اصطلاح‏نامه فقه‏ در يك نگاه‏

نويسنده: حسين حسن‏زداه‏

فهرست‏

معرفى اصطلاح‏نامه فقه.....1.

ضرورت اصطلاح‏نامه‏نويسى در علم فقه.....1.

تعريف اصطلاح‏نامه.....1.

تعريف اصطلاح‏نامه فقه.....1.

اهداف اصطلاح‏نامه فقه.....2.

ماهيت اصطلاح در اصطلاح‏نامه فقه.....2.

ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه فقه.....3.

مراحل تدوين اصطلاح‏نامه فقه.....4.

-1 تهيه نمودار اوليه براى فقه اسلامى.....4.

-2 مطالعه و استخراج واژه فقهى از متون فقهى شيعه و سنى، و ايجاد رابطه ميان آن‏ها.....6.

كارهاى انجام شده در مرحله‏ى دوم.....6.

نمايش اصطلاحات فقهى.....6.

الف: نمايش الفبايى.....6.

ب: نمايش نظام‏يافته.....8.

ج: نمايش ترسيمى.....9.

معرفى اصطلاح‏نامه فقه‏

ضرورت اصطلاح‏نامه‏نويسى در علم فقه

علم فقه به جهت اهميت و گستردگى و نيز تنوع موضوعات آن، و به عنوان علمى كه متكفل همه شئونات زندگى بشر است، بايد به موازات پيشرفت تكنولوژى، در نحوه اطلاع‏رسانى آن نيز تجديد نظر شده و اطلاعات موجود در منابع فقهى، به شيوه جديد در خدمت بشريت تشنه احكام دينى قرار گيرد.

وسيله‏اى كه امروزه همه علوم بشرى در چينش و طبقه‏بندى و نيز تسريع در امر اطلاع‏رسانى، آن را در خدمت گرفته‏اند، اصطلاح‏نامه است. بنابراين بايسته است كه در علم فقه نيز با توجه به رسالتى كه دارد، از اين وسيله و فنّ، استفاده شده و تمامى محتواى موجود در متون فقهى، طبقه‏بندى شده تا هم براى مجتهدان، مؤلفان مدرسان، دست‏يابى به مفاهيم مورد نظرشان آسان شود، و هم از اين طريق، احكام دينى، به اقصا نقاط عالم، از طريق رايانه كه زبانى جز زبان منطق ندارد، رسانده شود.

واحد اصطلاح‏نامه علوم اسلاامى مركز تحقيقات دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم با توجه به ضرورت ياد شده از سال1377 با تعداد محدودى از محققان اقدام به تدوين اصطلاح‏نامه فقه نموده و هم اينك -- 1382 بخش قابل توجهى از آن به اتمام رسيده است.

قبل از معرفى اصطلاح‏نامه فقه، لازم است مقصود از اصطلاح‏نامه و اهداف و ويژگى‏هاى آن بيان شود.

تعريف اصطلاح‏نامه‏

اصطلاح‏نامه يا تزاروس .(THESAURUS) مجموعه‏ى اصطلاحات استاندارد شده در يك حوزه معرفتى است كه فهرستى از واژه‏هاى كليدى و كاربردى آن حوزه را ارائه مى‏دهد و روابط سلسله مراتبى، ترادف و وابستگى بين مفاهيم را به نمايش مى‏گذارد و از نظر ساختارى، گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته از مبحث خاص دانش بشرى است، به عبارت ديگر، اصطلاح‏نامه، كليد واژه‏هاى نظام دار و فشرده‏ترين صورت چكيده‏هاى خلاصه شده است كه در مواردى جاى كتاب را گرفته و حامل حداكثر اطلاعات با حداقل ضايعات است و به عنوان بهترين وسيله جهت ذخيره و بازيابى اطلاعات آن حوزه به كار مى‏رود.

تعريف اصطلاح‏نامه فقه‏

اصطلاح‏نامه فقه مجموعه‏اى از اصطلاحات و واژه‏هاى كنترل شده‏اى است كه بيانگر يك مفهوم و محتواى فقهى بوده و ميان آن واژه‏ها روابط اعم و اخص، ترادف و وابستگى برقرار شده باشد.

اهداف اصطلاح‏نامه فقه‏

-1 تهيه طرحى از حوزه فقه اسلامى براى نشان دادن روابط منطقى ميان مفاهيم اصطلاحات و واژه‏هاى كنترل شده‏ى فقهى، و ترسيمى كلى و مجموعى از ساختار فقه اسلامى.

-2 تهيه واژگانى كنترل شده كه طبعاً بيشتر آن‏ها از اصطلاحات معهود علم فقه‏اند، براى فقه اسلامى، به منظور يك سان سازى مدخل‏هاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات فقهى.

-3 تهيه راهنما براى پژوهشگران، مدرسان، مؤلفان، نمايه‏سازان و استفاده كنندگان از متون فقهى، جهت انتخاب اصطلاح كاربردى براى موضوع مورد جست‏وجو.

ماهيت اصطلاح در اصطلاح‏نامه فقه‏

مقصود از اصطلاح فقهى، آن قبيل واژه‏هايى هستند كه در يك مدار بسته موضوع خاصى از موضوعات فقهى را مى‏نمايانند. به عبارت ديگر مقصود از اصطلاح، اصطلاح نمايه‏اى است نه اصطلاح خاص يك حوزه علمى كه نوعاً محدود است. فى المثل واژه‏ى آب، آفتاب، شتر، گوسفند و... از اصطلاحات خاص فقهى نيست. ولى در اصطلاح‏نامه فقه، يك اصطلاح تلقى مى‏شود. چرا كه در فقه اسلامى، اين واژه‏ها متكفل بيان موضوعى از موضوعات فقهى است و لذا تمامى اين قبيل واژه‏ها استخراج شده و به عنوان يك اصطلاح فقهى، در مجموعه واژه‏هاى فقهى قرار داده مى‏شود و با بعضى از آن‏ها رابطه (رابطه‏ى اعم و اخص يا مترادف و يا وابسته) برقرار مى‏كند تا ساختمان علم فقه را به گونه‏اى منسجم به نمايش بگذارد. براى نمونه، واژه‏ى آب در فقه اسلامى هم به عنوان اخص مطهرات است لذا در زير مجموعه‏ى مطهرات قرار مى‏گيرد، و هم به عنوان موارد آشاميدنى‏ها مطرح است لذا در زير مجموعه آشاميدنى‏ها قرار مى‏گيرد، چه اين كه با بعضى از واژه‏ها اگر چه رابطه‏ى سلسله مراتبى (اعم و اخص)ندارد ولى به نحوى است كه با استعمال آن واژه‏ها، واژه‏ى آب نيز به ذهن محقق و جستجوگر مى‏آيد و لذا، با آن واژه‏ها، رابطه‏ى وابستگى برقرار مى‏كند، مثلاً در فقه درباره‏ى بيع آب، غصب آب، و... بحث مى‏شود. طبيعى است كه اگر كسى واژه بيع آب را استعمال بكند، به واژه‏ى آب نيز منتقل مى‏شود، به همين جهت واژه‏ى آب در فقه علاوه بر اين كه اعم و اخص‏هاى متعددى دارد، با بعضى از واژه‏ها رابطه‏ى وابستگى برقرار مى‏كند تا اگر كسى از طريق مدخل »آب« وارد اصطلاح‏نامه فقه بشود، به جايگاه آن در كل فقه اطلاع پيدا بكند، و لذا واژه‏ى »آب« در اصطلاح‏نامه فقه به ترتيب ذيل چينش مى‏شود.

آب‏

اعم:مطهرات‏

آشاميدنى‏ها

اخص:آب مطلق‏

آب مضاف‏

وابسته:بيع آب‏

غصب آب...

ويژگى‏هاى اصطلاح‏نامه فقه‏

-1 در اصطلاح‏نامه فقه، روابط معنايى، يعنى روابطى كه جداى از هر متن و مدركى به قوت خود باقى است، مورد توجه است، به عبارت ديگر، روابط ميان واژه‏هاى فقهى، روابط هميشه صادق است كه از طريق رابطه هم ارز (مترادف)، رابطه سلسله مراتبى (اعم و اخص جنس و نوعى، اعم و اخص كل و جزء و اعم و اخص مفهوم و مصداق) و رابطه‏ى وابسته نشان داده مى‏شوند.

-2 مجموعه‏ى واژه‏هاى فقهى، به صورت سلسله مراتبى از عام به خاص (حاكم به تابع) و با حفظ همه جنبه‏هاى اصلى و فرعى و وابسته، به شكل نظام دار نشان داده مى‏شوند، به گونه‏اى كه تمامى اصطلاحات حاكم و تابع و زير بخش‏هاى منطقى آن‏ها، با يك نگاه كلى به نمايش در مى‏آيد.

-3 جاى‏گاه اصلى و جنبى تمام اصطلاحات فقهى، در ساختارى كلى به همراه روابطى كه با يكديگر دارند، تعيين مى‏شود. در واقع، هيچ اصطلاحى در اصطلاح‏نامه فقه نيست، مگر اين كه رابطه آن با اصطلاحات ديگر مشخص شده باشد.

-4 اصطلاح‏نامه فقه به خاطر روابط معنايى كه ميان واژه‏هاى برقرار شده است، توانايى آن را دارد كه موضوع هر بخشى از علم را با تمام جنبه‏هاى اصلى، فرعى و وابسته، به شكل نظام يافته و به منظور ذخيره و بازيابى اطلاعات، يا مقاصد ديگر ارائه دهد.

-5 اصطلاح‏نامه فقه ابزارى مهم براى نمايه‏سازى و خلاصه زبان نمايه‏سازى است.

-6 تدابيرى كه در اصطلاح‏نامه فقه انديشيده شده است سبب مى‏شود تا كاربرد هر اصطلاح به دقت مشخص و معين شود. نظير:

-6-1 »يادداشت دامنه« كه محدوده مفهومى يك واژه‏ى فقهى را مشخص مى‏كند.

-6-2 »توضيحگر« كه وسيله‏ى تمييز مشتركات لفظى است.

-6-3 »عبارت راهنما« كه بيانگر لحاظ تقسيم است.

براى نمونه واژه »عبادت« در متون فقهى به چند معنا آمده است. اگر كسى بخواهد از طريق اصطلاح‏نامه درباره »عبادت« تحقيق نمايد، در همان ابتدا اصطلاح‏نامه فقه به او جهت مى‏دهد كه اين واژه، معانى متعدد دارد و لذا محقق، بايد تكليف خود را در ورود به متن مشخص نمايد.

بنابراين واژه »عبادت« يا واژه‏هاى ديگر نظير »رهن« بايد با توضيحگر در اصطلاح‏نامه فقه وجود داشته باشد تا جوينده سر درگم نشود

مثل عبادت (اعم) - عبادت (اخص) - رهن (عقد) - رهن (مرهون).

مراحل تدوين اصطلاح‏نامه فقه‏

-1 تهيه نمودار اوليه براى فقه اسلامى‏

اين مرحله يكى از دشوارترين مرحله‏ى تدوين اصطلاح‏نامه يك علم مخصوصاً فقه اسلامى است. زيرا فقهاى اسلامى در طول تاريخ فقه با توجه به سلايق خاص خود، دسته‏بندى متفاوتى از فقه ارائه داده‏اند و لذا تهيه‏ى طرحى كه بتواند منطقاً همه‏ى ابواب فقهى را پوشش بدهد. كارى بس دشوار بود. ليكن با استفاده از راهكارهاى اصطلاح‏نامه كه يك راهكار منقطقى است و نيز مشورت با صاحب نظران حوزه علميه، نمودار اوليه فقه اسلامى تهيه و مراحل بعدى تدوين اصطلاح‏نامه فقه بر اساس اين طرح شكل گرفت. اين نمودار، به شرح ذيل است.

ايقاعات‏

عقود - معاملات‏بالمعنى‏الاخص -

سياسات‏

مكاسب‏

معاملات(خاص)

عبادات‏مالى‏

عبادات‏بدنى‏

جهاد

امربه‏معروف‏ونهى‏ازمنكر

طهارات‏

عبادات‏بالمعنى‏الاخص‏

معاملات‏بالمعنى‏الاعم‏

عبادات‏بالمعنى‏الاعم‏

فقه‏

-2 مطالعه و استخراج واژه فقهى از متون فقهى شيعه و سنى، و ايجاد رابطه ميان آن‏ها

-2-1 استخراج واژه‏هايى كه موضوعى از موضوعات فقهى را تحت پوشش قرار مى‏دهند، توسط محققانى صورت مى‏گيرد كه هم در فن اصطلاح‏نامه نويسى و هم در زمينه علم فقه اطلاعات مفيدى دارند.

-2-2 دسته بندى واژه‏ها براساس باب‏هاى فقهى.

-2-3 ايجاد رابطه ميان واژه‏ها توسط گروهاى (دو يا سه نفرى) تصويبى.

كارهاى انجام شده در مرحله‏ى دوم‏

-1 واژه‏هاى رده‏ى احكام و سياسات، استخراج و تصويب شده است.

مجموع واژه‏هاى اين رده در حدود ده هزار واژه است كه در آينده نزديك به چاپ خواهد رسيد.

-2 بخش مهمى از اصطلاحات رده‏ى معاملات (عقود و ايقاعات) نيز استخراج شده و تصويب گرديده است.

-3 در بخش عبادات نيز اصطلاحات بعضى از ابواب نظير صوم، خمس، زكات، اعتكاف، امر به معروف و نهى از منكر و جهاد استخراج شده و بعضى از آن‏ها هم تصويب شده است.

نمايش اصطلاحات فقهى‏

همان گونه كه در تعريف اصطلاح‏نامه فقه اشاره شد، تمام واژه‏هايى كه بار معنايى فقهى دارند كه طبيعتاً اين واژه‏ها متكفّل موضوعى از موضوعات و فرعى از فروعات فقهى مى‏باشند، استقصا شده و ميان آن‏ها روابط ترادف، اعم و اخص و وابسته برقرار شده و به سه طريق ذيل نمايش داده مى‏شود.

الف: نمايش الفبايى‏

نمايش الفبايى اصطلاحات به اين صورت است كه تمام واژه‏هاى فقهى با روابط آنها، طبق حروف الفبا چينش مى‏شوند.

فايده‏ى اين روش اين است كه قابل استفاده براى همگان است.

نمونه‏اى از اصطلاحات باب محاربه در غالب نمايش الفبايى‏

فْص‏ى‏ آلت محاربه‏

بك: سلاح محارب‏

احتيال‏

ا.ع: اسباب تعزيرات‏

ا.و: محاربه‏

محتال‏

اختطاف‏

بك: استلاب‏

اختلاس‏

ا.و: محارب‏

مختلس‏

استلاب‏

بج: اختطاف‏

انتهاب‏

ا.ع: اسباب تعزيرات‏

ا.و: محاربه‏

مستلب‏

اغتيال‏

ا.ع: اسباب تعزيرات‏

ا.و: محاربه‏

مغتال‏

اقرار به محاربه‏

ا.ع: مثبتات محاربه‏

انتهاب‏

بك: استلاب‏

اهل اخافه‏

ا.و: محارب‏

اهل ريبه‏

ا.و: محارب‏

اهل زعاره‏

ا.و: محارب‏

اهل دعاره‏

ا.و: محارب‏

اهل فتنه‏

ا.و: محارب

تبعيد محارب‏

بج: نفى محارب‏

ا.ع: حد محاربه‏

ا.و:مدت‏تبعيدمحارب‏

قتل محارب‏

صلب محارب‏

قطع‏دست‏وپاى‏محارب‏

مكان‏تبعيدمحارب‏

محارب‏

تجهيز محارب‏

ا.خ: تحنيط محارب‏

تدفين محارب‏

تكفين محارب‏

تغسيل محارب‏

ا.و: محارب‏

نماز بر محارب‏

تحنيط محارب‏

ا.ع: تجهيز محارب‏

ا.و: محارب‏

تدفين محارب‏

ا.ع: تجهيز محارب‏

ا.و: محارب‏

تغسيل محارب‏

ا.ع: تجهيز محارب‏

ا.و: محارب‏

تكفين محارب‏

ا.ع: تجهيز محارب‏

ا.و: محارب‏

تنازع در عذر محارب‏

ا.و: محارب‏

توبه محارب‏

ا.و: محارب‏

حد محاربه‏

ا.ع: حدود (خاص)

ا.خ: تبعيد محارب‏

حبس محارب‏

حدتخييرى‏محاربه‏

حدتربيتى‏محاربه‏

حد محارب زن‏

حد محارب مرد

صلب محارب‏

قتل محارب‏

قطع‏دست‏وپاى‏محارب‏

ا.و: محاربه‏

محارب‏

حبس محارب‏

ا.ع: حد محاربه‏

حد تخييرى محاربه‏

ا.ع: حد محاربه‏

حد تربيتى محاربه‏

ا.ع: حد محاربه‏

حد محاربه زن‏

ا.ع: حد محاربه‏

حد محاربه مرد

ا.ع: حد محاربه‏

حرابه‏

بك: محاربه‏

ردء محارب‏

ا.و: محارب‏

سلاح محارب‏

بج: آلت محاربه‏

ا.و: محارب‏

شهادت بر محاربه‏

ا.و: محاربه‏

ى‏ دفف ب: نمايش نظام‏يافته‏

در اين بخش از نمايش اصطلاحات، واژه‏هاى فقهى، به صورت پلكانى، از موضوع اصلى و محورى خود به پائين‏ترين زير بخش‏ها، چينش مى‏شود.

كيفيت چينش اصطلاحات نيز به اين صورت است كه بعد از هر واژه‏ى فقهى، ابتدا مترادفات، سپس وابسته‏ها و آنگاه اخص‏هاى آن با توجه به عبارت راهنما (لحاظ تقسيم)، دسته‏بندى مى‏شوند و اين روند، درباره هر يك از واژه‏هاى اخص نيز ادمه دارد.

فايده نمايش نظام يافته اين است كه كليت يك علم يا يك بخش از علم را با تمام خصوصيات آن به محقق و جستجوگر مى‏نماياند و به همين جهت دامنه‏ى تحقيق را در يك نگاه، براى محقق ترسيم مى‏نمايد: براى نمونه:

محاربه‏

بج: حرابه‏

ا.و: احتيال‏

استلاب‏

اغتيال‏

حد محارب‏

شهادت بر محاربه‏

مثبتات محاربه‏

محارب‏

معاونت‏درمحاربه‏

مفسدفى‏الارض‏

(به لحاظ آلت محاربه)

ا.خ: محاربه با آتش‏

محاربه‏باارسال‏آب‏

محاربه‏باالقاى‏سم‏

(به‏لحاظمباشرت‏وعدم‏مباشرت‏محارب)

ا.خ: محاربه تسبيبى‏

محاربه مباشرى‏

(به لحاظ قصد محارب)

ا.خ: محاربه ترتيبى‏

محاربه مزاحى‏

محاربه مجبور

محاربه ملاعب‏

(به‏لحاظشى‏ءموردتعرض)

ا.خ: محاربه در اموال‏

محاربه در فروج‏

محاربه (ادامه)

(به لحاظ مكان محاربه)

ا.خ: محاربه‏درخشكى‏

بج:محاربه‏دربر

محاربه در دريا

بج:محاربه‏دربحر

محاربه در شهر

محاربه‏دربيرون‏شهر

محاربه‏دربلاداسلام‏

بج:محاربه‏درداراسلام‏

محاربه‏دربلادشرك‏

بج:محاربه‏دردارالكفر

(به لحاظ زمان محاربه)

ا.خ:محاربه در روز

محاربه در شب‏

(به‏لحاظجنسيت‏محارب)

ا.خ:محاربه زن‏

محاربه مرد

(به‏لحاظشرايطعامه‏تكليف)

ا.خ:محاربه صغير

بج:محاربه‏صبى‏

محاربه مجنون‏

بج:محاربه‏ديوانه‏

ى‏ دفف ج: نمايش ترسيمى‏

در اين بخش از نمايش اصطلاحات، فقط واژه‏هاى اعم و اخص، به صورت درختى و با توجه به لحاظ تقسيم (عبارت راهنما) چينش مى‏شوند.

فايده‏ى اين نحوه از نمايش اين است كه اسكلت و چهارچوب اصلى يك حوزه علمى از رأس آن تا ريزترين زير بخش‏ها نشان داده مى‏شود. از باب نمونه:

فقه‏

.معاملات بالمعنى الاعم‏

..سياسيات‏

...عقوبات‏

....حدود (عام)

.....حدود (خاص)

......حد محاربه‏

.......(به لحاظ نوع حد)

.......قتل محارب‏

........قتل محارب زن‏

........قتل محارب مرد

.......تبعيد محارب‏

.......حبس محارب‏

.......صلب محارب‏

........صلب محارب حى‏

........صلب محارب مقتول‏

........صلب محارب ميّت‏

.......قطع دست و پاى ميّت‏

.......(به لحاظ نحوه اقامه حد)

.......حد ترتيبى محاربه‏

.......حد تخييرى محاربه‏

.......(به لحاظ جنسيت محارب)

.......حد محاربه زن‏

.......حد محاربه مرد