عصر حاضر، عصر گسترش سريع علوم و انفجار اطلاعات است از اين رو دستيابى سريع به اطلاعات فشرده امرى ضرورى است بايد از زيادهگويى و صرف وقت زياد در يافتن مطالب جلوگيرى شود.
در حال حاضر به جاى آن كه از مقالات مفصل و عبارات و واژههاى مركب و طولانى استفاده شود روشهايى از قبيل استفاده از چكيدهنويسى و اطلاعات گزيده به كار گرفته مىشود كه محققان ضمن آن كه از تازهترين اطلاعات با خبر مىشوند در وقت آن ها صرفهجويى شده و به راحتى مىتوانند به مطالب علمى مورد نظر خود دست يابند.
اصطلاحنامه (تزاروس) بهترين راه براى دريافت اطلاعات و تنظيم مناسب آن ها است به ويژه اگر اين اطلاعات انبوه به رايانه سپرده شود و از ساختار منظم اصطلاحنامه (كه با منطق كامپيوترى همخوانى دارد) استفاده شود، سرعت و دقت ماشين را چند برابر كرده و از ريزش و يا كاهش اطلاعات پيشگيرى شده و پژوهشگران سريعتر و بهتر به اطلاعات مورد نياز خود دست خواهند يافت.
از مشهورترين اصطلاحنامهها: اصطلاحنامه يونسكو (Unesco Thesaurus)(باويرايشهاى مختلف) درباره اطلاعات علمى و فنى، اصطلاحنامه اريك (Thesaurus_of Eric) درباره تعليم و تربيت و در زبان فارسى اصطلاحنامههاى فرهنگى فارسى (اصفا) در مقولههاى فرهنگى آموزش و پروش، ارتباطات، اقتصاد، جامعهشناسى، جغرافيا، روان شناسى، كتاب دارى، اطلاعرسانى و... و اصطلاحنامه نظام مبادله اطلاعات (نما) كه ترجمه اصطلاحنامه اسپاينز است.
با توجه به گستردگى علوم اسلامى، ضرورت تدوين اصطلاحنامه در حوزههاى مختلف علوم اسلامى يك امر مشهود بود كه پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامى وابسته به دفتر تبليغات اسلامى حوزه علميه قم در اين مسير نخستين قدم را پيش نهاد و تدوين اين پروژه بزرگ را پذيرفت.
اصطلاح (Term) واژه يا عبارتى است كه در موارد خاص، معناى كاملاً دقيق و محدود را بيان كند و يا ويژه علم، هنر، حرفه، يا موضوعى خاص باشد. در اصطلاحنامه علاوه بر ثبت روابط اصطلاحات، به برقرارى روابط كليه واژهها نيز پرداخته مىشود.
اصطلاحنامه (THESAURUS) مجموعه اصطلاحات استاندارد، گزيده شده و نظام يافتهاى است كه بين آنها روابط معنايى و ردهاى، يا سلسله مراتبى بر قرار است و توانايى آن را دارد كه موضوع آن رشته را با تمام جنبههاى اصلى، فرعى و وابسته به شكل نظام يافته و به قصد ذخيره و بازيابى اطلاعات و مدارك و مقاصد جنبى ديگر عرضه كند، و از نظر ساختارى، گنجينه واژگان كنترل شده و سازمان يافته در يك زمينه خاص و حامل حداكثر اطلاعات با اقل ضايعات است.
اصطلاح نامه علوم اسلامى كار خود را از سال1371 آغاز كرده است و با بهرهگيرى از روشهاى علمى نوين، با هدف تسهيل، تسريع و ايجاد نظم و جامعيت بخشيدن به منابع و مدارك در حوزه فرهنگ و علوم اسلامى تشكيل شده است، و با استفاده از استانداردهاى جهانى موجود در شناسايى و طبقه بندى اصطلاحات و موضوعات رشتههاى علوم اسلامى، بخش عمده از اهداف خود را محقق ساخته است.تمامى مراحل كار با همت محققان فرهيخته زير نظر اساتيد مشاور حوزه علميه قم و صاحب نظران در امر اطلاع رسانى صورت مىگيرد.
1- معرفى ساختار علمى دانشهاى اسلامى ؛
2- تبيين و ترسيم نظام معنايى حاكم بر اصطلاحات علوم اسلامى و نشان دادن ساختار قوى و مستحكم موجود در رشتههاى علوم اسلامى ؛
3- كمك به توانمندسازى و توسعه علوم اسلامى از طريق تدوين اصطلاحنامه جامع علوم اسلامى (طبقهبندى، سازماندهى و مديريت اطلاعات علوم اسلامى)؛
4- بازآرايى و بازيابى انديشههاى اسلامى با بهرهگيرى از شيوههاى نوين فنآورى.
1- نشان دادن روابط مفهومى ميان موضوعات و اصطلاحات علوم اسلامى و ترسيم كلى و مجموعى ساختار آن حوزهها با هدف تهيه طرح جامع از شاخههاى علوم اسلامى؛
2- شناسايى واژگان استاندارد براى رشتههاى مرتبط با علوم اسلامى، به منظور يكسانسازى مدخلهاى نظام ذخيره و بازيابى اطلاعات؛
3- تهيه راهنما براى محققان، نمايهسازان و استفاده كنندگان، جهت انتخاب اصطلاح صحيح و مناسب براى موضوع مورد جست و جو؛
4- تبيين مدخلهاى قابل قبول و مستندسازى آنها براساس متون و منابع علوم اسلامى؛
5- طراحى و تهيه اندكسهاى موضوعى از متون منابع علوم اسلامى براساس استانداردهاى جهانى و پشتيبانى آن.
6- تدوين اصطلاحنامههاى تخصصى علوم اسلامى؛
7- مستند سازى اصطلاحات؛
8- تدوين فرهنگنامههاى تخصصى علوم اسلامى با استفاده از مستندات؛
9- نمايهسازى مجلات دفتر؛
10- موضوعنگارى و نمايهسازى متون اصلى علوم اسلامى با استفاده از الگوى اصطلاحنامه؛
11- تدوين و ارائه طرح نشر الكترونيك با استفاده از منطق اصطلاحنامه و مديريت اجراى طرح؛
12- طراحى »مديريت اطلاعات علوم اسلامى« با استفاده از شيوه اصطلاحنامه و پشتيبانى اصطلاحنامهاى آن؛
13- برگزارى نشستهاى مختلف نظرى و كاربردى به منظور ايجاد زمينه براى استفاده محققان علوم اسلامى از روش اصطلاحنامهاى؛
14- شناسايى شيوههاى كارآمد و مطابق با استانداردهاى جهانى براى ارائه انديشههاى اسلامى در عرصه فن آورى مدرن و شبكههاى جهانى؛
15- تصويب اصطلاحات مورد نياز، و گنجاندن اصطلاحات جديد (به تناسب تنوع علوم اسلامى) در ساختار اصطلاحنامههاى تخصصى علوم اسلامى؛
16- طراحى نرمافزار اصطلاحنامه علوم اسلامى و برآوردن نيازهاى پژوهشى آن؛
17- راه اندازى بانكهاى اطلاعاتى تخصّصى و پشتيبانى آن؛
18- اجراى طرحهاى مشترك و متناسب با پژوهشكدهها و سازمانهاى مشابه؛
19- همكارى با پژوهشكدهها و واحدها براى راهاندازى بانكهاى اطلاعات تخصّصى در فعاليتهاى مرتبط؛
20- تهيه فايلهاى نرمافزارى متون اسلامى و جايدهى آن در ساختار نرمافزار اصطلاحنامه علوم اسلامى و بانكهاى اطلاعات تخصّصى به صورت روزآمد، براى تسهيل پژوهش در پژوهشهاى دفتر، مركز و علوم اسلامى؛
21- تدوين مجموعهى موضوعنگارىها به صورت كتاب و اندكسهاى مرجع؛
22- ارائه دست آوردها در قالب مقاله، كتاب و نرمافزار.
1- تلاش براى سامان دهى به اطلاعات علوم اسلامى به صورت روزآمد با تأكيد بر فنآورى؛
2- محور قرار دادن فرهيختگان ، كارشناسان و محققان حوزه و دانشگاه در عرصه فعاليتهاى پژوهشى و سپس عموم دانش پژوهان؛
3- بهرهگيرى از روشهاى علمى و استانداردهاى قابل قبول جهانى در اين حوزه؛
4- توجه به كاربردى كردن فرهنگ استفاده از اصطلاحنامههاى علوم اسلامى در عرصه اطلاعرسانى و فنآورى؛
5- حركت به سوى طراحى بانكهاى اطلاعات تخصصى ساختارى بر اساس اصطلاحنامههاى تخصصى علوم اسلامى با مشاركت واحدهاى پژوهشى متناسب؛
6- جستن راههاى مناسب براى توليد نظاممند اطلاعات اسلامى؛
7- فراهم كردن سازوكارهاى مورد نياز از قبيل گروههاى تخصّصى، كتب و منابع، نيروى انسانى كيفى؛
8- اهتمام به ارتباط و تعامل با انديش مندان و كارشناسان و فرهيختگان و استفاده از دستاوردها در جهت انجام وظايف و فعاليتهاى پژوهشى ؛
9- پرهيز از كارهاى موازى و تكرارى و استقبال از مشاركت و همكارى ساير مؤسسات پژوهشى، حوزوى و كشورى.
1- اولين اصطلاحنامه در زمينه علوم اسلامى در حوزه فرهنگى عرب زبانان و فارسى زبانان؛
2- تنظيم و ارائه ساختار كلى هر يك از علوم اسلامى با توجه به نظريات مشهور و اهداف اطلاعرسانى؛
3- راهنمايى پژوهشگران براى تكميل پايان نامهها، مقالات و كتابها؛
4- استفاده از بخشهاى ترسيمى و نظام يافته در تدريس براى اساتيد و دانشوران در تفهيم و تفاهم با استفاده از روابط معنايى ميان اصطلاحات؛
5- تنظيم كتابخانههاى تخصصى بر اساس بخشهاى ترسيمى و نظام يافته كه به مراتب از روشهاى رده بندى جارى و مرسوم كتابخانهاى (كنگره و ديويى) بهتر و كارآمدتر بوده و در اين مورد بهترين الگو است؛
6- امكان طبقهبندى اطلاعات از مدارك و منابع با استفاده از برنامه نرمافزارى و دسترسى سريع و آسان به مطالب مورد نظر؛
7- برقرار كردن روابط معنايى ميان اصطلاحات و واژههاى علوم اسلامى كه معمولاً از طريق رابطه هم ارز (مترادف)، رابطه سلسله مراتبى (اعم و اخص، كل و جزء، مفهوم و مصداق و...) و وابسته نشان داده مىشود كه مجموع اصطلاحات هر رشته از عام به خاص (حاكم به تابع) و با حفظ همه جنبههاى اصلى و فرعى و وابسته به شكلى نظامدار نشان داده مىشود به گونهاى كه تمامى اصطلاحات حاكم و تابع و زيربخشهاى منطقى آنها در يك ديد و نگاه كلى به نمايش در مىآيد به نحوى كه جايگاه اصلى و جنبى تمام اصطلاحات در ساختار كلى به همراه روابطى كه با يكديگر دارند تعيين مىشود و هيچ اصطلاحى نيست مگر اين كه رابطهاش با اصطلاحات ديگر مشخص شده است؛
8- اصطلاحات گزيده معمولاً اصطلاحات رايج در رشتههاى خاص علوم اسلامى و اصطلاحات متروك نيستند و در صورت لزوم همچون اصطلاحات مترادف به اصطلاحات رايج يا مرجّح ارجاع داده مىشوند؛
9- اصطلاحنامه علوم اسلامى قابل گسترش است و هرگز بسته و پايان يافته تلقى نمىشود و شكل و اندازه آن به تناسب تحولات دانشها تغيير مىكند و تابع زمان است؛
10- اصطلاحنامه علوم اسلامى به شكلهاى الفبايى، درختى و نظام يافته تنظيم شده كه هر كدام كاربرد خاص خود را دارد.