اصطلاح‏نامه علوم حديث‏ و بهره‏بردارى صحيح از روايات‏

گروه علوم حديث‏ محمدحسين يوسفى‏

واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلامى‏

فهرست

در آمد.....1.

علوم حديث.....1.

شاخه‏هاى علوم حديث.....1.

فقه الحديث.....2.

رجال.....2.

درايه.....2.

نقش علوم حديث در استفاده صحيح از روايات.....2.

ضرورت تدوين اصطلاح‏نامه علوم حديث.....4.

تعريف اصطلاح‏نامه علوم حديث.....5.

دامنه اصطلاح‏نامه علوم حديث.....5.

موضوعات و رده‏هاى اصلى اصطلاح‏نامه علوم حديث.....5.

الف - علم درايه.....5.

ب: علم رجال.....5.

امارات مدح و ذم.....6.

حديث.....7.

كيفيت تحمل حديث.....8.

سماع.....8.

قرائت.....8.

اجازه.....8.

مناوله.....8.

كتابت.....8.

اعلام.....8.

وصيت.....9.

وجاده.....9.

راويان.....10.

طرق مشايخ.....13.

فايده طرق نجاشى.....14.

كليات علم رجال:.....15.

در آمد:

- P} از تذكرات و راهنمايى‏هاى حجةالاسلام والمسلمين يعقوب‏نژاد مسئول واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلامى در تنظيم مقاله به خصوص ضمايم مربوط به بخش ترسيمى و نظام‏يافته تشكر مى‏شود.{P آشنايى با واژه‏ها و اصطلاحات هر علمى براى كسى كه مى‏خواهد آن را فراگيرد يا به ديگران انتقال دهد از اهميت ويژه‏اى برخوردار است.

گر چه جهت آشنايى با واژه‏هاى علوم، ذخيره و بازيابى آن‏ها راه‏هايى پيموده شده، لكن در بين آن‏ها تهيّه اصطلاح‏نامه كه علاوه بر معرّفى اصطلاحات عهده‏دار طبقه‏بندى موضوعات علوم و تعيين روابط بين مفاهيم آنها نيز هست از ويژگى خاصّى برخوردار است.

علوم اسلامى نيز از امر فوق مستثنى نيست، انتقال علوم و معارف دينى به شيوه‏هاى گذشته مقرون به صرفه نيست، زيرا مستلزم صرف وقت زياد و بهره‏بردارى كم خواهد بود، و با عصر حاضر كه اطلاعات به سرعت توسط ابزار گوناگون به همه جهان منتقل مى‏شود تناسب ندارد.

بلكه همگام با زمان تعيين واژه‏هاى هر يك از حوزه‏هاى معارف دينى، ذخيره و بازيابى آنها نيز بايد به طرقى انجام شود كه در اسرع وقت ممكن بيشترين و دقيقترين بهره و نتيجه را بدهد.

مى‏توان گفت: اصطلاح‏نامه علوم اسلامى از بهترين راه‏ها جهت دستيابى به امر فوق است.

اصطلاح‏نامه علوم اسلامى تاكنون علاوه بر اصطلاح‏نامه‏هاى عمومى، اعلام و تنالگان، در رشته‏هاى تخصصى معارف دينى نيز اقدام كرده كه حاصل بخش‏هايى از آن منتشر شده است.

- P} اصطلاح‏نامه‏هاى تخصّصى كه تاكنون منتشر شده عبارتند از:-1 اصطلاح‏نامه علوم قرآنى-2. اصطلاح‏نامه فلسفه اسلامى.-3 اصطلاح‏نامه اصول فقه.-4 اصطلاح‏نامه منطق.-5 اصطلاح‏نامه كلام اسلامى، و در باقى شاخه‏هاى علوم اسلامى هم چنان ادامه دارد. {P

علوم حديث:

از جمله معارف دينى كه در دستور كار اصطلاح‏نامه علوم اسلامى قرار گرفت و هم اكنون نتيجه‏اش در اختيار اساتيد و محققان ارجمند قرار مى‏گيرد »علوم حديث« است.

شاخه‏هاى علوم حديث:

علوم حديث شامل »فقه الحديث، رجال و درايه« مى‏شود.

فقه الحديث: علمى است كه از مفاد الفاظ متن حديث، چون شرح لغات حديث و بيان حال آن از لحاظ اطلاق و تقييد، عموم و خصوص و داشتن معارض و مانند اينها بحث مى‏كند.

- P} يادآورى: بايد دانست كه تقسيم‏بندى كلى حديث به لحاظ عناوين مذكور به عهده »علم درايه« است، زيرا در علم درايه به لحاظى حديث تقسيم مى‏شود مثلاً به »حديث عام و حديث خاص« و به لحاظ ديگر تقسيم مى‏شود به »حديث مطلق و حديث مقيد« و... .

اما در »فقه الحديث« درباره اطلاق و تقييد، عموم و خصوص، معارضه و عدم معارضه احاديث در زمينه موضوع خاص در ضمن شرح لغات بحث مى‏شود.

همان گونه كه ابن اثير در كتاب »النهاية فى غريب الاثر« وقتى به كلمه »رقى« مى‏رسد اوّل كلمه »رقيه« را معنا كرده و مى‏گويد:

»رقيه« عبارت است از دعايى كه به گردن مريض آويخته مى‏شود.

سپس به مسأله تعارض احاديث در مورد آن پرداخته و مى‏گويد:

بعضى از روايات آن را جايز شمرده و برخى ديگر از آن نهى كرده است.

و بالاخره برخى از روايات مجوّزه و ناهيه را آورده و وجه جمع بين آن‏ها را بيان كرده است. (النهايه فى غريب الحديث و الاثر: ماده »رقى«.)- P}{P دراية الحديث، تأليف شانه‏چى: ص.2 و مستدركات مقباس الهداية:{P .15/5 رجال: علمى است كه از احوال راويان از حيث اين كه واجد شرايط قبول روايت هستند يا نه بحث مى‏كند.

- P} معجم رجال الحديث:1 /ج.{P درايه: علمى است كه از سند، متن، كيفيت تحمل و آداب نقل حديث بحث مى‏كند.

- P} نهاية الدرايه: {P .79

نقش علوم حديث در استفاده صحيح از روايات:

پس از قرآن مهمترين راهنماى مسلمين در اصول عقايد، معارف اسلامى و احكام فردى و اجتماعى اخبار وارده از مخازن وحى الهى است، كه مستقلا يا به عنوان تشريح آيات قرآن ملاك عقيده و عمل مسلمين مى‏باشد.

اهميت امر حديث موجب شد كه دانشمندان عنايت خاصّى به متن و سند احاديث نموده و جهت نظام‏مند شدن آن دو ضوابطى تنظيم كنند.

درباره متن روايات و توضيح لغات مشكل آن كتابهاى زيادى نوشته شده كه مى‏توان »النهاية فى غريب الحديث و الاثر« از منابع اهل سنت، و »مجمع البحرين« از منابع شيعه را به عنوان نمونه نام برد.

- P} اين كتاب از تأليفات مبارك بن محمد بن محمد بن عبدالكريم شافعى معروف به »ابن اثير« است.

ابن اثير از علماى بزرگ قرن ششم هجرى قمرى است، وى داراى تأليفات زيادى است، و كتاب نهايه‏اش مورد توجه شيعه و سنّى است.- P}{P اين كتاب از آثار فخرالدين طريحى است. طريحى از دانشمندان بزرگ قرن11 هجرى قمرى و داراى متجاوز از40 اثر علمى است، »مجمع البحرين« از كتاب‏هاى كم نظير در شرح لغات قرآن و روايات است.- P}{P جهت شناخت كتاب‏هايى كه راجع به »غريب الحديث« نوشته شده به نهايه ابن اثير جلد1 ص3-7 رجوع كنيد.{P نقش مهم اين گونه كتاب‏ها در فهم معانى روايات بر كسى پوشيده نيست.

توجّه به سند احاديث نيز باعث شد كه دانشمندان براى جلوگيرى از دستبرد در ميراث اهل بيت »:« احاديث را با اسناد و ذكر وسائط در كتاب‏ها بنويسند يا براى ديگران نقل كنند.

امام صادق 7 نيز به ذكر سلسله سند روايات توصيه مى‏فرمود، و حتى در حديثى نقل شده كه حضرت فرمود: »ايّاكم و الكذب المفترع، قيل له: و ما الكذب المفترع؟ قال: ان يحدّثك الرجل بالحديث، فتتركه و ترويه عن الّذى حدّثك عنه« از كذب مفترع پرهيز كنيد، از حضرت سؤال شد: كذب مفترع چيست؟ فرمود:- P} اصول كافى:{P 52/1 كذب مفترع اين است كه حديث را از راوى بشنوى، و به هنگام نقل آن نام او را حذف كرده و از راوى مافوق او روايت كنى.

راويانى كه در سلسله سند احاديث قرار دارند در وثاقت و صحّت نقل مختلف‏اند:

الف: وثاقت تعدادى از راويان در حدّى است كه گفته شده مراسيل آن‏ها نيز حجت است‏

- P} رجال خاقانى:60 و پاورقى مقباس الهداية:{P .176/2 ب: بر عكس، برخى از راويان مثل »سمرة بن جندب« و »ابوالبخترى« در دروغگويى و خبث طينت مشهور بودند.

- P} معجم رجال الحديث: 320/9 و{P .231/20 نقل شده كه سمرة بن جندب حاضر شد از معاويه چهار صد هزار (400/000) درهم بگيرد و حديثى جعل كند كه آيه »و من الناس من يعجبك قوله فى الحياة الدنيا و يشهد الله على ما فى قلبه و هو الدّ الخصام و اذا تولّى سعى فى الارض ليفسد فيها و يهلك الحرث و النسل و الله لا يحبّ الفساد« درباره على 7 و آيه »و من‏- P} بقره:204 و{P .205 الناس من يشرى نفسه ابتغاء مرضاة الله و الله رؤف بالعباد« درباره ابن ملجم نازل شده است.

- P} بقره:- P}{P .207 معجم رجال الحديث:{P .321/9 بعضى از كذّابين نه تنها جعل حديث را زشت و خلاف شرع نمى‏دانستند، بلكه آن را از اعمال نيك شمرده و قربة الى الله حديث مى‏ساختند و به پيامبر يا ثقات صحابه و تابعين نسبت مى‏دادند!.

- P} صحابه: به مسلمانانى گفته مى‏شود كه درك محضر پيغمبر 6 كرده‏اند.- P}{P تابعين: مسلمانانى هستند كه به محضر پيامبر اكرم نرسيده‏اند، ولى صحابه آن حضرت را درك كردند.{P نوح بن ابى مريم مروزى احاديثى درباره فضيلت يكايك سوره‏هاى صدوچهارده گانه قرآن نقل كرده است، وقتى از وى راجع به كيفيت نقل روايات مذكور سؤال شد، گفت: من ديدم مردم قرآن را كنار گذاشته، به فقه ابوحنيفه و مغازى محمد بن اسحاق مشغول شدند، براى اين كه آن‏ها را به قرآن توجه دهم، اين احاديث را- P} ظاهراً مراد »محمد بن اسحاق بن يسار مدنى« است، كه آقابزرگ تهرانى در كتاب »الذريعة« جلد21 صفحه290 از كتاب »المغازى« او نام برده است.{P جعل كردم!.

- P} الغدير:{P .275/5 به بعضى از وضّاعين حديث كه راجع به فضيلت قرآن و سوره‏هاى آن رواياتى ساخته بود اعتراض شد كه چرا روايت جعل مى‏كنى با اين كه پيامبر اكرم 6 در حديث »من كذب علىّ متعمّداً فليتبوّأ مقعده من النّار« كسانى را كه عمداً به آن حضرت دروغ ببندند سزاوار آتش جهنّم دانسته است؟.

در يك جواب مغالطه‏اى گفت: حضرت فرموده: »من كذب علىّ«، من »عليه« پيغمبر دروغ نگفتم، بلكه »له« آن حضرت دروغ گفتم!.

- P} الغدير:{P .276/5 ج: در بين راويان دسته سومى بودند كه خودشان كاملاً مورد اعتماد و وثوق بودند، لكن هم از ثقات و هم از ضعفا روايت نقل مى‏كردند، اين مطلب براى كسى كه در كتب رجال مختصر تأملى كند روشن مى‏شود.

بنابراين، علم رجال - كه از احوال تك تك راويان از جهت وثاقت و ضعف بحث مى‏كند - در تشخيص اخبار صحيح‏السند و ضعيف‏السند نقش فوق‏العاده‏اى دارد.

علم درايه نيز به لحاظ اين كه از تقسيمات گوناگون حديث به لحاظ سند و متن، طرق فراگيرى حديث و آداب نقل آن بحث كرده، و ملاك حجيت و عدم حجيت روايات را بيان مى‏كند در تشخيص احاديث معتبر و غير معتبر نقش بسيار مهمى دارد.

نتيجه اين كه فهم اخبار اهل بيت »:« و تمييز احاديث قابل استناد در حوزه‏هاى معارف دينى از احاديث غير معتبر بدون شاخه‏هاى سه گانه علوم حديث ميسّر نيست.

ضرورت تدوين اصطلاح‏نامه علوم حديث:

در ميان رشته‏هاى مختلف علوم اسلامى علوم حديث از اهميتى فوق‏العاده برخوردار است، زيرا تمسك به ثقل اصغر جز از راه حديث ميسّر نيست، بلكه براى تمسّك به ثقل اكبر نيز نياز مبرمى به احاديث داريم، از اين رو تدوين اصطلاح‏نامه علوم حديث در دستور كار قرار گرفت.

اين اصطلاح‏نامه كه موضوعات علم رجال و درايه را طبقه‏بندى نموده، واژه‏هاى اصلى و فرعى آن را با تعيين روابط منطقى آنها مشخص مى‏كند از اهميّت خاصّى در امر ذخيره و بازيابى اطلاعات برخوردار است.

واژه‏هاى اصطلاح‏نامه علوم حديث مدخل‏هاى مناسبى است براى رسيدن به مطالب رجالى و درايه‏اى.

پژوهشگران، صاحب‏نظران، اساتيد حوزه و دانشگاه از طريق اصطلاح‏نامه مذكور به سهولت مى‏توانند از كامپيوتر بهره‏بردارى كرده و تمام اطلاعاتى را كه در اسانيد، منابع و كتب گوناگون در مورد هر يك از موضوعات علم رجال و درايه آمده است به دست آورند.

با خواندن اين مقاله به ضرورت بيشتر اصطلاح‏نامه علوم حديث واقف خواهيد شد.

تعريف اصطلاح‏نامه علوم حديث:

اصطلاح‏نامه علوم حديث عبارت است از مجموعه اصطلاحات استاندارد شده در حوزه علومى كه به گونه‏اى از متن يا سند يا حجيّت حديث بحث مى‏كند، اصطلاح‏نامه مذكور فهرستى منظم از واژه‏هاى كليدى و كاربردى علم رجال و درايه همراه با روابط معنايى بين آن‏ها را ارائه مى‏دهد.

هدف اساسى اصطلاح‏نامه علوم حديث تهيه طرحى از حوزه علم رجال و درايه براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و ترسيم كلى و مجموعى از ساختار آنها است.

دامنه اصطلاح‏نامه علوم حديث:

چون اصطلاح‏نامه عهده‏دار جمع‏آورى اصطلاحات علوم و تعيين روابط بين آنها است، مطالب مطرح شده در »فقه الحديث« كه متكفّل توضيح لغات مشكل روايات است در آن نمى‏گنجد، بدين جهت در اصطلاح‏نامه علوم حديث تنها اصطلاحات رجالى و درايه‏اى ذكر شده و براى »فقه الحديث« زير مجموعه‏اى نيامده است.

موضوعات و رده‏هاى اصلى اصطلاح‏نامه علوم حديث:

بحث‏هاى اصلى علوم حديث كه طبق نظر مشهور دانشمندان علم رجال و درايه و با توجّه به اهداف اطلاع‏رسانى تنظيم شده است عبارتند از:

الف - علم درايه:

موضوعات اصلى علم درايه عبارتند از:

-1 امارات مدح و ذم‏

-2 حديث‏

-3 طرق و شيوهاى فراگيرى و آداب نقل حديث‏

ب: علم رجال:

مباحث اصلى علم رجال عبارتند از:

-1 راويان‏

-2 طرق مشايخ‏

-3 كلياتى نظير ارزيابى كتب اربعه و مانند آن.

در نمايش ترسيمى اصطلاح‏نامه عناوين مذكور طبق روش ذيل تنظيم شده و ارائه مى‏گردد:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم درايه‏

...امارات مدح و ذم‏

...حديث‏

...كيفيت تحمل حديث‏

..علم رجال‏

...راويان‏

...طرق مشايخ‏

...كليات علم رجال‏

.فقه الحديث‏

اينك به توضيح عناوين اصلى و نقش آن در بهره‏بردارى صحيح از روايات مى‏پردازيم:

امارات مدح و ذم:

در بحث »امارات مدح و ذم« اسباب و اوصافى كه نقش در اعتبار و وثاقت يا انحطاط و ضعف راويان دارد، و نيز عبارات و الفاظى كه توسط رجاليون در مدح و توثيق يا ذم و تضعيف آنان ذكر شده آمده است.

وقتى »امارات مدح و ذم« را همراه با مستندات آنها ملاحظه كنيم نقش فوق العاده‏اى در بينش ما نسبت به‏- P} مستند: عبارت است از شرحى كوتاه و رسا پيرامون مفهوم يك اصطلاح و شاخه‏هاى اصلى آن بر اساس منابع معتبر.{P قبول و رد احاديث خواهد داشت.

زيرا نقش الفاظ مدح و ذم در مقدار دلالت بر اعتبار يا عدم اعتبار راويان و روايات يكسان نيست، مثلاً الفاظ »اوثق الناس، حسن الاعتقاد، عارف بالنحو« همه از الفاظ مدح‏اند، ولى از بين الفاظ سه گانه فقط لفظ »اوثق الناس« در اعتبار حديث راوى نقش دارد، زيرا حسن اعتقاد، و معرفت به نحو، مانع جعل و وضع حديث نمى‏شود.

الفاظ »وضاع للحديث، سيّئى الحفظ، فاسد المذهب« نيز همه از الفاظ ذمّ‏اند، لكن لفظ اول راوى را از عدالت و وثاقت خارج كرده و حديث او را بى اعتبار مى‏كند، و لفظ دوم گر چه مضرّ به عدالت راوى نيست ولى در احاديث او خدشه وارد مى‏كند،زيرا سوء حافظه باعث زياده و نقيصه و يا جابه جايى الفاظ روايت مى‏گردد، ولى لفظ »فاسد المذهب« اثرى در ضعف احاديث راوى ندارد، زيرا فساد مذهب مانع وثاقت در نقل نيست،و ممكن است چنين شخصى كاملا مورد وثوق و ضابط باشد.

محقق از طريق اصطلاح‏نامه علوم حديث و مستندات آن خيلى سريع اطلاعات فوق را به دست مى‏آورد، زيرا در نمايش ترسيمى اصطلاح‏نامه اصطلاحات مورد نظر به كيفيت ذيل ارائه مى‏شود:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم درايه‏

...امارات مدح و ذم‏

....امارات مدح‏

.....الفاظ مدح‏

......اوثق الناس‏

......حسن الاعتقاد

......عارف بالنحو

.................

....امارات ذم‏

.....الفاظ ذم.

......وضاع للحديث‏

......سيّئى الحفظ

......فاسد المذهب‏

..................

و با مراجعه به مستند »اوثق الناس« و »وضاع للحديث« مثلاً محقق به سهولت مى‏فهمد احاديث راويانى كه به لفظ »اوثق الناس« توصيف شده‏اند معتبر است، و اخبار راويانى كه به لفظ »وضاع للحديث« مذّمت شده‏اند از درجه اعتبار ساقط است.

حديث:

حديث داراى تقسيمات متعدّد به لحاظهاى گوناگون است كه در اصطلاح‏نامه به آن پرداخته شده و در مستندات، احكام آن بيان شده است.

اين بحث نيز از اهميت ويژه‏اى برخوردار است، زيرا شناخت روايات قابل استناد از احاديث فاقد اعتبار به آن بستگى دارد، مثلاً در اصطلاح‏نامه خبر واحد تقسيم مى‏شود به -1 حديث صحيح،-2 حديث حسن،-3 حديث موثق،-4 حديث قوى،-5 حديث ضعيف« و در مستندات اين اقسام احكام آنها بيان شده و مشخص مى‏شود كه كدام يك از اين احاديث معتبر و كدام يك فاقد حجيّت است.

محقق از راه اصطلاح‏نامه علوم حديث به تقسيمات متعدد حديث و اقسام هر يك از تقسيمات پى مى‏برد، و بإ؛ّّ مراجعه به مستندات آن‏ها روايات معتبر و غير معتبر را در اسرع وقت مى‏شناسد.

زيرا محقق در نمايش ترسيمى اصطلاح‏نامه اصطلاحات مورد نظر را به كيفيت ذيل ملاحظه مى‏كند:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم درايه‏

...حديث‏

....خبر متواتر

....خبر واحد

.....حديث صحيح‏

.....حديث حسن‏

.....حديث موثق‏

.....حديث قوى‏

.....حديث ضعيف‏

و با مراجعه به مستندات هر يك از اقسام فوق‏الذكر به حجيت يا عدم حجيت آن پى مى‏برد.

كيفيت تحمل حديث:

براى اخذ حديث از استاد راه‏هايى ذكر شده كه به آن »طرق تحمل حديث« گفته مى‏شود.

طرق تحمل حديث8 قسم است:

-1 سماع،-2 قرائت،-3 اجازه،-4 مناوله،-5 كتابت،-6 اعلام،-7 وصيت،-8 وجاده.

سماع: در صورتى كه شاگرد الفاظ روايات را از استاد بشنود، در اصطلاح علم درايه آن را »سماع« گويند.

قرائت:اگر شاگرد حديث را پيش استاد بخواند، و استاد طورى به آن توجّه كند كه قرائن، حاكى از رضايت او به حديث باشد، به آن »قرائت« يا »عرض« گفته مى‏شود.

اجازه: اجازه آن است كه استاد به شاگرد اذن نقل حديث بدهد.

مناوله: هر گاه استاد كتاب و مانند آن را به شاگرد تحويل داده، و بگويد: اين رواياتى است كه من از فلان استادم فرا گرفتم، اصطلاحا به آن »مناوله« گويند.

كتابت: در صورتى كه شيخ حديث، روايات را نوشته و براى طالب حديث ارسال كند به آن »كتابت«يا» مكاتبه«گفته مى‏شود.

اعلام: اعلام، آن است كه شيخ به شاگرد اعلام كند كه اين حديث يا كتاب را از استادم فرا گرفتم.

گر چه »اعلام« شبيه »مناوله« است، ولى چون حديث يا كتاب را به شاگرد تحويل نمى‏دهد، به آن »مناوله« اطلاق نمى‏گردد.

وصيت: اگر شيخ حديث هنگام مسافرت يا مرگ وصيت كند كه پس از مرگ وى فلان شخص احاديث كتاب او را براى ديگران نقل كند، در اصطلاح به آن »وصيّت« يا »ايصاء« گفته مى‏شود.

وجاده: هر گاه انسان روايت يا كتابى را به خط صاحب آن بيابد، اصطلاحاً به آن »و جاده« گويند.

- P} الرعاية فى علم الدراية:.230 و مقباس الهداية:.65/3 و اصول الحديث و احكامه فى علم الدراية:{P .225 هر يك از طرق تحمل حديث داراى فروع، شرايط و احكامى است كه در مستندات آن بيان مى‏شود.

اين مباحث نيز نقش عمده‏اى در اطلاع‏رسانى دارد، كه به دو نمونه اشاره مى‏شود:

-1 آيا نقل حديث به صرف »مناوله« جايز است، يا مشروط است به اين كه مقرون به اجازه باشد.

-2 آيا به استناد »وجاده« مى‏شود احاديث را نقل كرد، يا حق نداريم به هر كتاب و نوشته‏اى كه به دستمان رسيده ترتيب اثر داده و براى ديگران از آن كتاب حديثى نقل كنيم، بلكه مشروط به امورى است كه در جاى خود بيان شده است.

صاحب نظران و محققان از طريق اصطلاح‏نامه علوم حديث و مستندات آن خيلى سريع اطلاعات مربوط به اين مباحث را به دست مى‏آورند، زيرا اصطلاحات مورد نظرشان در نمايش ترسيمى اصطلاح‏نامه به نحوه ذيل ارائه مى‏شود:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم درايه‏

...كيفيت تحمل حديث‏

....سماع‏

....قرائت‏

....اجازه‏

....مناوله‏

....كتابت‏

....اعلام‏

....وصيت‏

....وجاده‏

و با مراجعه به مستندات اصطلاحات مذكور متوجه مى‏شوند كه در چه صورتى راوى حق نقل حديث دارد، مثلاً اگر يك راوى موثقى روايتى را به صورت »سماع« يا »قرائت« يا »اجازه« تحمل كرده و براى ما نقل مى‏كند آن روايت معتبر است، ولى اگر از كتاب يا نوشته‏اى كه به صورت وجاده به دستش رسيده و اطمينان به صحّت انتساب آن به مؤلفش ندارد حديثى نقل كند از درجه اعتبار ساقط است.

راويان:

در اصطلاح‏نامه علوم حديث درباره »راويان« حدود22000 واژه از كتب رجالى استخراج شده و روابط- P} روابطى كه در اصطلاح‏نامه به كار مى‏رود نوعاً3 قسم است:

-1 رابطه هم ارز:

هر گاه دو يا چند اصطلاح داراى مفهوم واحد بوده و يا كاربرد واحد داشته باشد و يا اگر داراى اختلاف هستند به جهتى از اختلافشان چشم‏پوشى شده باشد آن دو را اصطلاحات هم ارز نامند، و براى انسجام اصطلاحات يكى از چند اصطلاح مرادف را مرجّح قرار مى‏دهند و روابط را ذيل همان اصطلاح اصلى (مرجّح) مى‏آورند، و بقيّه اصطلاحات را به اصطلاح پذيرفته شده و مرجّح - جهت راهنمايى مراجعين - ارجاع مى‏دهند.

علامت ارجاع به اصطلاح مرجّح »بك« به معناى »به كار ببريد« است، يعنى از اين اصطلاح در نمايه‏سازى استفاده نشود و اصطلاح بعد از اين علامت به كار برده شود، مانند:

حديث متواتر

بك: خبر متواتر

و در ذيل اصطلاح مرجّح علامت »بج« به معناى »به جاى« كه نشان‏گر اصطلاح نامرجّح است به كار مى‏رود، و بدين معنا است كه اين اصطلاح به جاى اصطلاح بعد از اين علامت نيز به كار مى‏رود، مانند:

خبر متواتر

بج: حديث متواتر

-2 رابطه سلسله مراتبى:

اصطلاحات به توسط روابط سلسله مراتبى طبقه‏بندى مى‏گردند، به گونه‏اى كه حوزه علمى مورد نظر با شاخه‏ها و مباحثش به طور مرتّب از كلى‏ترين اصطلاح تا جزئى‏ترين آن ترسيم مى‏گردد، براى نشان دادن اين رابطه از دو علامت استفاده مى‏گردد:

الف: »ا.ع« اين علامت نشان مى‏دهد كه اصطلاح بعد از آن دامنه‏اى وسيع‏تر از اصطلاح قبلى كه مدخل ما است دارد، و به عبارت ديگر اين اصطلاح اعم از اصطلاح مدخل ما است.

ب: »ا.خ« اين علامت نشان‏دهنده آن است كه اصطلاح بعدى اخص از اصطلاح مدخل ما است، مثال:

حديث مقيد

ا.ع: حديث‏

در اين حالت »حديث مقيد« اصطلاح مدخل است، و علامت »ا.ع« نشان مى‏دهد كه اصطلاح اعمّ آن »حديث« است.

حديث‏

ا.خ: حديث مطلق‏

حديث مقيد

در اين حالت »حديث« مدخل است، و علامت »ا.خ« نشان مى‏دهد كه هر يك از »حديث مطلق« و »حديث مقيّد« اخصّ از »حديث« است.

-3 رابطه وابستگى:

هر گاه بين دو اصطلاح پيوند و ارتباط به نحوى باشد كه اطلاع از يكى بر عمق و دامنه اطلاع از ديگرى بيفزايد، ولى نتوان بين آن‏ها رابطه ترادف يا سلسله مراتبى بر قرار نمود، رابطه وابستگى ايجاد مى‏گردد، اين رابطه دو سويه بوده و با علامت اختصارى »ا.و« نشان داده مى‏شود، مانند:

متن حديث‏

ا.و: سند حديث.{P منطقى آن‏ها تعيين شده است.

تعيين روابط منطقى راويان نقش فوق‏العاده‏اى در استفاده صحيح از روايات دارد كه به عنوان نمونه به نقش رابطه هم ارز (ترادف) در ضمن دو مثال اشاره مى‏كنيم:

-1 »اديم بن حرّ جعفى« توثيق شده است.

- P} رجال نجاشى، طبع جامعه مدرسين: {P .106 »اديم بن حرّ خزاعى« و »اديم بيّاع هروى« در كتب اصلى رجال نيست، لكن در سند بعضى از روايات آمده است‏

- P} راجع به »اديم بن حرّ خزاعى« به تهذيب الاحكام ج5 ص329 باب الكفارة عن خطا المحرم، حديث 45 و راجع به »اديم بياع هروى« به كافى ج5 ص426 كتاب النكاح، باب المرأة الّتى تحرم على الرجل فلا تحلّ له ابدا، حديث1 مراجعه كنيد.{P نتيجه اين كه هر سه اسم مذكور با يكديگر مترادف و نام يك شخص خارجى است.

اگر محقّق به اين امر توجه نداشته باشد ممكن است »اديم بن حرّ خزاعى« و »اديم بيّاع هروى« را مجهول شمرده و احاديثى را كه سند آنها مشتمل بر اين دو اسم است ضعيف شمرد، ولى بخش »راويان« كه ضميمه اصطلاح‏نامه علوم حديث است و در مورد اسامى سه گانه فوق مى‏گويد:

اديم بن حرّ خزاعى اديم بيّاع هروى‏

بك: اديم بن حرّ جعفى‏بك: اديم بن حرّ جعفى‏

خيلى سريع جلو خطاى محقق را گرفته و او را راهنمايى مى‏كند كه »اديم بن حرّ خزاعى« و »اديم بيّاع هروى« در سند روايات همان »اديم بن حرّ جعفى« است كه نجاشى او را توثيق نموده است.

-2 »محمد بن ابى عمير« جزو ثقات بلكه از اصحاب اجماع است.

- P} رجال نجاشى، طبع جامعه مدرسين ص 326 و فهرست شيخ طوسى، چاپ مؤسسه »نشر الفقاهه« ص- P}{P .218 اصحاب اجماع: تعدادى از راويان هستند كه اگر در سند احاديث واقع شدند به عقيده برخى از علما بررسى رجال سند تا آنان كافى است و تفحّص در مورد وثاقت و عدم وثاقت راويانى كه بين اصحاب اجماع و معصومين »:« واسطه‏اند لازم نيست، بلكه درباره »محمد بن ابى عمير« بعضى معتقدند كه مراسيل ايشان مانند مسانيدش اعتبار دارد.{P در اسناد بسيارى از احاديث از »محمد بن ابى عمير« به نام‏هاى ديگرى تعبير شده كه از آن جمله است:

الف: محمد بن زياد ازدى‏

- P} من لايحضره الفقيه: 393/4 حديث{P .5836 ب: محمد بن زياد بزّاز

- P} تهذيب الاحكام:/9 باب الزيادات من الميراث، حديث{P .1402 ج: محمد بن زياد بن عيسى‏

- P} كافى: 56/6 كتاب الطلاق، باب تطليق المرأة غير الموافقة، ح{P .4 د: ابن زياد

- P} تهذيب الاحكام:/2 باب تفصيل ما تقدم ذكره فى الصلاة، حديث680 و{P .681 ه: ابن ابى عمير

- P} آيت الله خويى در معجم رجال الحديث مى‏فرمايد: »ابن ابى عمير« در سند4715 حديث آمده است.{P اگر محقق ترادف اين اسامى با »محمد بن ابى عمير« را نداند ممكن است رواياتى را كه سند آن‏ها مشتمل بر اين اسامى است بجهت جهالت سند محكوم به ضعف دانسته و كنار بگذارد، ولى بخش »راويان« كه ضميمه اصطلاح‏نامه علوم حديث است او را راهنمايى مى‏كند كه اين اسامى، با »محمد بن ابى عمير« كه وثاقتش اظهر من الشمس است مترادفند، زيرا اصطلاح‏نامه علوم حديث در شكل نظام يافته و الفبايى اسامى فوق‏الذكر را به كيفيت ذيل ارائه مى‏دهد:

محمد بن ابى عمير

بج: محمد بن زياد ازدى‏

- P} اين رمز مخفّف »به جاى« مى‏باشد، و مفهوم آن اين است كه »محمد بن ابى عمير« با اين اسامى پنج‏گانه مترادف است، و به جاى آن‏ها به كار مى‏رود.{P محمد بن زياد بزّاز

محمد بن زياد بن عيسى‏

ابن زياد

ابن ابى عمير

ممكن است كسى گمان كند كه خود محقق مى‏تواند مستقيماً به كتب و مجامع رجالى مراجعه كرده و به هم ارز بودن اعلام مترادف پى ببرد.

لكن بايد بدانيم كه اين كار بدون مراجعه به اصطلاح نامه گرچه امرى است مقدور، ولى وقت بسيار زيادى مى‏طلبد و با مقدار وقتى كه از طريق اصطلاح‏نامه بايد صرف آن نمود قابل مقايسه نيست.

طرق مشايخ:

- P} هر گاه مؤلّفان كتب حديثى با كسانى كه از آن‏ها حديث نقل مى‏كنند هم عصر نباشند، قهراً بين آن‏ها يك يا چند واسطه خواهد بود، در اصطلاح علم رجال از آن واسطه يا وسائط تعبير به »طريق« مى‏شود.

مثال: شيخ صدوق در كتاب »من لا يحضره الفقيه« از »اسحاق بن عمّار« روايت نقل مى‏كند، ولى بين آن دو چهار واسطه بوده كه خود شيخ صدوق در مشيخه كتاب به ترتيب ذيل، آن‏ها را نام برده است:

-1 پدرش »على بن حسين بن بابويه قمى«،-2 عبدالله بن جعفر حميرى،-3 على بن اسماعيل،-4 صفوان بن يحيى.

از مجموع اين وسائط چهارگانه به »طريق شيخ صدوق به اسحاق بن عمّار« تعبير مى‏شود.{P روش مؤلفين كتب اربعه در اسانيد كتاب‏هايشان مختلف است:

مرحوم كلينى در كتاب شريف »كافى« تمام سند روايات را ذكر كرده است:

مرحوم شيخ صدوق در كتاب »من لا يحضره الفقيه« بنا را بر اختصار گذاشته، اوائل سند احاديث را حذف نموده و در آخر كتاب تحت عنوان »مشيخه« طريقش را به هر يك از راويانى كه از آن‏ها حديث نقل كرده آورده است.

- P} مستدرك الوسائل:{P .547/3 روش مرحوم شيخ طوسى در كتاب »تهذيب« و »استبصار« مختلف است، در نقل بعضى از روايات روش ثقة الاسلام كلينى را اختيار كرده و تمام سند را آورده است و در مورد برخى ديگر به روش رئيس المحدّثين شيخ صدوق عمل نموده، صدر سند را حذف كرده و در آخر تهذيب و استبصار تحت عنوان »مشيخه« طرقش را به راويان و ارباب كتبى كه از آن‏ها حديث نقل كرده بيان نموده است.

يكى از مباحث »اصطلاح‏نامه علوم حديث« »طرق مشايخ« است.

نقش »طرق مشايخ« در برخورد صحيح با روايات از اهميّت ويژه‏اى برخوردار است، كسى كه مى‏خواهد مثلا از روايات كتاب »من لا يحضره الفقيه« استفاده كند، قبل از هر چيز بايد به طرق شيخ صدوق كاملا آشنا بوده و صحّت و ضعف طرق را بداند.

اصطلاح‏نامه علوم حديث به سهولت محقّق را به اين هدف مى‏رساند، مثلاً كسى كه مى‏خواهد به رواياتى كه شيخ صدوق از »علاء بن رزين« نقل مى‏كند استناد نمايد، با مراجعه به اصطلاح‏نامه علوم حديث مى‏فهمد كه شيخ صدوق به »علاءبن رزين«4 طريق دارد، و با استفاده از مستندات طرق، قوّت و ضعف طرق مذكور را سريعا به دست مى‏آورد، و در نتيجه اعتبار و عدم اعتبار همه احاديثى كه شيخ صدوق از »علاء بن رزين« نقل مى‏كند براى او مشخص خواهد شد.

اصطلاح‏نامه علوم حديث اين بخش از مطالب را به كيفيت ذيل ارائه مى‏دهد:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم رجال‏

...طرق مشايخ‏

....طرق شيخ صدوق‏

.....طرق شيخ صدوق به علاءبن رزين‏

......طريق اول شيخ صدوق به علاءبن رزين‏

......طريق دوم شيخ صدوق به علاءبن رزين‏

......طريق سوم شيخ صدوق به علاءبن رزين‏

......طريق چهارم شيخ صدوق به علاءبن رزين‏

اهميت اين بخش از اصطلاح‏نامه علوم حديث فوق‏العاده است، مخصوصا با توجه به اين كه طرق مشايخ به يك راوى احيانا متفرّق است، كه اگر خود محقّق خواسته باشد آنها را به دست آورد مستلزم صرف وقت زيادى خواهد بود.

مثلاً شيخ طوسى در مشيخه7 طريق به حسن بن محبوب ذكر كرده، و اين طرق هفت‏گانه در مشيخه تهذيب صفحات52 و56 و75 پراكنده است.

لكن در اصطلاح‏نامه علوم حديث طرق مذكور همه با هم و به سهولت در دسترس محقق قرار مى‏گيرد.

تذكر: بايد به اين نكته توجّه داشت كه »طريق« شامل ذو الطريق و كسانى كه بين او و امام معصوم 7 واسطه‏اند نمى‏شود، بنابراين وقتى محقّق توسط اصطلاح‏نامه و مستند آن به اين نتيجه رسيد كه طريق شيخ صدوق به علاءبن رزين، مثلاً صحيح است، خود »علاءبن رزين« و وسايط بين او و امام معصوم - 7 در صورت وجود واسطه - بايد بررسى شوند، آن‏گاه نتيجه نهايى، راجع به روايت مورد نظر به دست خواهد آمد.

البتّه رسيدن به اين هدف نيز از طريق اعلام رجالى (راويان) و روابط آن‏ها كه ضميمه اصطلاح‏نامه علوم حديث است به سهولت ممكن است.

فايده طرق نجاشى:

احمد بن عبّاس نجاشى كه سر آمد همه علماى رجال است، در كتاب رجال خود نام1269 نفر از مصنّفين را آورده، و پس از اشاره به كتاب هر يك از آنان، طريق خود را به آن نقل نموده است.

- P} مراد از »طريق« راويانى است كه توسط آن‏ها كتاب مورد نظر به نجاشى رسيده است.{P بخشى از اصطلاح‏نامه علوم حديث را »طرق نجاشى« تشكيل مى‏دهد.

ممكن است كسى خيال كند كه طرق نجاشى به ارباب كتب و راويان، در مسند ساختن احاديث نقشى ندارد، زيرا نجاشى كتاب روايى معروفى ندارد تا طرق موجود در رجال ايشان مورد استفاده واقع شود، پس بر ذكر »طرق نجاشى« در اصطلاح‏نامه، ثمره مهمّى مترتّب نيست.

ولى مى‏توان گفت: »طرق نجاشى« در رفع ارسال احاديث تهذيب و استبصار مؤثّر است، زيرا شيخ طوسى با نجاشى در اكثر مشايخ مشترك هستند، پس وقتى نجاشى به كتابى طريقى داشته باشد كه اوّلين شخص آن از مشايخ شيخ طوسى نيز باشد - مانند مفيد، حسين بن عبيدالله و احمد بن عبدون - آن طريق، طريق شيخ طوسى نيز خواهد بود، و نتيجةً در مسند ساختن احاديثى كه شيخ از آن كتاب نقل مى‏كند نقش خواهد داشت.

- P} مرحوم سيّد بحرالعلوم در كتاب رجال خود جلد4 صفحه75 به اين مطلب اشاره مى‏كند. {P

كليات علم رجال:

در بخش كليات علم رجال دو مبحث داريم:

-1 ارزيابى احاديث كتب اربعه:

- P} كتب اربعه عبارت است از:-1 كافى، تأليف محمد بن يعقوب كلينى.-2 من لايحضره الفقيه، تأليف شيخ صدوق.3 و-4 تهذيب و استبصار، تأليف شيخ طوسى.{P گروهى عقيده دارند كه قواعد و مطالب علم رجال در مورد »كتب اربعه« قابل تطبيق نيست، زيرا غرض از مباحث رجالى شناسايى اخبار صحيح از احاديث موضوع و مجعول است، با اين كه تمام روايات »كتب اربعه« مقطوع الصدور و يا حدّاقل صحيح بوده و مناقشه در سند آن‏ها جايز نيست.

اين گروه براى اثبات مدّعاى خود وجوهى ذكر كردند.

در مقابل، محقّقين، در ادلّه آن‏ها مناقشه كرده و معتقدند كه نمى‏توان حكم به صحّت يا قطعيت صدور جميع روايات »كتب اربعه« كرد، زيرا در اين كتب روايات ضعيفى وجود دارد، بلكه بعضى از آن‏ها يقينا مجعول است.

بنابراين احاديث »كتب اربعه« نيز قابل جرح و تعديل است و براى شناسايى روايات صحيح از اخبار ضعيف آنها نياز به علم رجال داريم‏

- P} راجع به اين بحث به »معجم رجال الحديث ج1 ص22-35 و ص 81-91 مراجعه شود.-2 {P توثيقات:

اين واژه داراى دو شاخه اصلى »توثيقات خاصّه« و »توثيقات عامّه« مى‏باشد.

اگر كسى كه در حجيّت كلامش ترديد نداريم حكم به وثاقت شخص خاصّى نمود، اصطلاحاً به آن »توثيق خاصّ« گفته مى‏شود.

مثل اين كه حديث صحيحى از امام معصوم 7 در مورد صداقت و وثاقت »زرارة بن اعين« رسيده باشد، يإ؛ نجاشى راجع به »ذكريا بن آدم قمى« بگويد:

»ثقة، جليل، عظيم القدر«.

و هر گاه توثيق در مورد يك عنوان كلّى باشد، هر يك از مصاديق آن عنوان، موثّق به »توثيق عام« خواهد بود.

- P} پس مراد از »توثيق عام« آن است كه هر يك از راويان در ضمن يك عنوان عامّ توثيق شده‏اند.{P مثل اين كه »على بن ابراهيم قمى« بگويد: راويانى كه در اسناد تفسيرش ذكر شده ثقه هستند، كه از آن نتيجه‏- P} تفسير قمى:.4/1 و معجم رجال الحديث:{P .49/1 مى‏گيريم: »يحيى بن ابى عمران« و »سعدان بن مسلم« را توثيق نموده است، زيرا اين دو نفر در سند حديثى هستند كه در ذيل آيه دوّم سوره بقره وارد شده است.

- P} تفسير قمى:{P .30/1 اصطلاح‏نامه علوم حديث با استخراج اصطلاحات اصلى و فرعى دو بحث مذكور كار محقق را آسان نموده‏- P} مراد بحث »ارزيابى احاديث كتب اربعه« و »توثيقات عامّه« است.{P است، زيرا با مراجعه به اين اصطلاح‏نامه و مستندات آن آراء دانشمندان در زمينه اين دو بحث را در اسرع وقت به دست آورده، ادله آن‏ها را ملاحظه خواهد كرد، و با نظر صائبى كه خواهد داد، برخورد صحيحى با روايات و اسانيد آن خواهد نمود.

در اصطلاح‏نامه علوم حديث اين بخش از مطالب به كيفيت زير ارائه شده است:

علوم حديث‏

.علم رواية الحديث‏

..علم رجال‏

...كليات علم رجال‏

....توثيقات‏

.....توثيقات خاصه‏

......نصّ احد المعصومين‏

......نصّ احد الاعلام المتقدمين‏

...........

.....توثيقات عامّه‏

......وقوع در اسانيد تفسير قمى‏

......وقوع در اسانيد كامل الزيارة

......وقوع در سند اصحاب اجماع‏

...........

اللهم اجعل عواقب امورنا خيراً