با توجه به فرارسيدن ماه مبارك رمضان و اعزام مبلغان ديني به سراسر كشور توسط دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، همانند سال‌هاي گذشته سلسله نشست‌هاي علمي ـ كاربردي تبليغ به همت معاونت فرهنگي دفتر تبليغات اسلامي آغاز به كار كرد.


  • نقش روحانيت در پيرايش دين از خرافات
  • آقاي انواري رياست محترم كميته امداد امام خميني(ره)
  • اسلام و فمينيسم
  • نقش دعا و معنويت در تبليغ
  • معنويت و عرفان
  • انسجام اسلامي و امنيت جهان اسلام
  • مديريت و رهبري فعاليت‌هاي فرهنگي و تبليغي
  • سخنراني آقاي دكتر لاريجاني
  • سخنراني دكتر احمدي نژاد
  • راه‌كارهاي تقويت اتحاد ملي و انسجام اسلامي
  • آيت الله مقتدايي
  • تبليغ غيرمستقيم
  • طرح ارتقاء امنيت اجتماعي
  • نكته‌هاي تفسيري
  • شيوه‌هاي پاسخ به پرسش‌هاي قرآني

  • اولين جلسه همايش علمي ـ كاربردي تبليغ ـ ويژه مبلغان ماه مبارك رمضان ـ شنبه 10/6/86 در سالن اجتماعات مدرسه عالي دارالشفاء و با حضور خواهران و برادران مبلّغ برگزار شد.

    در اين جلسه، پس از تلاوت آياتي چند از كلام‌الله مجيد، حجت الاسلام كلباسي پيرامون «شيوه‌هاي تفسير قرآن در تبليغ» به ايراد سخنراني پرداخت. وي با اشاره به ماندگاري قرآن كريم و مقدم بودن آن بر همة آثار بزرگ دنيا چه اسلامي و چه غير اسلامي گفت: بزرگاني چون مولوي و حافظ و سعدي نيز براي ماندگاري آثار خويش به قرآن متوسل شده و سعي كردند از قرآن استفاده كرده و اثرشان را به قرآن نزديك كنند. وي روش‌هاي استفاده از قرآن در تفسير را در چهار محور تبيين كرد:

    1ـ روش القاء پرسش

    امروزه يكي از روش‌هاي موفق تربيتي و آموزشي ايجاد پرسش است كه قرآن از اين روش به خوبي استفاده كرده است و به گونه‌اي كه از كل آيه‌هاي قرآن حدود 1000 آيه آن سئوالي است و كمتر صفحه‌اي است در قرآن كه در آن يك يا چند سئوال مطرح نشده باشد. البته قرآن به برخي از اين پرسش‌ها پاسخ داده است و برخي را نيز به وجدان واگذار كرده است.

    خداوند در قرآن كريم در موارد متعدد در مورد پيامبران اولوالعزم از اين شيوه استفاده كرده است كه مي‌توان به داستان همراهي حضرت موسي(ع) با حضرت خضر(ع) و پرسش‌ها و پاسخ‌هايي كه بين آن دو رد و بدل مي‌شد اشاره نمود. يا در اواخر سوره مائده خداوند با پرسش‌هايي از حضرت عيسي(ع) به دنبال توجه دادن مخاطب به پاسخ حضرت عيسي است. بايد توجه داشت كه قرآن آموزش آن بر اساس سئوال است. در اين سيستم ابتداء ذهن بايد آماده شود و بعد گام به گام جلو رفته و مطلب را به مخاطب القا كرد.

    اما از اين روش به دو گونه مي‌توان استفاده كرد:

    الف) روش سئوال داخلي.

    ب) روش سئوال خارجي.

    الف) روش سئوال داخلي

    در اين روش ابتدا آيه‌اي از قرآن قرائت شده و سپس ترجمه و تفسير آن بيان مي‌شود. پس از آن راجع به مطالب مطرح شده در آيه سئوال‌هايي مطرح مي‌شود تا مخاطب با توجه بيشتر به جستجوي پاسخ بپردازد و در جواب ارائه شده دقت بيشتري به خرج دهد. در حالي كه در روش غير سئوالي ذهن مخاطب آمادگي دريافت مطالب را پيدا نمي‌كند. مثلاً پس از قرائت آيات ابتدايي سوره الرحمن و ترجمه آن مي‌پرسيم چرا خداوند با اين كه ابتدا انسان را خلق فرمود و سپس قرآن را به او آموخت. ولي در اين آيه ابتدا مي‌فرمايد علم القرآن، خلق الانسان... كه اين پرسش، پاسخ‌هاي متعددي دارد... نكته ديگر اين سئوالي كه مطرح مي‌شود حتماً بايد با دقت همراه بود و داراي بار محتوايي باشد و بتوان به نحو احسن از آن استفاده نمود. نه اين كه گوينده خود نيز نتواند از آن چيزي بفهمد مثل آيات مربوط به ارث كه مردم زياد متوجه آن نمي‌شوند... .

    ب) روش سئوال خارجي

    در اين روش بر خلاف روش سئوال داخلي كه ابتدا آيه قرائت و ترجمه و سپس سئوال مطرح مي‌شد، اما در اين روش ابتدا با يك زمينه سازي و طرح يك مسئله، ذهن شنونده را آماده كرده و سپس سئوال مطرح مي‌شود، بدون اين‌كه آيه يا آيات مورد نظر قرائت شود. سپس پاسخ اين پرسش‌ها به وسيله آيات داده مي‌شود. به عنوان نمونه: همه انسان‌ها از محبت خوششان مي‌‌آيد و اين يك نياز عمومي است. حتي مجرمان نيز براي جلب محبت دست به ناهنجاري مي‌زنند (زمينه) ـ انسان چه كند تا محبوب ديگران شود (سئوال): انّ الذين امنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودّاً (پاسخ قرآن) و به همين ترتيب و در همين مورد مي‌توان سئوالات متعددي مطرح كرد و پاسخ‌هاي بسياري از قرآن به آن داد.

    2ـ روش داستاني

    تكيه قرآن بر داستان از بديهيات است. حدود 250 تا 260 داستان در متن قرآن وجود دارد. علاوه بر اين كه صدها داستان در شأن نزول آيات مطرح است. داستان از آن جهت كه براي همه قابل فهم و قابل درك است. ابزار بسيار مناسبي است و در اين ميان داستان‌هاي شأن نزول از بهترين بسترها براي شأن نزول است كه از هر كدام از آن‌ها با مقداري فضاسازي مي‌توان به گونه‌اي مناسب براي تبيين آيات استفاده نمود. آن‌چه مهم است اين است كه فراموش نكنيم كه هدف بيان آيه است و نبايد گرفتار فضاسازي داستان شأن نزول نشويم. بلكه بلافاصله پس از طرح داستان، آيه را بيان كرده و از آن استفاده كنيم: مثلاً در صدر اسلام به واسطه موانع طبيعي، رويت هلال اول ماه مشكل شد. عده‌اي از مسلمانان خواستند يوم الشك (آخر شعبان) را به عنوان اول رمضان روزه بگيرند كه آيه نازل شد: لا تقدموا بين يدي الله و رسوله ... .

    3ـ روش منظومه‌اي

    انسان موجودي است كه از انتظام بخشي و نظم لذت مي‌برد. همان‌گونه كه كودكان از پازل و جورچين لذت مي‌برند. اگر اين روش به درستي در تفسير استفاده شود ـ همان طور كه قدماي مفسيرين از آن استفاده كرده‌اند ـ بسيار جذاب و مفيد خواهد بود. در اين روش مطالبي را كه به هم شباهت دارند و آياتي هستند كه نقطه مشتركي در آن‌ها وجود دارد، به ترتيب بيان مي‌كنيم و مخاطب به علت شباهت آن‌ها و در كنار هم قرار گرفتن آن‌ها جذب آن مي‌شود. مثل كلمه مبارك كه در قرآن در چند مورد استفاده شده است:

    1ـ مكان مبارك‌: مكه،

    2ـ زمان مبارك: شب قدر،

    3ـ شي مبارك: زيتون،

    4ـ شخص مبارك: حضرت عيسي(ع)،

    5ـ خانواده مبارك: خانواده حضرت ابراهيم(ع)،

    6ـ خود قرآن كه در چهار مورد آن را مبارك خطاب كرده است: دو مورد: كتاب انزلناه مباركا، يك مورد: ذكر مبارك و يك مورد: كتاب مبارك.

    4ـ روش بيان متضاد

    كه قرآن از اين روش استفاده كرده است و اين استفاده گاهي متصل به هم و در يك سوره و گاهي جداي از هم و در دو سوره متفاوت است. اين تضادها در قرآن فراوان و فوق‌العاده زيباست كه استفاده از آن نيازمند دقت بسيار است.

    مثلا در سوره صافات: راجع به اهل بهشت مي‌فرمايد: و اقبل بعضهم علي بعض يتسائلون ... و اوصاف آن‌ها را ذكر مي‌كند و در مقابل آن‌ها راجع به اهل جهنم نيز براي بيان اوصاف اهل جهنم از همين روش استفاده مي‌كند و مي‌فرمايد و اقبل بعضهم علي بعض يتسائلون ... .

    و در نمونه‌اي ديگر در آيه آخر سوره جمعه پس از بيان وجوب شركت در نماز جمعه و شرائط آن مي‌فرمايد: و اذا راوا تجارة او لهواً ... بيان حالات كساني است كه نماز جمعه را به خاطر تجارت ترك كرده‌اند و متضاد آن در سوره نور است كه مي‌فرمايد: رجال لا تلهيهم تجارة.