مقدمه: (اهميت سازماندهى علوم اسلامى).....1.
بررسى وضعيت اطلاعرسانى در علوم اسلامى.....2.
ضرورت برنامهريزى روشمند در اطلاعرسانى فقه اسلامى.....3.
تدوين اصطلاحنامه فقه بهترين روش.....3.
ناكار آمدى جستوجوى لفظى و لزوم طراحى شيوهاى ديگر.....4.
رسالت اطلاعرسانان حوزوى.....5.
اصطلاحنامه به زبان فارسى.....7.
اصطلاحنامه در زمينه علوم اسلامى.....7.
ميراث گرانبهاى مكتب فقهى اسلام.....9.
مسئوليت حوزهها در شرائط حاضر.....9.
اهميت اصطلاحنامه فقه.....10.
تعيين روابط معنايى و هميشه صادق ميان اصطلاحات فقهى.....10.
ترسيم طرح و نقشه كلى ساختار موجود در علم فقه.....12.
تبيين گستره مطالعه و پژوهش در موضوعات اسلامى.....16.
موضوعنگارى منابع مختلف فقهى بر اساس ساختار اصطلاحنامه فقه.....22.
ضرورت موضوع نگارى در مدارك فقه اسلامى.....23.
اطلاعرسانى چند سطحى از متون فقه اسلامى.....24.
علوم و معارف اسلامى از جمله فقه؛ مجموعهاى از اطلاعات ارزشمند و كارآمد براى نظام زندگى فردى و اجتماعى انسانهاست كه به دليل درهم ريختهگى و عدم انسجام اين اطلاعات، استفادهى از آنها دشوار و در مواردى ناممكن شده است، به خصوص كه مدام در حال افزايش است اين مقاله ابتدا به بيان اهميت و ضرورت سازماندهى علوم اسلامى اشاره دارد و با بررسى وضعيت اطلاعرسانى در علوم اسلامى لزوم برنامهريزى روشمند در اطلاعرسانى فقه اسلامى را به ويژه با بهرهگيرى از رايانه، مورد بحث قرار داده و تهيه و تدوين اصطلاحنامه فقه را به عنوان بهترين روش برگزيده است.
آن گاه با بيان كارآمد نبودن جستجوى لفظى در برنامه نرمافزارى علوم اسلامى طرّاحى و تدوين .Thesaurus. تزاروس فقه (اصطلاحنامه فقه) را حتمى تلقى كرده است.
و با اشاره به تاريخچهى اصطلاحنامهنگارى، اصطلاحنامه در زمينهى علوم اسلامى و علم فقه را كارى بديع و بىسابقه معرفى مىكند.
و سپس به اهميت مكتب فقهى اسلام و مسئوليت حوزهها در شرايط جديد و لزوم بهرهگيرى از رايانه در پژوهش به عنوان ابزارى كارآمد، به ديگربار ضرورت تدوين اصطلاحنامه فقه را به عنوان زبان منطقى برنامههاى نرمافزارى در معارف فقهى ياد كرده است.
در پايان، مباحث تخصصى مربوط به ساخت اصطلاحنامه فقه را بر اساس اصول و ضوابط شناخته شدهى جهانى با ارايهى نمونهها و مثالهايى از اصطلاحات، مفاهيم و موضوعات فقهى، اصولى و علوم قرآنى در حدّ گنجايش مقاله به صورت گذرا، پيش كشيده است و با بيان بخشى از فوائد و ويژهگىهاى اصطلاحنامه فقه بر اهميت و حساسيّت اصطلاحنامه فقه در عرصههاى مختلف پژوهشى تأكيد نموده است.
همه دست اندركاران علوم و معارف اسلامى دريافتهاند كه آموزش و پژوهش و تأليف و تبليغ علوم اسلامى نياز جدى به باز بينى راه كارهاى موجود و انتخاب راه نوينى براى هم گام شدن با دانش روز دارد.
پژوهشگران، استادان، دل سوزان و فرهيختگان، از به هم ريختگى و نابه سامانى در امر چينش اطلاعات و رشد نايافتگى اين حوزه سخت رنج مىكشند. اين كه استادى در دانشگاه يا حوزه و يا دانشجويى و طلبهاى براى دست يافتن به اطلاعات مورد نياز خويش ناچار است ساعتها و گاه روزها وقت صرف نمايد و گاهى هم از رسيدن به مطلوب ناكام مىماند، حاكى از اين است كه بخش درخور توجهى از عمر گران بهاى اين عزيزان به هدر مىرود تا ابتدايىترين ابزار كار خود را به دست آورند.
در حقيقت مىتوان گفت يك حالت گيجى در سر راه هر پژوهشگرى وجود دارد كه رقم قابل توجهى از زحمتهاى وى را به صورتى ناپيدا در خود هضم مىكند.
وقتى كه يك محقق مىداند اطلاعات مورد نيازش در همان منابع در دست رس وى وجود دارد ولى پيدا كردن آنها هم وقت زيادى به خود اختصاص مىدهد و هم سختى حاصل از اين كار به صورت مانعى سر راهش خود نمايى مىكند، بخش قابل ملاحظهاى از نيروى وى را تحليل مىبرد و سنگينى آن تا پايان راه با او خواهد بود.
در حالى كه شايد همان اطلاعاتى كه او در پى آن است و مىخواهد بدان دست پيدا كند، يا حتى بالاتر، به وسيله ابزارهاى امروزى و پيش رفته، در كمترين فرصت ممكن او را در برابر انبوهى از اطلاعات قرار مىدهد.
دريغ اين كه اينك كتابخانههاى بزرگ فرهنگ اسلامى هم چون انبارى نامنظم و درهم ريختهاست و توان تغذيه كافى و به موقع تشنگان زلال كوثر زلال وحى را ندارد، زنگ خطرى است كه در گوش همه علاقهمندان فرهنگ اسلامى به صدا در آمده است و بار سنگين مسئوليتى بزرگ را بر دوش پاسداران مرزهاى عقيدتى - فكرى و حقوقى و اخلاقى مىنهد.
از پس اين دريغ، آرزو اين است كه بتوانيم اين دانش ارزشمند و ميراث گرانسنگ پيشينيان را از چنبره كهنگى آزاد نماييم و با ابزار روز و دانش نوين و كار آمد درهم آميزيم. باشد كه در آينده نزديك اين امر تحقق پيدا كند و نسيم اميدوار كنندهاى باشد بر دلهاى دردمندان دين، و پاس داشت دست آورد سالها تلاش عالمان بزرگ اسلام.
در گذشته، مهمترين و بهترين ابزار براى اطلاعرسانى، ايجاد و تأسيس كتابخانهها بود. وقتى كه نگاهى به روزها و سالهاى آغازين تمدن اسلامى مىكنيم، مىبينيم پيش از اسلام هنوز هيچ فرهنگى به اين فكر نيفتاده بود كه چنين كار سترگى را در برنامه خويش قرار دهد. در يك بررسى اجمالى در مىيابيم كه تأسيس و گسترش كتابخانهها در پهنه گيتى براى نخستين بار از ملتهاى شرقى به ويژه از سرزمينهاى اسلامى آغاز گرديده است. اين كه اين نوع نگرش در اروپا وجود نداشت، جاى ترديد ندارد.
براى نمونه، گفته مىشود در روزگارى كه اسپانيا به دست مسلمانان بود، كتابخانه »الحاكم« اندلس بيش از600 هزار جلد كتاب داشت.
جاى اغراق نيست اگر بگوييم زمانى كه اطلاع رسانى و علوم وابسته به آن در سرزمينهاى اسلامى رواج پيدا كرده بود، هنوز غربى وجود نداشت و قاره امريكا ناشناخته بود، هنوز در اروپا علمى و درسى و كتابى وجود نداشت؛ و آن گاه كه كتابخانه »الحاكم« توسط مسلمانان بر پا شد؛ تازه غربيان به خود آمدند و نقطه شروع ترجمه كتابهاى عربى و اسلامى به زبانهاى اروپايى بود.
اگر به تاريخ دين جهانى اسلام بنگريم و آغاز نزول وحى را مد نظر قرار بدهيم، اسرار آن آغازهى شكوهمند را براى اسلام و مسلمين در خواهيم يافت.
دين اسلام و پيروان آن به اين دليل احساس سرافرازى مىكنند، و اين افتخار را از آن خود كردهاند كه خداوند در آغاز به پيامبرش دستور مىدهد: »اقرأ« و نيز در معجزه جاويد اين دين و كتاب خدا خداوند به »قلم« قسم ياد مىكند. و يا پيامآور اين دين آسمانى مىفرمايد: »مداد علما از خون شهدا برتر است«.
آمار و ارقام نشان مىدهد كه دامنه اطلاعات و اطلاعرسانى به صورت فزايندهاى رو به گسترش است و ميان توانائىهاى عادى انسان و جريان سريع پيدايش و مبادله مباحث و مسائل علمى توازن وجود ندارد.
متفكران و دانشمندان در برابر انبوهى از نظريهها و انديشههاى تازه قرار گرفتهاند كه انتخاب آن دل خواه نيست؛ تا چه رسد به اين كه مجالى براى طرح انديشهها و كار روى آنها وجود داشته باشد.
بديهى است كه فقه اسلام و علوم وابسته به آن هم مستثناى از اين حركت نيست؛ به خصوص كه گاهى اين معارف با حوزههاى ديگر دانش روز، گره مىخورد. اين عدم توازن در زمينه اطلاعات و پراكندگى آن سبب افت بازدهى مىشود؛ از اين رو، براى كار آمد كردن آنها بايد سياستى اتخاذ شود تا در شعاع برنامهاى هماهنگ و به شكلى همگن در جهتى واحد قرار گيرند.
اجراى طرح نمايه بردارى، چكيده نويسى، گزيده اطلاعات و تهيه مقالات تخصصى مىتواند گامى باشد براى حل اين مشكل و صرفهجويى در وقت و بهرهگيرى حداكثر از آن.
تدوين اصطلاحنامه فقه بهترين روش
رسالت علم اطلاعرسانى به عنوان علمى كاربردى اين است كه اطلاعات را به روش پسنديده و حساب شده به جوينده آن مىرساند. و راه كارهاى اين دانش عمدتاً موفق و كار ساز بوده است.
در اين دانش، اصطلاحنامه (تزاروس(Thesaurus= يكى از بهترين راهها براى نظام دادن به اطلاعات پراكندهاى است كه در متون و منابع و يا در قالب چكيدهها و... قرار گرفتهاند. تهيه اصطلاحنامه مؤثرترين شيوه براى بهره بردارى بهتر و جلوگيرى از هدر رفت وقت دانش پژوهان است و سپردن آن به كامپيوتر كارآيى بسيار بالايى براى جويندگان ايجاد مىكند.
به همين خاطر، سازمانهاى بزرگ جهانى مانند »يونسكو« و هم چنين مراكز پژوهشى بزرگ براى علوم مختلف اصطلاحنامههايى را تهيه كردهاند و تقريباً همه اطلاعات همان دانش در چنگ آنان قرار دارد.
امروزه در كتابخانههاى معتبر و در شيوههاى پژوهشى، اين روش - گردآورى جامع اطلاعات و دادن آن به كامپيوتر جا افتاده است و محققان درصد بسيار كمى از وقت خود را صرف به دست آوردن مطالب و اطلاعات موجود مىنمايند.
هر پژوهشگرى مىتواند اطلاعات مورد نياز خود را به صورت دستهبندى شده و گويا در كمترين فرصت به دست آورد. او با استفاده از برنامه نرمافزارى به اختيار خود مىتواند موضوع و يا مسائل مورد نظرش را از مأخذ و منابع موجود انتخاب نمايد. اين كار بسته به نوع برنامه و قابليتهاى برنامه نرمافزارى، قابل گسترش و ريز شدن در موضوعات است. ممكن است محقق متنهاى مورد نياز خود را بر اساس موضوعات از قبل تعيين شده از صفحه نمايش رايانه مطالعه، و يا ياداشت بردارى نمايد و حتى نظرات خود را نيز اضافه كند.
اين امكان، در صورتى درست محقَق خواهد شد كه موضوع نگارىِ كامل و جامعى به عنوان يك راهكار اساسى در منابع فقه اسلامى صورت گيرد. و هنوز در حوزه علوم و معارف اسلامى اين برنامه دقيق و عمده، به صورت همه جانبه، انجام نيافته، مانده است.
و ما نيز چارهاى نداريم مگر اين كه خود را با آهنگ رشدى كه جهان در اين زمينه به خود گرفته سازگار كنيم و هم چنين داشتههاى خودمان را با استفاده از روشهاى تجربه شده، سازمان بدهيم تا بدانيم اندوختههاى ما چيست؟ و براى پاسخگويى به شبهات چه مقدار كار كردهايم و بخشهايى هم كه از نظر بحث و بررسى متوّرم شده كدام است؟ و مسائل و موضوعاتى را كه نياز به پژوهش و كار مجدّد دارد، شناسايى نماييم.
ناكار آمدى جستوجوى لفظى و لزوم طراحى شيوهاى ديگر
اين مشكل، با تهيه تعدادى رايانه و حروف چينى متنهاى كتابها و منابع كه بر اساس جستوجوى لفظى طراحى شدهاند - كه امروزه يك نرمافزار بسيار ساده و پيش پا افتاده است - قابل حل نخواهد بود.
جستوجوى لفظى متن هر اندازه به طور هوشمند طراحى شود. امكان دسترسى به موضوعات واقعى و جامع موجود در متون را فراهم نمىكند، يعنى جامعيت و مانعيت در دسترسى به اطلاعات را نخواهد داشت.
براى اين كه چه بسا لفظى در متن تكرار مىشود كه به عنوان يك واژه محاورهاى و يا نوشتارى به كار رفته است و پيام مهمى را ارائه نمىكند. و موضوع خاصى را بيان نمىنمايد، و چه بسا موضوعات و مطالبى در متن ارائه شده باشند كه الفاظ و عبارات ظاهرى متن آنها را القا نمىكند و بايد توسط موضوع نگاران مسلّط و آگاه، محتواى متن در شكل يك موضوع - اصطلاح يا كليد واژه - نمايانده شده و ثبت گردد.
موضوع نگارى در فقه اسلامى - و طراحى نظامى كارآ براى بهره بردارى از آن چه سلف صالح ما انجام دادهاند، زيربنائىترين و اولين پايه است - براى بررسى مجدد و اظهار نظرهاى نو و ديدگاههاى به روز در مقابل مسائل و شبهات نو به نو.
در اين عرصه نيز براى پرهيز از كارهاى فصلى و روزمرّه و آيندهنگرى نشده، بايد از اعمال سليقههاى تجربه نشده صرف نظر كنيم و آن چه را كه در جهان به تجربه رسيده و نتيجه آن نزد همگان موّفق و پذيرفته شده به حساب مىآيد، اخذ نماييم. تا حداقلِ خطا و بازگشتِ مجدّد را داشته باشيم. و هيچ دليلى وجود ندارد كه همه چيز را مجدداً، خود آزمايش كنيم.
در امر موضوع نگارى و سامان دهى درست موضوعات در علوم اسلامى و علوم وابسته به آن بايد تدوين »تزاروس« را نام برد كه در علوم مختلف به ويژه علوم تجربى در ويرايشهاى مختلفى انجام يافته و در مراكز اطلاعرسانى، پذيرفته شده و سودمندى آن در جهان تجربه شده است. تهيه- P} ر ك: كتابشناسى اصطلاحنامه، مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران{P .1372/ تزاروس (اصطلاحنامه) فقه اسلامى كار آمدترين روش براى تأمين هدف مذكور به حساب مىآيد.
از بركت انقلاب مبارك اسلامى، دست اندر كاران علوم حوزوى و ساير مراكز دينى در سالهاى اخير با درك اين فرصتها گامهايى براى اطلاعرسانى از معارف اسلامى برداشتهاند؛ ولى يكى از معضلات و انحرافهاى عمده در اين عرصه اين بوده است كه برخى از آنان از نظامهاى تجربه شده و استاندارد اطلاعرسانى بهرهاى نبردهاند و به شيوههاى سنتى و سليقهاى تجربه نشده دست زدهاند - كه قطعاً عملكرد آنان نه در بهينهسازى معارف اسلامى موجود مؤثّر است و نه قادر به هم گامى با روند رو به رشد اطلاعات و معارف اسلامى هستند، علاوه بر اينها در بازيابى اطلاعات ذخيره شده، محققان را به خاطر ريزش و كاهش اطلاعات مطلوب رنج مىدهند.
اينان از اطلاعرسانى فقط قسمت سختافزارى آن را به عنوان اصل و پايه پذيرفتهاند؛ ولى تهيه نرمافزار نظاممند و مؤثر بر روند اطلاعرسانى كار آمد و به روز را امرى سهل و آسان انگاشتهاند؛ به همين دليل است كه آن را فنى و پيچيده مىدانند ولى اين را نه!
اميد است تا دير نشده روزى فرا رسد كه همه بخشهاى اطلاعرسانى اسلامى به سمت همآهنگى و همكارى گام بر دارند و با توجه به تجربه ديگران روش صحيحى را در اطلاعرسانى علوم و معارف اسلامى بر گزينند.
به نظر مىرسد تنظيم موضوعات و مصطلحات فقهاى اسلام كه در متون و منابع فقهى به كار رفته، از ضرورىترين مقدمات اين همآهنگى و همكارى است؛ به خصوص در علوم حوزوى و اصولاً علوم حقيقى اعتبارى، كه تنوع تعابير و اصطلاحات، فوقالعاده زياد است.
زبان محاورهاى اهل هر فن، همان اصطلاحاتى است كه به كار مىبرند و بايد اين زبان به دقت شناخته و عرضه شود؛ مثلاً در فلسفه مىبينيم دانشمندان و فلاسفه »وجود« را به حدود100 تعبير ديگر استعمال كردهاند و يا در اصول فقه براى »اصول عملى«10 تعبير هم معنى را به كار گرفتهاند. و- P} ر. ك: اصطلاحنامه فلسفه اسلامى، »وجود«. مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى. {P »امارات« و »ادله شرعى« را در قالب9 واژه ديگر تعبير كردهاند و هم چنين در علوم قرآنى تعدّد و- P} ر. ك: اصطلاحنامه اصول فقه »اصول عملى«، مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى، انتشارات دفتر تبليغات اسلامى.{P تنوع تعابير فراوانى مشاهده مىشود، مانند: »اسباب نزول« كه تا كنون يازده اصطلاح مترادف و »نزول تدريجى« هفت مترادف در منابع براى آن بدست آمده است.
- P} اصطلاح نامه علوم قرآنى ص{P .453 اين تنوع عبارت در تنظيم و طبقهبندى اطلاعات و اطلاعرسانى در سطح منابع مختلف به خصوص هنگامى كه به صورت اطلاعات رايانهاى در آيد بسيار مشكل آفرين است. و حتماً بايد توسط كارشناسان، نوع رابطه ميان اين عبارات و اصطلاحات، در فهرستى منظم شناسايى و تعريف شود كه يكى از فوائد اصطلاحنامه نگارى همين امر است.
تا سال1374 اصطلاحنامهاى به زبان فارسى تدوين نشده است، مگر3 مورد ترجمه.
در سال1374 اصطلاحنامه اصفا، شوراى علمى اصطلاحنامه، سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى، در مقولههاى فرهنگى، آموزش و پرورش، ارتباطات، اقتصاد، جامعهشناسى، روانشناسى، كتابدارى و اطلاعرسانى انجام داده كه در ويرايش دوم اضافاتى هم داشت.
در بهار1375 مركز اطلاعات و مدارك علمى ايران »اصطلاحنامه اسپانيز« (SPINES) را با عنوان اصطلاحنامه نما (نظام مبادله اطلاعات علمى - فنى) منتشر كرد و ويرايش دوم آن در سال1377 انتشار يافت.
در بسيارى از علوم تجربى و انسانى، اصطلاحنامههايى تهيه شده است و گاه چند ويرايش نيز روى آنها صورت گرفته است؛ ولى در زمينه علوم اسلامى تدوين اصطلاحنامه در مركز مطالعات و تحقيقات اسلامى از سال1373 آغاز گرديد و شالوده آن ريخته شد. از آن جا كه نوع كار اين علوم با ديگر رشتهها تفاوت دارد، از ويژگى خاصى هم بر خوردار است و به طور طبيعى دشوارى اين كار آن هنگام نمودار گرديد كه بايد سياست گزارى همه جانبه و كاملى صورت مىگرفت و ارزيابى درستى از آن تهيه مىشد و نيز به خدمت گرفتن نيروى كار آمد و مناسب از آن مقدماتى بود كه بايد پشت سر گذاشته مىشد. افزون بر اين، بايد همه اين مراحل با توجه به برنامهها و استانداردهاى جهانى و هم آهنگ و سازگار با آن شكل مىگرفت؛ بنا بر اين، در آغاز جزوهاى درباره مبانى اصطلاحنامه علوم اسلامى تهيه شد كه طى آن قالب اين كار و سياست گزارى عمده آن طراحى گرديد و مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامى براى نخستين بار در سال1375 آن را چاپ و منتشر كرد، كارى كه هيچ كس تا آن زمان انجام نداده بود.
در سال1374 اجلاس جهانى كتابداران و اطلاعرسانان مسلمان »كامليس.4 در ايران برگزار شد. در آن اجلاس طى مقالهاى اصطلاحنامه علوم اسلامى معرفى شد كه مورد توجه قرار گرفت و معلوم شد اين كار را تا كنون كسى انجام نداده است.
به دنبال آن، برنامه نرمافزارى كاربرى اصطلاحنامه در متون و منابع مختلف اسلامى و تشكيل بانكهاى اطلاعاتى در حوزههاى نه گانه اصطلاحنامه علوم اسلامى نوشته شده و دوران آزمايشى آن هنوز به پايان نرسيده است تا بستر بهرهورى علوم اسلامى گسترش يابد و محققان و عالمان و انديشمندان با استفاده از نظام واره اصطلاحنامهها بتوانند در هر سطح از ردههاى اصلى و فرعى (اعم و اخص) اطلاعات و مطالب مورد نياز خود را از متونى كه تايپ شده باشد در كامپيوتر با سرعت و دقت به دست آورند.
از شخصيتها و مراكز متعددى نقد و نظرهاى مفيدى رسيده است. از مدير اطلاعرسانى يونسكو تقدير نامهاى ارسال شده است.
يكى از كارهاى جانبى و مفيدى كه در عمل محقّق شده است، مستندات اصطلاحات است كه به زودى به عنوان فرهنگنامه در زمينه شاخههاى علوم اسلامى تقديم اهل تحقيق خواهد شد.
مكتب فقهى اسلام از چنان غنايى بهره برده است كه به هيچ روى ديگر مكاتب قابل سنجش با آن نيستند. در قرآن و عترت، كه ميزان يكديگرند تمامى نيازهاى انسان آمده است و جواب هر مسئلهاى را مىتوان از زواياى آنها دريافت.
از ظهور اسلام تا غيبت كبرى 329) هجرى) آياتى كه بر قلب نازنين پيامبر (ص) فرود آمد بر دست خود پيامبر و بعدها على و اولاد بزرگوارش تفسير و تأويل شد. و آن سخنان را اصحاب و ياران آنها در كتابهاى خويش گردآوردند كه ميراث مكتوب آنان از گرانبهاترين و مستندترين تأليفات در تاريخ بشر محسوب مىشود، نهجالبلاغه كه گوهر بى همتايى در اين عرصه به حساب مىآيد و به عنوان اخ القرآن نام دار است. تا تأليفات ديگر علمى و فقهى كه توسط بزرگان و انديشمندان عالم اسلامى به رشته تحرير در آمده است دُرهاى ثمينى هستند كه در اختيار ما قرار دارد.
اما با كمال تأسف، چنان كه بايد و شايد نتوانستهايم از اين آثار نورانى بهره كافى ببريم و همراه پيشرفت ابزار اطلاعاتى و نظامهاى ارتباطى به پيش رويم. و از روشهاى شگفتانگيز پژوهشى امروزى سود جوييم.
پس از ظهور انقلاب اسلامى، خصوصاً با گشايش فكر و انديشه در حوزه علوم اسلامى و تحقّق زمينه تبلور ديدگاهها و نظرات نو در حوزههاى علميه، و ظهور رايانه در پژوهش به عنوان ابزارى كار آمد، سطح انتظار مجامع فكرى و فرهنگى در تمام زمينهها از حوزههاى علميه بالاتر رفت، تا آن جا كه كار كرد و ساخت سنتى حوزههاى علميه جوابگوى نيازها و توقعات امروز نيست.
سابقه ارزشمند اسلام، هويت غير قابل انكارى را براى حوزههاى علوم دينى ترسيم مىكند. اما با وجود اين نمىتوان نيازهاى فكرى جديد را از نظر دور داشت و نقش و تأثير ابزار و عوامل نو شونده در ارائه به موقع و سريع دانشهاى حوزوى و دينى را جزء لاينفك كار به حساب نياورد - به خصوص كه نيازهاى جديد فكرى - نقشهاى بيشترى را از اين پايگاههاى معنوى و علمى و اجتماعى طلب مىنمايد.
از سوى ديگر، توسعه مراكز پژوهشى و دانشگاهها و شبكههاى جهانى اينترنتى و سايتهاى متنوع، خود به منزله گسترش پايگاهها و بالارفتن ظرفيت توليد فكر و تكامل انديشه است. به موازات اين گستردگىها جغرافياى فرهنگى متحوّل شدهوبه تناسب،ارزيابى جامعه علمى و فرهنگى از كاركرد حوزههاى علوم اسلامى نيز، به گونهاى متحول خواهدشد . بديهى است تامين اين نيازهاى نو به نو، و تهيه روشهاى سهل و در عين حال متقن و پر جاذبه، جز با شناخت دقيق روشهاى موجود جهانى و امكانات و ظرفيتهاى نهفته، ممكن نيست. در اين نگرش، نقش حركتهاى جمعى و خود جوش حوزويان را نبايد فراموش كرد.
پيشينه حوزههاى دينى، در فرهنگ اسلام نمايانگر اين است كه حتى در بدترين شرايط اجتماعى و سياسى، همين تلاشهاى فردى و گروهى توانسته است، بار سنگين رسالت حوزهها را در سختترين شرائط و در تنگناى مشكلات تحمل كند.
اهميت اصطلاحنامه فقه به جنبههاى مختلفى بر مىگردد كه در ضمن بحثها به برخى از آنها اشاره شد. نكتههاى ديگرى نيز مىتوان اشاره كرد كه در زير مىآيد:
تعيين روابط معنايى و هميشه صادق ميان اصطلاحات فقهى
در اين تحقيق روابط معنايى و منطقى اصطلاحات فقهى معين مىشود كه اين روابط منطقاً يا رابطه هم معنا و مترادف هستند، يا رابطه اعم و اخص و يا رابطه وابستگى، يعنى هيچ اصطلاحى در هيچ علمى وارد نمىشود و به كار نمىرود، مگر اين كه با موضوع آن علم رابطهاى دارد، و آن رابطه يكى از روابط چهار گانه مذكور خواهد بود.
مانند:
نيابت
بج:استنابه
ا.ع: عقود لازم
ا.خ: نيابت اختيارى
نيابت خاص
نيابت در شهادت
نيابت در عبادت
نيابت در قضاء
نيابت در نيت
نيابت عامه
نيابت قهرى
نيابت ولى
و....
ا.و:احكام نيابت
اركان نيابت
وكالت
و....
و مانند:
عقود
بج:عقد
اعم:معاملات (اعم)
اخ:عقود تمليكى
عقود غير تمليكى
عقود جايز
عقود لازم
عقود معوّض
عقود غير معوّض
عقود معلق
عقود منجّز
و....
همه اصطلاحات در علم فقه، روابط هميشه صادق آنها با بقيه اصطلاحات آن دانش، معلوم مىشود. و مراجعه كننده با استفاده از بخش الفبايى - كه سادهترين راه براى دست يابى به اصطلاحات است - جاى گاه معنايى هر اصطلاح را در مقايسه با اصطلاحات ديگر باز مىشناسد.
- P} براى اطلاع بيشتر از شيوه كار ر. ك: اصطلاحنامه علوم قرآنى از صفخه99 تا- 323 اصطلاحنامه فلسفه جلد1 و- 2 اصطلاحنامه اصول فقه از صفحه43 تا صفحه{P .264 اين روابط معنايى با علايم خاصى طبق استانداردهاى جهانى مشخص مىشود كه عبارتاند از:
بج: به معناى »به جاى« نشان اصطلاح هم معنا و مترادفUT.
ا.ع:به معناى »اصطلاح اعم«BT.
ا.خ:به معناى »اصطلاح اخص«NT.
ا.و:به معناى »اصطلاح وابسته«RT.
لازم به يادآورى است كه اين چهار نوع رابطه، روابط منطقى هستند و مفاهيم غير از اين چهار نوع، رابطه ديگر نمىتوانند داشته باشند؛ زيرا اصطلاحات يا با يك ديگر هم معنا هستند، يا حاكماند، يا تابع و يا وابستگى معنايى دارند (رابطه تداعى معانى و يا رابطه بحثى).
ترسيم طرح و نقشه كلى ساختار موجود در علم فقه
در اصطلاحنامهى فقه تمامى اصطلاحات به صورتى منظم و معنا دار طبقه بندى مىشوند؛ به نوعى كه از بالاترين رده آن علم مىتوان تمامى زير مجموعهها و اصطلاحات مربوط به آن را در يك رديف ملاحظه كرد - اگر در بخش الفبايى، هر اصطلاحى با مرتبطات معنايى خود مشخص مىشد - در بخش نظام يافته و ترسيمى، فهرستى منظم از تمامى اصطلاحات هر علم، به صورت درختواره به دست مىآيد.
مانند:
علم فقه
بج:فقه
احكام
احكام تكليفى
احكام وضعى
عبادات
عبادات بمعنى الاخص
عبادات بدنى
نماز
روزه
حج
عبادات مالى
خمس
زكوة
جهاد
عبادت فكرى
امر به معروف و نهى از منكر
معاملات
ايقاعات
عقود
عقود لازم
عقود لازم لا طرفين
عقود لازم من طرف
عقود متعلق به اعيان
عقود متعلق به منافع
عقود جايز
..............
..............
..............
و مانند:
علوم اسلامى
علم فقه
............
............
معاملات
عقود
عقود جايز
عقود جايز الطرفين
وكالت
وكالت از طرفين
وكالت انفرادى
وكالت جمعى
وكالت حاضر
وكالت غالب
وكالت خاص
وكالت عام
وكالت به جعل
وكالت مجانى
وكالت در حيازت مباحات
وكالت در اصطياد
وكالت در شهادت
وكالت داين
وكالت مديون
وكالت در عبادت
وكالت در عبادات مدنى
وكالت به عبادت مالى
ادامه
..................
..................
..................
وكالت در عبادت مالى
وكالت در زكات
وكالت در خمس
وكالت در صدقه
وكالت در عقود
وكالت در عقود جايز
وكالت در عقود لازم
وكالت در بيع
وكالت در نكاح
وكالت در قبص
وكالت در معاملات
وكالت شخصى
وكالت ضمنى
وكالت عقدى
وكالت فاسق
وكالت فضولى
وكالت محجور
وكالت مسلمان
وكالت مسلمان براى كافر
وكالت مسلمان براى كافر عليه كافر
وكالت مسلمان براى كافر عليه مسلمان
وكالت مسلمان براى مسلمان
وكالت مسلمان براى مسلمان عليه كافر
وكالت مسلمان براى مسلمان عليه مسلمان
در ترسيم فوق هر طبقهاى نسبت به پايينتر از خود »اعم« و نسبت به بالاتر از خود »اخص« است.
در بخش ترسيمىِ اصطلاحنامهها موضوعات از بالاترين رده عام علم كه مثلاً عنوان »علم فقه«- P} ر ك: اصطلاحنامه علوم قرآنى از صفحه445 تا- 468 اصطلاحنامه اصول فقه صفحه337 تا{P .393 است تا پايينترين تابع و اخص يعنى »حدود و ديات«، به صورت منظم ترسيم شدهاند كه محقّق مىتواند با يك نگاه، شاكله و اصول موضوعات »علم فقه« را بازيابد و ديدگاهى جمعى و ساختارى از نقشه كلىِ حاكم بر اين دانش را بفهمد، و ايجاد چنين نقشهاى در تحقيق، تعليم و تعلّم و به خصوص در طبقه بندى اطلاعاتِ ابنوهِ رايانهاى بسيار حياتى و كار ساز است كه به جنبه نرمافزارى آن بعداً مىپردازيم.
تبيين گستره مطالعه و پژوهش در موضوعات اسلامى
اين تحقيق براى تعليم و تعلّم و ارائه درس از سوى استاد و هم چنين براى پژوهش گران از آن رو اهميت دارد كه يك استاد يا پژوهشگر مىتواند گستره تحقيق و مطالعه خود را در موضوع مورد نظر، بر اساس ردهها و موضوعات اخص و وابسته شناسايى و دنبال كند و اين هدف، در بخش نظام يافته اصطلاحنامه به سهولت به دست مىآيد.
- P} ر ك: اصطلاحنامه علوم قرآنى327 تا- 440 اصطلاحنامه اصول فقه ص267 تا{P .373 مثلا هر گاه محققى بخواهد درباره »قياس« به عنوان يكى از مفاهيمى كه در اصول فقه مطرح مىشود، بررسى و پژوهش (دامنه دارى انجام دهد)، بايد از موارد ذيل اطلاع حاصل كند:
- 1 موارد كار برد مشابه و مترادف اين واژه را بداند كه عبارتند از:
»تمثيل منطقى«، »قياس اصولى«، »قياس تشبيه«، »قياس تمثيل«، »قياس فقهى«
- P} ر ك: همان ص192 و292 و- 2 {P .380 بايد بداند كه در علم اصول فقه قياس از نظر معنايى زير مجموعه چه مفهومى قرار مىگيرد.
مانند: »ادله« و يا »ادلة غير معتبره«.
- 3 و نيز بداند كه »قياس« چه زير مجموعههايى دارد. مانند:
»قياس ادنى«، »قياس اطراد«، »قياس اولويت«، »قياس تخريج مناط« و »قياس جلى«، »قياس خفى«، »قياس دلالت«، »قياس سبر«، »قياس صحيح«، »قياس طرد«، »قياس عكس«. و...
- P} همان ص - 4 {P .192 »قياس« با چه واژهها و مفاهيمى در اصول فقه ارتباط بحثى و يا تداعى معنايى دارد؛ هر چند آنها مترادف و اعم و اخص نيست، ولى يك نوع هم بستگى و رابطهاى دارد كه در تكميل بحث قياس مؤثر است.
با مراجعه به اصطلاحنامه اصول فقه، (بخش نظام يافته) در زير مجموعه »ادله« مشخص مىشود كه براى بررسى جامع از »قياس« - پژوهشگر، به بررسى حدود100 موضوع و اصطلاح نياز دارد كه بتواند با اطلاع همه جانبه به موضوع »قياس« بپردازد.
- P} ر. ك: اصطلاحنامه اصول فقه ص292 تا{P .297 و نيز پژوهشگران و اساتيدى كه مقالههاى دائرةالمعارفها را تهيه و تدوين مىكنند و يا دستيارانى كه پروندههاى علمى مقالات را جمعآورى مىكنند - مىتوانند الگوى مطالب و گزينش اطلاعات را از بخشهاى ترسيمى و نظام يافته اصطلاحنامه بدست آورند، همان طور كه كتابداران در كتابخانههاى تخصصى مىتوانند از بخش نظام يافته و ترسيمى براى رديف كردن منطقى كتابهاى خود بهره بگيرند كه به مراتب منطقىتر و مفيدتر از ردهبندىهاى متداول است.
مانند:
اصول فقه
ادلة
ادله غير معتبر
قياس (اصول)
بج:تمثيل منطقى
قياس اصولى
قياس تشبيه
قياس تمثيلى
قياس فقهى
او:اجتهاد قياسى
اركان قياس
استحسان قياسى
تعارض عرف و قياس
حجيت قياس
شرايط قياس
قياس (منطقى)
مجارى قياس
نسخ قياس
(به لحاظ وضوح علت)
قياس اولويت
بج:قياس اولوى
قياس اول
قياس به طريق اولى
ادامه
ا. و:حجيّت قياس اولويت
قياس ادنى
قياس مساوى
قياس ادنى
ا. و:قياس اولويت
قياس مساوى
بج:قياس مساوات
(به لحاظ مسلك علت)
قياس مناسب
ا.و:مناسب
مناسبت
قياس شبه
بج:قياس اشباه
قياس غلبه اشباه
ا. و: وصف شهبى
قياس طرد
ا. و:طرد
وصف طردى
قياس سبر
ا. و: سبر وتقسيم
قياس تنقيح مناط
...............
...............
قياس تخريج مناط
...............
...............
قياس تحقيق مناط
...............
...............
ادامه
قيا اطراد
قياس سريع الفار
قياس به الفاى فارق
(به لحاظ علم به علت)
قياس جلّى
...............
...............
قياس خفى
(به لحاظ نفس علت)
قياس دلالت
قياس علت
قياس در معناى اصل
...............
...............
(به لحاظ مبيّن علت)
قياس عقلى
قياس شرعى
(به لحاظ اعتبار)
قياس صحيح
قياس فاسد
(به لحاظ وجود مانع)
قياس عكس
قياس طرد
(به لحاظ نتيجه)
قياس قطعى
قياس مركب
قياس مركب الاصل
قياس مركب الوصف
قياس مستنبط العله
قياس منصوص العله
قياس ملائم
قياس مؤثر
وقتى كه روابط چهارگانه فوق يعنى مترادف، اعم، اخص و وابسته آشكار گشت، حد و مرز معنايى »قياس« در حوزه اصول فقه شناسايى مىگردد.
مجموعه اصطلاحات مترادف، اعم و اخص و وابسته نسبت به »قياس« يك مجموعه منسجم و مرتبطى را تشكيل مىدهند كه محقق با دستيابى به همه آن مفاهيم، قادر خواهد بود شناخت جامعى از قياس را به دست آورد. و محدوده مرتبطات مفهومى و واژگانى را تشخيص دهد - و الگوى بررسى و تحقيق خود را شناسايى كند.
اين مقدار آگاهى با مراجعه محقق به بخش الفبايى اصطلاحنامه اصول فقه به دست مىآيد؛ زيرا در آن جا»قياس« به عنوان يك اصطلاح در رديف الفبايى »ق« قرار گرفته و روابط معنايى اختصاصى آن با بقيه اصطلاحات در حوزه دانش اصول فقه با علائمى مشخص شده است.
لازم به يادآورى است كه اگر محقق بخواهد دامنه تحقيق خود را گسترش دهد و مفاهيم و مباحث فراتر و يا فروتر از »قياس« را بداند - يعنى بخواهد بداند قياس زير مجموعه چه مباحث كلىترى قرار گرفته و يا پايينتر از اخصهاى آن، چه زير بخشهاى ريزتر و فرعىترى قرار گرفتهاند و يا در عِداد چه مفاهيم و مباحثى قرار مىگيرد، با مراجعه به بخش نظام يافته و ترسيمى، اين مقصود روشنتر خواهد شد. در آن جا ترسيم شده است، كه قياس زير مجموعه »ادله« - »ادله غير معتبر« و يا هر آن چه كه شأنيت دليل بودن را دارد - است.
و ادله »هم ارز«و در عِداد »اصول عملى« »اجتهاد و تقليد« »تعارض و تعادل و تراجيح« »مباحث الفاظ« و »ملازمات عقلى« قرار دارد. و همه اينها زير مجموعه عمده و »ردههاى اصلى« »اصول فقه« هستند و مباحثى از قبيل »شهرت«، »عرف« »استقراء«، »استحسان« و موارد ديگر مفاهيمى فروتر از قياساند.
- P} اصطلاحنامه اصول فقه ص292 و{P .380 اين اصطلاحات (در باب قياس) حالت اعضاى يك خانواده را دارند كه با مرتبطات خود خانوادهاى تشكيل مىدهند و سوابق و لواحق آنها را نيز مىتوان پيگيرى و معين نمود.
با اين ديد كلى و مجموعى و همه جانبهاى كه از »قياس« به دست آمده است، راحتتر مىتوان سراغ منابع و مباحث رفت و طرح بحث در كلاس و يا تدوين طرح تحقيق را پىريزى كرد.
اصطلاحنامه در تمامى اصطلاحات و موضوعات، اين وضعيت را ايجاد مىكند، كه علاوه بر بررسى و شناسايى جاىگاه هر اصطلاح به صورت خاص، رابطه آن را با مجموعه علم و در پيكره و شاكله كلى علم معلوم مىنمايد. و اين فرايند وقتى ميّسر خواهد شد كه روابط معناى مجموعه اصطلاحات بررسى و تصويب شده باشد.
موضوعنگارى منابع مختلف فقهى بر اساس ساختار اصطلاحنامه فقه
حال كه اين طرح در سطح كلان براى فقه فراهم شده و ساختار معنايى و ردهاى آن از نظر منطقى ترسيم گشته است، مرحله مهم ديگرى وجود دارد كه همان موضوعنگارى متون و منابع و اطلاعات پراكنده و گوناگون در كتب و منابع فقهى بر اساس اصطلاحات در اصطلاحنامه است كه با ظرافت و دقت خاصى بايد صورت گيرد و امورى مانند ذيل رعايت گردد.
- 1 متن مورد نظر با دقت مطالعه شود و اصطلاح و يا اصطلاحاتى كه آن متن را پىريزى مىكنند و نمايانگر مفهوم واقعى آن هستند، از اصطلاحنامه فقه انتخاب شده، و صفحه و سطر متن مربوط روى برگه مخصوص تحقيق ثبت گردد.
- 2 در انتخاب اصطلاح، خاصترين عنوان، گزينش، و از كلىگيرى پرهيز شود.
- 3 در صورتى كه اصطلاح مورد نظر در اصطلاحنامه فقه يافت نشود، دو راه وجود دارد:
الف - از اصطلاح عامتر استفاده شود.
ب - اصطلاح مورد نياز با رنگ متفاوت از متن روى فيش ثبت شده و به عنوان »اصطلاح پيشنهادى« در برگهاى كه به اين منظور آماده شده است يادداشت شود.
- 4 براى نوشتن نشانى كتاب از »كد«استفاده شود و آن كد به همراه صفحه و سطر روى هر فيش نوشته شود... و مسائل ديگرى كه در مرحله فيشبردارى رعايت آنها ضرورى است.
ضرورت موضوع نگارى در مدارك فقه اسلامى
بديهى است، اين كار بسيار سنگين، دقيق و وقتگير است؛ ولى از مسائل مهم و ضرورى و بر زمين مانده در معارف و فقه اسلامى است. موضوعنگارى دقيق و كامل از مدارك و منابع فقهى از مسائل با ارزش و اولّى پژوهش محسوب مىشود؛ به نوعى كه تمامى مدارك موجود بايد يك بار و براى هميشه به صورت دقيق، مطالعه و بررسى و موضوعنگارى شود و زمينه موضوعنگارى مطالب نو به نو را به صورت دائم فراهم سازد تا دسترسى پژوهشگران و انديشهورزان را به متون مختلف و موجود سهل و آسان نمايد.
اين كار بزرگ و مؤثر بايد توسط متخصصان در همان رشته و بر اساس اصول شناخته شده و صحيح صورت گيرد؛ چون استفاده كنندگان آن عمدتاً اساتيد، و انديشمندان و پژوهشگران در علوم اسلامى خواهند بود.
اين پژوهش بايد بر اساس طرح و ساختار تعريف شده اصطلاحنامه فقه ارائه شود و با استفاده از پنانسيل سرعت و دقت موجود در رايانه، طبق برنامه نرمافزارى، تنظيم و ظرفيت كار آيى آن چندين برابر گردد. به اين ترتيب محققان علوم و معارف فقه اسلامى براى به دست آوردن مطالب مورد نياز خويش زمان كمترى صرف مىكنند و بيشتر به تحقيق و بررسى كارهاى بر زمين مانده و راههاى نارفته و كشف مباحث جديد و پاسخ به شبهات متنوع امروزى خواهند پرداخت.
براى همين است كه يكى از اهداف مهم كه اصطلاحنامهها عموماً و در اصطلاحنامه فقه خصوصاً مورد نظر است، طبقهبندى مطالب موجود در متون و منابع فقهى است كه بر اساس ساختار طبقهبندى شده و معنادار اصطلاحنامه »بخشهاى نظام يافته و ترسيمى« - مطالب پراكندهاى كه در متنهاى متنوع وجود دارد به سيستم رايانهاى سپرده شود و بر اساس برنامه نرمافزارى ذخيره و بازيابى گردد- P} برنامه نرمافزارى مذكور براى اصطلاحنامه علوم اسلامى طراحى و انجام شده و مرحله آزمايش خود را مىگذراند.{P تا محققان و اساتيد به راحتى بتوانند از راه اصطلاحات - به عنوان مدخل و كليد ورود - به مطالب و متنها كه قبلاً طبق ساختار اصطلاحنامه به برنامه داده شده است - دسترسى پيدا كنند.
اطلاعرسانى چند سطحى از متون فقه اسلامى
يكى از برنامههاى ارزشمند كه طراحى آن با استفاده از بخش ترسيمى اصطلاحنامه فقه و امكانات نرمافزار آن فراهم مىشود، اطلاعرسانى چند سطحى از منابع و متنهايى است كه به صورت فايلهاى الكترونيكى حروف نگارى شده باشند.
در اين روش: علاوه بر دسترسى به اطلاعات خاص هر اصطلاح از طريق رايانه و هم چنين يافتن اطلاعات مربوط به مرتبطات هر اصطلاح يعنى مترادفها، اعم، اخص، و وابستهها، قابليت مهم ديگرى وجود دارد كه: محققان مىتوانند اطلاعات يك اصطلاح را به صورت جمعى تحت عنوان يك »رده« به دست آورند. مثلا آن چه در اصطلاحنامه اصول فقه به »قياس« مربوط مىشود مباحث »ادله« است.
»ادله« يك رده اصلى است، ممكن است محققى بخواهد تمامى اطلاعات مربوط به »ادله« را با همه زير بخشهاى مترادف، اعمها و اخصها و وابستهها را در يك فايل ساختار دار، جداگانه و يا در يك مجموعه مكتوب به صورت چاپ شده ملاحظه نمايد - اين امكان با قابليت جستجوى متنها (از عناوين مختلف) فوقالعاده در تحقيق و گسترش انديشه اسلامى و صرفهجويى در وقت انديشوران اسلامى مؤثّر است.
هم چنين محقق مىتواند سطوح بالاتر از رده قبل را و يا اعم را جستو نمايد و اطلاعات خاص آنها را ملاحظه، مطالعه و حتى چاپ نمايد و در مواردى مطالبى را بر آن افزوده و يا از آن حذف نمايد هر چند اين راه دشوار، پر هزينه و زمان بر است، ولى با ملاحظه فوايد آن در امر پژوهش، انجام آن لازم مىنمايد.
مانند:
علوم قرآنى
شناخت تاريخ قرآن
جمع قرآن
(به لحاظ اشخاص و ادوار)
جمع دوره پيامبر(ص)
جمع امام على (ع)
جمع ابوبكر
جمع عثمان
(به لحاظ چگونگى جمع)
جمع حفظى قرآن
جمع كتابى قرآن
نزول قرآن
نزول تدريجى
نزول بعد الحكم
نزول قبل الحكم
نزول مشيعى
نزول مفردى
نزول دفعى
نزول خاص
نزول عام
در ترسيم فوق (اصطلاحنامه علوم قرآنى بخش ترسيمى ص(452 پژوهشگرى كه مىخواهد در مورد »نزول دفعى قرآن« تحقيق نمايد به نوعى كه از جوانب اين مفهوم و اطلاعات مرتبط با آن آگاهى كامل پيدا كند، با استفاده از بخش ترسيمى مذكور مباحث مربوط به »نزول تدريجى« كه هم سطح نزول دفعى قرآن از نظر معنايى و طبقهبندى به حساب مىآيد را ملاحظه خواهد كرد - همان طور كه مىتواند سطح بالاتر از آن را كه »نزول قرآن« است و يا سطوح بالاتر مانند »جمع قرآن« و »شناخت تاريخ قرآن« را به فراخور گستردگى پژوهش خويش مورد مطالعه و بررسى قرار دهد.
و يا مانند:
علوم قرآنى
شناخت تفسير و مفسران
تفسير قرآن
مفسران قرآن
مفسران تربيتى قرآن
مفسران اشارى
مفسران عرفانى
مفسران فلسفى
مفسران اجتماعى
مفسران تاريخى
مفسران ادبى
مفسران علمى
مفسران كلامى
مفسران اخلاقى
مفسران روايى
مفسران احكام قرآن
مفسران قصص قرآن
مفسران رموز قرآن
مفسران شيعه
مفسران اسماعيليه
مفسران اماميه
مفسران زيديه
مفسران طبقه اول
مفسران طبقه دوم
......................... تا طبقه هشتم
مفسران قرآن اول
مفسران قرآن دوم
......................... تاطبقه پانزدهم
با توجه به ترسيم فوق محققى كه مىخواهد در مورد »مفسران شيعه« پژوهش همه جانبهاى داشته باشد. با بهرهگيرى از بخش ترسيمى اصطلاحنامه علوم قرآنى، مفاهيم سطوح بالاتر و پائينتر را ملاحظه مىنمايد: »مفسران اسماعيليه«، »مفسران اماميه«، »مفسران زيديّه« عناوينى هستند كه در سطح زير مجموعه مفسران شيعه قرار گرفتهاند. و بررسى درباره اين گروه هنگامى تكميل مىشود كه فِرَق و مذاهب سطح پائينتر آن شِناسايى شده باشد.
همچنين انواع و اقسام مفسران قرآن به لحاظهاى مختلف، از قبيل: گرايشها و نگرشهاى متفاوت مفسّران، و طبقات مفسران در قرنهاى مختلف و يا سبكها و شيوههاى تفسيرى متفاوت نيز از مواردى هستند كه در سطوح پائينتر و يا بالاتر »مفسران شيعه« قرار مىگيرند. و با مطالعه و بررسى درباره آنها، گستره تحقيق و دامنه اطلاعات به صورت جامع الاطراف، شكل خواهد گرفت.