريف، اهداف و سير تاريخى اصطلاح‏نامه و فرق آن با فرهنگ‏نامه پرداخته شده و بالاخره، ساختار تشكيلاتى، مراحل تدوين و ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه منطق به نحو اختصار توضيح داده شده است.

اهميت و نقش اطلاع‏رسانى در تكامل كشور و ملت‏ها:

هيچ ترديدى در اين نيست كه قول فصل و برگ برنده در زمينه‏هاى مختلف زندگى، از آن كشور و ملت‏هايى است كه در امر اطلاع‏رسانى از ديگر كشورها پيشى گرفته باشند؛ از اين رو در عصر حاضر جا دارد كه امر اطلاع‏رسانى در تمام علوم و فنون به بالاترين سطح ممكن، ارتقاء يافته و عزم و اراده ملى پشتيبانى آن را نمايد و تمام امكانات و هزينه‏هاى آن را هم پذيرا باشد، در اين صورت است كه اميد رهايى از عقب‏ماندگى به وجود خواهد آمد، زيرا با ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى نيرومند، انديشمندان و محققان اوقات شريف خود را ديگر براى يافتن يافته‏هاى ديگران هزينه نمى‏كنند چرا كه يافته‏هاى ديگران با فن‏آورى و اطلاع‏رسانى پويا، در كمترين زمان، يكجا، به صورت دسته‏بندى شده نزد آنان آماده و حاضر است. تنها كارى كه انديشمندان برخوردار از اطلاع‏رسانى پويا بايد انجام دهند تفكر در جهت تكامل بخشيدن به يافته‏هاى ديگران و برداشتن گامهاى جديد و نوآورى است. به تعبير ديگر، عصر حاضر عصر مصرف انديشه گذشته‏گان نيست بلكه عصر حاضر عصر تكامل بخشيدن به انديشه‏هاى گذشتگان و توليد انديشه جديد است. و اگر بخواهيم انديشه‏ى ديگران را به مصرف برسانيم و گامى به جلو بر نداريم، اين همان در جا زدن است كه نتيجه آن عقب ماندگى است.

از آن جايى كه اسلام و علوم مرتبط با آن براى مسلمانان به ويژه ملت ايران كه حكومت آن بر اساس دين بنيان نهاده شده است از اهميت بالايى برخوردار است از اين رو ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى علوم اسلامى كه موجب توسعه دين‏دارى مى‏شود، توجه به آن يك ضرورت است كه در فراز بعدى به آن اشاره شده است.

ضرورت ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى علوم اسلامى:

ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى‏اى كه نظام و ساختار كليه‏ى مراكز تحقيقاتى علوم اسلامى را به هم مرتبط نمايد به نحوى كه هر يك از آن مراكز به منزله‏ى عضوى از اعضاى شبكه باشند و همه آنها با يك مديريت انجام وظيفه كنند، يك ضرورت است زيرا با توجه به افزايش و گسترش كمى و كيفى شبهات دينى، خصومت و شبهه پراكنى دشمنان اسلام و تشيع، تهاجم فرهنگى استكبار جهانى، بهره‏مندى دشمنان از امكانات فراوان تبليغاتى و قدرت تحريف حقايق، ورود اينترنت و ديگر وسايل جديد به دنياى اطلاع‏رسانى و... از يك طرف، و حقانيت دين مبين اسلام غناى ميراث و فرهنگ معارف اسلامى، پشتيبانى مقام معظم رهبرى از گام‏هاى مفيد فرهنگى، جوان بودن نيروى كار در ايران اسلامى، انتظار پاسخ‏گويى به سئوالات و تأمين نيازهاى معنوى جويندگان حق در سراسر عالم از مرزبانان حوزه‏هاى عقيدتى و دينى، امكان اشاعه سريع علوم و معارف اسلامى از طريق يك شبكه اطلاع‏رسانى پويا و به روز و... از طرف ديگر، ايجاد شبكه ياد شده را يك امر لازمى قرار داده كه بى‏توجهى به آن خسارات جبران ناپذيرى را به دنبال دارد.

در اين جا مناسب مى‏دانم به برخى از منافع ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى اشاره كنم:

- كاهش هزينه‏هاى جمع‏آورى، مناسب‏سازى،ذخيره، بازيابى و اشاعه اطلاعات.

- امكان انجام‏پروژه‏هاى بزرگ.

- افزايش سرعت در انجام پروژه‏ها.

- جلوگيرى از كارهاى تكرارى.

- ايجاد سياست واحد.

- ايجاد مديريت واحد.

- ايجاد رشد و توسعه علمى و فرهنگى و... .

ايجاد شبكه اطلاع‏رسانى به ساز و كارهاى فراوانى نيازمند است كه اصطلاح‏نامه از جمله‏ى ساز و كارهاى نوين و كار آمدى در امر اطلاع‏رسانى است كه در دهه‏هاى اخير توجه صاحب‏نظران را به خود جلب نموده است از اين رو در اين قسمت از مقاله ابتدا مطالبى پيرامون اصطلاح‏نامه وآن گاه گزارشى كوتاه از اصطلاح‏نامه منطق تقديم مى‏گردد.

مرورى گذرا بر سير تاريخى اصطلاح‏نامه‏ها:

با توجه به افزايش سريع و روز افزون مفاهيم علمى در تمامى زمينه‏هاى علوم و عدم توازن و تناسب ميان اجزا و عناصر زبانى - كه تعداد آن از چند هزار تجاوز نمى‏كند - و مفاهيم علمى - كه تعداد آن به ميليونها عدد مى‏رسد سبب بروز بن بستهايى در ارتباطات علمى ميان دانشمندان رشته‏هاى گوناگون گرديده است كه ايجاد ارتباط صحيح و نظام‏مند ميان مفاهيم و طبقه‏بندى اصطلاحات را يك امر ضرورى نموده است؛ از اين رو طى چند دهه اخير در زمينه اصطلاح‏شناسى و اصطلاح‏نامه‏نگارى و فعاليتهاى مرتبط با آن‏ها و مستندسازى اصطلاحات و موضوع‏نگارى اسناد و مدارك، كوششهاى فراوانى انجام گرفته و در حال حاضر به سرعت رو به پيشرفت است كه در اين ميان مى‏توان به تلاشهاى سى سال اخير يونسكو كه با همكارى مؤسسات مختلف بين المللى از جمله مؤسسه استاندارد اتريش »مركز بين المللى اطلاعات اصطلاح‏شناسى« موسوم به »اينفوترم« و اولين سمپوزيوم اينفوترم وين »ترم نت« پيرامون اطلاع‏رسانى انجام گرفته است، اشاره نمود، و همچنين كنفرانس‏ها و گردهمايى‏هاى ملى و بين‏المللى زيادى به اين زمينه‏ها اختصاص يافته است. سمينارها و دوره‏هاى آموزشى بسيارى در اين زمينه‏ها در مؤسسات مختلف آموزش عالى و گروه‏هاى آموزشى دانشگاه‏هاى سراسر جهان برگزار شده است ؛ و نكته‏- P} ر. ك: مبانى اصطلاح‏شناسى از صفحه الف تا ص{P .3 قابل ذكر ديگر آن كه »نياز به گردآورى و ثبت اصطلاح‏نامه‏ها، زمانى شناخته شد كه زبان‏هاى حرفه‏اى و تخصصى شكل گرفت. با پيشرفت علم و استفاده‏ى فزاينده از زبان‏هاى ملى در علوم [تجربى‏] و علوم انسانى، دانشمندان و محققين كوشيدند اصطلاحاتى براى مفاهيم حوزه‏ى مطالعه خود و بر مبناى زبان‏هاى لاتينى و يونانى ايجاد كنند تا اين مفاهيم در سطح بين‏المللى قابل درك باشند. افرادى از محققان، دانشمندان، پژوهشگران و مهندسان از قرن پانزدهم به بعد در تهيه اصطلاح‏نامه‏ها و تعريف مفاهيم براى رشته و تخصص خود درگير بوده‏اند؛ »آلبرتى« و »لئوناردو داوينچى« در مهندسى، »لايب نيتنر« در رياضيات، »دورِر« در مهندسى، »برتولت«، »برزليوس« و »لاوازيه« در شيمى، و ديگران.

در قرن هيجدهم دانشمندان و محققين بزرگ، چندين نظام اصطلاحات بنيان نهادند كه تاكنون به شكل محدود به اهداف آن‏ها كمك كرده است. اين نظام‏ها، نظام اصطلاحات زيست‏شناسى توسط »لينه« (1735) و نظام اصطلاحات شيمى توسط »موروا« (1782) است.

براى تشكيل اصطلاح‏نامه‏اى يكسان در زمينه‏هاى گياه‏شناسى، جانورشناسى و شيمى، قوانين نامگذارى در كنگره‏ى جانورشناسان در سال 1889 و كنگره‏ى شيميدانان در سال1892 برگزار شد. پيشرفت فن‏آورى، رويكرد خاص به اصطلاح‏شناسى را ضرورى كرد. در قرن گذشته [قرن نوزدهم‏] كميسيون‏هاى اصطلاح‏شناسى كه در سازمان‏هاى منفرد علمى فعاليت مى‏كردند تشكيل و مسئول تهيه‏ى اصطلاح‏نامه در حوزه‏هاى موضوعى مربوطه شدند. در قرن حاضر [قرن بيستم‏] نيز سازمان‏هاى مهندسى و حرفه‏اى از اين نمونه‏ها پيروى كردند. در بسيارى از كشورها - خصوصاً در كشورهاى شرقى - فرهنگستان‏هاى علوم به تشكيل كميسون‏هاى اصطلاح‏شناسى در حوزه‏هاى منفرد موضوعى دست زده‏اند.

- P} پروفسور هلموت فلبر، مبانى اصطلاح‏شناسى، ترجمه محسن عزيزى ص41 و{P .40 معمولاً در تاريخ تدوين اصطلاح‏نامه به قرن نوزده اثر »پير مارك روژه« به نام »واژه‏ها و عبارات انگليسى« اشاره‏{P .Pier Mark Roget - P} مى‏كنند. ايشان اين مجموعه را »تزاروس« نام نهاد كه در آن واژه‏ها و عبارات بر حسب مفاهيم و زيربخش‏ها دسته‏بندى شده و مترادف‏ها و متضادها و روابط بين واژه‏ها مشخص شده بود.

هدف ابتدايى »روژه« از تدوين »تزاروس« ذخيره‏ى اطلاعات و نمايه‏سازى نبود، بلكه كمك به افرادى بود كه قصد يافتن اصطلاحات دقيق براى بيان و افكار و عقايد خود داشتند و براى همين است كه از واژه‏ى »تزاروس« استفاده كرد كه در اصل از زبان يونانى و لاتينى گرفته شده و به معناى گنجينه و يا مخزنى از دانش است.

- P} اصطلاح‏نامه علوم قرآنى ص{P .17 مركز اطلاع‏رسانى مهندسى »دپونت« در سال1959 ميلادى اولين اصطلاح‏نامه با شكل و هدف امروزى منتشر ساخت، و از آن پس توسط سازمان‏ها و اشخاص مختلف، اقدام به تهيه و تدوين اصطلاح‏نامه‏هايى در زمينه‏هاى مختلف صورت گرفت.

در پى انتشار گسترده اصطلاح‏نامه‏ها، سازمان‏هاى بين‏المللى، انجمن‏ها و مراكز تحقيقاتى ملى جهت قانون‏مند كردن اصطلاح‏نامه‏نگارى، دستور العمل‏ها و خطمشى‏هايى ارائه كردند، و براى تدوين اصطلاح‏نامه‏ها علاوه بر به كارگيرى اين دستورالعمل‏ها، از تجربه‏هاى به دست آمده از اصطلاح‏نامه‏هاى پيشين نيز استفاده بردند.

در سال 1974 »سازمان بين‏المللى استاندارد« نخستين استاندارد بين‏المللى تهيه تزاروس (اصطلاح‏نامه) را منتشر ساخت و در سال 1976 »يونسكو« راهنماى تهيه تزاروس‏هاى چند زبانه را ارائه داد و از آن پس نيز اهتمام در تدوين اصطلاح‏نامه‏ها و ويرايش اصطلاح‏نامه‏هاى قبلى با استفاده از استانداردهاى جهانى و تجربه‏هاى پيشينيان سرعتى هم گام با رشد علم و صنعت داشته است.

- P} اصطلاح‏نامه منطق ص17 و{P .16 و در ايران »مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران« جهت سرعت بخشيدن به فعاليت‏هاى اصطلاح شناختى در زمينه تدوين اصول و روشهاى صحيح نمايه‏سازى مدارك علمى - فنى به اقدامات متعددى از جمله تدوين و ترجمه اصطلاح‏نامه موضوعى و تخصصى در رشته‏هاى گوناگون به ويژه علوم پايه، پرداخته است و در دهه اخير، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى جهت تقويت و سرعت بخشيدن به امر اطلاع‏رسانى در حوزه‏هاى مختلف دينى، اقدام به ايجاد واحدى به نام »واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلامى« نمود. واحد ياد شده در فرصت كوتاهى توانست با قوانين و آيين‏نامه‏هاى اصطلاح‏نامه‏نگارى آشنا شده و اولين اثر خود را تحت عنوان »اصطلاح‏نامه علوم قرآنى« و »اصطلاح‏نامه فلسفه اسلامى« منتشر نمايد كه بعد از آن هفت اصطلاح‏نامه ديگر از رشته‏هاى مختلف علوم اسلامى را در دستور كار خود قرار داد كه اكثر آن‏ها به چاپ رسيده و بعضى ديگر هم در شرف چاپ است و آخرين اصطلاح‏نامه به چاپ رسيده، اصطلاح‏نامه منطق است كه بعد از بيان كلياتى پيرامون اصطلاح‏نامه، به ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه منطق خواهيم پرداخت.

تعريف اصطلاح‏نامه‏

»اصطلاح‏نامه مجموعه اصطلاحات استاندارد شده در يك حوزه‏ى معرفتى است كه فهرستى از واژه‏هاى كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مى‏دهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بين مفاهيم را به نمايش مى‏گذارد. و به عبارت ديگر، اصطلاح‏نامه، كليد واژه‏هاى نظام‏دار و فشرده‏ترين صورت چكيده‏هاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و نشان دهنده حداكثر اطلاعات با حداقل كلمات و عبارات است.و به عنوان بهترين وسيله جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات آن حوزه به كار مى‏رود«.

- P} اصطلاح‏نامه منطق ص {P .13 »پاولين آترتون« در تعريف اصطلاح‏نامه مى‏گويد: »اصطلاح‏نامه مجموعه‏اى از اصطلاحات گزيده‏اى است كه روابط مناسب بين اصطلاحات را به گونه‏اى نشان مى‏دهد كه حداكثر سازگارى در توصيف مفاهيم براى نمايه‏سازى و بازكارى تأمين شود اصطلاح‏نامه يك وسيله‏ى ترجمه است. اين وسيله زبان مواد منتشره و زبان استفاده كنندگان اطلاعات را به زبان يك فرهنگ قالب ريزى شده ترجمه مى‏كند و بدين ترتيب به تحقيق ذخيره و بازيابى مطلوب كمك مى‏كند«.

- P} پاولين آترتون، مبانى نظام‏ها و خدمات اطلاعاتى، ترجمه شهين نعمت‏زاده ص {P .375-376

اهداف اصلى از اصطلاح‏نامه‏ها

»- تهيه طرحى از حوزه دانشى معين براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار آن حوزه؛

- تهيه واژگانى استاندارد براى حوزه موضوعى خاص، به منظور يك سان‏سازى مدخل‏هاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات؛

- تهيه نظام ارجاعات بين اصطلاحات مترادف و شبه مترادف، براى كاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه مترادفات در شبكه اصطلاحات؛

- تهيه راهنما براى محققان نمايه‏سازان و استفاده كنندگان، جهت انتخاب اصطلاح صحيح براى موضوع مورد جست وجو«

- P} اصطلاح‏نامه منطق ص {P .13-14

برخى تفاوت‏هاى اصطلاح‏نامه با فرهنگ‏نامه‏

با توجه به اين كه از عمر اولين اصطلاح‏نامه علوم اسلامى بيشتر از7 سال نمى‏گذرد و سابقه ديگرى در حوزه علميه و مراكز تحقيقاتى وابسته به آن نداشته و در واقع پديده نو و جديد در ميان ابزار اطلاع‏رسانى به حساب مى‏آيد، از اين رو موجب شده است كه هنوز در ميان انديشمندان و محققان علوم اسلامى غريب و ناشناخته باقى بماند و مؤيد اين سخن مى‏تواند برخى نقدها و موضع‏گيرى‏هايى باشد كه در اين راستا انجام گرفته و حتى در بعضى از نقدها، اصطلاح‏نامه را با فرهنگ‏نامه‏ها خلط نموده‏اند و ما در اين جا لازم مى‏دانيم به برخى از تفاوت‏هاى اصطلاح‏نامه با فرهنگ‏نامه اشاره نماييم.

- در اصطلاح‏نامه رايج‏ترين اصطلاح (اصطلاح مرجح) و رابطه آن با ساير اصطلاحات سنجيده مى‏شود و با نظم الفبايى، نظام يافته و ترسيمى نشان داده مى‏شود، اما در فرهنگ‏نامه اصطلاحات بدون رعايت تعيين ارجحيت گردآورى شده و تنها با نظم الفبايى مرتب مى‏شوند.

- در فرهنگ‏نامه تعريف اصطلاحات مدنظر بوده و موارد استعمال واژگان بيان مى‏شود، در حالى كه اصطلاح‏نامه اين جنبه را مدنظر ندارد، بلكه اصطلاحات را به گونه‏اى منظم مى‏كند كه روابط معنايى بين اصطلاحات مشخص شود.

گزارشى كوتاه از اصطلاح‏نامه منطق‏

ساختار تشكيلاتى اصطلاح‏نامه منطق‏

-1 مسئول واحد.

-2 استاد مشاور.

-3 مدير گروه.

-4 اعضاى گروه.

-5 بخش ورود اطلاعات و داده‏پردازى.

- مسئول واحد اصطلاح‏نامه كه ناظر بر اجراى صحيح طرح‏ها و برنامه‏ها است جزء اولين كسانى است كه به فن اصطلاح‏نامه‏نگارى دست يافت و توانست با تشكيل گروه‏هاى متعدد، اصطلاح‏نامه‏هاى حوزه‏هاى مختلف علوم اسلامى (اصطلاح‏نامه‏هاى علوم قرآن، اصول فقه، فلسفه، كلام، اخلاق، علوم حديث، منطق و فقه) را به سامان برساند كه اكثر آن‏ها به چاپ رسيده و بقيه - غير از اصطلاح‏نامه فقه - در مراحل چاپ قرار گرفته‏اند؛ نام برده با تأليف كتاب و مقالات متعدد به چاپ رسيده در راستاى اطلاع‏رسانى و اصطلاح‏نامه، بارها توان‏مندى خود را جهت مديريت اين مجموعه به اثبات رسانده، نگارنده توفيقات روزافزون ايشان را از خداى متعال خواهان است.

- اساتيد مشاور اصطلاح‏نامه‏ها از جمله اصطلاح‏نامه منطق از فرهيختگان حوزه علميه قم بوده و داراى سوابق تدريس و بعضاً تأليف در حوزه مشورتى خود مى‏باشند.

اساتيد محترم نظرات خود را پيرامون طرح كلى، رده‏هاى اصلى و روابط بين اصطلاحات در مراحل مختلف معمولاً از طريق مدير گروه به اطلاع اعضاى گروه مى‏رساند و نظرات داده شده در گروه طرح گرديده و مورد ارزيابى قرار مى‏گيرد.

در اين جا نگارنده مناسب مى‏داند به دو نكته‏اى كه در بهبودى امر مشاوره مؤثر است اشاره نمايد:

-1 از آن جايى كه اصطلاح‏نامه‏نگارى يك فنى است داراى قوانين و آيين‏نامه‏هاى منحصر به خود، لازم است كسانى كه در اصطلاح‏نامه‏هاى جديد به عنوان مشاور معرفى مى‏شوند، آموزش فشرده‏اى را بگذرانند و منابعى كه پيرامون فن اصطلاح‏نامه‏نگارى تهيه و تنظيم شده‏اند، دقيقاً مورد مطالعه قرار دهند تا به تمام ساز و كارها و آيين‏نامه‏هاى اصطلاح‏نامه‏نگارى آشنا گردند.

-2 حضور اساتيد مشاور در محل تقحيق هفته‏اى3 الى5 ساعت امرى مفيد و لازم است.

- مدير گروه: از دانش آموختگان حوزه علميه قم است كه از سال74 تاكنون با مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى همكارى تحقيقاتى دارد، ايشان داراى سابقه تدريس در دانشگاه و حوزه علميه و12 سال شركت در درس خارج هستند، و همچنين فارغ التحصيل دوره‏هاى كارآموزى قضايى و تخصصى كلام اسلامى است و نيز داراى مقاله و تأليف كتابى است كه چند بار زير چاپ رفته است.

- اعضاى گروه: جملگى از دانش‏آموختگان حوزه علميه قم مى‏باشند كه از سال74 با مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى همكارى تحقيقاتى دارند و از اولين فارغ التحصيلان رشته تخصصى كلام اسلامى هستند كه همگى آن‏ها داراى مقاله و بعضاً داراى تأليف كتاب مى‏باشند.

- بخش ورود اطلاعات و داده‏پردازى: مديريت اين بخش كه نظارت و توليد فنى ورود اطلاعات را به عهده دارد، از فارغ التحصيلان دوره دكتراى دانشگاه تربيت مدرس تهران و در حال حاضر عضو هيئت علمى و مدير گروه دانشگاه بوده و با چند مؤسسه آموزشى و تحقيقاتى نيز همكارى علمى دارد.

مراحل تدوين اصطلاح‏نامه منطق‏

- مرحله اول، تهيه و تنظيم طرح تدوين اصطلاح‏نامه منطق بود كه در سال1377 تصويب و به مرحله اجرا در آمد.

- مرحله دوم، كتاب‏شناسى و تهيه مدارك مورد نياز بود كه توسط اعضاى گروه منطق43 عنوان كتاب، شناسايى و مورد استفاده قرار گرفت، در اين مرحله با توجه به اين كه طبيعت اصطلاح‏نامه‏نگارى و تصويب اصطلاحات به گونه‏اى است كه هنگام تصويب اصطلاحات هر لحظه نياز به مراجعه مستقيم به متن كتاب است از اين رو لازم است تمام منابع و مآخذ در محل تحقيق و تصويب در اختيار گروه تصويب كننده قرار گيرد.

- P} با نهايت تأسف به علت نبودن بعضى از كتاب‏ها در بازار و منحصر بودن آن به كتاب‏خانه‏ها، عملاً ما از آن كتاب‏ها محروم بوديم، اميد مى‏رود در آينده‏ى نزديك متن تمام كتاب‏هاى موجود در كتاب‏خانه‏هاى جهان اسلام از طريق شبكه‏هاى جديد (اينترنت و غير آن) در اختيار علاقمندان قرار گيرد تا ديگر شاهد مشكلات ياد شده نباشيم.- {P مرحله سوم، ارزش‏گذارى و درجه‏بندى منابع و مدارك است، بديهى است كه ارزش و اهميت منابع يك سان نبوده و تعيين رتبه آنها در اخذ و تصويب اصطلاحات مى‏تواند نقش ارزشمندى را ايفا نمايد، مثلاً اگر يك اصطلاح در دو سند دو گونه رابطه معنايى با ديگر اصطلاحات داشته و قابل جمع هم نباشد، ترجيح با سندى است كه از منابع اصلى به حساب مى‏آيد و اگر هر دو از منابع دست اول باشند، ترجيح با كتابى است كه مؤلف آن از شهرت علمى بيشتر برخوردار است؛ البته در اين مرحله شقوق مختلفى قابل تصور است كه بيان همه آن‏ها در اين مختصر نمى‏گنجد. كه تدوين كننده‏گان با سياست گذارى هماهنگ راه حل‏هايى را برگزيده‏اند.

- مرحله چهارم، تحقيق و استخراج اصطلاح است، در اين مرحله پژوهش‏گران با مطالعه دقيق، اصطلاحات را از متن استخراج و به همراه روابط پيشنهادى، در برگه‏هاى مخصوص (برگه تحقيق فردى) ثبت مى‏كنند و در پشت همين برگه‏ها توضيحاتى كه تعيين كننده اصطلاح بودن واژه استخراجى است، يادداشت مى‏نمايند. در همين مرحله بعد از استخراج واژگان اقدام به الفبايى نمودن اصطلاحات مى‏كنند كه به دو صورت انجام مى‏گيرد: يكى الفبايى رده‏اى است تا در تصويب، هر رده‏اى را گروهى به عهده بگيرند. ديگرى الفبايى غير رده‏اى است كه در اين صورت اگر سه گروه تصويبى باشند از »الف« تا »ياء« به سه قسمت تقسيم مى‏گردد و هر گروهى بخشى را به عهده مى‏گيرد. از اين دو صورت، اولى ترجيح دارد، زيرا اگر تمام اصطلاحات يك رده را يك گروه در اختيار بگيرد با اشراف بيشترى مى‏تواند اصطلاحات را تصويب نمايد.

- P} در اين جا نگارنده بر اساس تجاربى كه دارد به دو نكته اساسى كه مى‏تواند بسيار مفيد و مؤثر باشد اشاره مى‏كند:-1 در ابتداى استخراج واژه2 الى3 ماه به صورت گروهى و مباحثه‏اى واژگان را استخراج نمايند تا از نظرات و قابليت‏هاى يك ديگر استفاده كنند.-2 تا تمام منابع مورد نظر استخراج واژه نشده است و به تعبير ديگر تا مرحله چهارم به طور كامل به پايان نرسيده است اقدام به مرحله پنجم نشود؛ در غير اين اين صورت مراحل بازنگرى بسيار طولانى و ملال‏آور خواهد شد.- {P مرحله پنجم، ايجاد روابط بين اصطلاحات است. در اين مرحله اعضاى گروه به گروه‏هاى سه نفره تقسيم مى‏گردند و هر گروه بخشى از اصطلاحات را در اختيار گرفته و روابط آن را پس از تعيين و تصويب در كارت‏هاى مستند اصطلاحات، به همراه آدرس‏هاى آن كه در پشت همين كارت نوشته مى‏شود، ثبت مى‏گردد. در اين جا رعايت دو امر ضرورى است:

يكى آن است در تمام مراحل، آدرس‏ها و اصطلاحات و روابط آنها بامداد ثبت شوند زيرا با تصويب و تعيين روابط يك اصطلاح امكان تغيير در روابط اصطلاح ديگر هست.

امر دوم آن كه در آدرس‏دهى يك اصطلاح دامنه‏ى بحثى آن مورد توجه قرار گرفته و ابتدا و انتهاى بحث در آدرس مشخص شود، مثلاً اگر يك اصطلاحى در دو صفحه توضيح داده شده هر دو صفحه در آدرس مشخص گردد.

- مرحله ششم، بازنگرى اصطلاحات است كه جهت اتقان كار، روابط اصطلاحات توسط گروه ديگر بازنگرى شده و مواردى كه توافق نداشتند، جهت بررسى و تصميم‏گيرى نهايى به مرحله بعد ارجاع مى‏شود.

- مرحله هفتم بررسى و تصويب نهايى است، در اين مرحله سئوال و اشكال‏هاى مراحل قبلى با حضور اعضاى هر دو گروه مورد بحث قرار گرفته و در صورت عدم رفع اشكال، تصميم نهايى پس از مشاوره با اساتيد مشاور و رأى‏گيرى اخذ مى‏گردد.

همان طورى كه در بخش ساختار تشكيلاتى اصطلاح‏نامه منطق آمده است نقش استاد مشاور منحصر به رفع اشكال و حل اختلاف بين اعضاى گروه نبوده بلكه نظرات استاد مشاور در كتاب‏شناسى، طرح كلى، تعيين رده‏هاى اصلى و روابط بين اصطلاحات مورد توجه قرار مى‏گيرد.

ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه منطق

- 1 پوشش موضوعى منطق

رده‏هاى اصلى منطق با توجه به نظرات مشهور عالمان منطق و با توجه به اهداف اطلاع‏رسانى تنظيم شده است كه عبارت‏اند از:

- 1 الفاظ

- 2 دلالات‏

- 3 مفهوم

- 4 معرّف‏

- 5 قضايا

- 6 حجّت‏

- 2 تعداد اصطلاحات‏

- مجموع اصطلاحات به كار رفته.....6327.

- تعداد اصطلاحات رأس.....6.

- تعداد اصطلاحات مرجح.....3730.

- تعداد اصطلاحات غيرمرجح.....2597.

- تعداد اصطلاحات اعم.....956.

- تعداد اصطلاحات اخص.....4949.

- تعداد اصطلاحات وابسته.....1613.

- تعداد يادداشت دامنه.....7.

- 3 ميزان تورفتگى در ساختار رده‏اى‏

مراتب تورفتگى در ساختار رده‏اى10 فاصله است كه هر تورفتگى با يك نقطه مشخص مى‏شود، مثل:

منطق‏

.مفهوم‏

..مقولات‏

...مقولات‏عشر

....مقولات‏عرضى‏

.....كيف‏

......كيف‏غيرمختص‏به‏كم‏

.......كيف‏غيرمحسوس‏

........كيف‏نفسانى‏

.........ملكه‏

..........ملكه‏جدل‏

- 4 ساختار اصطلاح‏نامه منطق

- ساختار اصطلاح‏نامه بر اساس روابط معنايى و پيشينى ميان مفاهيم اصطلاحات است. روابط برقرار شده در اصطلاح‏نامه سه نوع است كه هر يك از اين رابطه‏ها، داراى ضوابطى است كه ذيلاً به طور جداگانه بدان پرداخته مى‏شود.

- 1 - 4 رابطه هم‏ارز يا ترجيحى (ترادف)..Equivalence or Preferential Relation.

هنگامى كه دو يا چند اصطلاح داراى مفهوم واحد بوده و يا كاربرد واحد داشته باشد و يا اگر داراى اختلاف هستند، به جهتى از اختلافشان چشم‏پوشى شده باشد آن دو را اصطلاحات هم‏ارز نامند و براى انسجام اصطلاحات يكى از چند اصطلاح مرادف را مرجح قرار مى‏دهند و روابط را ذيل همان اصطلاح اصلى (مرجّح) مى‏آورند و بقيه اصطلاحات را به اصطلاح پذيرفته شده و مرجح - جهت راهنمايى مراجعين- ارجاع مى‏دهند.

علامت ارجاع به اصطلاح مرجح »بك« به معناى »به كار ببريد« است، يعنى از اين اصطلاح در نمايه‏سازى استفاده نشود و اصطلاح بعد از اين علامت به كار برده شود؛ همانند:

كليات پنج‏گانه‏

بك: كليات خمس

و در ذيل اصطلاح مرجح علامت »بج« به معناى »به كار ببريد به جاى« كه نشان‏گر اصطلاح نامرجح است، به كار مى‏رود و بدين معناست كه اين اصطلاح به جاى اصطلاح بعد از اين علامت نيز به كار مى‏رود؛ همانند:

قضيه موجهه

بج: موجهات

موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات »روابط هم‏ارز«

- 1 مترادف‏ها: دو اصطلاح كه مفهوم واحدى داشته باشند و يا هم معنا تلقى شوند مترادف ناميده مى‏شوند. در اصطلاح‏نامه بيش‏تر جنبه اصطلاحى مورد نظر است نه معناى لغوى، بنابراين ممكن است از نظر لغت دو معنا را هم برسانند اما به نظر منطقى مرادف به شمار آيند. مثال:

حروف

بك: ادات‏

- 2 مفرد و جمع بى‏قاعده: ساختار اصطلاح‏نامه به گونه‏اى است كه تنها اصطلاح مرجح مى‏تواند كليد ذخيره و بازيابى اطلاعات باشد، و لذا به خاطر راهنمايى پژوهش‏گران، اصطلاحاتى كه جمع آن‏ها به صورت بى‏قاعده آمده است و در نتيجه بر اساس نظام الفبايى در دو محل مختلف قرار مى‏گيرند اصطلاح نامرجح به اصطلاح پذيرفته شده ارجاع مى‏شود؛ مثال:

لفظ متباين اجناس

بك: الفاظ متباين بك: جنس

براى ارجاع، (مفرد و جمع بى‏قاعده) بايد هر دو شكل اصطلاح در علم منطق به كار برده شده باشد. نكته قابل توجه اين كه چون جمع‏هاى سالم از جهت الفبايى با مفردشان پشت سر هم واقع مى‏شوند، از آوردن هر دو شكل اصطلاح - در صورت وجود - چشم‏پوشى شده است؛ مانند: فعل عبث، فعل‏هاى عبث.

- 3 شبه مترادف‏ها: اصطلاحاتى كه داراى مفهوم متفاوت بوده، ولى در علم منطق كاربرد واحدى دارند و به گونه‏اى به هم پيوند خورده‏اند، كه در بيش‏تر موارد با هم به كار مى‏روند و مباحث هر دو را تحت عنوان مشترك مى‏آورند، شبه مترادف ناميده مى‏شوند. در اين حالت اصطلاح به صورت مركب به كار مى‏رود و جزء دوم به مجموع ارجاع داده مى‏شود؛ همانند:

مترادف يقين

بك: الفاظمترادف‏بك: تصديق‏يقينى

- 4 اصطلاحاتى در منطق آمده است كه دايره مفهومى آن‏ها به خوبى تبيين نشده، در اين گونه موارد به خاطر جلوگيرى از تشتت در امر اطلاع‏رسانى، اصطلاح رايج و مشهور مرجح قرار داده مى‏شود و ديگر موارد به آن ارجاع مى‏گردد؛ همانند:

فايده‏منطق‏

بج: غايت‏منطق‏

غرض‏منطق‏

منافع‏منطق‏

منفعت‏منطق

- 5 گاهى رابطه واقعى ميان دو اصطلاح، رابطه اعم و اخص است، ولى به جهت اين كه ثمره عملى‏اى بر آن مترتب نيست، اصطلاح اخص به اعم ارجاع مى‏شود؛ مثلاً اصطلاح »جهت« از جهت مفهومى اعم از »جهت قضيه« است. اما ايجاد رابطه، ثمره عملى ندارد و در نمايه‏سازى ايجاد مشكل مى‏نمايد، زيرا مراد از جهت در بيش‏تر اسناد، همان جهت قضيه است و لذا جهت قضيه به »جهت« ارجاع شده است.

- 6 اصطلاحاتى كه مفهوم مختلف دارند، ولى عنوان و جاى‏گاه اطلاعاتى آن‏ها يك‏سان است، هم‏ارز تلقى مى‏گردند و آن كه از شهرت ورواج بيش‏ترى برخوردار است مدخل قرار مى‏گيرد و بقيه به آن ارجاع مى‏شوند؛ همانند:

فصل بسيط جوهر مجرد

بك: فصل مجردبج: جوهر مفارق

ضوابط ترجيح‏

از آن‏جا كه در نظام اطلاع‏رسانى ضرورتاً از ميان اصطلاحات مترادف يكى به عنوان مدخل و اصطلاح مرجّح بايد انتخاب گردد، ضوابطى جهت انتخاب اصطلاح مرجح در نظر گرفته شده است كه با توجه به مجموعه اين ضوابط اصطلاح مرجح برگزيده مى‏شود.

- 1 شهرت: اصطلاحى كه مشهور است به عنوان اصطلاح مرجّح انتخاب شده و بقيه بدان ارجاع گشته است. مراد از شهرت در اين‏جا، شهرت در بين متأخران از منطقيان اسلامى است؛ مثل:

ميزان‏استدلال

بك: منطق‏بك: حجت

- 2 كامل بودن اصطلاح: ممكن است يك اصطلاح گاهى به صورت كامل به كار رود و زمانى به صورت بريده و ناقص، در اين صورت شكل كامل آن مرجح و بقيه به آن ارجاع مى‏شود. اين در صورتى است كه اصطلاح ناقص ترجيحى نداشته باشد و يا متداول‏تر نباشد، مثل:

مترادف‏

بك: الفاظمترادف‏

- 3 سلاست و روانى: از ميان اصطلاحات هم‏ارز، اصطلاحى كه سليس و روان باشد انتخاب شده و بقيه به آن ارجاع مى‏شود؛ همانند:

بسايط قريبه قياس

بك: مقدمات قياس

- 4 وحدت سياق و هم‏آهنگى: در مواردى كه مجموعه‏اى از اصطلاحات، زيرمجموعه اصطلاح ديگر قرار مى‏گيرند يا به نحوى همراه هستند به خاطر يك‏سان‏سازى و هم‏آهنگى، سعى شده است اصطلاحى مرجح شود كه با ديگر اصطلاحات هم‏آهنگ باشد، مثل:

حروف ادات

بك: ادات اخ: ادات استثنا

ادات حقيقت و مجاز

ادات سلب‏

ادات عدول‏

ادات مشترك

ادات منقول

- 2 - 4 رابطه سلسله مراتبى Hierarchical Relation

اصطلاحات به توسط روابط سلسله مراتبى طبقه‏بندى مى‏گردند؛ به گونه‏اى كه حوزه علمى مورد نظر با شاخه‏ها و مباحثش به طور مرتب از كلى‏ترين اصطلاح تا جزيى‏ترين آن ترسيم مى‏گردد، براى نشان دادن اين رابطه از دو علامت استفاده مى‏گردد:

- 1-2-4 »ا.ع« اين نشان مى‏دهد كه اصطلاح بعد از آن دامنه‏اى وسيع‏تر از اصطلاح قبلى كه مدخل واقع شده است، را داراست و به عبارتى اين اصطلاح اعم از اصطلاح مدخل ما است.

- 2-2-4 »ا.خ« اين علامت نشان دهنده آن است كه اصطلاح بعدى اخص از اصطلاح مدخل ما است، مثال:

قياس‏اقترانى

ا.ع: قياس

در اين حالت »قياس اقترانى« اصطلاح مدخل است و علامت »ا.ع« نشان مى‏دهد كه اصطلاح اعم آن »قياس« است.

قياس

ا.خ: قياس‏اقترانى

قياس‏استثنائى‏

در اين حالت قياس مدخل است و علامت »ا.خ« نشان مى‏دهد »قياس اقترانى« اخص از »قياس« است.

براى برقرارى روابط اعم و اخص ضوابط ذيل مد نظر قرار گرفته است:

- 1 كلى و جزيى: هرگاه مفهومِ اصطلاحى كلى‏تر از اصطلاحاتِ ديگرى باشد اعم آن‏ها قرار مى‏گيرد و اصطلاحاتِ داراى مفهومِ جزئى‏تر اخص آن واقع مى‏شوند؛ همانند

حد تام حد تام اسمى

ا.خ: حد تام اسمى ا.ع: حد تام

حد تام حقيقى

- 2 مفهوم و مصداق (رابطه موردى): اگر اصطلاحى مصداق و مورد اصطلاح ديگر باشد، اخص آن قرار داده مى‏شود و در نتيجه اگر اصطلاحى داراى مصاديق و مواردى باشد، اعم آن‏ها قرار مى‏گيرد؛ همانند:

رابطه‏غيرزمانى‏

ا.خ: است‏

نيست

- 3 جزء و كل: اصطلاحى كه داراى اجزايى باشد و آن اجزا در علم منطق كاربرد داشته باشد، اعم آن‏ها قرار مى‏گيرد، گرچه در علوم اعتبارى چنين رابطه‏اى براى اعم و اخص قراردادن اصطلاحات، مأنوس نيست، ولى در اصطلاح‏نامه براى سهولت امر اطلاع‏رسانى اعم و اخص قرار مى‏گيرند، مثال:

قضيه‏حمليه محمول موضوع‏

ا.خ: محمول ا.ع: قضيه‏حمليه ا.ع: قضيه‏حمليه‏

موضوع

- 3 - 4 رابطه وابستگى Associative Relation

هرگاه بين دو اصطلاح، پيوند و ارتباط به نحوى باشد كه اطلاع از يكى بر عمق و دامنه اطلاع از ديگرى بيفزايد، ولى نتوان بين آن‏ها رابطه ترادف يا سلسله مراتبى برقرار نمود، رابطه وابستگى ايجاد مى‏گردد، اين رابطه دو سويه بوده و با علامت اختصارى »ا.و« نشان داده مى‏شود.

براى برقرارى رابطه وابستگى ضابطه‏هاى ذيل لحاظ شده است:

- 1-3-4 پيوند ذهنى دو اصطلاح: اگر دو اصطلاح از نظر مفهومى چنان به هم پيوند خورده باشند كه يكى تابع ديگرى شده باشد، به طورى كه اگر يكى به ذهن آيد ديگرى هم بيايد، بين آن دو رابطه وابستگى برقرار مى‏شود، مثال:

معرّف ايجاب علم‏

ا.و: معرّف ا.و: سلب‏ا.و: جهل‏

- 2-3-4 پيوند بحثى: اصطلاحاتى كه با هم رابطه ذهنى نزديك ندارند، ولى جاى‏گاه بحثى واحدى دارند؛ بدين معنا كه معمولاً يكى در ضمن بحث از ديگرى طرح مى‏شود، در اين صورت رابطه وابستگى بين آن دو برقرار مى‏گردد، مثال:

قضايا

ا.و: احكام قضايا

از طريق رابطه وابستگى مى‏توان: اصطلاحات منطقى كه در سلسله مراتب جاى‏گاهى ندارد وارد اصطلاح‏نامه نمود و اطلاعات مربوط به آن‏ها را ذخيره و بازيابى كرد.

علاوه بر اين، اصطلاحات دخيل از علوم ديگر كه در علم منطق به طور ضمنى مورد بحث قرار مى‏گيرند - و در پاره‏اى از موارد در جاى‏گاه اصلى‏شان مورد بحث قرار نگرفته و يا به طور وافى بحث نشده‏اند- وارد اصطلاح‏نامه نمود و اطلاعات لازم را به پژوهش‏گران عرضه داشت.

- 4 - 4 يادداشت دامنه Scope Note

يادداشت دامنه عبارت از توضيحات مختصرى در بيان موارد استعمال و كاربرد اصطلاح، كه در صورت لزوم در ذيل اصطلاح و بعد از علامت »ى.د« مى‏آيد، مثال:

قياس‏اقترانى‏مركب‏ازحمليه‏وشرطيه‏

ى.د: مرادازحمليه‏صغراى‏قياس‏است.

- 5 - 4 عبارت راهنما Node Label

عبارت راهنما، توضيحى است كه در بخش نظام يافته و ترسيمى وارد مى‏شود، تا اساس منطقى تقسيمات يك موضوع را بيان كرده، منشاء و سبب هر تقسيم را به طور جداگانه نشان دهد.

علامتِ عبارت راهنما، پرانتزى است كه ذيل اصطلاح و قبل از هر تقسيم مى‏آيد، مثال:

قضايا

(به‏لحاظاتحادياارتباطبين‏اجزا)

قضيه‏حمليه‏

قضيه‏شرطيه

(به‏لحاظاطلاق‏وجهت)

قضيه‏مطلقه

قضيه‏موجهه

تعداد »عبارت راهنما« به كار رفته610 مورد است.

- 6 - 4 توضيح‏گر Qualifier

معمولاً كاربرد توضيح‏گر در كلمات متشابه (مشتركات لفظى) است، يعنى اصطلاحاتى كه داراى شكل واحد و معانى متفاوت باشند به وسيله توضيح‏گر از يك ديگر متمايز مى‏گردند.

توضيح‏گر بعد از اصطلاح مشترك و داخل پرانتز مى‏آيد و مقصود از آن اصطلاح را بيان مى‏كند؛ مانند:

حد(قياس)

بك : حدودقياس

حد(معرّف)

بك: معرّف

- 5 نمايش اصطلاحات‏

اصطلاح‏نامه منطق ؛ همانند ساير اصطلاح‏نامه‏ها، اصطلاحات را به سه شيوه نمايش مى‏دهد:

- نمايش الفبايى؛

- نمايش نظام يافته؛

- نمايش ترسيمى.

- 1 نمايش الفبايى:

ساده‏ترين روشِ نمايش اصطلاحات، شيوه الفبايى است كه در آن هر اصطلاح در رديف الفبايى خود قرار گرفته و اطلاعات مربوط را به نمايش مى‏گذارد. در اين نظام مى‏توان به دو مورد زير اشاره كرد:

الف - به هر اصطلاح و اطلاعات مربوط به آن از طريقِ الفبايى دست يافت؛

ب - تنها با دانستن نام يك اصطلاح به جاى‏گاه آن در علم پى برد.

مانند روابط ذيل:

رابطه‏

بج:ابزاررابطه‏

ادات‏رابطه‏

ادات‏ربط

خالفةالاسم‏

رباط

ا.ع:ادات‏

قضايا

ا.خ:رابطه‏حمليه‏

رابطه‏زمانى‏

رابطه‏شرطيه‏

رابطه‏غيرزمانى‏

رابطه‏مصرح‏

رابطه‏مضمر

ا.و:ادات‏غيررابطه‏

رابطه‏زمانى‏

بج:ادات‏رابطه‏زمانى‏

ادات‏زمانى‏

افعال‏ربطى‏

افعال‏ناقصه‏

فعل‏ناقص‏

كلمات‏زمانيه‏

كلمات‏وجوديه‏

كلمه‏ناقص‏

كلمه‏وجودى‏

لفظوجودى‏

ا.ع:رابطه‏

ا.خ:كلمات‏وجوديه‏حمليه‏

كلمات‏وجوديه‏شرطيه‏

ا.و:رابطه‏غيرزمانى‏

رابطه‏حمليه‏

بج:ادات‏قضيه‏حمليه‏

رابطه‏قضيه‏حمليه‏

ا.ع:رابطه‏

ا.خ:رابطه‏اندراج‏

رابطه‏تعلق‏

رابطه‏هوهويت‏محض‏

رابطه‏هوهويت‏مصداقى‏

رابطه‏هوهويت‏منطقى‏

ا.و:اشتمال‏

رابطه‏شرطيه‏

ى‏ ت‏فف- 2 نمايش نظام يافته: بخشى از اصطلاح‏نامه است كه در آن نمايش اصطلاحات، از عام‏ترين اصطلاح به خاص‏ترين آن صورت مى‏گيرد؛ البته مترادف‏ها و وابسته‏ها نيز در آن نمودار مى‏گردد.

در اين نظام مى‏توان:

الف - به كليه تقسيم‏هاى شاخه‏هاى اصلى و فرعى علم منطق يك‏جا دست يافت؛

ب - به منشأ و جهات تقسيم‏هاى يك شاخه از طريق عبارت راهنما علم پيدا كرد.

مانند:

منطق(ادامه)

الفاظ(ادامه)

لفظموضوع(ادامه)

بج:لفظدال‏به‏تواطؤ

ا.و:لفظدال‏به‏طبع‏

لفظمفرد

بج:الفاظمفرد

مفرد

ا.و:لفظمركب‏

(به‏لحاظاستقلال‏درمعنا)

ادات‏

بج:ادوات‏

حرف‏

حروف‏

مفردغيرتام‏

مفردغيرمستقل‏

ا.و:اسم‏

كلمه‏

ادات‏استثنا

بج:كلمه‏استثنا

ا.و:قياس‏استثنايى‏

جز

لكن‏

ادات‏سلب‏

بج:ادوات‏سلب‏

حرف‏سلب‏

غير

لا

ليس‏

ما(نافيه)

ن‏

نا

منطق(ادامه)

الفاظ(ادامه)

لفظدال(ادامه)

لفظموضوع(ادامه)

لفظمفرد(ادامه)

ادات(ادامه)

ادات‏استثنا(ادامه)

نه‏

نى‏

ادات‏عدول‏

بج:حرف‏عدل‏

ا.و:قضيه‏معدوله‏

بى‏

غير

لا

ما(نافيه)

نا

ادات‏غيررابطه‏

ا.و:رابطه‏

ادات‏مشترك‏

مفردتام‏

بج:مفردمستقل‏

اسم‏

بج:اسما

اسم‏مفرد

مفردمستقل‏غيرزمانى‏

نام‏

ا.و:ادات‏

كلمه‏

ى‏ چ‏فف- 3 نمايش ترسيمى: در اين روش تنها اصطلاحات مرجّح و داخل در سلسله مراتب علم (اعم و اخص) نمايش داده مى‏شود و به ازاى هر مرحله‏اى از اخص‏ها، نقطه يا خط تيره گذاشته مى‏شود. در اين روش مى‏توان به دو مورد زير اشاره كرد:

-1 ساختار كلى علم را، از اعم به اخص به شكل درختى به دست آورد؛

-2 رده‏هاى اصلى هر اصطلاح و اخص‏هاى آن را به سرعت بازيابى نمود.

مانند:

منطق(ادامه)

.الفاظ(ادامه)

..لفظدال(ادامه)

...لفظموضوع(ادامه)

....لفظمفرد(ادامه)

.....مفردتام(ادامه)

......اسم(ادامه)

.......(به‏لحاظقيام‏به‏نفس‏يابه‏غير)(ادامه)

.......اسماى‏موصول‏

.......(به‏لحاظتركيب‏وعدم‏تركيب)

.......اسم‏بسيط

.......اسم‏مركب‏

.......(به‏لحاظتمام‏ونقص)

.......اسم‏تام‏

.......اسم‏ناقص‏

.......(به‏لحاظقبول‏وعدم‏قبول‏اشتقاق)

.......اسم‏جامد

.......اسم‏سائل‏

.......(به‏لحاظاقسام‏لفظمفرد)

.......اسم‏حقيقت‏ومجاز

.......اسم‏مشترك‏

.......اسم‏منقول‏

.......(به‏لحاظوجودوعدم‏وجودحرف‏سلب)

.......اسم‏محصل‏

.......اسم‏معدول‏

.......(به‏لحاظاشتقاق)

.......اسم‏مشتق‏

.......اسم‏موضوع‏

.......(به‏لحاظتغييروعدم‏تغييربناى‏اصلى)

.......اسم‏مصرف‏

.......اسم‏مطلق‏

......كلمه‏

منطق(ادامه)

.الفاظ(ادامه)

..لفظدال(ادامه)

...لفظموضوع(ادامه)

....لفظمفرد(ادامه)

.....مفردتام(ادامه)

......كلمه(ادامه)

.......(به‏لحاظمتروك‏وغيرمتروك‏بودن‏معناى‏اول)

.......كلمه‏حقيقت‏ومجاز

.......كلمه‏مشترك‏

.......كلمه‏منقول‏

.......كلمه‏حقيقى‏

.......(به‏لحاظعدول‏وتحصيل)

.......كلمه‏غيرمحصل‏

.......كلمه‏محصل‏

.......(به‏لحاظاشتقاق‏وعدم‏اشتقاق)

.......كلمه‏غيرمصرف‏

.......كلمه‏مصرف‏

.....(به‏لحاظتعددمعنا)

.....لفظمتحدالمعنى‏

......(به‏لحاظنسبت‏بالفظديگر)

......الفاظمتباين‏

.......الفاظمتشاكل‏

........اسماى‏متجانس‏

........مشتق‏

.........فعل‏مشتق‏

.......متخالفان‏

.......متقابلان(الفاظ)

........ضدان‏

.........ضدان‏حقيقى‏

.........ضدان‏مشهورى‏

ى‏ دفف

- 6 توضيح علائم اختصارى‏

(بك): اين علامت، استفاده كننده را از اصطلاح نامرجّح به اصطلاح پذيرفته شده (مرجّح) راهنمائى مى‏كند و قبل از اصطلاح مرجح و ذيل اصطلاح نامرجح مى‏آيد ؛مانند:

جزا

بك: تالى

(بج): مراجعه‏كننده را از اصطلاحات مترادف كه نامرجح هستند با خبر مى‏كند، اين علامت قبل از اصطلاحات نامرجح، ذيل اصطلاح مرجح قرار مى‏گيرد؛ مانند:

حد تام

بج: حد كامل

(ا.ع): به اصطلاح (اعم) حاكم و يا كلى‏تر از آن‏چه مورد بحث‏است دلالت مى‏كند؛ مانند:

متواترات‏

ا.ع: بديهيات

(ا.خ): اين علامت به يك يا چند اصطلاح (اخص) كه داراى مفهوم جزئى‏تر يا تابع هستند دلالت مى‏كند؛ مانند:

حجت

ا.خ: قياس

استقرا

تمثيل

(ا.و): نشان‏گر اصطلاحاتى است كه با هم وابستگى معنايى و يا بحثى دارند؛ همانند:

محمول

ا.و: موضوع(مقابل محمول)

(ى.د): علامتِ يادداشت دامنه است كه دامنه معنا و كاربرد آن را معلوم مى‏كند.

قياس اقترانى مركب از متصله و منفصله

ى.د: مراد از متصله صغراى قياس است.