معرفى اصطلاحنامه فقه.....1.
ضرورت اصطلاحنامهنويسى در علم فقه.....1.
تعريف اصطلاحنامه.....1.
تعريف اصطلاحنامه فقه.....1.
اهداف اصطلاحنامه فقه.....2.
ماهيت اصطلاح در اصطلاحنامه فقه.....2.
ويژگىهاى اصطلاحنامه فقه.....3.
مراحل تدوين اصطلاحنامه فقه.....4.
-1 تهيه نمودار اوليه براى فقه اسلامى.....4.
-2 مطالعه و استخراج واژه فقهى از متون فقهى شيعه و سنى، و ايجاد رابطه ميان آنها.....6.
كارهاى انجام شده در مرحلهى دوم.....6.
نمايش اصطلاحات فقهى.....6.
الف: نمايش الفبايى.....6.
ب: نمايش نظاميافته.....8.
ج: نمايش ترسيمى.....9.
علم فقه به جهت اهميت و گستردگى و نيز تنوع موضوعات آن، و به عنوان علمى كه متكفل همه شئونات زندگى بشر است، بايد به موازات پيشرفت تكنولوژى، در نحوه اطلاعرسانى آن نيز تجديد نظر شده و اطلاعات موجود در منابع فقهى، به شيوه جديد در خدمت بشريت تشنه احكام دينى قرار گيرد.
وسيلهاى كه امروزه همه علوم بشرى در چينش و طبقهبندى و نيز تسريع در امر اطلاعرسانى، آن را در خدمت گرفتهاند، اصطلاحنامه است. بنابراين بايسته است كه در علم فقه نيز با توجه به رسالتى كه دارد، از اين وسيله و فنّ، استفاده شده و تمامى محتواى موجود در متون فقهى، طبقهبندى شده تا هم براى مجتهدان، مؤلفان مدرسان، دستيابى به مفاهيم مورد نظرشان آسان شود، و هم از اين طريق، احكام دينى، به اقصا نقاط عالم، از طريق رايانه كه زبانى جز زبان منطق ندارد، رسانده شود.
واحد اصطلاحنامه علوم اسلاامى مركز تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم با توجه به ضرورت ياد شده از سال1377 با تعداد محدودى از محققان اقدام به تدوين اصطلاحنامه فقه نموده و هم اينك -- 1382 بخش قابل توجهى از آن به اتمام رسيده است.
قبل از معرفى اصطلاحنامه فقه، لازم است مقصود از اصطلاحنامه و اهداف و ويژگىهاى آن بيان شود.
اصطلاحنامه يا تزاروس .(THESAURUS) مجموعهى اصطلاحات استاندارد شده در يك حوزه معرفتى است كه فهرستى از واژههاى كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مىدهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بين مفاهيم را به نمايش مىگذارد و از نظر ساختارى، گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته از مبحث خاص دانش بشرى است، به عبارت ديگر، اصطلاحنامه، كليد واژههاى نظام دار و فشردهترين صورت چكيدههاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و حامل حداكثر اطلاعات با حداقل ضايعات است و به عنوان بهترين وسيله جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات آن حوزه به كار مىرود.
اصطلاحنامه فقه مجموعهاى از اصطلاحات و واژههاى كنترل شدهاى است كه بيانگر يك مفهوم و محتواى فقهى بوده و ميان آن واژهها روابط اعم و اخص، ترادف و وابستگى برقرار شده باشد.
-1 تهيه طرحى از حوزه فقه اسلامى براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و واژههاى كنترل شدهى فقهى، و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار فقه اسلامى.
-2 تهيه واژگانى كنترل شده كه طبعاً بيشتر آنها از اصطلاحات معهود علم فقهاند، براى فقه اسلامى، به منظور يك سان سازى مدخلهاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات فقهى.
-3 تهيه راهنما براى پژوهشگران، مدرسان، مؤلفان، نمايهسازان و استفاده كنندگان از متون فقهى، جهت انتخاب اصطلاح كاربردى براى موضوع مورد جستوجو.
مقصود از اصطلاح فقهى، آن قبيل واژههايى هستند كه در يك مدار بسته موضوع خاصى از موضوعات فقهى را مىنمايانند. به عبارت ديگر مقصود از اصطلاح، اصطلاح نمايهاى است نه اصطلاح خاص يك حوزه علمى كه نوعاً محدود است. فى المثل واژهى آب، آفتاب، شتر، گوسفند و... از اصطلاحات خاص فقهى نيست. ولى در اصطلاحنامه فقه، يك اصطلاح تلقى مىشود. چرا كه در فقه اسلامى، اين واژهها متكفل بيان موضوعى از موضوعات فقهى است و لذا تمامى اين قبيل واژهها استخراج شده و به عنوان يك اصطلاح فقهى، در مجموعه واژههاى فقهى قرار داده مىشود و با بعضى از آنها رابطه (رابطهى اعم و اخص يا مترادف و يا وابسته) برقرار مىكند تا ساختمان علم فقه را به گونهاى منسجم به نمايش بگذارد. براى نمونه، واژهى آب در فقه اسلامى هم به عنوان اخص مطهرات است لذا در زير مجموعهى مطهرات قرار مىگيرد، و هم به عنوان موارد آشاميدنىها مطرح است لذا در زير مجموعه آشاميدنىها قرار مىگيرد، چه اين كه با بعضى از واژهها اگر چه رابطهى سلسله مراتبى (اعم و اخص)ندارد ولى به نحوى است كه با استعمال آن واژهها، واژهى آب نيز به ذهن محقق و جستجوگر مىآيد و لذا، با آن واژهها، رابطهى وابستگى برقرار مىكند، مثلاً در فقه دربارهى بيع آب، غصب آب، و... بحث مىشود. طبيعى است كه اگر كسى واژه بيع آب را استعمال بكند، به واژهى آب نيز منتقل مىشود، به همين جهت واژهى آب در فقه علاوه بر اين كه اعم و اخصهاى متعددى دارد، با بعضى از واژهها رابطهى وابستگى برقرار مىكند تا اگر كسى از طريق مدخل »آب« وارد اصطلاحنامه فقه بشود، به جايگاه آن در كل فقه اطلاع پيدا بكند، و لذا واژهى »آب« در اصطلاحنامه فقه به ترتيب ذيل چينش مىشود.
اعم:مطهرات
آشاميدنىها
اخص:آب مطلق
آب مضاف
وابسته:بيع آب
غصب آب...
-1 در اصطلاحنامه فقه، روابط معنايى، يعنى روابطى كه جداى از هر متن و مدركى به قوت خود باقى است، مورد توجه است، به عبارت ديگر، روابط ميان واژههاى فقهى، روابط هميشه صادق است كه از طريق رابطه هم ارز (مترادف)، رابطه سلسله مراتبى (اعم و اخص جنس و نوعى، اعم و اخص كل و جزء و اعم و اخص مفهوم و مصداق) و رابطهى وابسته نشان داده مىشوند.
-2 مجموعهى واژههاى فقهى، به صورت سلسله مراتبى از عام به خاص (حاكم به تابع) و با حفظ همه جنبههاى اصلى و فرعى و وابسته، به شكل نظام دار نشان داده مىشوند، به گونهاى كه تمامى اصطلاحات حاكم و تابع و زير بخشهاى منطقى آنها، با يك نگاه كلى به نمايش در مىآيد.
-3 جاىگاه اصلى و جنبى تمام اصطلاحات فقهى، در ساختارى كلى به همراه روابطى كه با يكديگر دارند، تعيين مىشود. در واقع، هيچ اصطلاحى در اصطلاحنامه فقه نيست، مگر اين كه رابطه آن با اصطلاحات ديگر مشخص شده باشد.
-4 اصطلاحنامه فقه به خاطر روابط معنايى كه ميان واژههاى برقرار شده است، توانايى آن را دارد كه موضوع هر بخشى از علم را با تمام جنبههاى اصلى، فرعى و وابسته، به شكل نظام يافته و به منظور ذخيره و بازيابى اطلاعات، يا مقاصد ديگر ارائه دهد.
-5 اصطلاحنامه فقه ابزارى مهم براى نمايهسازى و خلاصه زبان نمايهسازى است.
-6 تدابيرى كه در اصطلاحنامه فقه انديشيده شده است سبب مىشود تا كاربرد هر اصطلاح به دقت مشخص و معين شود. نظير:
-6-1 »يادداشت دامنه« كه محدوده مفهومى يك واژهى فقهى را مشخص مىكند.
-6-2 »توضيحگر« كه وسيلهى تمييز مشتركات لفظى است.
-6-3 »عبارت راهنما« كه بيانگر لحاظ تقسيم است.
براى نمونه واژه »عبادت« در متون فقهى به چند معنا آمده است. اگر كسى بخواهد از طريق اصطلاحنامه درباره »عبادت« تحقيق نمايد، در همان ابتدا اصطلاحنامه فقه به او جهت مىدهد كه اين واژه، معانى متعدد دارد و لذا محقق، بايد تكليف خود را در ورود به متن مشخص نمايد.
بنابراين واژه »عبادت« يا واژههاى ديگر نظير »رهن« بايد با توضيحگر در اصطلاحنامه فقه وجود داشته باشد تا جوينده سر درگم نشود
مثل عبادت (اعم) - عبادت (اخص) - رهن (عقد) - رهن (مرهون).
مراحل تدوين اصطلاحنامه فقه
-1 تهيه نمودار اوليه براى فقه اسلامى
اين مرحله يكى از دشوارترين مرحلهى تدوين اصطلاحنامه يك علم مخصوصاً فقه اسلامى است. زيرا فقهاى اسلامى در طول تاريخ فقه با توجه به سلايق خاص خود، دستهبندى متفاوتى از فقه ارائه دادهاند و لذا تهيهى طرحى كه بتواند منطقاً همهى ابواب فقهى را پوشش بدهد. كارى بس دشوار بود. ليكن با استفاده از راهكارهاى اصطلاحنامه كه يك راهكار منقطقى است و نيز مشورت با صاحب نظران حوزه علميه، نمودار اوليه فقه اسلامى تهيه و مراحل بعدى تدوين اصطلاحنامه فقه بر اساس اين طرح شكل گرفت. اين نمودار، به شرح ذيل است.
عقود - معاملاتبالمعنىالاخص -
سياسات
مكاسب
عباداتمالى
عباداتبدنى
امربهمعروفونهىازمنكر
طهارات
عباداتبالمعنىالاخص
معاملاتبالمعنىالاعم
عباداتبالمعنىالاعم
فقه
-2 مطالعه و استخراج واژه فقهى از متون فقهى شيعه و سنى، و ايجاد رابطه ميان آنها
-2-1 استخراج واژههايى كه موضوعى از موضوعات فقهى را تحت پوشش قرار مىدهند، توسط محققانى صورت مىگيرد كه هم در فن اصطلاحنامه نويسى و هم در زمينه علم فقه اطلاعات مفيدى دارند.
-2-2 دسته بندى واژهها براساس بابهاى فقهى.
-2-3 ايجاد رابطه ميان واژهها توسط گروهاى (دو يا سه نفرى) تصويبى.
كارهاى انجام شده در مرحلهى دوم
-1 واژههاى ردهى احكام و سياسات، استخراج و تصويب شده است.
مجموع واژههاى اين رده در حدود ده هزار واژه است كه در آينده نزديك به چاپ خواهد رسيد.
-2 بخش مهمى از اصطلاحات ردهى معاملات (عقود و ايقاعات) نيز استخراج شده و تصويب گرديده است.
-3 در بخش عبادات نيز اصطلاحات بعضى از ابواب نظير صوم، خمس، زكات، اعتكاف، امر به معروف و نهى از منكر و جهاد استخراج شده و بعضى از آنها هم تصويب شده است.
همان گونه كه در تعريف اصطلاحنامه فقه اشاره شد، تمام واژههايى كه بار معنايى فقهى دارند كه طبيعتاً اين واژهها متكفّل موضوعى از موضوعات و فرعى از فروعات فقهى مىباشند، استقصا شده و ميان آنها روابط ترادف، اعم و اخص و وابسته برقرار شده و به سه طريق ذيل نمايش داده مىشود.
نمايش الفبايى اصطلاحات به اين صورت است كه تمام واژههاى فقهى با روابط آنها، طبق حروف الفبا چينش مىشوند.
فايدهى اين روش اين است كه قابل استفاده براى همگان است.
نمونهاى از اصطلاحات باب محاربه در غالب نمايش الفبايى
بك: سلاح محارب
ا.ع: اسباب تعزيرات
ا.و: محاربه
بك: استلاب
ا.و: محارب
استلاب
بج: اختطاف
ا.ع: اسباب تعزيرات
ا.و: محاربه
مستلب
ا.ع: اسباب تعزيرات
ا.و: محاربه
مغتال
اقرار به محاربه
ا.ع: مثبتات محاربه
بك: استلاب
ا.و: محارب
اهل ريبه
ا.و: محارب
اهل زعاره
ا.و: محارب
اهل دعاره
ا.و: محارب
اهل فتنه
ا.و: محارب
تبعيد محارب
بج: نفى محارب
ا.ع: حد محاربه
ا.و:مدتتبعيدمحارب
قتل محارب
صلب محارب
قطعدستوپاىمحارب
مكانتبعيدمحارب
محارب
تجهيز محارب
ا.خ: تحنيط محارب
تدفين محارب
تكفين محارب
تغسيل محارب
ا.و: محارب
نماز بر محارب
تحنيط محارب
ا.ع: تجهيز محارب
ا.و: محارب
تدفين محارب
ا.ع: تجهيز محارب
ا.و: محارب
تغسيل محارب
ا.ع: تجهيز محارب
ا.و: محارب
تكفين محارب
ا.ع: تجهيز محارب
ا.و: محارب
تنازع در عذر محارب
ا.و: محارب
توبه محارب
ا.و: محارب
حد محاربه
ا.ع: حدود (خاص)
ا.خ: تبعيد محارب
حبس محارب
حدتخييرىمحاربه
حدتربيتىمحاربه
حد محارب زن
حد محارب مرد
صلب محارب
قتل محارب
قطعدستوپاىمحارب
ا.و: محاربه
محارب
حبس محارب
ا.ع: حد محاربه
حد تخييرى محاربه
ا.ع: حد محاربه
حد تربيتى محاربه
ا.ع: حد محاربه
حد محاربه زن
ا.ع: حد محاربه
حد محاربه مرد
ا.ع: حد محاربه
حرابه
بك: محاربه
ردء محارب
ا.و: محارب
سلاح محارب
بج: آلت محاربه
ا.و: محارب
شهادت بر محاربه
ا.و: محاربه
در اين بخش از نمايش اصطلاحات، واژههاى فقهى، به صورت پلكانى، از موضوع اصلى و محورى خود به پائينترين زير بخشها، چينش مىشود.
كيفيت چينش اصطلاحات نيز به اين صورت است كه بعد از هر واژهى فقهى، ابتدا مترادفات، سپس وابستهها و آنگاه اخصهاى آن با توجه به عبارت راهنما (لحاظ تقسيم)، دستهبندى مىشوند و اين روند، درباره هر يك از واژههاى اخص نيز ادمه دارد.
فايده نمايش نظام يافته اين است كه كليت يك علم يا يك بخش از علم را با تمام خصوصيات آن به محقق و جستجوگر مىنماياند و به همين جهت دامنهى تحقيق را در يك نگاه، براى محقق ترسيم مىنمايد: براى نمونه:
محاربه
بج: حرابه
ا.و: احتيال
استلاب
اغتيال
حد محارب
شهادت بر محاربه
مثبتات محاربه
محارب
معاونتدرمحاربه
مفسدفىالارض
(به لحاظ آلت محاربه)
ا.خ: محاربه با آتش
محاربهباارسالآب
محاربهباالقاىسم
(بهلحاظمباشرتوعدممباشرتمحارب)
ا.خ: محاربه تسبيبى
محاربه مباشرى
(به لحاظ قصد محارب)
ا.خ: محاربه ترتيبى
محاربه مزاحى
محاربه مجبور
محاربه ملاعب
(بهلحاظشىءموردتعرض)
ا.خ: محاربه در اموال
محاربه در فروج
محاربه (ادامه)
(به لحاظ مكان محاربه)
ا.خ: محاربهدرخشكى
بج:محاربهدربر
محاربه در دريا
بج:محاربهدربحر
محاربه در شهر
محاربهدربيرونشهر
محاربهدربلاداسلام
بج:محاربهدرداراسلام
محاربهدربلادشرك
بج:محاربهدردارالكفر
(به لحاظ زمان محاربه)
ا.خ:محاربه در روز
محاربه در شب
(بهلحاظجنسيتمحارب)
ا.خ:محاربه زن
محاربه مرد
(بهلحاظشرايطعامهتكليف)
ا.خ:محاربه صغير
بج:محاربهصبى
محاربه مجنون
بج:محاربهديوانه
ى دفف ج: نمايش ترسيمى
در اين بخش از نمايش اصطلاحات، فقط واژههاى اعم و اخص، به صورت درختى و با توجه به لحاظ تقسيم (عبارت راهنما) چينش مىشوند.
فايدهى اين نحوه از نمايش اين است كه اسكلت و چهارچوب اصلى يك حوزه علمى از رأس آن تا ريزترين زير بخشها نشان داده مىشود. از باب نمونه:
.معاملات بالمعنى الاعم
..سياسيات
...عقوبات
....حدود (عام)
.....حدود (خاص)
......حد محاربه
.......(به لحاظ نوع حد)
.......قتل محارب
........قتل محارب زن
........قتل محارب مرد
.......تبعيد محارب
.......حبس محارب
.......صلب محارب
........صلب محارب حى
........صلب محارب مقتول
........صلب محارب ميّت
.......قطع دست و پاى ميّت
.......(به لحاظ نحوه اقامه حد)
.......حد ترتيبى محاربه
.......حد تخييرى محاربه
.......(به لحاظ جنسيت محارب)
.......حد محاربه زن
.......حد محاربه مرد