چكيده:.....1.
اهميت و نقش اطلاعرسانى در تكامل كشور و ملتها:.....1.
ضرورت ايجاد شبكه اطلاعرسانى علوم اسلامى:.....2.
مرورى گذرا بر سير تاريخى اصطلاحنامهها:.....3.
تعريف اصطلاحنامه.....5.
اهداف اصلى از اصطلاحنامهها.....5.
برخى تفاوتهاى اصطلاحنامه با فرهنگنامه.....6.
ساختار تشكيلاتى اصطلاحنامه منطق.....6.
مراحل تدوين اصطلاحنامه منطق.....8.
ويژگىهاى اصطلاحنامه منطق.....9.
ساختار اصطلاحنامه منطق.....10.
نمايش اصطلاحات.....16.
نوشتار حاضر كه تحت عنوان نگرشى بر اصطلاحنامه منطق تهيه و تنظيم شده است جهت حفظ ترتيب منطقى مطالب، در ابتدا از اهميت و نقش اطلاعرسانى در تكامل ملت و كشورها سخن به ميان آمده سپس فوايد و ضرورت ايجاد شبكه اطلاعرسانى علوم اسلامى ذكر گرديده و آن گاه به تعريف، اهداف و سير تاريخى اصطلاحنامه و فرق آن با فرهنگنامه پرداخته شده و بالاخره، ساختار تشكيلاتى، مراحل تدوين و ويژگىهاى اصطلاحنامه منطق به نحو اختصار توضيح داده شده است.
هيچ ترديدى در اين نيست كه قول فصل و برگ برنده در زمينههاى مختلف زندگى، از آن كشور و ملتهايى است كه در امر اطلاعرسانى از ديگر كشورها پيشى گرفته باشند؛ از اين رو در عصر حاضر جا دارد كه امر اطلاعرسانى در تمام علوم و فنون به بالاترين سطح ممكن، ارتقاء يافته و عزم و اراده ملى پشتيبانى آن را نمايد و تمام امكانات و هزينههاى آن را هم پذيرا باشد، در اين صورت است كه اميد رهايى از عقبماندگى به وجود خواهد آمد، زيرا با ايجاد شبكه اطلاعرسانى نيرومند، انديشمندان و محققان اوقات شريف خود را ديگر براى يافتن يافتههاى ديگران هزينه نمىكنند چرا كه يافتههاى ديگران با فنآورى و اطلاعرسانى پويا، در كمترين زمان، يكجا، به صورت دستهبندى شده نزد آنان آماده و حاضر است. تنها كارى كه انديشمندان برخوردار از اطلاعرسانى پويا بايد انجام دهند تفكر در جهت تكامل بخشيدن به يافتههاى ديگران و برداشتن گامهاى جديد و نوآورى است. به تعبير ديگر، عصر حاضر عصر مصرف انديشه گذشتهگان نيست بلكه عصر حاضر عصر تكامل بخشيدن به انديشههاى گذشتگان و توليد انديشه جديد است. و اگر بخواهيم انديشهى ديگران را به مصرف برسانيم و گامى به جلو بر نداريم، اين همان در جا زدن است كه نتيجه آن عقب ماندگى است.
از آن جايى كه اسلام و علوم مرتبط با آن براى مسلمانان به ويژه ملت ايران كه حكومت آن بر اساس دين بنيان نهاده شده است از اهميت بالايى برخوردار است از اين رو ايجاد شبكه اطلاعرسانى علوم اسلامى كه موجب توسعه ديندارى مىشود، توجه به آن يك ضرورت است كه در فراز بعدى به آن اشاره شده است.
ايجاد شبكه اطلاعرسانىاى كه نظام و ساختار كليهى مراكز تحقيقاتى علوم اسلامى را به هم مرتبط نمايد به نحوى كه هر يك از آن مراكز به منزلهى عضوى از اعضاى شبكه باشند و همه آنها با يك مديريت انجام وظيفه كنند، يك ضرورت است زيرا با توجه به افزايش و گسترش كمى و كيفى شبهات دينى، خصومت و شبهه پراكنى دشمنان اسلام و تشيع، تهاجم فرهنگى استكبار جهانى، بهرهمندى دشمنان از امكانات فراوان تبليغاتى و قدرت تحريف حقايق، ورود اينترنت و ديگر وسايل جديد به دنياى اطلاعرسانى و... از يك طرف، و حقانيت دين مبين اسلام غناى ميراث و فرهنگ معارف اسلامى، پشتيبانى مقام معظم رهبرى از گامهاى مفيد فرهنگى، جوان بودن نيروى كار در ايران اسلامى، انتظار پاسخگويى به سئوالات و تأمين نيازهاى معنوى جويندگان حق در سراسر عالم از مرزبانان حوزههاى عقيدتى و دينى، امكان اشاعه سريع علوم و معارف اسلامى از طريق يك شبكه اطلاعرسانى پويا و به روز و... از طرف ديگر، ايجاد شبكه ياد شده را يك امر لازمى قرار داده كه بىتوجهى به آن خسارات جبران ناپذيرى را به دنبال دارد.
- كاهش هزينههاى جمعآورى، مناسبسازى،ذخيره، بازيابى و اشاعه اطلاعات.
- امكان انجامپروژههاى بزرگ.
- افزايش سرعت در انجام پروژهها.
- جلوگيرى از كارهاى تكرارى.
- ايجاد سياست واحد.
- ايجاد مديريت واحد.
- ايجاد رشد و توسعه علمى و فرهنگى و... .
ايجاد شبكه اطلاعرسانى به ساز و كارهاى فراوانى نيازمند است كه اصطلاحنامه از جملهى ساز و كارهاى نوين و كار آمدى در امر اطلاعرسانى است كه در دهههاى اخير توجه صاحبنظران را به خود جلب نموده است از اين رو در اين قسمت از مقاله ابتدا مطالبى پيرامون اصطلاحنامه وآن گاه گزارشى كوتاه از اصطلاحنامه منطق تقديم مىگردد.
با توجه به افزايش سريع و روز افزون مفاهيم علمى در تمامى زمينههاى علوم و عدم توازن و تناسب ميان اجزا و عناصر زبانى - كه تعداد آن از چند هزار تجاوز نمىكند - و مفاهيم علمى - كه تعداد آن به ميليونها عدد مىرسد سبب بروز بن بستهايى در ارتباطات علمى ميان دانشمندان رشتههاى گوناگون گرديده است كه ايجاد ارتباط صحيح و نظاممند ميان مفاهيم و طبقهبندى اصطلاحات را يك امر ضرورى نموده است؛ از اين رو طى چند دهه اخير در زمينه اصطلاحشناسى و اصطلاحنامهنگارى و فعاليتهاى مرتبط با آنها و مستندسازى اصطلاحات و موضوعنگارى اسناد و مدارك، كوششهاى فراوانى انجام گرفته و در حال حاضر به سرعت رو به پيشرفت است كه در اين ميان مىتوان به تلاشهاى سى سال اخير يونسكو كه با همكارى مؤسسات مختلف بين المللى از جمله مؤسسه استاندارد اتريش »مركز بين المللى اطلاعات اصطلاحشناسى« موسوم به »اينفوترم« و اولين سمپوزيوم اينفوترم وين »ترم نت« پيرامون اطلاعرسانى انجام گرفته است، اشاره نمود، و همچنين كنفرانسها و گردهمايىهاى ملى و بينالمللى زيادى به اين زمينهها اختصاص يافته است. سمينارها و دورههاى آموزشى بسيارى در اين زمينهها در مؤسسات مختلف آموزش عالى و گروههاى آموزشى دانشگاههاى سراسر جهان برگزار شده است ؛ و نكته- P} ر. ك: مبانى اصطلاحشناسى از صفحه الف تا ص{P .3 قابل ذكر ديگر آن كه »نياز به گردآورى و ثبت اصطلاحنامهها، زمانى شناخته شد كه زبانهاى حرفهاى و تخصصى شكل گرفت. با پيشرفت علم و استفادهى فزاينده از زبانهاى ملى در علوم [تجربى] و علوم انسانى، دانشمندان و محققين كوشيدند اصطلاحاتى براى مفاهيم حوزهى مطالعه خود و بر مبناى زبانهاى لاتينى و يونانى ايجاد كنند تا اين مفاهيم در سطح بينالمللى قابل درك باشند. افرادى از محققان، دانشمندان، پژوهشگران و مهندسان از قرن پانزدهم به بعد در تهيه اصطلاحنامهها و تعريف مفاهيم براى رشته و تخصص خود درگير بودهاند؛ »آلبرتى« و »لئوناردو داوينچى« در مهندسى، »لايب نيتنر« در رياضيات، »دورِر« در مهندسى، »برتولت«، »برزليوس« و »لاوازيه« در شيمى، و ديگران.
در قرن هيجدهم دانشمندان و محققين بزرگ، چندين نظام اصطلاحات بنيان نهادند كه تاكنون به شكل محدود به اهداف آنها كمك كرده است. اين نظامها، نظام اصطلاحات زيستشناسى توسط »لينه« (1735) و نظام اصطلاحات شيمى توسط »موروا« (1782) است.
براى تشكيل اصطلاحنامهاى يكسان در زمينههاى گياهشناسى، جانورشناسى و شيمى، قوانين نامگذارى در كنگرهى جانورشناسان در سال 1889 و كنگرهى شيميدانان در سال1892 برگزار شد. پيشرفت فنآورى، رويكرد خاص به اصطلاحشناسى را ضرورى كرد. در قرن گذشته [قرن نوزدهم] كميسيونهاى اصطلاحشناسى كه در سازمانهاى منفرد علمى فعاليت مىكردند تشكيل و مسئول تهيهى اصطلاحنامه در حوزههاى موضوعى مربوطه شدند. در قرن حاضر [قرن بيستم] نيز سازمانهاى مهندسى و حرفهاى از اين نمونهها پيروى كردند. در بسيارى از كشورها - خصوصاً در كشورهاى شرقى - فرهنگستانهاى علوم به تشكيل كميسونهاى اصطلاحشناسى در حوزههاى منفرد موضوعى دست زدهاند.
- P} پروفسور هلموت فلبر، مبانى اصطلاحشناسى، ترجمه محسن عزيزى ص41 و{P .40 معمولاً در تاريخ تدوين اصطلاحنامه به قرن نوزده اثر »پير مارك روژه« به نام »واژهها و عبارات انگليسى« اشاره{P .Pier Mark Roget - P} مىكنند. ايشان اين مجموعه را »تزاروس« نام نهاد كه در آن واژهها و عبارات بر حسب مفاهيم و زيربخشها دستهبندى شده و مترادفها و متضادها و روابط بين واژهها مشخص شده بود.
هدف ابتدايى »روژه« از تدوين »تزاروس« ذخيرهى اطلاعات و نمايهسازى نبود، بلكه كمك به افرادى بود كه قصد يافتن اصطلاحات دقيق براى بيان و افكار و عقايد خود داشتند و براى همين است كه از واژهى »تزاروس« استفاده كرد كه در اصل از زبان يونانى و لاتينى گرفته شده و به معناى گنجينه و يا مخزنى از دانش است.
- P} اصطلاحنامه علوم قرآنى ص{P .17 مركز اطلاعرسانى مهندسى »دپونت« در سال1959 ميلادى اولين اصطلاحنامه با شكل و هدف امروزى منتشر ساخت، و از آن پس توسط سازمانها و اشخاص مختلف، اقدام به تهيه و تدوين اصطلاحنامههايى در زمينههاى مختلف صورت گرفت.
در پى انتشار گسترده اصطلاحنامهها، سازمانهاى بينالمللى، انجمنها و مراكز تحقيقاتى ملى جهت قانونمند كردن اصطلاحنامهنگارى، دستور العملها و خطمشىهايى ارائه كردند، و براى تدوين اصطلاحنامهها علاوه بر به كارگيرى اين دستورالعملها، از تجربههاى به دست آمده از اصطلاحنامههاى پيشين نيز استفاده بردند.
در سال 1974 »سازمان بينالمللى استاندارد« نخستين استاندارد بينالمللى تهيه تزاروس (اصطلاحنامه) را منتشر ساخت و در سال 1976 »يونسكو« راهنماى تهيه تزاروسهاى چند زبانه را ارائه داد و از آن پس نيز اهتمام در تدوين اصطلاحنامهها و ويرايش اصطلاحنامههاى قبلى با استفاده از استانداردهاى جهانى و تجربههاى پيشينيان سرعتى هم گام با رشد علم و صنعت داشته است.
- P} اصطلاحنامه منطق ص17 و{P .16 و در ايران »مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران« جهت سرعت بخشيدن به فعاليتهاى اصطلاح شناختى در زمينه تدوين اصول و روشهاى صحيح نمايهسازى مدارك علمى - فنى به اقدامات متعددى از جمله تدوين و ترجمه اصطلاحنامه موضوعى و تخصصى در رشتههاى گوناگون به ويژه علوم پايه، پرداخته است و در دهه اخير، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى جهت تقويت و سرعت بخشيدن به امر اطلاعرسانى در حوزههاى مختلف دينى، اقدام به ايجاد واحدى به نام »واحد اصطلاحنامه علوم اسلامى« نمود. واحد ياد شده در فرصت كوتاهى توانست با قوانين و آييننامههاى اصطلاحنامهنگارى آشنا شده و اولين اثر خود را تحت عنوان »اصطلاحنامه علوم قرآنى« و »اصطلاحنامه فلسفه اسلامى« منتشر نمايد كه بعد از آن هفت اصطلاحنامه ديگر از رشتههاى مختلف علوم اسلامى را در دستور كار خود قرار داد كه اكثر آنها به چاپ رسيده و بعضى ديگر هم در شرف چاپ است و آخرين اصطلاحنامه به چاپ رسيده، اصطلاحنامه منطق است كه بعد از بيان كلياتى پيرامون اصطلاحنامه، به ويژگىهاى اصطلاحنامه منطق خواهيم پرداخت.
»اصطلاحنامه مجموعه اصطلاحات استاندارد شده در يك حوزهى معرفتى است كه فهرستى از واژههاى كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مىدهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بين مفاهيم را به نمايش مىگذارد. و به عبارت ديگر، اصطلاحنامه، كليد واژههاى نظامدار و فشردهترين صورت چكيدههاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و نشان دهنده حداكثر اطلاعات با حداقل كلمات و عبارات است.و به عنوان بهترين وسيله جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات آن حوزه به كار مىرود«.
- P} اصطلاحنامه منطق ص {P .13 »پاولين آترتون« در تعريف اصطلاحنامه مىگويد: »اصطلاحنامه مجموعهاى از اصطلاحات گزيدهاى است كه روابط مناسب بين اصطلاحات را به گونهاى نشان مىدهد كه حداكثر سازگارى در توصيف مفاهيم براى نمايهسازى و بازكارى تأمين شود اصطلاحنامه يك وسيلهى ترجمه است. اين وسيله زبان مواد منتشره و زبان استفاده كنندگان اطلاعات را به زبان يك فرهنگ قالب ريزى شده ترجمه مىكند و بدين ترتيب به تحقيق ذخيره و بازيابى مطلوب كمك مىكند«.
- P} پاولين آترتون، مبانى نظامها و خدمات اطلاعاتى، ترجمه شهين نعمتزاده ص {P .375-376
»- تهيه طرحى از حوزه دانشى معين براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار آن حوزه؛
- تهيه واژگانى استاندارد براى حوزه موضوعى خاص، به منظور يك سانسازى مدخلهاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات؛
- تهيه نظام ارجاعات بين اصطلاحات مترادف و شبه مترادف، براى كاربرد اصطلاحى واحد از مجموعه مترادفات در شبكه اصطلاحات؛
- تهيه راهنما براى محققان نمايهسازان و استفاده كنندگان، جهت انتخاب اصطلاح صحيح براى موضوع مورد جست وجو«
- P} اصطلاحنامه منطق ص {P .13-14
برخى تفاوتهاى اصطلاحنامه با فرهنگنامه
با توجه به اين كه از عمر اولين اصطلاحنامه علوم اسلامى بيشتر از7 سال نمىگذرد و سابقه ديگرى در حوزه علميه و مراكز تحقيقاتى وابسته به آن نداشته و در واقع پديده نو و جديد در ميان ابزار اطلاعرسانى به حساب مىآيد، از اين رو موجب شده است كه هنوز در ميان انديشمندان و محققان علوم اسلامى غريب و ناشناخته باقى بماند و مؤيد اين سخن مىتواند برخى نقدها و موضعگيرىهايى باشد كه در اين راستا انجام گرفته و حتى در بعضى از نقدها، اصطلاحنامه را با فرهنگنامهها خلط نمودهاند و ما در اين جا لازم مىدانيم به برخى از تفاوتهاى اصطلاحنامه با فرهنگنامه اشاره نماييم.
- در اصطلاحنامه رايجترين اصطلاح (اصطلاح مرجح) و رابطه آن با ساير اصطلاحات سنجيده مىشود و با نظم الفبايى، نظام يافته و ترسيمى نشان داده مىشود، اما در فرهنگنامه اصطلاحات بدون رعايت تعيين ارجحيت گردآورى شده و تنها با نظم الفبايى مرتب مىشوند.
- در فرهنگنامه تعريف اصطلاحات مدنظر بوده و موارد استعمال واژگان بيان مىشود، در حالى كه اصطلاحنامه اين جنبه را مدنظر ندارد، بلكه اصطلاحات را به گونهاى منظم مىكند كه روابط معنايى بين اصطلاحات مشخص شود.
-1 مسئول واحد.
-2 استاد مشاور.
-3 مدير گروه.
-4 اعضاى گروه.
-5 بخش ورود اطلاعات و دادهپردازى.
- مسئول واحد اصطلاحنامه كه ناظر بر اجراى صحيح طرحها و برنامهها است جزء اولين كسانى است كه به فن اصطلاحنامهنگارى دست يافت و توانست با تشكيل گروههاى متعدد، اصطلاحنامههاى حوزههاى مختلف علوم اسلامى (اصطلاحنامههاى علوم قرآن، اصول فقه، فلسفه، كلام، اخلاق، علوم حديث، منطق و فقه) را به سامان برساند كه اكثر آنها به چاپ رسيده و بقيه - غير از اصطلاحنامه فقه - در مراحل چاپ قرار گرفتهاند؛ نام برده با تأليف كتاب و مقالات متعدد به چاپ رسيده در راستاى اطلاعرسانى و اصطلاحنامه، بارها توانمندى خود را جهت مديريت اين مجموعه به اثبات رسانده، نگارنده توفيقات روزافزون ايشان را از خداى متعال خواهان است.
- اساتيد مشاور اصطلاحنامهها از جمله اصطلاحنامه منطق از فرهيختگان حوزه علميه قم بوده و داراى سوابق تدريس و بعضاً تأليف در حوزه مشورتى خود مىباشند.
اساتيد محترم نظرات خود را پيرامون طرح كلى، ردههاى اصلى و روابط بين اصطلاحات در مراحل مختلف معمولاً از طريق مدير گروه به اطلاع اعضاى گروه مىرساند و نظرات داده شده در گروه طرح گرديده و مورد ارزيابى قرار مىگيرد.
در اين جا نگارنده مناسب مىداند به دو نكتهاى كه در بهبودى امر مشاوره مؤثر است اشاره نمايد:
-1 از آن جايى كه اصطلاحنامهنگارى يك فنى است داراى قوانين و آييننامههاى منحصر به خود، لازم است كسانى كه در اصطلاحنامههاى جديد به عنوان مشاور معرفى مىشوند، آموزش فشردهاى را بگذرانند و منابعى كه پيرامون فن اصطلاحنامهنگارى تهيه و تنظيم شدهاند، دقيقاً مورد مطالعه قرار دهند تا به تمام ساز و كارها و آييننامههاى اصطلاحنامهنگارى آشنا گردند.
-2 حضور اساتيد مشاور در محل تقحيق هفتهاى3 الى5 ساعت امرى مفيد و لازم است.
- مدير گروه: از دانش آموختگان حوزه علميه قم است كه از سال74 تاكنون با مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى همكارى تحقيقاتى دارد، ايشان داراى سابقه تدريس در دانشگاه و حوزه علميه و12 سال شركت در درس خارج هستند، و همچنين فارغ التحصيل دورههاى كارآموزى قضايى و تخصصى كلام اسلامى است و نيز داراى مقاله و تأليف كتابى است كه چند بار زير چاپ رفته است.
- اعضاى گروه: جملگى از دانشآموختگان حوزه علميه قم مىباشند كه از سال74 با مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى همكارى تحقيقاتى دارند و از اولين فارغ التحصيلان رشته تخصصى كلام اسلامى هستند كه همگى آنها داراى مقاله و بعضاً داراى تأليف كتاب مىباشند.
- بخش ورود اطلاعات و دادهپردازى: مديريت اين بخش كه نظارت و توليد فنى ورود اطلاعات را به عهده دارد، از فارغ التحصيلان دوره دكتراى دانشگاه تربيت مدرس تهران و در حال حاضر عضو هيئت علمى و مدير گروه دانشگاه بوده و با چند مؤسسه آموزشى و تحقيقاتى نيز همكارى علمى دارد.
مراحل تدوين اصطلاحنامه منطق
- مرحله اول، تهيه و تنظيم طرح تدوين اصطلاحنامه منطق بود كه در سال1377 تصويب و به مرحله اجرا در آمد.
- مرحله دوم، كتابشناسى و تهيه مدارك مورد نياز بود كه توسط اعضاى گروه منطق43 عنوان كتاب، شناسايى و مورد استفاده قرار گرفت، در اين مرحله با توجه به اين كه طبيعت اصطلاحنامهنگارى و تصويب اصطلاحات به گونهاى است كه هنگام تصويب اصطلاحات هر لحظه نياز به مراجعه مستقيم به متن كتاب است از اين رو لازم است تمام منابع و مآخذ در محل تحقيق و تصويب در اختيار گروه تصويب كننده قرار گيرد.
- P} با نهايت تأسف به علت نبودن بعضى از كتابها در بازار و منحصر بودن آن به كتابخانهها، عملاً ما از آن كتابها محروم بوديم، اميد مىرود در آيندهى نزديك متن تمام كتابهاى موجود در كتابخانههاى جهان اسلام از طريق شبكههاى جديد (اينترنت و غير آن) در اختيار علاقمندان قرار گيرد تا ديگر شاهد مشكلات ياد شده نباشيم.- {P مرحله سوم، ارزشگذارى و درجهبندى منابع و مدارك است، بديهى است كه ارزش و اهميت منابع يك سان نبوده و تعيين رتبه آنها در اخذ و تصويب اصطلاحات مىتواند نقش ارزشمندى را ايفا نمايد، مثلاً اگر يك اصطلاح در دو سند دو گونه رابطه معنايى با ديگر اصطلاحات داشته و قابل جمع هم نباشد، ترجيح با سندى است كه از منابع اصلى به حساب مىآيد و اگر هر دو از منابع دست اول باشند، ترجيح با كتابى است كه مؤلف آن از شهرت علمى بيشتر برخوردار است؛ البته در اين مرحله شقوق مختلفى قابل تصور است كه بيان همه آنها در اين مختصر نمىگنجد. كه تدوين كنندهگان با سياست گذارى هماهنگ راه حلهايى را برگزيدهاند.
- مرحله چهارم، تحقيق و استخراج اصطلاح است، در اين مرحله پژوهشگران با مطالعه دقيق، اصطلاحات را از متن استخراج و به همراه روابط پيشنهادى، در برگههاى مخصوص (برگه تحقيق فردى) ثبت مىكنند و در پشت همين برگهها توضيحاتى كه تعيين كننده اصطلاح بودن واژه استخراجى است، يادداشت مىنمايند. در همين مرحله بعد از استخراج واژگان اقدام به الفبايى نمودن اصطلاحات مىكنند كه به دو صورت انجام مىگيرد: يكى الفبايى ردهاى است تا در تصويب، هر ردهاى را گروهى به عهده بگيرند. ديگرى الفبايى غير ردهاى است كه در اين صورت اگر سه گروه تصويبى باشند از »الف« تا »ياء« به سه قسمت تقسيم مىگردد و هر گروهى بخشى را به عهده مىگيرد. از اين دو صورت، اولى ترجيح دارد، زيرا اگر تمام اصطلاحات يك رده را يك گروه در اختيار بگيرد با اشراف بيشترى مىتواند اصطلاحات را تصويب نمايد.
- P} در اين جا نگارنده بر اساس تجاربى كه دارد به دو نكته اساسى كه مىتواند بسيار مفيد و مؤثر باشد اشاره مىكند:-1 در ابتداى استخراج واژه2 الى3 ماه به صورت گروهى و مباحثهاى واژگان را استخراج نمايند تا از نظرات و قابليتهاى يك ديگر استفاده كنند.-2 تا تمام منابع مورد نظر استخراج واژه نشده است و به تعبير ديگر تا مرحله چهارم به طور كامل به پايان نرسيده است اقدام به مرحله پنجم نشود؛ در غير اين اين صورت مراحل بازنگرى بسيار طولانى و ملالآور خواهد شد.- {P مرحله پنجم، ايجاد روابط بين اصطلاحات است. در اين مرحله اعضاى گروه به گروههاى سه نفره تقسيم مىگردند و هر گروه بخشى از اصطلاحات را در اختيار گرفته و روابط آن را پس از تعيين و تصويب در كارتهاى مستند اصطلاحات، به همراه آدرسهاى آن كه در پشت همين كارت نوشته مىشود، ثبت مىگردد. در اين جا رعايت دو امر ضرورى است:
يكى آن است در تمام مراحل، آدرسها و اصطلاحات و روابط آنها بامداد ثبت شوند زيرا با تصويب و تعيين روابط يك اصطلاح امكان تغيير در روابط اصطلاح ديگر هست.
امر دوم آن كه در آدرسدهى يك اصطلاح دامنهى بحثى آن مورد توجه قرار گرفته و ابتدا و انتهاى بحث در آدرس مشخص شود، مثلاً اگر يك اصطلاحى در دو صفحه توضيح داده شده هر دو صفحه در آدرس مشخص گردد.
- مرحله ششم، بازنگرى اصطلاحات است كه جهت اتقان كار، روابط اصطلاحات توسط گروه ديگر بازنگرى شده و مواردى كه توافق نداشتند، جهت بررسى و تصميمگيرى نهايى به مرحله بعد ارجاع مىشود.
- مرحله هفتم بررسى و تصويب نهايى است، در اين مرحله سئوال و اشكالهاى مراحل قبلى با حضور اعضاى هر دو گروه مورد بحث قرار گرفته و در صورت عدم رفع اشكال، تصميم نهايى پس از مشاوره با اساتيد مشاور و رأىگيرى اخذ مىگردد.
همان طورى كه در بخش ساختار تشكيلاتى اصطلاحنامه منطق آمده است نقش استاد مشاور منحصر به رفع اشكال و حل اختلاف بين اعضاى گروه نبوده بلكه نظرات استاد مشاور در كتابشناسى، طرح كلى، تعيين ردههاى اصلى و روابط بين اصطلاحات مورد توجه قرار مىگيرد.
- 1 پوشش موضوعى منطق
ردههاى اصلى منطق با توجه به نظرات مشهور عالمان منطق و با توجه به اهداف اطلاعرسانى تنظيم شده است كه عبارتاند از:
- 1 الفاظ
- 2 دلالات
- 3 مفهوم
- 4 معرّف
- 5 قضايا
- 6 حجّت
- 2 تعداد اصطلاحات
- مجموع اصطلاحات به كار رفته.....6327.
- تعداد اصطلاحات رأس.....6.
- تعداد اصطلاحات مرجح.....3730.
- تعداد اصطلاحات غيرمرجح.....2597.
- تعداد اصطلاحات اعم.....956.
- تعداد اصطلاحات اخص.....4949.
- تعداد اصطلاحات وابسته.....1613.
- تعداد يادداشت دامنه.....7.
- 3 ميزان تورفتگى در ساختار ردهاى
مراتب تورفتگى در ساختار ردهاى10 فاصله است كه هر تورفتگى با يك نقطه مشخص مىشود، مثل:
منطق
.مفهوم
..مقولات
...مقولاتعشر
....مقولاتعرضى
.....كيف
......كيفغيرمختصبهكم
.......كيفغيرمحسوس
........كيفنفسانى
.........ملكه
..........ملكهجدل
- 4 ساختار اصطلاحنامه منطق
- ساختار اصطلاحنامه بر اساس روابط معنايى و پيشينى ميان مفاهيم اصطلاحات است. روابط برقرار شده در اصطلاحنامه سه نوع است كه هر يك از اين رابطهها، داراى ضوابطى است كه ذيلاً به طور جداگانه بدان پرداخته مىشود.
- 1 - 4 رابطه همارز يا ترجيحى (ترادف)..Equivalence or Preferential Relation.
هنگامى كه دو يا چند اصطلاح داراى مفهوم واحد بوده و يا كاربرد واحد داشته باشد و يا اگر داراى اختلاف هستند، به جهتى از اختلافشان چشمپوشى شده باشد آن دو را اصطلاحات همارز نامند و براى انسجام اصطلاحات يكى از چند اصطلاح مرادف را مرجح قرار مىدهند و روابط را ذيل همان اصطلاح اصلى (مرجّح) مىآورند و بقيه اصطلاحات را به اصطلاح پذيرفته شده و مرجح - جهت راهنمايى مراجعين- ارجاع مىدهند.
علامت ارجاع به اصطلاح مرجح »بك« به معناى »به كار ببريد« است، يعنى از اين اصطلاح در نمايهسازى استفاده نشود و اصطلاح بعد از اين علامت به كار برده شود؛ همانند:
كليات پنجگانه
بك: كليات خمس
و در ذيل اصطلاح مرجح علامت »بج« به معناى »به كار ببريد به جاى« كه نشانگر اصطلاح نامرجح است، به كار مىرود و بدين معناست كه اين اصطلاح به جاى اصطلاح بعد از اين علامت نيز به كار مىرود؛ همانند:
بج: موجهات
موارد و ضوابط ارجاع اصطلاحات »روابط همارز«
- 1 مترادفها: دو اصطلاح كه مفهوم واحدى داشته باشند و يا هم معنا تلقى شوند مترادف ناميده مىشوند. در اصطلاحنامه بيشتر جنبه اصطلاحى مورد نظر است نه معناى لغوى، بنابراين ممكن است از نظر لغت دو معنا را هم برسانند اما به نظر منطقى مرادف به شمار آيند. مثال:
بك: ادات
- 2 مفرد و جمع بىقاعده: ساختار اصطلاحنامه به گونهاى است كه تنها اصطلاح مرجح مىتواند كليد ذخيره و بازيابى اطلاعات باشد، و لذا به خاطر راهنمايى پژوهشگران، اصطلاحاتى كه جمع آنها به صورت بىقاعده آمده است و در نتيجه بر اساس نظام الفبايى در دو محل مختلف قرار مىگيرند اصطلاح نامرجح به اصطلاح پذيرفته شده ارجاع مىشود؛ مثال:
بك: الفاظ متباين بك: جنس
براى ارجاع، (مفرد و جمع بىقاعده) بايد هر دو شكل اصطلاح در علم منطق به كار برده شده باشد. نكته قابل توجه اين كه چون جمعهاى سالم از جهت الفبايى با مفردشان پشت سر هم واقع مىشوند، از آوردن هر دو شكل اصطلاح - در صورت وجود - چشمپوشى شده است؛ مانند: فعل عبث، فعلهاى عبث.
- 3 شبه مترادفها: اصطلاحاتى كه داراى مفهوم متفاوت بوده، ولى در علم منطق كاربرد واحدى دارند و به گونهاى به هم پيوند خوردهاند، كه در بيشتر موارد با هم به كار مىروند و مباحث هر دو را تحت عنوان مشترك مىآورند، شبه مترادف ناميده مىشوند. در اين حالت اصطلاح به صورت مركب به كار مىرود و جزء دوم به مجموع ارجاع داده مىشود؛ همانند:
بك: الفاظمترادفبك: تصديقيقينى
- 4 اصطلاحاتى در منطق آمده است كه دايره مفهومى آنها به خوبى تبيين نشده، در اين گونه موارد به خاطر جلوگيرى از تشتت در امر اطلاعرسانى، اصطلاح رايج و مشهور مرجح قرار داده مىشود و ديگر موارد به آن ارجاع مىگردد؛ همانند:
بج: غايتمنطق
غرضمنطق
منافعمنطق
منفعتمنطق
- 5 گاهى رابطه واقعى ميان دو اصطلاح، رابطه اعم و اخص است، ولى به جهت اين كه ثمره عملىاى بر آن مترتب نيست، اصطلاح اخص به اعم ارجاع مىشود؛ مثلاً اصطلاح »جهت« از جهت مفهومى اعم از »جهت قضيه« است. اما ايجاد رابطه، ثمره عملى ندارد و در نمايهسازى ايجاد مشكل مىنمايد، زيرا مراد از جهت در بيشتر اسناد، همان جهت قضيه است و لذا جهت قضيه به »جهت« ارجاع شده است.
- 6 اصطلاحاتى كه مفهوم مختلف دارند، ولى عنوان و جاىگاه اطلاعاتى آنها يكسان است، همارز تلقى مىگردند و آن كه از شهرت ورواج بيشترى برخوردار است مدخل قرار مىگيرد و بقيه به آن ارجاع مىشوند؛ همانند:
بك: فصل مجردبج: جوهر مفارق
ضوابط ترجيح
از آنجا كه در نظام اطلاعرسانى ضرورتاً از ميان اصطلاحات مترادف يكى به عنوان مدخل و اصطلاح مرجّح بايد انتخاب گردد، ضوابطى جهت انتخاب اصطلاح مرجح در نظر گرفته شده است كه با توجه به مجموعه اين ضوابط اصطلاح مرجح برگزيده مىشود.
- 1 شهرت: اصطلاحى كه مشهور است به عنوان اصطلاح مرجّح انتخاب شده و بقيه بدان ارجاع گشته است. مراد از شهرت در اينجا، شهرت در بين متأخران از منطقيان اسلامى است؛ مثل:
بك: منطقبك: حجت
- 2 كامل بودن اصطلاح: ممكن است يك اصطلاح گاهى به صورت كامل به كار رود و زمانى به صورت بريده و ناقص، در اين صورت شكل كامل آن مرجح و بقيه به آن ارجاع مىشود. اين در صورتى است كه اصطلاح ناقص ترجيحى نداشته باشد و يا متداولتر نباشد، مثل:
مترادف
بك: الفاظمترادف
- 3 سلاست و روانى: از ميان اصطلاحات همارز، اصطلاحى كه سليس و روان باشد انتخاب شده و بقيه به آن ارجاع مىشود؛ همانند:
بسايط قريبه قياس
بك: مقدمات قياس
- 4 وحدت سياق و همآهنگى: در مواردى كه مجموعهاى از اصطلاحات، زيرمجموعه اصطلاح ديگر قرار مىگيرند يا به نحوى همراه هستند به خاطر يكسانسازى و همآهنگى، سعى شده است اصطلاحى مرجح شود كه با ديگر اصطلاحات همآهنگ باشد، مثل:
بك: ادات اخ: ادات استثنا
ادات حقيقت و مجاز
ادات سلب
ادات عدول
ادات مشترك
ادات منقول
- 2 - 4 رابطه سلسله مراتبى Hierarchical Relation
اصطلاحات به توسط روابط سلسله مراتبى طبقهبندى مىگردند؛ به گونهاى كه حوزه علمى مورد نظر با شاخهها و مباحثش به طور مرتب از كلىترين اصطلاح تا جزيىترين آن ترسيم مىگردد، براى نشان دادن اين رابطه از دو علامت استفاده مىگردد:
- 1-2-4 »ا.ع« اين نشان مىدهد كه اصطلاح بعد از آن دامنهاى وسيعتر از اصطلاح قبلى كه مدخل واقع شده است، را داراست و به عبارتى اين اصطلاح اعم از اصطلاح مدخل ما است.
- 2-2-4 »ا.خ« اين علامت نشان دهنده آن است كه اصطلاح بعدى اخص از اصطلاح مدخل ما است، مثال:
ا.ع: قياس
در اين حالت »قياس اقترانى« اصطلاح مدخل است و علامت »ا.ع« نشان مىدهد كه اصطلاح اعم آن »قياس« است.
ا.خ: قياساقترانى
در اين حالت قياس مدخل است و علامت »ا.خ« نشان مىدهد »قياس اقترانى« اخص از »قياس« است.
براى برقرارى روابط اعم و اخص ضوابط ذيل مد نظر قرار گرفته است:
- 1 كلى و جزيى: هرگاه مفهومِ اصطلاحى كلىتر از اصطلاحاتِ ديگرى باشد اعم آنها قرار مىگيرد و اصطلاحاتِ داراى مفهومِ جزئىتر اخص آن واقع مىشوند؛ همانند
حد تام حد تام اسمى
ا.خ: حد تام اسمى ا.ع: حد تام
حد تام حقيقى
- 2 مفهوم و مصداق (رابطه موردى): اگر اصطلاحى مصداق و مورد اصطلاح ديگر باشد، اخص آن قرار داده مىشود و در نتيجه اگر اصطلاحى داراى مصاديق و مواردى باشد، اعم آنها قرار مىگيرد؛ همانند:
ا.خ: است
نيست
- 3 جزء و كل: اصطلاحى كه داراى اجزايى باشد و آن اجزا در علم منطق كاربرد داشته باشد، اعم آنها قرار مىگيرد، گرچه در علوم اعتبارى چنين رابطهاى براى اعم و اخص قراردادن اصطلاحات، مأنوس نيست، ولى در اصطلاحنامه براى سهولت امر اطلاعرسانى اعم و اخص قرار مىگيرند، مثال:
ا.خ: محمول ا.ع: قضيهحمليه ا.ع: قضيهحمليه
- 3 - 4 رابطه وابستگى Associative Relation
هرگاه بين دو اصطلاح، پيوند و ارتباط به نحوى باشد كه اطلاع از يكى بر عمق و دامنه اطلاع از ديگرى بيفزايد، ولى نتوان بين آنها رابطه ترادف يا سلسله مراتبى برقرار نمود، رابطه وابستگى ايجاد مىگردد، اين رابطه دو سويه بوده و با علامت اختصارى »ا.و« نشان داده مىشود.
براى برقرارى رابطه وابستگى ضابطههاى ذيل لحاظ شده است:
- 1-3-4 پيوند ذهنى دو اصطلاح: اگر دو اصطلاح از نظر مفهومى چنان به هم پيوند خورده باشند كه يكى تابع ديگرى شده باشد، به طورى كه اگر يكى به ذهن آيد ديگرى هم بيايد، بين آن دو رابطه وابستگى برقرار مىشود، مثال:
ا.و: معرّف ا.و: سلبا.و: جهل
- 2-3-4 پيوند بحثى: اصطلاحاتى كه با هم رابطه ذهنى نزديك ندارند، ولى جاىگاه بحثى واحدى دارند؛ بدين معنا كه معمولاً يكى در ضمن بحث از ديگرى طرح مىشود، در اين صورت رابطه وابستگى بين آن دو برقرار مىگردد، مثال:
ا.و: احكام قضايا
از طريق رابطه وابستگى مىتوان: اصطلاحات منطقى كه در سلسله مراتب جاىگاهى ندارد وارد اصطلاحنامه نمود و اطلاعات مربوط به آنها را ذخيره و بازيابى كرد.
علاوه بر اين، اصطلاحات دخيل از علوم ديگر كه در علم منطق به طور ضمنى مورد بحث قرار مىگيرند - و در پارهاى از موارد در جاىگاه اصلىشان مورد بحث قرار نگرفته و يا به طور وافى بحث نشدهاند- وارد اصطلاحنامه نمود و اطلاعات لازم را به پژوهشگران عرضه داشت.
- 4 - 4 يادداشت دامنه Scope Note
يادداشت دامنه عبارت از توضيحات مختصرى در بيان موارد استعمال و كاربرد اصطلاح، كه در صورت لزوم در ذيل اصطلاح و بعد از علامت »ى.د« مىآيد، مثال:
قياساقترانىمركبازحمليهوشرطيه
ى.د: مرادازحمليهصغراىقياساست.
- 5 - 4 عبارت راهنما Node Label
عبارت راهنما، توضيحى است كه در بخش نظام يافته و ترسيمى وارد مىشود، تا اساس منطقى تقسيمات يك موضوع را بيان كرده، منشاء و سبب هر تقسيم را به طور جداگانه نشان دهد.
علامتِ عبارت راهنما، پرانتزى است كه ذيل اصطلاح و قبل از هر تقسيم مىآيد، مثال:
قضايا
(بهلحاظاتحادياارتباطبيناجزا)
قضيهحمليه
قضيهشرطيه
(بهلحاظاطلاقوجهت)
قضيهمطلقه
قضيهموجهه
تعداد »عبارت راهنما« به كار رفته610 مورد است.
- 6 - 4 توضيحگر Qualifier
معمولاً كاربرد توضيحگر در كلمات متشابه (مشتركات لفظى) است، يعنى اصطلاحاتى كه داراى شكل واحد و معانى متفاوت باشند به وسيله توضيحگر از يك ديگر متمايز مىگردند.
توضيحگر بعد از اصطلاح مشترك و داخل پرانتز مىآيد و مقصود از آن اصطلاح را بيان مىكند؛ مانند:
حد(قياس)
بك : حدودقياس
حد(معرّف)
بك: معرّف
- 5 نمايش اصطلاحات
اصطلاحنامه منطق ؛ همانند ساير اصطلاحنامهها، اصطلاحات را به سه شيوه نمايش مىدهد:
- نمايش الفبايى؛
- نمايش نظام يافته؛
- نمايش ترسيمى.
- 1 نمايش الفبايى:
سادهترين روشِ نمايش اصطلاحات، شيوه الفبايى است كه در آن هر اصطلاح در رديف الفبايى خود قرار گرفته و اطلاعات مربوط را به نمايش مىگذارد. در اين نظام مىتوان به دو مورد زير اشاره كرد:
الف - به هر اصطلاح و اطلاعات مربوط به آن از طريقِ الفبايى دست يافت؛
ب - تنها با دانستن نام يك اصطلاح به جاىگاه آن در علم پى برد.
مانند روابط ذيل:
بج:ابزاررابطه
اداترابطه
اداتربط
خالفةالاسم
ا.ع:ادات
ا.خ:رابطهحمليه
رابطهزمانى
رابطهشرطيه
رابطهغيرزمانى
رابطهمصرح
رابطهمضمر
ا.و:اداتغيررابطه
رابطهزمانى
بج:اداترابطهزمانى
اداتزمانى
افعالربطى
افعالناقصه
فعلناقص
كلماتزمانيه
كلماتوجوديه
كلمهناقص
كلمهوجودى
لفظوجودى
ا.ع:رابطه
ا.خ:كلماتوجوديهحمليه
كلماتوجوديهشرطيه
ا.و:رابطهغيرزمانى
رابطهحمليه
بج:اداتقضيهحمليه
رابطهقضيهحمليه
ا.ع:رابطه
ا.خ:رابطهاندراج
رابطهتعلق
رابطههوهويتمحض
رابطههوهويتمصداقى
رابطههوهويتمنطقى
ا.و:اشتمال
ى تفف- 2 نمايش نظام يافته: بخشى از اصطلاحنامه است كه در آن نمايش اصطلاحات، از عامترين اصطلاح به خاصترين آن صورت مىگيرد؛ البته مترادفها و وابستهها نيز در آن نمودار مىگردد.
در اين نظام مىتوان:
الف - به كليه تقسيمهاى شاخههاى اصلى و فرعى علم منطق يكجا دست يافت؛
ب - به منشأ و جهات تقسيمهاى يك شاخه از طريق عبارت راهنما علم پيدا كرد.
مانند:
منطق(ادامه)
الفاظ(ادامه)
لفظموضوع(ادامه)
بج:لفظدالبهتواطؤ
ا.و:لفظدالبهطبع
لفظمفرد
بج:الفاظمفرد
مفرد
ا.و:لفظمركب
(بهلحاظاستقلالدرمعنا)
ادات
بج:ادوات
حرف
حروف
مفردغيرتام
مفردغيرمستقل
ا.و:اسم
كلمه
اداتاستثنا
بج:كلمهاستثنا
ا.و:قياساستثنايى
جز
لكن
اداتسلب
بج:ادواتسلب
حرفسلب
غير
لا
ليس
ما(نافيه)
ن
نا
منطق(ادامه)
الفاظ(ادامه)
لفظدال(ادامه)
لفظموضوع(ادامه)
لفظمفرد(ادامه)
ادات(ادامه)
اداتاستثنا(ادامه)
نه
نى
اداتعدول
بج:حرفعدل
ا.و:قضيهمعدوله
بى
غير
لا
ما(نافيه)
نا
اداتغيررابطه
ا.و:رابطه
اداتمشترك
مفردتام
بج:مفردمستقل
اسم
بج:اسما
اسممفرد
مفردمستقلغيرزمانى
نام
ا.و:ادات
كلمه
ى چفف- 3 نمايش ترسيمى: در اين روش تنها اصطلاحات مرجّح و داخل در سلسله مراتب علم (اعم و اخص) نمايش داده مىشود و به ازاى هر مرحلهاى از اخصها، نقطه يا خط تيره گذاشته مىشود. در اين روش مىتوان به دو مورد زير اشاره كرد:
-1 ساختار كلى علم را، از اعم به اخص به شكل درختى به دست آورد؛
-2 ردههاى اصلى هر اصطلاح و اخصهاى آن را به سرعت بازيابى نمود.
مانند:
منطق(ادامه)
.الفاظ(ادامه)
..لفظدال(ادامه)
...لفظموضوع(ادامه)
....لفظمفرد(ادامه)
.....مفردتام(ادامه)
......اسم(ادامه)
.......(بهلحاظقيامبهنفسيابهغير)(ادامه)
.......اسماىموصول
.......(بهلحاظتركيبوعدمتركيب)
.......اسمبسيط
.......اسممركب
.......(بهلحاظتمامونقص)
.......اسمتام
.......اسمناقص
.......(بهلحاظقبولوعدمقبولاشتقاق)
.......اسمجامد
.......اسمسائل
.......(بهلحاظاقساملفظمفرد)
.......اسمحقيقتومجاز
.......اسممشترك
.......اسممنقول
.......(بهلحاظوجودوعدموجودحرفسلب)
.......اسممحصل
.......اسممعدول
.......(بهلحاظاشتقاق)
.......اسممشتق
.......اسمموضوع
.......(بهلحاظتغييروعدمتغييربناىاصلى)
.......اسممصرف
.......اسممطلق
......كلمه
منطق(ادامه)
.الفاظ(ادامه)
..لفظدال(ادامه)
...لفظموضوع(ادامه)
....لفظمفرد(ادامه)
.....مفردتام(ادامه)
......كلمه(ادامه)
.......(بهلحاظمتروكوغيرمتروكبودنمعناىاول)
.......كلمهحقيقتومجاز
.......كلمهمشترك
.......كلمهمنقول
.......كلمهحقيقى
.......(بهلحاظعدولوتحصيل)
.......كلمهغيرمحصل
.......كلمهمحصل
.......(بهلحاظاشتقاقوعدماشتقاق)
.......كلمهغيرمصرف
.......كلمهمصرف
.....(بهلحاظتعددمعنا)
.....لفظمتحدالمعنى
......(بهلحاظنسبتبالفظديگر)
......الفاظمتباين
.......الفاظمتشاكل
........اسماىمتجانس
........مشتق
.........فعلمشتق
.......متخالفان
.......متقابلان(الفاظ)
........ضدان
.........ضدانحقيقى
.........ضدانمشهورى
ى دفف
- 6 توضيح علائم اختصارى
(بك): اين علامت، استفاده كننده را از اصطلاح نامرجّح به اصطلاح پذيرفته شده (مرجّح) راهنمائى مىكند و قبل از اصطلاح مرجح و ذيل اصطلاح نامرجح مىآيد ؛مانند:
جزا
بك: تالى
(بج): مراجعهكننده را از اصطلاحات مترادف كه نامرجح هستند با خبر مىكند، اين علامت قبل از اصطلاحات نامرجح، ذيل اصطلاح مرجح قرار مىگيرد؛ مانند:
بج: حد كامل
(ا.ع): به اصطلاح (اعم) حاكم و يا كلىتر از آنچه مورد بحثاست دلالت مىكند؛ مانند:
ا.ع: بديهيات
(ا.خ): اين علامت به يك يا چند اصطلاح (اخص) كه داراى مفهوم جزئىتر يا تابع هستند دلالت مىكند؛ مانند:
ا.خ: قياس
استقرا
تمثيل
(ا.و): نشانگر اصطلاحاتى است كه با هم وابستگى معنايى و يا بحثى دارند؛ همانند:
ا.و: موضوع(مقابل محمول)
(ى.د): علامتِ يادداشت دامنه است كه دامنه معنا و كاربرد آن را معلوم مىكند.
قياس اقترانى مركب از متصله و منفصله
ى.د: مراد از متصله صغراى قياس است.